عکس زیبایست و گویا. ولی سوال و جواب "مردانگی" کلا الکی است. من نوازندگان زن در تهران دیدهام، بیشتر در حال حرکتند تا در جایی ایستادن و نواختن و پول در آوردن، به دلیل آنکه کمیته و پلیس و خواهران زینب نبیننشان و باعث در سر نشوند. در مترو و ایستگاه اتوبوس هم زیر پوش و لوازم آرایش میفروشند.
تصویر فوق با این نوشته در یک ایمیل به دست من رسید:
«ميخواهم ببينم ان ديندارانى كه با شش ماه نماز خواندن جاى مهر صد سأله بر پيشونى دارند ، دم از خدا و دين و بهشت و جهنم ميزنند و هر روز با ان قيافه هاى كريه المنظر و صدا و كلام نفرت انگيز خود مردم را براه دين هدايت ميكنند ولى " وقتى به خلوت ميروند ، ان كار ديگر ميكنند" و بيت المال اين مظلومان را چاپيدند و براى توله سگ هاى خود پورشه و لامبرگينى و مزراتى ميخرند، كدام گور خفته اند كه اين صحنه را نميبينند و يا ميبينند و غيرت را با شرف مخلوط خورده و إنسان دوستى را قى كرده اند و دردى براى اين نو گلان اين سرزمين دوا نميكنند و بجاى ان از جنايتكاران و ادم كشأن حمايت كرده و هر روز بيشتر و بيشتر خود را براى ظلم بيشتر اماده ميكنند
«نامش کیمیاست در خیابان کریمخان زند تهران می نوازد
«در روزگاری که انسان های بسیاری به خودفروشی مشغولند ( به هر دلیلی ) این بانوی هنرمند از راه هنرش روزگار می گذراند تا تن خویش را از الودگی و فساد دور نگه دارد و اندکی از کثیفی دنیا بکاهد.ء
در پاسخ نوشتم:
باز «غیرت مردانه» مردی از دیدن زنی که در خیابان موسیقی مینوازد و از این راه امرار معاش میکند به جوش آمده است. زن جوان را از یک سو «بانو» کرده است و از سوی دیگر او را «نوگل» مینامد و این فرض را پیش میکشد که او اگر این کار را نکند به «خودفروشی» میافتد و «تن خویش را به الودگی و فساد» مبتلا میکند. آیا اگر نوازنده مرد بود با همین زبان و توصیفات از او یاد میشد؟ این چه »غیرت»ی است که زن را فقط در چهارچوب فحشا یا کار کنار خیابان میبیند؟ به نویسنده باید گفت که این »غیرت» بازیها را کنار بگذار و زن را «انسان» ببین.
بسیاری مجبور میشوند (یا انتخاب میکنند) که در کنار خیابان موسیقی بزنند و امرار معاش بکنند (که در همه دنیا پیدا میشوند). غالب آنان جوانند و بسیاری زن. البته این نشانی از نابسامانیهای اقتصادی و احیانا فقر است. ولی در ایران فقر چهرههای به مراتب تکان دهندهتری دارد. بسیاری در شرایط سختتری زندگی میکنند و از شدت فقر به دزدی و زورگویی و آدمکشی و مانند آنها میپردازند و زندگی خود و بستگانشان را بر باد میدهند. فاجعه انسانی جامعه ما بیشتر در آن جا است، و نویسنده باید غریوی را که در آغاز این نوشته آورده به دلایلی از این قبیل بر سر دینفروشان حاکم خراب میکرد.
در پاسخ به آن "ایمیل" به نکته بسیار ظریف و البته کلیدی اشاره کرده اید، ایکاش آن نوشته را در این بلاگ کپی کنید تا شاید موجب در گرفتن بحث و اشاعه این دیدگاه گردد.
Something to say? Choose one of these options to log in.
Comments 4 Pending 0
Esfand Aashena
Reportعکس زیبایست و گویا. ولی سوال و جواب "مردانگی" کلا الکی است. من نوازندگان زن در تهران دیدهام، بیشتر در حال حرکتند تا در جایی ایستادن و نواختن و پول در آوردن، به دلیل آنکه کمیته و پلیس و خواهران زینب نبیننشان و باعث در سر نشوند. در مترو و ایستگاه اتوبوس هم زیر پوش و لوازم آرایش میفروشند.
بیکاری درد سنگینیست.
faraway
Report"Let them eat cake"?
Hossein Bagher Zadeh
Reporthttp://iranglobal.info/node/14953
تصویر فوق با این نوشته در یک ایمیل به دست من رسید:
«ميخواهم ببينم ان ديندارانى كه با شش ماه نماز خواندن جاى مهر صد سأله بر پيشونى دارند ، دم از خدا و دين و بهشت و جهنم ميزنند و هر روز با ان قيافه هاى كريه المنظر و صدا و كلام نفرت انگيز خود مردم را براه دين هدايت ميكنند ولى " وقتى به خلوت ميروند ، ان كار ديگر ميكنند" و بيت المال اين مظلومان را چاپيدند و براى توله سگ هاى خود پورشه و لامبرگينى و مزراتى ميخرند، كدام گور خفته اند كه اين صحنه را نميبينند و يا ميبينند و غيرت را با شرف مخلوط خورده و إنسان دوستى را قى كرده اند و دردى براى اين نو گلان اين سرزمين دوا نميكنند و بجاى ان از جنايتكاران و ادم كشأن حمايت كرده و هر روز بيشتر و بيشتر خود را براى ظلم بيشتر اماده ميكنند
«نامش کیمیاست در خیابان کریمخان زند تهران می نوازد
«در روزگاری که انسان های بسیاری به خودفروشی مشغولند ( به هر دلیلی ) این بانوی هنرمند از راه هنرش روزگار می گذراند تا تن خویش را از الودگی و فساد دور نگه دارد و اندکی از کثیفی دنیا بکاهد.ء
در پاسخ نوشتم:
باز «غیرت مردانه» مردی از دیدن زنی که در خیابان موسیقی مینوازد و از این راه امرار معاش میکند به جوش آمده است. زن جوان را از یک سو «بانو» کرده است و از سوی دیگر او را «نوگل» مینامد و این فرض را پیش میکشد که او اگر این کار را نکند به «خودفروشی» میافتد و «تن خویش را به الودگی و فساد» مبتلا میکند. آیا اگر نوازنده مرد بود با همین زبان و توصیفات از او یاد میشد؟ این چه »غیرت»ی است که زن را فقط در چهارچوب فحشا یا کار کنار خیابان میبیند؟ به نویسنده باید گفت که این »غیرت» بازیها را کنار بگذار و زن را «انسان» ببین.
بسیاری مجبور میشوند (یا انتخاب میکنند) که در کنار خیابان موسیقی بزنند و امرار معاش بکنند (که در همه دنیا پیدا میشوند). غالب آنان جوانند و بسیاری زن. البته این نشانی از نابسامانیهای اقتصادی و احیانا فقر است. ولی در ایران فقر چهرههای به مراتب تکان دهندهتری دارد. بسیاری در شرایط سختتری زندگی میکنند و از شدت فقر به دزدی و زورگویی و آدمکشی و مانند آنها میپردازند و زندگی خود و بستگانشان را بر باد میدهند. فاجعه انسانی جامعه ما بیشتر در آن جا است، و نویسنده باید غریوی را که در آغاز این نوشته آورده به دلایلی از این قبیل بر سر دینفروشان حاکم خراب میکرد.
Fred
Reportدر پاسخ به آن "ایمیل" به نکته بسیار ظریف و البته کلیدی اشاره کرده اید، ایکاش آن نوشته را در این بلاگ کپی کنید تا شاید موجب در گرفتن بحث و اشاعه این دیدگاه گردد.