Advertise here

Can Anyone Name An Iranian Explorer?

Balatarin

Seriously, can you?  Post Islam I'm talking about.  Before that there may have been one, but our libararies were burnt, so we don't know.  Anyway, I don't know of one.  Naser Khosrow was the closets we apparently come to having an explorer.  But he was more a frequent vacationer in Mecca than a traveler / explorer.  The guy traveled to Mecca four times.  Four fucking times, when the religion itself only requires one!  And he was from Balkh.  Russia and China were much closer to him.  But no, he couldn't get out of his Islam / religion / vozoo / namaaz / mostarah comfort zone.  He stuck to what he knew and was comfortable with.  No curiosity of other cultures whatsoever.  And then he ended up in Egypt studying more religious bullshit, and then wrote a book of potery.  Another goddamn poet!   Woop-di-doo!

 

Compare that to the British.  A God forsaken dreary, cold, cloudy shit island.  but a God forsaken island that ruled half the world at the time.  They owe it all to their sense of discovery and exploration.  They got in wooden ships, traversed two oceans to get to Australia, and one to get to the United States. We did connect with the British, though.  When they came to tell us what our Takht-e-Jamshid was all about---because we were too lazy sitting 20 miles away from it, reading poetry books by our beloved and much aggrandised poets, who also sat 20 miles away from the ruins, drank wine, had sex, went to mostarah, touched the face of Allah (in their drunken stooper), but never inquired about our past.  Oh, we also came in contact with them when they told us that those pools of black gooey stuff that we walked by everyday--for a thousand years--on our way to "sineh zani" and "shab-e-she'ar" were called oil and we can make things with them.  

 

See where did we go wrong? It was when we abdicated our responsibility to ourselves and our children to be curious.  Incidentally, I believe that our lack of exploration, and desire to interact with other cultures beyond what we are familiar with, is the direct cause of modern day Iran's xenophobia and conspiracy theory culture.  One day, the British are the root of all of our ills, the next it's the Jews.  

Balatarin

Comments 54 Pending 0

Sort comments:
M.SaadatNoury

M. Saadat Noury 1. Life Story and Photo: http://othervoicespoetry.org/vol29/noury/bio.html == 2. Poetry Anthology: http://saadatnoury.blogspot.ca/ =================== 3. Selected Articles: http://msnselectedarticles.blogspot.ca/


نگاه کنید به "پژوهشی پیرامون سفر نامه نویسان نامدار ایران" از همین نگارنده که بزودی در وبلاگ زیر خواهد آمد:
http://iranian.com/M.SaadatNoury

AnonymousObserver

Anonymous Observer

Ok. Great! But please make sure to also note a distinction between travelers and explorers.

Mehrban

Mehrban

A little gift for you AO jaan,

&vq=large

khalehmosheh

khaleh mosheh

Thank you Mehrban for the interesting video. For some reason I particularly liked the second lingering shot of the two African males fighting with sticks (3.06). A girl lives for these little delights.

Mehrban

Mehrban

Kaleh jaan, nothing escapes your hawk eyes and I hear ua sista.

My favorite scene is 0:22 the Eskimos in the snow with the falcons, its awesome! How about the kid crossing the river on a wire with his flip flops (unbelievable).

khalehmosheh

khaleh mosheh

Dear Mehrban, As you know I am a very shallow individual and am amused by small matters. I entirely agree the scenes you mention are indeed majestic.

Mehrban

Mehrban

Khaleh You?! Shallow?! You're a genius with your mind on all the right places.

AnonymousObserver

Anonymous Observer

Don't you ever wonder that as human beings we are capable of such great art, innovation and foresight, but that at the same time, we are capable of committing such atrocities like the recent school shooting in Connecticut, and creating such monsters as Hitler, Pol Pot and Khomeini?

AnonymousObserver

Anonymous Observer

Thanks Mehrban-e gerami. Wonderful video. Cursiously, I did not see any Iranians in the video. Perhaps because there was nothing about poetry in the clip. :-))))

faramarz

Faramarz

We don't really need to look into our history to realize that we are not very curious about the world around us. Even today, most of us would rather spend our holidays at a safe and comfortable tourist destination than a remote spot.

Compare that to an average European tourist that risk their safety by going to places like Yemen or Mali.

AnonymousObserver

Anonymous Observer

I really believe that one of the main reasons the "distinguished" and non-distingusihed Iranians never become explorers--and never stepped out of their Muslim World comfort zone--was because it was too difficult to do so if you were an observant Muslim. Think about it, if Naser Khosrow wanted had gone to Russia and China he wouldn't hear the Azan, he wouldn't know when to have his Namaz, they wouldn't have an Islamic toilet for him to use, he wouldn't know where the "ghebleh" was for his namaaz, they wouldn't have facilities for him to "vozoo" in the middle of the road, and most importantly, those people would be non-Muslim Najes , which the rules of the religion prevented him to interact with and / or touch.

trawetsdor

trawetsdor

یکی از کلیشه های رایج قبل ازانقلاب این بود که استادان آمریکایی دانشگاه های ایران فارسی میدانند ولی پنهان میکند. پشتش افاضه میفرمودند که « این‌ها همشون جاسوسند». نتیجه گیری: «ما باهوشیم و سیا خره». ایرونی جرأت نداره باور کنه که فرنگیِ کافر سی سال توی جنگل زندگی میکنه تا بفهمه توی کله میمون چه خبره. حالا همان ایرونی ها، که ساکن فرنگستان هم شده‌اند، فغان شان بالاست که فرنگی درفرهنگ کاهله و فارسی قندعسل را یاد نمیگیره. بابا، بالاخره فارسی میدونه یا نه؟ دلمان نمیخواهد باور کنیم که فرنگی قرنهاست زیر و بالای شرق را با دقت میکروسکوپی مطالعه کرده و ما را از خودمان بهتر میشناسد

نه در شاهنامه اشاره‌ ضمنی به کورش شده و نه در اسناد به جا مانده از ساسانیان. کاش ساسانیان یک کمی کمتر ایرونی بودند و به جای دشمن تراشی کشورداری میکردند. اینجوری شاید همه کتابهاشون را توی یک کتابخانه انبار نمیکردند که فاتح بعدی یک جا بسوزونه. تحقیقات در مورد این سلسله در دهه های اخیر وسعت پیدا کرده. شاید رو سفید از آب دربیایم. اطلاعات مختصر ما درباره کورش برگرفته از کتاب «سیرت کورش» نوشته گزنفون است که خود نویسنده ادعای «کتاب تاریخ» بودن را درباره آن نمیکند. (کتاب چهار صد سال پس از کورش نوشته شده است.) ساختمان معروف به مقبره کورش را به قولی صدها سال بعد از مرگش با آرشیتکتور یونانی ساختند. وقتی آن مسیحی تبعه ولایت فخیمه سیلندر را کشف کرد جماعت ایرونی خبردار شد که بابا داشته. آمریکاییْ رومی را کشف کرد و انگلیسیْ خیام را به دنیا معرفی کرد. پ...رسگا همشون فارسی بلدند و بروز نمیدند

محمدبن عبدالله سفر کرده بود اما واقف بود که «دنیای» امتش به شنهای حجاز محدوده. والله از سرشون هم زیاد بود. هر جا رسیدند ساختمان خراب کردند که سنگاشوبگذارن زیر دیگ. آدم حیرونه که چطور ایرونی دنیا دیدهْ با فرهنگ دو و پونصدی هنوز دلش برای اسلام عزیز قیلی ویلی میره. مسلمانان نزدیک به هشت صد سال مشغول مطالعه علوم به جا مانده از یونان و کشورهای شرق کره خاک بودند. امرترجمه عمده این آثار از زبان اصلی به عربی توسط غیرمسلمانان و تازه مسلمانان انجام میگرفته است. فاتحین مقداری از این آثار را سوزوندن و بقیه را بدون آنکه به اندیشه نوینی ترقی دهند در کمال امانت داری نگه داشتن. وقتی اروپا از خواب قرون وسطی بیدار شد از ذوق رویت آنچه که نسوخته بود چنان به وجد آمد که رنسانس و روشنگری راه انداخت. ما با آگاهی سر ستیز داریم. اگراهل سوزاندن نباشیم اهل ترقی هم نیستیم.


آدم وقتی دنبال سیاحت می‌رود که باور داشته باشد به جز ده بالا و ده پایین مکانهای دیگری هم وجود دارد. اگرانسان باور داشته باشد که « نمیدانم» آن موقع به ذهن اجازه سؤال کردن میدهد. مسلمین اصل را بر این گرفته‌اند که قرآن غایت است و حاوی دانشْ اعم از آنچه که بوده، هست، و خواهد آمد. وقتی باور داری که حقیقت مطلق را برات توی قرآن ساندویچ کرده اند چرا دیگ بار بگذاری. نه سؤالی مطرح میکنی و نه به جستجوی جواب میروی. پرسش از آنِ فردی است که بر نقصان واقعیت نسبی خود واقف است. گر چه میداند حقیقت مطلق دست‌نیافتنی است اما به خودش زحمت میدهد که برای یک میلی متر نزدیکتر شدن به حقیقتْ گوش به شنیدن واقعیت نسبی دیگران بسپارد ( آزادی بیان)؛ یعنی سی سال دنبال میمون بدود تا بالاخره از زیر زبان میمون چیزی بیرون بکشد.

عرفون مون هم که ماشالله ماشالله کم نمیاره. به قول دوستدار عارفان همه مسایل رو حل کرده بودن و جای سؤال نگذاشته بودن. بزرگ بزرگاشون سخنرانیهای یک و نیم ساعته را با این جمله شروع میکنن: « نمیتوان همه چیز را در این وقت کم توضیح داد» و با این خاتمه میدن :«عرفان را با کلام نمیتوان تفهیم کرد». صدها سال است میسرایند و مینویسند، همیشه جر میزنند که وقت امتحان کم بود و آقای معلم ورقه از زیر دستمون کشید. اگر زبان قاصر است پس چرا آنقدر زر میزنند؟ این همون فارسی نبود که شکر بود؟

محمدبن عبدالله سفر کرده بود و واقف بود که «دنیای» امتش به شنهای حجاز محدود است. والله از سرشون هم زیاد بود. هر جا رسیدند ساختمان خراب کردند که سنگاشوبگذارن زیر دیگ. آدم حیرونه که چطور ایرونی دنیا دیدهْ با فرهنگ دو و پونصدی هنوز دلش برای اسلام عزیز قیلی ویلی میره

اسلامْ شریعت مدون دارد و مانترای آن با «لا» شروع می‌شود؛ به اضافه لوگوی شمشیر! تنها روزنه امیدْ برای رفرم اگر هم وجود داشت، اجتهاد شیعه بود که پتانسیل تغییر را در ظاهر نشان میداد. ولی از ترس تکفیر توسط تسنن توی صده های اخیر جیکش درنیامد. بالاخره چند دهه پیش تسنن برای این شیعه یتیم قوره ویزای الأزهر گرفت. اما وقتی کار به مرحله عمل رسید این یکی هم تو زرد از آب درآمد. نژاد پرستیهای استعمار تقبیح شده بود و یواش یواش داشتیم قاطی مرغا میشدیم که دلمان برای ارزشهای اصیل اسلامی تنگ شد. با آن تجدیدی هایی که خمینی در امتحان های خرداد به بار آورد دیگر توی هیچ مدرسه ای ثبت نام مون نمیکنند. فرنگی ها وقتی تشییع جنازه خمینی را توی تلویزیون دیدند وحشت کردند: اینا با خودی که این کارا رو میکنن با ما چه کار میکنن. هنوز یو-تیوب نیامده بود که ازقمه زنی فیلم نشون بدن. بهاییت سعی کرد بقچه منجی طلبی را بپیچید و بفرستد پی کارش ولی این شیعه تخس با این تیر کمونش هم چشم بچه همسایه رو کور کرد و هم چشم خودشو.

آن یکی رو بگو که اسم خودش رو گذاشته روشن‌فکر دینی. توی تیم امام زمان است اما به شرط اینکه آقا قول بده در آینده دور ظهور کنه؛ ولی امّل-مذهبیها را که معتقدند ظهورآقا در یکی دو سال آینده حتمیه مسخره میکنه. بس کن بابا اسدالله

faraway

faraway

would you please write this comment as a blog? It's worth sharing with a larger audience. Thanks.

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

trawetsdor khan, this is first rate pros and analysis.
Such a shame it's wasted here on an audience, hardly capable of reading it, let alone recognizing the observations made.
As pessimistic you overall prognosis seems to be, and to an extent I agree with its descriptions, in Iran we still have a distinct rational culture and mode of though (Naser Khosro and Ferdowsi were also a big part of this tradition, and Ismaleieh, and ....)
The Rationalist Iranian just gets buried beneath all these other traditions of miniscule feces, you mention in here.
Tis the time to augment the Rational!

trawetsdor

trawetsdor

نقل است ناصر خسرو روزی برای تعمیر کفشش وارد قصبه ای میشه. ناگهان بازار شلوغ می‌شه و کفاش غیبش میزنه. پینه دوز در ضمن بازگشت از غوغای بپا شده درحالی که سر درفسشش یک تکه گوشت خونین بوده با هیجان میگه: «کشتن اسماعیلی ثواب داره». ناصر خسرو که در برخی نقل قولها پیرو اسماعیلیه معرفی می‌شود وشاید به همین دلیل سالها در کوههای بدخشان فراری بوده به رسم تقیه میگه «شهری که در آن یک نفر اسماعیلی هم پیدا شود جای ماندن نیست». کفش نیم دوز را از دست تعمیرکار قاپ میزنه و الفرار. اگر این حکایت فقط یک قصه باشه بازهم یه چیزی درباره ما میگه. گیرم که شیعه پنهان کاری را تشویق کرد، چرا راه حل دیگری به فکرایرانی نرسید. این‌ هم نیرنگ اینگیلیسا بود؟ از ناصر خسرو انقدر ممنونم که بهم فهموند که چقدر ایرونی ام. از بهایی ها متشکرم که خودشان را از تقیه رها کردند و نشان دادند که میتوان به ایرانی هم امیدوار بود. بین ناصر خسرو و بهاییت نزدیک هشت قرن فاصله است

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

Could we blame Nasser Khosro for valuing his life, more than his Rational beliefs? I can't.
There's also that story of Ibn-Sina reading Aristotle's "Ethics," 14 or 15 times and just not understanding it. But he finally got it.
Before Bahais became so Rational, this-worldly, and the originators of Modern Middle Class in Iran, they used to be Babis.
So even in the Baha'i narrative we have an evolutionary process involving Tahreh and her comrades and the movement for social reform and change that they lead, and were defeated.
Tis evolutionary process often does not get mentioned.
What ever we think about Nasser Khosro's historical significance, or the origins of Baha'i ethics, one fact can not be denied:
There is a distinct Rational tradition of thought in Iran, we ignore it at our own peril.
As Ferdowsi puts it in Shah'nameh:
"Khodavand Jaan o Kherad"
Tis is the kind of God we in Iran could use:
A rational, secularized god, like Bahai's.

amirparvizforsecularmonarchy

amirparvizforsecularmonarchy I Love Waterfalls and Find One of the most humorous things in the world; is the notion that Americans are a greater force for good & more civilized than Nazi's, Mullahs and Communists.

Irans Problem is too many dishonest people are being produced as a result of the cult of islam in Iran today.

http://iranian.com/posts/view/post/3504

Though I disagree with the notion that Islam is all bad and should be attacked, we need to find good muslims and empower them, have muslims that can be a force for good. Religion needs to be seperated from government that is all, not hate religion and get rid of religion, that is a crime to true freedom of religion.

amirparvizforsecularmonarchy

amirparvizforsecularmonarchy I Love Waterfalls and Find One of the most humorous things in the world; is the notion that Americans are a greater force for good & more civilized than Nazi's, Mullahs and Communists.

excellent blog and painful because it was all true.

this is where we went wrong

http://iranian.com/posts/view/post/3504

The outer world found it so easy to divide and rule Iranians, from mossadegh to khomeini to today. You would think we had enough Iranians that could rally around 1 fucking flag, considering the invention of the flag was started in old pre-islamic persia.

The formula that worked on Iranians was 2 table spoons of "cruel hope" in pursuit of more than Irans new institutions that were only coming out of feudalism could handle, and one cup of "false pride" of the variety ala we can co better than the shahs team and a pinch of "ignorance" listening to the opinions of people whos message was like this.... "we don't like the shah because we are being told he is a bad person, a one man show, who uses absolute power against the law and kills people for his pleasure." Areh Jooneh Amat.

M.SaadatNoury

M. Saadat Noury 1. Life Story and Photo: http://othervoicespoetry.org/vol29/noury/bio.html == 2. Poetry Anthology: http://saadatnoury.blogspot.ca/ =================== 3. Selected Articles: http://msnselectedarticles.blogspot.ca/


۱ - اگر زندگینامه ی ابو ریحان بیرونی و ویژگی های جستجوگرانه، سیاحت و اکتشافات او را بررسی کنیم ، بهتر به موضوع مورد بحث پی می بریم ، از جمله به عنوان مثال:
الف - خورشیدگرفتگی هشتم آوریل سال ۱۰۱۹ میلادی را در کوههای لغمان (افغانستان کنونی) رصد و بررسی کرد و ماه‌گرفتگی سپتامبر همین سال را در غزنه به زیر مطالعه برد.
ب - اپیکتوگرام یعنی چگال سنج آلت برای سنجش وزن مخصوص در فیزیک را اختراع نمود که با آن وزن مخصوص چیزها تعین می‌شود از اختراعات اوست.
پ - بیرونی در جریان لشکرکشی‌های محمود غزنوی (نه در شرایط آسایش و نعمت) به هند (پاکستان امروز بخشی از آن است) امکان یافت که به این سرزمین برود، زبان هندی فراگیرد و در باره اوضاع هند پژوهش کند که فراوردهٔ این پژوهش، کتاب هند شناسی اوست.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D9%86_%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C
٢ - چنانکه اشاره شد "چه بسا در دوره ی پیش از ساسانیان ، سياح ، جستجوگرو یا مكتشف ایرانی نیز وجود داشته باشد، اما اسناد آن موجود نیست. همانطور که احتمالا می دانید کتابخانه ی مشهور "جی" در اصفهان و شاید دیگر مراکز مدارک و اسناد ایران ضمن حمله ی اعراب، محو و نابود گردید".
http://www.rozanehmagazine.com/SeptOcto7/Alibrary.html

AnonymousObserver

Anonymous Observer

Ultimately, Birooni's travels were limited to his trips in pretty safe company of the Royal Court to India and Pakistan, within his comfort zone. Now, if had put on a backpack and trekked up to some unknown and undiscovered place (i.e., Lewis & Clark), he would have an explorer. That being said, I don't have anything against Birooni. I admire his desire to travel and see other places.

yolanda

yolanda

Ahmad ibn Rustah


From Wikipedia, the free encyclopedia


Jump to: navigation, search


Ibn Rustah (in Persian: احمد ابن رسته اصفهانی - Aḥmad ebn Roste Eṣfahānī, also spelled Ibn Rusta, Ibn Ruste) was a 10th century Persian explorer and geographer born in Rosta district, Isfahan, Persia.[1] He wrote a geographical compendium known as Book of Precious Records. The information on his home town of Isfahan is especially extensive and valuable. Ibn Rustah states that, while for other lands he had to depend on second-hand reports, often acquired with great difficulty and with no means of checking their veracity, for Isfahan he could use his own experience and observations or statements from others known to be reliable. Thus we have a description of the twenty districts (rostaqs) of Isfahan containing details not found in other geographers' works. Concerning the town itself, we learn that it was perfectly circular in shape, with a circumference of half a farsang, walls defended by a hundred towers, and four gates.
http://en.wikipedia.org/wiki/Ahmad_ibn_Rustah

AnonymousObserver

Anonymous Observer

That's the one that Abarmard posted below. He seems to be the only one who made the effort in ancient times to actually travel to a place where he could see different cultures and religions--aside from the Islamic culture. Still, he was a traveler, not an explorer (still good though, and kudos to him). But one person in 1400 years is pretty thin.

AnonymousObserver

Anonymous Observer

Bear in mind folks, that there's a difference between an explorer and a traveler. Lewis and Clark were explorers. Marco Polo was a traveler.