کار پردازان انگلیس در ایران : ۵٦ - نظریاتی از محمد قائد و سیاوش اوستا

 

قا طبهٔ مردم ایران نظری تقریباً یکسان نسبت به انگلیس دارند.  بحث مقالهٔ ‌حاضر در این باره است که مملکتی به نام پادشاهی

متحد بریتانیا (امپراتوری فخیمهٔ سابق) موجودیتی است ‌واقعی و جغرافیایی‌ـ‌سیاسی‌ـ‌‌ تاریخی‌.  انگلیس (روباه پیر مکـّار) افسانه‌ای است ذهنی که مابازاء واقعی دقیقی در جهان خارج ندارد. صد سال پیش، در آستانهٔ درگرفتن جنگ جهانی اول، بریتانیا دارندهٔ بزرگترین نیروی دریایی و قدرت بازرگانی سرآمد جهان، و آلمان قدرت صنعتی سریعاً روبه‌رشدی بود.  اولی در دنیا دوستان، متحدان، رقیبان و البته مخالفانی داشت.  دومی را تقریباً هیچ تحویل نمی‌گرفتند و ملتی خشک و خشن و زیاده‌خواه می‌دیدند. بارزترین نمود روابط عمومی موفق اولی را در خاکسپاری ادوارد هفتم، پادشاه بریتانیا، در سال ١٩١٠ می‌شد دید که نمایندگان عالیمقام هفتاد ملت جهان (از جمله، محمدحسن میرزا، برادر احمدشاه قاجار) با کبکبه و دبدبه در آن شرکت کردند و به نوعی پایان قرن نوزدهم و انتهای دوره‌ای بود که بعدها ”روزگار خوش“ اعیان و اشراف اروپا خوانده شد.  و روابط عمومی ناموفق دومی را در این واقعیت که ویلهلم دوم، قیصر آلمان، برای دیداری رسمی از پاریس زیبای افسانه‌ای له‌له می‌زد اما هرگز دعوتش نکردند.  حتی از حضور شاهان قاجار در پاریس استقبال می‌شد، از فرمانروای قدرتی زمخت و زورگو نه... از جنبهٔ حساسیت های تاریخی ایرانی ها، عارف و عامی و خواص و عوام و آیت‌الله العظمیٰ و لبوفروش سرچهارراه و پرُفسور فوق‌تخصص دانشگاه چنان از تاریخ روابط با انگلیس حرف می‌زنند که انگار قضایا دیروز عصر در پیاده ‌رو اتفاق افتاد و شخصاً شاهد بوده‌اند. در آزمونی برای سنجش آنچه ادعا می‌شود در زمانهای دور اتفاق افتاد، نگاه کنیم به شهادت تاریخی معاصران و درجهٔ تاریخ‌آگاهی آدمهای دور و بر.  در ماجرای کتاب آیات شیطانی، خروارها کاغذ سیاه کردند و بحرطویل‌هایی در مایهٔ پاورقی به چاپ دادند در افشای  دخالت انگلیس به عنوان دست خبیث پشت انتشار آن کتاب.  در واقعیت امر، دو نکته در رمان که عمدتاً سبب خشم و خروش شد یکی به داستان غرانیق بر می‌گشت و دیگری به شرح احوالات عایشه.
افزون بر بسیاری نکات دیگر، منتقدان رمان جنجالی به این دو موضوع هم نپرداختند.  ”مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز/ ورنه در محفل رندان خبری نیست که نیست“. اولی را نویسندهٔ مسلمان‌زادهٔ هندی‌تبار از اعماق کتابها استخراج کرد اما موضوع دوم تا همین دههٔ  ١٣٣٠بخشی از فولکلور دینی شیعیان به حساب می‌آمد.  دههٔ ١٩٥٠ دوران کسادی شدید بازار دین بود و آیت‌الله محمدحسین بروجردی به شیخ شلتوت، مفتی الازهر، پیشنهاد کرد شیعه و سنی به جای حمله به یکدیگر نیروی خود را صرف ضربه‌زدن به جریان روبه‌رشد مارکسیسم کنند.  اقدام مصلحت‌اندیشانهٔ آیت‌الله به عید عـُمرکشان و نیز ذمّ عایشه بر منابر ایران پایان داد اما چه پیش و چه پس از آن، همواره ادعا شده که دعوای شیعه و سنی مخلوق انگلیس است.
انگلیس همواره متهم بوده که تفرقه می‌اندازد تا حکومت کند اما در جامعهٔ فرهنگی و سیاسی بریتانیا کسی خودش را قاطی بگومگوهای دیرین میان مسلمان ها نکرد، هرچند در مخازن‌ فرهنگی‌شان چه بسیار کتاب و متن و نامه و سند دارند که رو کردن آنها می‌تواند دعواهایی خونین‌تر راه بیندازد...
در ماجرای کتاب  آیات شیطانی، وقتی کسانی در بریتانیا از نویسنده‌اش به اتهام کفرگویی شکایت کردند دادگاه نظر داد در رویهٔ قضایی این کار می‌تواند جرم باشد اما مصداق کفرگویی اهانت به مقدسات مسیحیت است.  شاکیان عرب و پاکستانی بعد از عمری زندگی در آن سرزمین تازه متوجه شدند ”اینگریز دین‌سیز“ مسلمان را دوفاکتو ، یعنی همین‌جوری از روی مصلحت ، قبول دارد اما اسلام را به عنوان دین به رسمیت نمی‌شناسد.  در واقع انگلیس لامذهب هیچ دینی را پدیده‌ای فوق‌بشری نمی‌داند. مسلمان با طرز فکر قائل به برتری ذاتی مؤمن و تقابل ابدی با کافر ذمّی/حربی پرورش یافته.  شناسایی دوفاکتوی مؤمن از سوی کافر، و حقوق مساوی مؤمن و بی‌ایمان، نزد او اگر هم مطلقاً بی‌معنی نباشد بی نهایت غریب است. اندکی بعد، جمهوری اسلامی به واتیکان پیشنهاد کرد ادیان الهی در برابر فیلم جنجالی ِ  آخرین وسوسهٔ مسیح‌ که تازه روی پرده آمده بود متحد شوند.  پاسخی نیامد.  واتیکان (گرچه گمان می‌رود لیست سیاه خودش را پنهانی ادامه می‌دهد) اساس این پیشنهاد را قبول ندارد زیرا به معنی تساوی مسیحیت با اسلام و به‌رسمیت‌شناختن دومی است. از همین رو، طبقهٔ جدید جمهوری اسلامی ایران (همانند هیئتهای حاکمهٔ جماهیر اسلامی پاکستان و موریتانی و افغانستان) فرزندانش را برای تحصیل به انگلیس می‌فرستد اما به آنها یاد می‌دهد آموخته‌های مغایر فطرت الهی را همان‌جا رها کنند و فقط مدرک دکترای خارجه که ارزش اداری‌ ‌تجاری دارد به نیرنگستان آریایی‌ ‌‌‌اسلامی بیاورند. پاچه‌ورمالیدهٔ‌ خداجو به قصد استفاده از مزایای استخدامی و سوارشدن به سر خلایق یک فقره پتهٔ دانشگاه انگلیس به مغازهٔ فتوکپی سر کوچه سفارش می‌دهد در همان حال که می‌داند آنچه در آکسبریج علم حساب می‌شود این‌جا برای در ِ کوزه خوب است.  آن آموخته‌ها با ارزشهای سیستمی که به یک میلیارد تومان می‌گوید ”یه تومن“ و اعلامیهٔ حقوق بشر را لاطائلات اومانیستی می‌خواند سازگار نیست.
با وجود تمام تفاوتها و سوء‌تفاهم‌ها، داشتن دفتری در لندن جزو لوازم مرجعیت شیعه است. هرکس سرش به تنش بیرزد در آن شهر پایگاه دارد.  يك داﻤﺔ ‌افاضاته وقتی مطمئن شد بخش عمدهٔ هیئت حاکمه با خردکردن اسباب و اثاثیهٔ سفارت بریتانیا در شرایطی که نظام مقدس سخت در تنگناست موافق نبود، حمله را تقبیح کرد.  آدم بهتر است مشکلات رساندن وجوهات به دفتر خود در انگلیس را زیادتر نکند. یک داﻤﺔ‌ افاضاتهٔ دیگر چند سال پیش وصيت كرد در لندن، كه ”مادر ِ شهرهاى جهان و چهارراه ملل عالم“ وصفش كرده بود، دفترى به نام ايشان گشايش يابد.  اندکی پس از انتشار متن وصيت در سايت متوفىٰ‏، اين بخش به کمک فتوشاپ حذف شد.  فرزند ایشان (که عبارت دست نوشته باید به سفارش او حذف شده باشد) تازگی با افتخار اعلام کرده جردادن شکم نویسندهٔ جمهوری آذربایجان به فتوای پدر متوفایش بوده است.  پس از اعتراض شدید مقامهای آن کشور و راه‌ ندادن عوامل تلویزیون جمهوری اسلامی به باکو، در ایران ظاهراً دستور دادند حرف های دردسرساز آقازاده منعکس نشود. شاید دیر شده باشد.  گرفتاری جمهوری اسلامی را بیشتر کرده است، پروندهٔ قتل باز می‌ماند  و هرگاه سرنخی پیدا شود ریش دفتر عالم ربـّانی در لندن گیر خواهد بود.
می‌گویند زمانی کارمند قنسولخانهٔ انگلیس در اصفهان وارد اتاق مرجع دینی شد، چکمه‌به‌‌پا سراغ ایشان رفت، در گوشش نجوا کرد، پاکتی زیر دشکچه گذاشت و خارج شد.  وقتی اطرافیان کنجکاوی نشان دادند، داﻤﺔ ‌افاضاته با حال گریه گفت چکمهٔ مرد فرنگی او را به یاد چکمهٔ عمربن‌سعد ولدالزّنا در کربلا انداخت. سال  ٧۵، بازاریان متعهد حساب می‌کردند نوبتی هم باشد نوبت آنهاست که شاهد پیروزی را در آغوش بکشند و وعدهٔ الهی تحقق یابد.  کسی به لندن فرستادند برای جلب حمایت از نامزدشان در انتخابات ریاست جمهوری با کارگزاران دولت فخیمه صحبت کند.  در دنیای سیاست چنین اقدامهایی رایج است اما وقتی مذاکرات ِ زیرجـُلی لو رفت، مذاکره‌کنندگان هم در لفـّاظی علیه انگلیس تخفیف ندادند. با الهام از وینستون چرچیل که کلمنت اَتلی، سیاستمدار هموطنش، را ”گوسفندی در لباس گوسفند“ وصف کرد، می‌توان ‌گفت کسانی طوطی‌اند در لباس طوطی‌ و برخی روباه در لباس روباه.  انگلیس هم لابد شغالی است در لباس شغال. با این حساب، روسیه خرسی است در لباس خرس، آمریکا شیری در لباس شیر (که به گفتهٔ امام راحل، ”هم می‌غرّد و هم ضرطه می‌دهد“) و ایران فرشته‌ای در لباس فرشته. قرار بود فقط نقش وکیل مدافع شیطان بازی کنیم اما خوف این معنی هست که ناخواسته شیطان را ستوده باشیم.  بریتانیا نه به آن خوبی است که خودش ادعا می‌کند و شاید نه به آن بدی که در ایران می‌گویند. درهرحال، دربارهٔ بریتانیا و بریتانیایی حرف نمی‌زنیم؛ حرف بر سر انگلیس است. روح‌الله خمینی آبان ٤٣ خروشید: ”آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر.  همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر“. شاه هم بعدها به نوبهٔ خود حق داشت بنالد انگلیس ِ سگ‌پدر از همه بدتر و پلیدتر.  احساس می‌کرد انگلیس او را غدّارانه رها کرده است، رسانه‌های آن کشور به حرف مخالفانش همان اندازه اعتبار می‌دهند که به حرف او، و پس از ترک ایران اجازه ندادند در خانه‌ای متعلق به خودش در آن مملکت اقامت کند... در آخرین ماهها آنتونی پارسونز، سفیر بریتانیا در تهران، ظاهراً از ملاقات با او سر باز می ‌زد.  شاه شخص سفیر را به دست‌ داشتن در توطئه برای زدن زیرآبش متهم می‌کرد و ایلچی فرنگ چنین رفتاری را دور از روابط دو دولت دوست ، عقل سلیم و نزاکت دیپلماتیک می‌دید.  شاه شاید تا حدی متقاعد شده بود داستان واقعاً از این قرار است اما حتماً تا حدی به قصد مظلوم‌ نمایی بازی در می‌آورد.
پس از تمام این حرفها، انگلیس دقیقاً همان بریتانیا نیست؛ عمدتاً ساختهٔ فکر ما و سرپوشی است بر واقعیات تلخ جامعهٔ‌ ما و روزگار ما که همچنان در گـِل‌ مانده‌ایم.  اگر هم وجود نمی‌داشت، همانند استعمار و استیک‌بار و سایر شرهای موجود در جهان باید برای توجیه اوضاع ایران اختراع می‌شد. نامی مستعار برای هر فکری در نقطهٔ مقابل نظری که جناح قوی‌تر صحنهٔ سیاست میل دارد به هر قیمتی عملی کند، وزنهٔ تعادل در کشمکشهای سیاسی، بخش غیررسمی عقل و خواست عمومی، برابرنهاد، آنتی‌تز، اپوزیسیون.
صد سال پیش کسانی (شامل حسن مدرس) خیال می کردند می‌توان اعلام بی‌طرفی کرد اما با پول آلمان و کمک عثمانی حوزهٔ نفوذ سوم (و لابد کشوری جدید) در همدان و کرمانشاه راه انداخت. رضاشاه هم در جنگ جهانی بعدی می‌پنداشت می‌توان اعلام بی‌طرفی کرد اما با آلمان رفیق ماند.  دنبال افسانهٔ کرمان‌ــ‌ژرمان رفت، طرف بازنده را گرفت و ناکام شد. مصدق گمان می‌کرد با غنیمت‌‌گرفتن اموال شرکتی خارجی می‌تواند کار خانوادهٔ پهلوی را بسازد.  وقتی دولت او در بی‌پولی و بلاتکلیفی چپه شد، طرفدارانش انگلیس را مقصر شناختند. محمد رضا شاه دوست داشت فکر کند مردم ایران هر قدر درس بخوانند و مرفه شوند و دنیا را ببینند باز هم آماده خواهند بود از یک فرد اطاعت کنند.  وقتی شمار ناراضیان چنان بزرگ شد که خیابانها را پر کرد، گفت کار انگلیس است. جمهوری اسلامی می‌کوشد درصدی بسیار بزرگ را زیر مهمیز درصدی بسیار کوچک نگه دارد.  می‌گوید تعداد طرفدارانش برای حفظ وضع موجود کفایت می‌کند و مخالفانش دنباله‌رو انگلیس‌اند که حتی شیطان بزرگ را بازی می‌دهد. طبیعی است قدرتهای جهانی از کشمکشهای درون کشورهای متلاطم و معتاد به انقلاب به سود خود بهره‌برداری کنند.  اما ناکامیهای پیاپی حکومتهای ایران نتیجهٔ ناسازگاری ِ خصمانهٔ  خرده‌فرهنگ‌های جامعه، شکاف فزاینده و جنگ فرسایشی بین ایران و اسلام و فقدان وطن دوستی و مردم خواهی به‌عنوان ارزشهایی عملی است که فقط مضمون شعر و موضوع خطابه نباشد.  بدون ترجیع‌بند انگلیس، توضیح واقع‌بینانهٔ آن شکستها قابل‌تحمل نخواهد بود.  انگلیس هم زخم است و هم مرهم؛ هم عامل درد و هم آرام بخش.
حدود آنچه امروز کشور ایران خوانده می‌شود نتیجهٔ موازنهٔ قوایی در سطح جهان و برتری  ژئوپلیتیک بریتانیا در این منطقه بود.  ملت بزرگ ایران اگر هم این موقعیت را پای بخت فرخنده و شاهنامه‌خواندن خویش می‌گذارد لازم نیست برای قدرتی که داشتن میدانهای نفت را مدیون آن است پهلوان‌پنبه‌وار شاخ‌وشانه بکشد. اگر اصرار داشته باشیم به تصویری از ایران در چشم سیاسیون انگلیس برسیم، می‌توان گفت حیرت و تحقیری آمیخته به شفقت.  از قرن نوزدهم اعتقاد داشتند ایرانی قادر به ادارهٔ خودش نیست و نیاز به مربّی دارد.  موقعیت کنونی ایران، در اصطلاح رایج این روزها، برآیند اعتیاد به رفتارهایی پرخطر مانند انقلاب و میل به نمایش و ماجراجویی در نتیجهٔ خودبزرگ‌بینی در عین احساس حقارت است.  انگلیس، هراندازه غــّدار، شاید بتواند ادعا کند غلط نمی‌گفت و سوءنیت نداشت. از این سو، نسلهای پیاپی ایرانیها از جفای او (یا آن) نالیده‌اند و طی شصت سال چهار ‌بار رابطه با آن دولت رسماً قطع شده است (اشاره کردیم مدتی هم سفیرش از دست شاه در می‌رفت).  پس شاید معقول‌ باشد که قطع بماند.  تکلیف با آمریکا کمی روشن‌تر است: هرگاه آدم شود می‌توان تجدید رابطه کرد.  اما در مورد بریتانیا حتی شرط گذاشته نشده، یعنی امیدی به حل این یکی مسئله نباید داشت.
شخصی در پاسخ اینکه چرا نوشیدن چای شیرین در او سبب چشم‌درد می‌شود از پزشک شنید اگر قاشق را پیش از چای‌خوردن از استکان بیرون بیاورد مشکلی نخواهد داشت.  اگر در ادامهٔ انتخاباتی واقعی،‌ نمایندگان مردم ــــــ دور از هوس مصادرهٔ‌ اموال خارجیان و تسخیر باغ سفارت و محو این دولت و آن کشور و احیای جغرافیای سیاسی عهد بوق و وعده‌ٔ کندن پشم از روباه و خرس تعیین می‌کردند اولویتهای کشور برای بهروزی و پیشرفت واقعی ملت (و نه فقط حماسه‌آفرینی در تلویزیون وطنی)‌ چیست و یک من دوغ چقدر کره دارد، مشکلات ایران، کشوری حالیا منفور و منزوی در صحنهٔ جهانی، قابل حل می‌بود.  آن گاه به گفتهٔ سعدی شاید تا حدی ”فتنه بنشست و نزاع برخاست“.
در جامعه‌ای خوگرفته به پراکندگی و پریشان‌گویی، این تجویز به گفتن آسان‌تر است تا در عمل:  محمد قائد - دی ماه ١٣٩٠

 

دو برادر لاریجانی تمامی قدرت انگلیسی را در ایران در دست دارند و حتی سید علی خامنه ای بازیچه دست آنان است. هیچ یک از رهبران سه قوا از خامنه ای اطاعت نمیکند و صادق و علی لاریجانی با در دست داشتن قضاوت و قانونگذاری کشور هر روز با احمدی نژاد درگیری می آفرینند که حتی به رییس جمهور اجازه دیدن از زندانها را نمی دهند. علی خامنه ای خانه اش را و خانواده اش را نمیتواند رهبری کند چه رسد به کشور ایران و سران سه قوه که نوکران انگلیس و چین و روس هستند: سیاوش اوستا - نوامبر ۲۰۱۲

  

 

قسمت های قبلی کار پردازان انگلیس در ایران :١ -  سید ضیا الدین طباطبایی ... ٣٤ - جاسوسان معروف انگلیس درایران ... ٤٧ - خاندان قراگوزلو ، ٤٨ - محمد تقی مصباح یزدی ، ٤٩ - خاندان نمازی ، ۵٠ - سید ابوالحسن حائری‌ زاده  ، ۵١ - عبدالکریم سروش ... ۵٣ - سید حسین نصر ، ۵۴ - نظریاتی از مجید تفرشی ، ۵۵ - اشاراتی از بعضی نظریه پردازان 

 

نظر شما چیست؟

xxxxxxxxxxx

Balatarin
All Posts

All-Iranians @AllIranians

Previous Contributions: http://iranian.com/main/member/all-iranians.html ++++++++++ Our greatest glory is not in never falling, but in rising every time we fall: Confucius

Comments 4 Pending 0

Sort comments:
AllIranians

All-Iranians Previous Contributions: http://iranian.com/main/member/all-iranians.html ++++++++++ Our greatest glory is not in never falling, but in rising every time we fall: Confucius

Report

Jenab Javad_Tavakoli

Thank you for your visit and for your input; you may also like to view this

http://iranian.com/posts/view/post/2221

BTW: On your Q of "Did you know that English have managed to place at least two of their servants on this site pretending to be good muslems with the sole objective of tarnishing the good name of Eslam?" We really do not have any clue. Thank you for asking. May be you can help!

This comment was removed by the Iranian.com Staff for violating our Commenting Standards

AllIranians

All-Iranians Previous Contributions: http://iranian.com/main/member/all-iranians.html ++++++++++ Our greatest glory is not in never falling, but in rising every time we fall: Confucius

Report

نوکران انگلیس گاهی برای رد گم کردن ، از انگلیس و یا از یکدیگر بدگویی می کنند!

AllIranians

All-Iranians Previous Contributions: http://iranian.com/main/member/all-iranians.html ++++++++++ Our greatest glory is not in never falling, but in rising every time we fall: Confucius

Report

نظریاتی از روح‌الله خمینی ، اکبر هاشمی رفسنجانی و علی خامنه ای در مورد انگلیس:

آمریکا از انگلیس بدتر انگلیس از آمریکا بدتر شوروی از هر دو بدتر همه از هم بدتر همه از هم پلیدتر اما امروز سر و کار ما با این خبیث هاست : روح‌الله خمینی - ٤ آبان ١٣٤٣
Various Sources

در کشور و جامعه ما، روز به روز بر مراکز فساد افزوده می شود. محیط ما مملو از بی عصمتی و بی دینی شده است... استعمارگران علناً ذخایر این کشور را می برند. نفت ما را می برند؛ ولی مردم فقیر این مملکت با نان خالی هم قادر نیستند شکم فرزندانشان را سیر کنند. در بین ما، نوکران انگلیس فراوان هستند که توجهی به حفظ منافع مملکت و ملت ندارند...1 به ناحق، قوانین و مسائلی که با دین ما مغایرت دارد، به اجبار در دین ما رسوخ داده اند و بیگانگان طوری اطراف اجتماع ما را گرفته اند که به دولت ما و به اقتصاد ما و به دین ما اجازه نمی دهند به کارهای جاری خود برسند... ما اگر بگوئیم که خارجیان نباید در امور مملکت ما دخالت نمایند، فوری مورد غضب واقع می شویم و دست به کار حبس و تبعید و شکنجه می شوند : اکبر هاشمی رفسنجانی - سی و یکم خردادماه سال ١٣٤٦
http://www.historydocuments.ir/show.php?page=article&cat=3&id=137

ملت ما از انگلیس خیلی خاطره ی بدی دارد و به انگلیس می‌گوییم انگلیس خبیث : علی خامنه ای - چهارشنبه ١٠ اکتبر ٢٠١٢ - ١٩ مهر ١٣٩١
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2012/10/121010_khamenie_khorasan_northern_sanctions_nucler_iran.shtml