
دکتر کریم سهرابی ، پزشک و شاعر ایرانی مقیم شهر فرزنو واقع در ایالت کالیفرنیا ی آمریکاست. وی متولد ۱۳۲۰ خورشیدی (۱۹۴۱ میلادی) و اهل قصرشیرین از شهرستانهای استان کرمانشاه است. واژه ی "یاغی" ، تخلص او در شعر می باشد.
شاعره ی سخن شناس پیرایه یغمایی در مورد "منزل سیمرغ" که یکی از غزلیات بسیار جالب دکتر کریم سهرابی است ، این چنین اظهار نظر کرده است: "نفس تازه ی دیگری به بارگاه غزل، غزل زیبا، غزل مقدس ... قالبی شگفت انگیز که بار عاشقانه ها را بر دوش دارد و تا آسمان های کبود می پوید و هرگز خسته نمی شود. دست مریزاد دکتر سهرابی عزیز: سینه ات رونق آتشکده ی فارس باد! ".
دکتر کریم سهرابی ، استاد جراحی بالینی باز نشسته در دانشگاه کالیفرنیا می باشد.
نمونه هایی از اشعار دکتر کریم سهرابی

١ - منزل سیمرغ
هر لحظه در آشوبم و هر لحظه بر آبم
کی می شنوی حرف دل_ خانه خرابم
تا منزل_ سیمرغ ، ره دور و درازی است
باید پر و بالی به گشایم ، به شتابم
من ، شعر تو را با چه زبانی به نویسم
تا فهم کنی مست تو ، یا مست شرابم
سرشار تر از سینه ی طوفنده ی موجم
معصوم تر از دامن_ پرهیز_ حبابم
یک لحظه درخشیدن و یک عمر خموشی
پایان_ غم انگیز_ خط_ عمر_ شهابم
می پیچم و می سوزم و آرام ندارم
اسپندم و در بزم شما ، در تب و تابم
من ذره ی مشتاق به خورشید تو هستم
با این همه اخلاص ، همین بود جوابم؟
چون تشنگی جام که لبریز شراب است
مجموعه ی دریا دلی و ماهی و آبم
یاغی ، نرسیدی به زیارتگه معشوق
عمری است در این بادیه ، من رو به سرابم
٢ -دیری ست رهگذر
شب را تمام بال سیاهی تنیده بود
پولاد بندِ قامتِ دهقانِ دردمند
در سوگِ تلخِ بافه ی گندم خمیده بود
با داس ، با زمین ، با مویه های خاک
می خواند دردناک:
دیری ست رهگذر
در روستای ما که باغ بهشت بود
که مهتاب و بید داشت
که صبحی سپید داشت
صبح سپید نیست
مهتاب و بید نیست...
دیری ست رهگذر
در روستای ما که نسرین و یاس داشت
که گل های ناز داشت
که شب های راز داشت
شب های راز نیست
نسرین و یاس نیست
زان شب که باغبان ، آن سرفرازمَرد
از ضرب دشنه مُرد و تلافی نکرد کس
دیگر به باغ ، سرو سهی قد علم نکرد
لبخند_ گل به بوسه ی خورشید ، وا نشد
نرگس ز فرط_ خشم
دیگر به ماه ، گردن_ تعظیم خم نکرد
دیری ست رهگذر
کاین خاک دردخیز ، زندان زندگی ست
در این دیار_ شوم ، حق_ حیات نیست
یادش عزیز باد
آن سال های خوب ، وان باغ های سبز
وان دشت های باز ، وان مَردِ اهلِ عشق
پاییز برگ ریز ، این دیو شب پرست
یا برگ می درید یا شاخه می شکست
دهقان دردمند ، دهقان سوگوار
می دید و دردناک با حال انتظار
نالید زیر لب ، کی می رسد بهار ، آن پرهنر بهار
٣ - دست ها
دست هایت را بیاور ، دست هایم را بگیر
گوش کُن حرفِ دلم را ، های هایم را بگیر
رو بروی کوهِ تنهائی ، صدایت می زنم
انعکاسِ_ درد آلودِ صدایم را بگیر ...
٤ - زندگی
در زندگی ام آمدی و قاعده این است
روزی بِرَوی ،عادتِ تقدیر چنین است
هر چند که من قابلِ عشقِ تو نبودم
این دوره مرا عُمر، گرانمایه ترین است
بر سینه و بر شانهِ من، مُهرِ لبِ توست
این مُهر ،روادید به فردوسِ برین است
در زندگیِ مرد ، چنین است تواتر
زین،گاه به پُشت است و گَهی پشت به زین است
افسوس،که هر لحظه ی زیبایِ حضورت
داغی است که در خانه ی من،خانه نشین است
جائی که تو در باغچه گُل کاشته بودی
غمناک ترین منظره ی رویِ زمین است
در حسرتِ دیدارِ تو با خاطره ای تلخ
جان می کَنَم و این نَفَسِ باز پسین است
هُشدار که در هر شَرَیانِ دلِ "یاغی"
خونی که روان است بِنامِ تو عجین است
فهرست تعدادی دیگرِ از اشعار دکتر کریم سهرابی : در این لینک آمده است.

Comments 2 Pending 0
Friendly Notes – Don't walk behind me; I may not lead. Don't walk in front of me; I may not follow. Just walk beside me and be my friend: Albert Camus ============================= Legacy: http://iranian.com/main/member/friendly-notes.html
ReportIN FACEBOOK
============
https://www.facebook.com/karim.sohrabi
Friendly Notes – Don't walk behind me; I may not lead. Don't walk in front of me; I may not follow. Just walk beside me and be my friend: Albert Camus ============================= Legacy: http://iranian.com/main/member/friendly-notes.html
Reportبررسی بیشتر نشان داد که دکتر کریم سهرابی اهل قصرشیرین از شهرستانهای استان کرمانشاه ایران و استاد جراحی بالینی باز نشسته در دانشگاه کالیفرنیا می باشد.