Advertise here

مزامیر عشق ١

Balatarin

مزامیر عشق  ١

[ پیش گفتار ] 

  منظومه ای از کهکشان عشق با کلام عرفانی پیشکش حضورتان می شود ، برگ دیگری از بوستان بی خزان عرفان  وحدت وجودی ....و بر من است که ابتدا هرچند کوتاه ولو  در یک جمله  عرفان  و [ وحدت وجود ] را معنی  کنم 

الف - عرفان ، در لغت از ریشه عرف یعنی  شناختن  و  درخود  عرفان به معنی شناخت خداست از طریق عشق نه عقل... لازم به توضیح است که در اینجا  منظور از عقل خرد نیست و عقل عربی است که , هم ریشه عقال است و عقال پابندی است که  به  پای شتر بسته میشود تا هم بچرد و هم گم نشود ، عقل عربی هم بندی است محدود که بجای پای شتر   به سر انسان بسته شده تا هم زندگی کند و هم  از محدوده حدوث خارج  نشود 

ب - وحدت وجود

،در وحدت وجود نیازی به کعبه نیست // آنجا به هرچه نظر افکنی خداست 

یعنی خدا در تمام اجسام و موجودات حضور دارد ، وبعبارت دیگر  هیچ چیزغیر از خدا وجود ندارد ...  این مبانی را در متن شعر بیشتر خواهیم دید  

 قصیده مزامیر عشق در پانصد بیت و با یک قافیه تقدیم می شود 

******

از محمود سراجی م.س شاهد  

  •      مناجات ١ 

ای ذات تو لایزال و سبحان 

وای  وصف تو فوق وهم انسان 

بیرون ز کلام و حرف و ارقام 

بر تر ز خیال و حدس و ایقان

مستغنی حمد و ذکر و تسبیح 

حی و صمد و حمید و منان 

ای کنه تو خارج از تعقل 

وای در تو خرد حقیرو حیران  

در سینه تنگ و خسته من 

یک نکته نه ، بلکه صد هزاران 

رازیست که تاب گفتنم نیست 

دردیست مرا که نیست درمان

حالیست مرا که باورم نیست 

کامشب نکشد مرا به عصیان 

ترسم بکشم ز فرط مستی 

یکباره بهر چه خط  بطلان 

این درد نهان چسان بگویم 

ای جان مرا تو درد و درمان 

لب بسته زبان خموش و صامت

اما ز درون چو کوره تفتان 

از بستن لب مرا چه حاصل 

من خامشم اندرون خروشان 

این جوش و خروش و میل سرکش 

واین آتش اشتیاق و طغیان 

در چنته سینه ام بجوش است 

چون غلغل دیک آب جوشان 

من کیستم ای تو رمز هر راز 

من چیستم ای رحیم رحمان 

من گمشده در وجود خویشم 

یارب تو مرا به من شناسان 

******

مناجات ٢ 

ای مصدر کاف و نون تکوین 

وی واجب هر وجوب و امکان 

ابهام مرا به پرتو عشق 

روشن بکن ای تو پرتو جان 

از پرتو نور  لن ترانی 

یک ذره بجان ما بتابان 

من محو حجاب عقل خویشم 

ما را برهان ز عقل  و برهان 

هر خانه که قفل عقل دارد 

عشق تو از آن شود گریزان 

امشب به صفای مقدم می 

وز شورش اشتیاق شایان 

افسار وعقال  خود بریدم 

تا وارهم از وثاق ایمان 

با تیشه عشق خانه عقل 

کردم ز بن و ز پایه ویران 

تا بین من و تو راحت جان 

مکشوف شود غطاء الوان 

در سر هوسی  بلند دارم

واندر دل خود امید غفران  

خواهم که یکی شویم و واحد 

با [واو] و[ احد ] به یمن تکلان

یک روح شویم در دو قالب 

مانند صفات ابر و باران 

آنسان که بجای لا و الا 

وز شک و یقین و کفر و ایمان 

جز جلو گه [ ولا] ... نبینم

در منظر آشکار و پنهان 

من زاین کلمات راز گونه 

وز قال و مقال و حق و بطلان 

جز صورت ماه تو ندیدم 

در کوچه و باغ و دشت و بستان 

هر جا که نظر فکندم از دل

بر ذره خاک و باد و باران 

از ذره ذره های ذره 

تا پهنه لایزال کیهان 

جز عکس رخ تو نیست ظاهر 

گر بنگرمت بدیده جان 

گر چشم جهان حجاب من شد 

تا گم کنم آن چراغ تابان 

عطر خوش و دلنوازت آید

 از شاخه یاس و برگ ریحان

من در تو عجین و مستحیلم 

ماهی  صفت  اندرون عمان 

ماهی چو بر آب و غرق دریاست 

عاجز بود از تجسم آن 

زان روست که دیده ات نبیند 

نزدیکی ماست حا جبم هان 

بر دیده ای و نبینمت باز 

چون دیده ندیده نور چشمان 

بر دیده سر گرفته ای جا 

چون مردم چشم و صف مژگان 

تو در من و من به جستجویت 

در چشمه آب زمزم عطشان 

بر جانی و چشم جان ندارم 

تا بینمت ای نشسته بر جان 

من کیستم ای تو رمز هر راز

من چیستم ای رحیم رحمان 

من گمشده در وجود خویشم 

یارب تو مرا بمن شناسان 

محمود سراجی م.س شاهد 

پایان مناجات ، 

از هفته دیگر مجهولات ذهنی ما بصورت سوال مطرح خواهد شد

 این قصیده در پانصد بیت است و متعاقب قصدیده  

مثنوی مزامیر عشق تقدیم خواهد شد ....پایدار باشید     

 

 

 

 

 

 

 

 

Balatarin

Comments 11 Pending 0

Sort comments:
foozools

mspeller

من کیستم ای تو رمز هر راز
من چیستم ای رحیم رحمان
من گمشده در وجود خویشم
یارب تو مرا بمن شناسان
Beautiful.

MehriEskandari

mehri eskandari مشاور روانشناسی و هیپنو تراپ _ عاشق عرفان و شناخت و آگاهی_ محقق متافیزیک_ عاشق موسیقی بخصوص فولکلور

سلام و عرض ادب خدمت شما جناب سراجی عزیز................حضور در کنار شما برایم افتخار و دلگرمی است...............پاینده باشید.

MahmoudSeraji

Mahmoud Seraji

درود بر شما بانوی فرزانه سرکار خانم اسکندری یادم نبود که شما با عضویت این سایت مشکل دارید خوش آمدید قبلا هم عرض کرده بودم که جای شما در این سایت واقعا خالی است شکر خدا که به یاران سایت ایرانیان ما هم فرهیخته ای اضافه شد

با احترام محمود سراجی

MahmoudSeraji

Mahmoud Seraji


سرکار خانم اسکندری ، سلام بر شما لطف میکنید و زحمت می کشید که که از این سایت به آن سایت دست نوازش به سر ما می کشید بی نهایت ممنونم بانو


MahmoudSeraji

Mahmoud Seraji

ثریای عزیز ، ممنونم که تو هم مرا تنها نگذاشتی حق یارتان خوشحال شدم که عکست را با دکتر محمود عنایت دیدم مجله سخن و دکتر محمود عنایت هردو محبوب جوانی های من بودند سلام مرا برسانید او مرا بخوبی میشناسد


MahmoudSeraji

Mahmoud Seraji

مینای گل بابا بیش از چهل سال است که اشعار من با تو در هم امیخته و یکی شده است ممنونم بابا

MahmoudSeraji

Mahmoud Seraji

پروین همیشه در صحنه شعر و ادب ، از حضورت شاکر و سپاسگزارم

MehriEskandari

mehri eskandari مشاور روانشناسی و هیپنو تراپ _ عاشق عرفان و شناخت و آگاهی_ محقق متافیزیک_ عاشق موسیقی بخصوص فولکلور

لب بسته زبان خموش و صامت

اما ز درون چو کوره تفتان

از بستن لب مرا چه حاصل

من خامشم اندرون خروشان

این جوش و خروش و میل سرکش

واین آتش اشتیاق و طغیان

در چنته سینه ام بجوش است

چون غلغل دیک آب جوشان
با عرض سلام و سپاس از استاد سراجی ارزشمند م که با کلام دلنشینش دل را به نور معرفت و عشق منوّر می نماید.بیصبرانه در انتظار اشعار تان هستم. در پناه نور سالم و شاد باشید.

SORAYYA

Soraya

استاد سراجی پدر معنوی ما هر بار با خواندن مزامیر عشق شعف و شادی بر جان دل مینشیند..مانا و شاد باشید...
با مهر
ثریا اوستا

mina64

mina64

بسیار زیبا و دلنشین ،همواره در پناه حق سلامت و تا بان باشید