Advertise here

زن ستیزی حزب خائن توده

Balatarin

 

آقا جان؛ پایبندی به اصول در بین فعالین سیاسی، بقول عُلمای وحوش، "اوجب واجبات" است. پیروزی بر حریف به هر وسیله ای نتنها غیر اخلاقی است، نتیجۀ مطلوب در پی ندارد.

شوربختانه اصول و اخلاق مبارزه نتنها در حزب خائن توده جایی نداشته و تتمۀ رهروان آن هنوز هم همانطور هستند، گیج الله های ملی–مذهبی، دیگر مسخ شدگان شارلاتان علی شریعتی، چپولان و نازنینان هم به همچنین.

انقلاب بد عاقبت و مخالفت "احزاب" و نازنینان با بختیار که آخرین شانس قسر در رفتن  از فاجعه اکنون ٣۴ ساله بهترین شاهد مدعاست.

"مخالفت با شاه چنان در درجه اول قرار گرفت که حزب توده ایران هم که از اولین گروه‌های پی‌گیر در جنبش حق رای زنان بود در نهایت وقتی در سال ۱۳۴۱ و با اجرایی شدن مفاد "انقلاب سفید" شاه، زنان به حق رای دست یافتند، حق رای را "عطیه‌ای شاهانه" خواند و در مخالفت با آن اطلاعیه داد."

سئوال:

آیا زمان قر و قمبیل آمدن با نظام زن ستیز، ایرانی کُش و ایران ویران کُن نکبت مسلمین "اصلاح طلب" و غیره به سر نرسیده؟

تا کی مردان ایران ننگ تحمل تبعیض جنسیتی را بر دوش خواهند کشید؟

تبریک

 

به اینجا و اینجا هم سرکی بکشید

Balatarin

Comments 25 Pending 0

Sort comments:
Fred

Fred

پُر واضح است که چپ و راست باید هر دو در صحنه سیاست باشند، غیبت هر یکی به دیکتاتوری دیگری میانجامد، توازن در وجود و حضور مستمرهر دو بدست میآید.
بله؛ حزب خائن توده بسیار، بسیار کارهای فرهنگی کرده ولی نمیشود و نباید اسناد تاریخی سرسپردگی آن حزب خائن را نادیده گرفت. نمیشود ماجرای آذربایجان و نفت شمال و ... نادیده گرفت. نمیشود و نباید همدستی در کودتا را نادیده گرفت، نمیشود همکاری با وحوش حاکم کنونی را نادیده گرفت، نمیشود مغز شویی و تزریق ایدئولوژی انترناسیونالیسم تنها در قالب منافع شوروی را نادیده گرفت و دیگر قضایا.
متاسفانه برخی علاقه چندانی به اسناد تاریخی ندارند، وهم و علایق شخصی را بجای تاریخ مدون معیار قرار میدهند. شاه اللهی ها و چپولان یادشان میرود که اصل آزادی و رفاه ایران و ایرانی است و مابقی فرع است.
ایران اکنون بار دیگر گرفتار همان وهم است که میشود با اغماض از اصول و هواداری از کارگزاران اسبق و کنونی نظام نکبت مسلمین "اصلاح طلب" و غیره به اهداف اصولی و آزادی رسید.
چپ، راست و همه چیز در میان این دو را نباید قربانی حقیقت کرد، "زیرا تنها حقیقت است که رهایی میبخشد"!

Mehrban

Mehrban

فرد عزیز همه حرفها که حزب توده به دنبال خمینی رفت درست. البته کی‌ نرفت؟ ولی‌ اینکه بگویید حزب توده زن ستییز بوده به عقل جور در نمیاید.

در ضمن از نظر من دو کلمه از گفتمان سیاسی ایران باید خارج شود یکی‌ شهیید است و دیگری خائن. هر دو کلمه معنای خود را بکلی از دست داده‌اند و به جژ برانگیزی احساسات کار دیگری انجام نمی‌دهند.

Fred

Fred

دو نکته؛
اول؛ با استفاده های بیجای نظام نکبت از واژه ها و تهی کردن آنان از معنی متعارف آنان با شما کاملاً موافقم. ولی این دلیل نمیشود که از استفاده بجای واژه ها پرهیز کرد.
از واژه شهید اصلاً با معنی به عنوان جان دادن در راه باور دینی موافق نیستم و بیشتر به معنی کلاسیک آن که شاهد بودن است باور دارم و مقدمه گلندام بر دیوان حافظ که از حافظ با عنوان شهید یاد میبرد را شاهد مدعای خود میدانم.
با بکارگیری بجای واژه خائن در مواردی که مدارک مستند و شواهد غیر قابل انکار وجود دارد کوچکترین مشکلی ندارم.
طبق مدارک و شواهد، حزب توده خائن بوده و خیانت به زمان انقلاب خوش عاقبت باز نمیگردد و بسیار به پیشتر برمیگردد که مواردی از آنها را در کامنت پایین عرض کرده ام. بسیاری از اعضاء حزب که زندگی خود را روی آرمانهای مترقی حزب فدا کردند پس از مطلع شدن از خیانت حزب از آن جدا و تعدادی هم با رشادت تمام واقعیات را بیان کرده اند.
دوم؛ موضوعی که من در این بلاگ مطرح کردم قربانی کردن اصول در راستۀ دستیابی به هدف و در این محدوده، زن ستیز بودن حزب خائن توده مطرح نشد، بل، یک مورد زن ستیزی حزب خائن توده در ازای دشمنی با دشمن. فرق است بین زن ستیز بودن و حاضر شدن به زن ستیزی کردن برای دستیابی به هدف دیگری.
برای من حقیقت رهایی بخش است، امید دارم رک گویی و لحن بیان من کسی را نیازارد ولی گفتن حقیقت، تا آنجا که من به آن واقفم، نباید موجب رنجش شود و اگر جایی خلاف حقیقت گفته ام و متوجه این خلاف گویی شوم یا کسی مرا متوجه آن کند فوراً تشکر کرده، تصحیح میکنم و پوزش هم خواهم خواست.
امیدوارم که موضع خودم را روشن کرده باشم.

مدتی است که مثنوی تعطیل شده، مهربانی کرده و راهش اندازید.

Mehrban

Mehrban

موضوع این است که ما همه را میگوییم خائن. روزی نیست که نشنویم، شاه خائن، مصدق خائن، تودهی خائن، مجاهد خائن، فدائی خائن، جندالله خائن، پهلوی خائن، قاجار خوان. من نمیدانام این غیر خائنها کدام هستند. موضوع اینست که همه دسته‌ها و حزب‌های ایران اشتباه کردند کدام دسته را میتوان گفت که کامل بوده. بهترین مردان و زنان دنیا هیچکدان کامل نیستند ولی‌ اگر در ایران کامل نباشی‌ و در سیاست باشی‌ می‌گویند خائنی و سرت میرود بالای دار. خوب در این وضع باید گفت کلمه خائن در گتمان سیاسی ایران کاملا بی‌ معناست. با احترام

Fred

Fred

درست میفرمایید، همانگونه که در فارسی از بسیاری واژه ها در محاوره روزمره سوء استفاده میشود از واژه خائن هم سوء استفاده میشود. من شخصاً از آن تنها و تنها زمانی استفاده میکنم که مدارک و اسناد به اندازه ای باشند که نادیده گرفتن آنها خود گول زدن باشد. شاهد مدعای من هم مطالبی است که در این چند سال در این سایت نوشته ام و اشتباه را مترادف خیانت قرار نداده ام.
در آمریکا بنا بر اسناد و شواهد "بندیک آرنولد" را بدون اغماض خائن خطاب میکنند، برای من و بر اساس اسناد تاریخی، حزب توده خائن بود و در چی منافع شوروی عمل میکرد. توجه بفرمایید عرض میکنم حزب و نه همه اعضاء آن که بدلیل آرمانهای مترقی بسیاری از بهترین های ایران زمانی عضو آن حزب بوده اند، با حقایق تاریخی باید بدون رودربایستی رو در رو شد.
خمینی جانی بالفطره بود؛ با یک نامه که متن آن موجود است فرمان قتل عام هزاران ایرانی اسیر ، هنوز رقم دقیق معلوم نیست، را داد و در دوران دولت میرحسین موسوی خامنه در ظرف چند روز آنها را در اسارتگاه ها قتل عام کردند. نمیشود برای نرنجاندن هواداران خمینی جانی و همدستان او منجمله میرحسین موسوی، خاتمی، رفسنجانی و خامنه ای و ... از گفتن این حقیقت تاریخی سر باز زد که اینکار ظلم مضاعف به قربانیان، بازماندگان قربانیان و ایران خانوم است. و از آن بدتر موجب آن میشود که همدستان در جنایت علیه بشریت میشوند رهبر "اصلاح طلبان" و داعیه داران آزادیخواهی و سر بلندی ایران و ایرانی.
اگر دقت کرده باشید من در گفتن حقیقت، حد اقل تا آنجا که برایم مُسلم شده، کوتاهی نمیکنم و شاه و شیخ و مجاهد و اصلاح طلب و مابقی برایم فرقی ندارند.
میبینم روزی را که تاریخ ایران هم مانند کشورهای پیشرفته نه مغرضانه و توسط فاتحان و رژیم حاکم بل، توسط محققین و متخصصین علم تاریخ با ارائه سند و مدرک نوشته شود. در آنوقت بسیاری از خائن ها تبرئه و استفاده بیجا از آن ار نه پایان یافته حداقل محدود میشود.
به شما اطمینان میدهم همانطور که در اشعار دیده ام وسواس خاصی در بکارگیری بجا و صحیح واژه ها دارید، من هم همین عادت را در استفاده از کلمات دارم.

خوش باشید و شعر هم گه گاهی بنویسید.

saboohi

saboohi

فرد جان، مشکلی که حزب توده درایران بوجود آورد بسیار بیشتر از اینست که تواینجا گفتی. فرهنگی که حزب توده بعد از سال 32 در ایران ایجاد کرد باعث بسیاری از فجایع تاریخی ما بوده. این حزب با اینجاد مباجث تئوریکی مانند دوران عصر باعث شد که جنبش چریکی ایران تحت تاثیر جنبش فلسطین به بیراهه برود و خمینی بتواند بر تکیه بر آنتی سمیتیسم همه اپوزسیون حتی آنهایینکه می توانستند در برابرش بایستند را مقهور کند. خلاصه اینکه مشکلات حزب توده ورای اینهاست که این جا ذکر شد. در یک کلام اینکه هنوز چپهای ما با آنکه به حزب توده فحش می دهند، اما در عمل مبانی تئوریک آن حزب لعنتی را در عمل با پشتیبانی از بنیادگرایی اسلامی در برابر بقول خودشان امپریالیسم، به اجرا در می آورند.

JahanshahRashidian3

Jahanshah Rashidian

جناب صبوحی، چه ارتباطی بین حزب توده و جنبش چریکی است؟ مگر جنبش چریکی در آمریکای جنوبی با برادر بزرگ حب توده دشمنی میکرد...؟ در خلاء ٣٢ تا ٤٩ حزب توده چه میکرد...؟چند جریان چپ امروز از خط "تودیی-اسلامی" دفاع میکنند؟
حقیقت این است که حزب توده ، اگر چه خود را چپ مینامید، ولی در اساس نماینده منافع مسکو در ایران بود. اگر حزب توده وجود نمیداشت، مسلمان قدرت های بزرگ طور دیگری یار گیری میکردند.

JahanshahRashidian3

Jahanshah Rashidian

.بر خورد با حزب توده از دو منظر است: ١- از منظر راست و چپ ستیزی که مورد علاقه من نیست
٢- از منظر تاریخی و جایگاه حزب توده در تاریخ معاصر، به ویژه در سالهای ٢٠، زمانی که استبداد دربار تعین کننده صحنه سیاسی ایران نبود..
حزب توده کار های فرهنگ، ترجمه، سندیکایی... زیاد کرد و حتی آنچنان نفز و محبوبیتی داشت که در مجلس حضور دشت و در کابینه قوام با ٤ وزیر شرکت کرد. مشکل اساسی حزب تبعیت ان از مسکو تا حد خیانت به مصالح ملی و حتی آرمان های چپ بود. اوج این خیانت همکاری حزب با رژیم اسلامی بود که هنوز لکه ننگ ان باقیست.

Fred

Fred

بر اساس اسناد منتشرۀ شوروی، ذره ای شک و تردید در اینکه حزب خائن توده پایبند اصول نبوده و تنها مأمور بوده و نوکر وجود ندارد.
هدف این چند سطر بازگویی آن حقیقت تاریخی نبوده که هرچه تتمه آن حزب خائن هم زور بزنند نمیتوانند حقیقت را تغییر دهند.
بسیار اعضاء شرافتمند آن حزب پس از آگاهی از حقیقت فوراً از آن جدا شدند و بسیاری هم در این باره گفته و نوشته اند، اگر تعدادی نوستالژی وار گرفتار آن حزب هستند بخودشان مربوط است.
غرض از این نوشته تأکید بر خطر پیروزی بدون پایبندی به اصول و اخلاق به هر قیمتی بود که برای نمونه رفتار حزب خائن توده، گیج الله های ملی-مذهبی، هواداران شارلاتان علی شریعتی مثال آورده شد.
اکنون هم همان قماش و طرز فکر در قبای "اصلاح طلب" اصول را قربانی امیالشان کرده اند.

Roozbeh_Gilani

Roozbeh_Gilani "Personal business must yield to collective interest."

Quite the contrary, Tudeh Party was indseed the first political party in Iran which brought women to the forefront of political activity, The late Maryam firooz the prime example of that. As someone who is indeed opposed to Tudeh Party's appeasement with islamist regime (for which it;s leadership and members paid the highest price...) I consider this kind of attack on Tudeh party nothing but an attack on socialist movement in Iran which in my honest opinion is the only movement within our country which is not only capable but also has the legitimacy to rescue our country out of the clutches of islamist Fascism.

MRX2412

MRX2412

you are kidding or what? what socialist movement and who are the leaders of this movement? and who ever they are, i feel sorry for them because people are so lazy in Iran that capitalism barely works there much less socialism....

Mehrban

Mehrban

باور نمیکنم که حزب توده از لحاظ اصولی زن ستیز بوده است.

Souri

Souri

Dear Mehrban:
You are a smart woman.

tehranEazad666

tehran e azad

حزب توده، كومو نيست ،مجاهدين واسلاميون باعث بدبختى ايران شدن

JahanshahRashidian3

Jahanshah Rashidian

من کمتر جریان چپی میشناسم که حزب توده را "چپ" بداند. این حزب قبل از هر قطب سیاسی- ایدولوژی ، یک بنگاه حرفه ای لابی گری و جاسوسی برای کار فرما بوده است . زمانی کار فرمای اصلی برادر بزرگ بود، اینک برای مافیای اصلاح طلبان حکومتی کار میکند و فردا ممکن است برای دیگری. خطر این حزب تنها خط اسلامی-تودهای ان است که هنوز رایج است وگر نه این حزب فرتوت تر و ناچیز تر از آنست که فعالیتی در صحنه سیاسی ایران داشته باشد.

faramarz

Faramarz

You are not going to get the old Tudeh-ei's to admit guilt and "eat crow"!

As one of their leaders Ali Khodaei said last year, their battle is with the west and what they call imperialism. That was their battle then and that's their battle now. The Iranian women are just the "road kill" in that battlefield.

These people were subdued for a while, but got energized when they saw the "Occupy Wall Street" movement. As it is customary with any opportunistic and reactionary force, they did not comprehend that the Occupy movement is a call for "correction/reform" within the capitalist/democratic societies, and not a demand for Communist dictatorship. Funny, how the Commies want Reform in Iran, but not in the west, nor under the late Shah; Selective Reformist or Revolutionaries, depending on which way the wind blows!

Here is that BBC interview with Tudeh-ei crowd that I posted recently.

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/01/120127_ptv_pargar_89.shtml

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

نمیدانم چرا این داریوش کریمی‌ این‌قدر راه دور میرود. این اصلاح طلبان بی‌ بی‌ فارسی‌ که همه یا مثل کریمی‌ آخوند زاده و اخوند منش هستند و یا مثل اربابانش صادق صبا و عنایت فانی توده‌ای نژاد و توده‌ای نهاد باید بیش اینها از منابع غنی داخلی‌ بی‌ بی‌ سی‌ فارسی بهره بگیرند. بجای اعضای پنل اول می‌‌بایست از آقایان فانی و صبا دعوت به عمل آورده که هم مقرون به صرف تر باشد و هم محصول خانگی.

Demo

Demo

دیروز دلتنگی از شاه و انقلاب (ببخشید عکس خوشگل) سفید و سیاش و اصلاحات فرضی اش بود و امروز نقل اعطای شاهانه!؟! حق رای دادنش به زنان و خیانت حزب توده. به گمان صحبت فردا از خلقت آدم و حوا خواهد بود و حال و حوش روده! ولی از بحث جدی گذشته اصلاحات سفید شاه (شاهی که وظیفه اش سلطنت بود و نه ایجاد انقلاب در حکومت استبدادی خودش!) شباهتی عجیب دارد به اصلاحات مورد در خواست انقلاب کنونی سبز ایران که به جای شاهی بودنش ولایی است و بجای تیشه زدن به ریشه بفکر سبزیکاری ساقه و برگهای درخت پوسیده دوران طلایی امام است! تسلیت