Advertise here

هیچ ~ پرناز پرتوی

Balatarin

کلام: نادر نادرپور ... دیگر نمانده هیچ به جز وحشت سکوت/ دیگر نمانده هیچ به جز آرزوی مرگ / خشم است و انتقام فرومانده در نگاه/ جسم است و جان کوفته در جستجوی مرگ / تنها شدم ، گریختم از خود ، گریختم / تا شاید این گریختنم زندگی دهد/ تنها شدم که مرگ اگر همتی کند/ شاید مرا رهایی ازین بندگی دهد/ تنها شدم که هیچ نپرسم نشان کس/ تنها شدم که هیچ نگیرم سراغ خویش/ دردا که این عجوزه ی جادوگر حیات/ بار دگر فریفت مرا با چراغ خویش/ اینک شب است و مرگ فراراه من هنوز/ آنگونه مانده است که نتوانمش شناخت/ اینک منم گریخته از بند زندگی/ با زندگی چگونه توانم دوباره ساخت

Balatarin

Comments 2 Pending 0

Sort comments:
maziar58

maziar 58 Maziar

Really such a lovely voice.
Thanks for posting.

Mehrban

Mehrban

A beautiful arrangement and voice. Lyrics are very sad but from one of our best contemporary poets. I love this song! Thank you for posting.