سیروس آریان پور در سحر دهم دی ماه ۱٣۹۱ (٣۰ دسامبر ۲۰۱۲) درگذشت.
آنچه درینجا می آید متن سخنانی است که در مجلس یادبود او
(شهر کرتی، عصر شنبه ۱۶ دی ماه / ۵ ژانویه) گفته شد.
ناصر پاکدامن
--------------------------------------------------------------------------------------------------
سیروس "وجدان بیدار" بود. از وجدانهای بیدار زمانه ی خود بود. با هشیاری زیست. دیگر بود و دیگر زیست و دیگر ماند.
"مرگ چنین خواجه نه کاری است خُرد"
این سخنان را با یاد آنها که نیستند و هستند به پایان می برم.
با پیام آن وجود عزیز، هوشنگ، "وجود حاضر غائب" که در سفری دور دست است و اگر بود با ما و پیش از ما و بیش از ما، در اندوه بود و همدرد بود و سوگوار. اگر هوشنگ بود هشدار می داد که آن هویت خودمان را که هویت سیروس هم بود از یاد نبریم. باید که از یاد نبریم! که آن واژه و واژه های کم و بیش معادلش، از خصلت اصلی زندگی این سالهای ما سخن می دارد. واقعیتی که ساعدی از آن به "آوارگی" یاد می کرد. شاید رساتر ازین ، آن کلام تئودور آدرنو باشد که از "زندگی مثله شده" سخن می گوید. پرتاب شده در اکنونی بیگانه با دیروز. بریدگی از گذشته و حضور در یک زندگی بی فردا و بی دیروز. زندگی آن نی ببریده از نیستان، یکسره در خروش و نفیر، در امروزی بی دیروز و در جست و جوی فردایی بی امروز. آدورنو می نویسد که روشنفکر است که این "زندگی مثله شده"، ریشهکن شده، لت و پار، سر و دست و زبان بریده، ازهم گسیخته را زندگی میکند. روشنفکر در تبعید، "وجدان مثله شده" است. "مثله شدگی" بیان و وضع و حال روشنفکر در تبعید است. و درین "زندگی مثله شده"، زبان مفری است، التیام دوری و دورافتادگی است. نوشتن به امید خوانده شدن. قلم زدن در ورای رویاهای دیروز و امروز. در تلاش گفت و گو با خوانندگانی محتمل، مفروض و چه بسا واقعی.
سیروس روشنفکر تبعیدی بود. وجدانی مثله شده. نوشتن و نوشتن و باز هم نوشتن، فریاد پر خروش او هم بود.
نوشتنی پر وسواس و سراسر نوشته با سنجیدنها و سبک و سنگین کردنهای کلمات و واژه ها و اصطلاحات و استعارات. گویی که برای تاریخ می نوشت. برای فردا ها که می آیند. Read the full article...
- Views: 235
- Comments: 2

Comments 2 Pending 0
Zendanian – An injury to one is an injury to all.
ReportThank you AI, below is a related essay by Mohammad Reza Nikfr on Enlightenment, and a mention of Aryan Pour's translation of Kant. 's "What is Enlightenment?"
http://zamaaneh.com/idea/2006/12/post_39.html
----------------------------------------------------------------------------------------------------
روشنگری چيست؟
امانوئل کانت
روشنگری همانا به در آمدن انسان است از حالت کودکیای که گناهش به گردن خود اوست. کودکی [Unmϋndigkeit (minorité)] يعنی ناتوانی از به کار گرفتن فهم [Verstand (entendement)] خود بدون راهنمايی ديگران و اگر علت اين کودکی نه فقدان فهم، که نبود عزم و شجاعت در به کارگيری فهم خود بدون راهنمايی ديگران باشد، گناه آن به گردن خود انسان است. شعار روشنگری اين است: Sapere aude!، جسارت آن را داشته باش که فهم خود را به کار گيری!
اين که بخش بدين بزرگی از انسانها، با آن که ديريست طبيعت آنان را به بلوغ طبيعی رسانده[۱] [naturaliter maiorennes]، باز به دلخواه تا دم مرگ کودک میمانند و ديگران چنين به سادگی خود را سرپرست ايشان میکنند، علتی جز کاهلی و بزدلی ندارد. راستی که کودک بودن چه آسان است!
All-Iranians – Previous Contributions: http://iranian.com/main/member/all-iranians.html ++++++++++ Our greatest glory is not in never falling, but in rising every time we fall: Confucius
ReportJenab-e Zendanian
You may also like to view this:
http://iranian.com/posts/view/post/2848