Advertise here

وبلاگ رسمی منصور اسانلو

فعال سندیکالیست هستم که بارها بدلیل مبارزات کارگری و تلاش برای احقاق حقوق کارگران شرکت واحد و اتوبوسرانی در زندان‌های نظام جمهوری اسلامی زندانی شده‌ ام برای روشن شدن اذهان عمومی می نویسم، بخصوص برای کارگران ایرانی وهمکاران شرکت واحدی که دستی برآورند و با تشکیل مجمع عمومی دوره دوم سندیکای کارگران شرکت واحد با ورود نسیمی تازه -فعالان جوان و باسواد به ... Read the full article...

Balatarin

Comments 21 Pending 0

Sort comments:
Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

منصور اسانلو / سخن سال نو
برای من، به عنوان فعالی که سال ها در راه احقاق حقوق همکاران خود در شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و سندیکای کارگران شرکت واحد تلاش کرده ام، موجب اندوه است که نوروز امسال را دور از وطنم و همکاران و همراهانم در این تلاش و خویشان و عزیزانم در ایران می گذرانم.
چنان که پیش از این شرح داده ام شرایط بسیار دشوار ادامه فعالیت در ایران و دورنمای اقدامات غیر قانونی مقام های امنیتی که، عملا امکان ادامه زندگی در ایران را از من سلب می کرد، سبب شد تا ایران را ترک کنم و تلاش های خود را در شرایطی تازه ادامه دهم.
اکنون لازم می دانم با بهره گیری از این فرصت برای تبریک فرارسیدن سال نو و بهار به همه دوستان و عزیزانی که یار و یاور من بوده اند و به ویژه به کارگران عزیز بار دیگر اعلام کنم که به عنوان زبانی برای بازگویی وضعیتی که بر کارگران ایران می گذرد، همچنان به تلاش خود ادامه خواهم داد.
متاسفانه چند هفته پیش ، هنگامی که برای شرح خروج خود از ایران با یکی از رسانه ها یعنی تلویزیون رها گفت و گو کردم، توضیحات این رسانه پس از گفت و گوی من این تصور را ایجاد کرد که من برای ادامه فعالیت به یک گروه یا تشکیلات خاص پیوسته ام. از این رو ضروری می دانم یادآور شوم، مطالبی که پیرامون پیوستن این جانب به تشکیلات وابسته به این تلویزیون و صاحب امتیاز آن به عنوان یک سازمان سیاسی منتشر شد، از نظر شخص من نتیجه ی سوءتفاهم در طی گفت و گو های مربوط به مصاحبه بوده است . همچنین تاکید می کنم که من هیچ گونه وابستگی و پیوستگی به هیچ حزب و تشکیلات سیاسی و رسانه ای ندارم .
امیدوارم سالِ پیشِ رو سالی باشد برای سخن گفتن بیشتر پیرامون آینده جنبش کارگران و زحمتکشان ایران و نقش و تاثیر گذاری سندیکاها و دیگر تشکل های کارگری آزاد ، مستقل و دموکراتیک از جمله تشکیل فدراسیون های دموکراتیک سراسری کارگران و سهمی که در تقویت جنبش آزادی و عدالت خواهی مردم ایران دارد.
منصور اسانلو
29/12/1391

faraway

faraway

Good to know. thanks for posting.

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

چرا مبارزه برای افزایش دستمزد و مزایا می تواند نقش عمده ای در ارتقاء جنبش عمومی کارگران بازی کند ؟
http://osanlou.blogspot.com/
در این وانفسا پراکندگی اجتماعی و بی سازمانی و تنها ماندن افراد بدترین وضعیست که هر هم وطن با آن روبه رو می شود، باید که تک تک ما با اعضای خانواده، همسایه ، دوستان، فامیل، همکاران، هم محلی ها، به گفتگو بنشینیم و درباره شرایطی که هر روز برای مردم عادی بدتر می شود و در این بین چند درصد رانت خواران و دلالان و سرمایه داران وابسته به حکومت سودهای میلیاردی می برند، مذاکره کنیم و راه های پیوستن به یکدیگر را با استفاده از تجربه های دیگر مردم در دیگر کشورها که شرایط بهتری پیدا کرده اند را مورد بررسی قرار دهیم. و راهکارهای عملی سازمان دهی و همبستگی را برای جلوگیری از بدتر شدن بحران پیدا کنیم و برای نجات زندگی و آینده خود و سرزمین مان بکوشیم.

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

اولین مصاحبه مطبوعاتی منصور اسانلو در اتحاد با موج سبز
امیر حسین جهانشاهی، بنیانگذار موج سبز در یک کنفرانس خبری که با شرکت نمایندگان رسانه‌های معتبر بین‌المللی در قلب لندن برگزار شد، منصور اسانلو از رهبران شناخته‌ شده جنبش کارگری ایران را برای اولین بار پس از خروج وی از کشور، معرفی کرد. وی همچنین اعلام کرد که آقای اسانلو پس از خروج از ایران در یک مکان امن و با حمایت و پشتیبانی «موج سبز» ماموریت مهم محول شده به ایشان را آغاز کرده است

طی سخنرانی آغازین که به صورت زنده توسط تلویزیون رها پوشش داده میشد، امیرحسین جهانشاهی گفت: به منظور ایجاد پیوند های لازم در جامعه کارگری ایران و آماده ساختن شرایط لازم برای رسیدن به اعتصابات عمومی و قیام ملی،‌از آقای منصور اسانلو خواسته ام تا مسئولیت اداره« ستاد هماهنگی فعالان کارگری» را بعهده بگیرند. مسئولیت اولیه آقای اسانلو، با توجه به سابقه و تجربیات ارزشمند ایشان، ایجاد هماهنگی میان اتحادیه های کارگری و گارگران رنجدیده و معترض کشورمان می‌باشد که باید برای دست یافتن به حقوق حقه خود، در وقت مقتضی، وارد صحنه عمل شوند

منصور اسانلو نیز در بخش پاسخ به سوالات خبرنگاران گفت: شرایط تغییر در ایران امروز وجود دارد چرا که در فضای داخل هرکسی میگوید باید کاری کنیم

اسانلو ضمن تشکر از حمایت‌های بین‌المللی که در سال‌های گذشته از او صورت گرفته گفت: در تمامی نظام‌های دیکتاتوری، جلب حمایت‌های بین‌المللی به مردم این دلگرمی را میدهد که رویای تغییر میتواند به واقعیت بدل شود

اسانلو افزود: در جامعه‌ای که امکان رشد نهادهای مستقل مدنی از مردم گرفته شده، مشکلات روی هم جمع میشوند و مانند سیلابی سدهای مقابل خود را در هم میشکنند. اما تنها از طریق سازماندهی و جلب حمایت‌های بین المللی‌ست که زنان و کارگران جوان میتوانند در شرایطی که امکان تغییر هست، به خواسته‌های عمومی خودشان برسند

پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۱
February 28, 2013

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

آسیب شناسی سندیکا میزگرد تلویزیون پیوند کارگری
۲۳ فوریه ۲۰۱۳ - آسیب شناسی سندیکا میزگرد تلویزیون پیوند کارگری
با حضور بهروز خباز.. فرخنده آشنا و مجید تمجیدی بخش اول
&list=FLrVCMDUuGvxH9p42XVBFrUA&index=2

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

درحاشیه عزل منصور اسانلو
این کمپین تا مغز استخوان ارتجاعی باید بدون اما و اگر محکوم شود!
مجید تمجیدی
--------------
هدف و تمرکز این نوشته آسیب شناسی سندیکای کارگران شرکت واحد و ارزیابی نکات مثبت و منفی این نهاد طی حیات چند ساله آن و یا ارزیابی از فعالیت ها و عملکرد اعضای هیئت مدیره از جمله ریئس مدیره آن یعنی منصور اسانلو نیست. تمرکز این نوشته بر موضوع هتک حرمت و زن ستیزی در کمپین ارتجاعی جاری است که علیه مریم ضیاء و منصور اسانلو برپا شده است.
جمهوری اسلامی ایران دارای اجزاء هویتی ارتجاعی متعددی است. هتک حرمت شهروندان و زن ستیزی آشکار دو جزء مهم هویتی این رژیم طی بیش از سی سال بوده است. اپوزیسیون آزادیخواه و برابری طلب جمهوری اسلامی در شفاف سازی هویت خویش از جمله با ارجعیت دادن به حفظ حرمت شهروندی و مقابله با توهین به کرامت انسانی و مبارزه برای تامین برابری جنسی به مقابله با این رژیم پرداخته است. این البته روی امید بخش این سکه است. روی تاسف بار و تاریک این سکه این است که جمهوری اسلامی موفق شده است ارزش ها و روش های ارتجاعی خویش را به ارزشها و روش های لایه های وسیع تری از مردم خارج از دایره حکومتی از جمله در میان کنشگران جنبش های اجتماعی تبدیل کند. بخشی از مردم بوِیژه آنجا که منافع شان تامین میشود به پاسداران این ارزش ها تبدیل میشوند. مردان نمونه برجسته این بخش از مردم اند. بخش اعظم مردان مخالف جمهوری اسلامی هستند اما همین ها وقتی پای منفعت شان بویژه در حوزه زندگی خصوصی پیش میاید مدافع دو آتشه ارزشها و قوانین ارتجاعی همین رژیم می شوند. بخش دیگری از مردم حساسیتی به عادی شدن این ارزشها و روشها در جامعه از خود نشان نمی دهند. استدلال شان نیز این است که جامعه عقب مانده است و و واکنش های عقب مانده عادی است و با اتخاذ این موضع انفعالی به عادی تر شدن بیشتر این ارزشها و شیوه ها و گسترش آن در جامعه یاری می رسانند. به نظر می رسد بخش بزرگی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی نیز به دلایل مختلف و عمدتا از سر مصلحت طلبی سیاسی و بخشا بدلیل فرصت طلبی سیاسی و حذف رقیب و مخالف با توسل به هر وسیله ای، حساسیتی نسبت به پاسداری از ارزش های ارتجاعی توسط افراد و سازمانهای خارج از حکومت نشان نمی دهند. چگونگی برخورد با کمپین ارتجاعی جاری علیه مریم ضیا و منصور اسانلو معیاری برای تشخیص موضع شفاف افراد و سازمانها در رابطه با این حوزه است.
دو پیش فرض غلط
به منظور جلب توجه به پیام اصلی این نوشته ضروری است که مقدمتا به دو پیش فرض غلط پرداخت:
پیش فرض اول
"مسائل سندیکای کارگران شرکت واحد مسائل داخلی آن است و نباید در آن دخالت کرد". این اسطوره ابداع سنت های حاشیه ای است و ربطی به سنت های اجتماعی ندارد. در تمام دنیا تشکلی که علنی فعالیت می کند نتیجتا خود را در معرض توجه، کنجکاوی، پژوهش، ارزیابی، قضاوت و نظردهی عمومی قرار میدهد. سندیکای کارگران شرکت واحد و فعالین آن نیز از این امر مستثنی نیستند. آرشیو کتابخانه های کارگری در کشورهای مختلف دنیا مملو از رساله ها، کتب و مقالات و اظهار نظرات متعدد عمدتا از جانب افراد، پژوهشگران، روزنامه نگاران و فعالین خارج از سندیکاها و اتحادیه ها و تشکل های کارگری است. بدرجه ای که دسترسی اعضای یک سازمان و تشکل کارگری و افکار عمومی به اتفاقات درونی آن سازمان بیشتر باشد احتمال آسیب و صدمه به آن حتی تحت یک رژیم سرکوبگر نیز کمتر و سلامت درونی آن بیشتر می شود.
پیش فرض دوم
"بخاطر شرایط امنیتی نمی شود همه مسائل داخلی سندیکا را گفت." عدم فعالیت شفاف و خودداری از گزارش دهی منظم به اعضا و اطلاع رسانی به افکار عمومی به بهانه شرایط امنیتی در شرایطی که وزارت اطلاعات بنا به گواهی خود فعالین سندیکا یک کنشگر در این روابط است فقط توجیه یک خطا است. اینکه ماموران وزارت اطلاعات با نام و نشان به فعالین سندیکا تلفن کرده و با دادن اطلاعات دقیق در مورد جلسات تعهدات در بازجویی ها و یا قرارداد بازگشت به کار را به آنان یادآوری کرده، آنان را از شرکت در فلان جلسه برحذر می دارند نشان می دهد که عدم گزارش دهی شفاف به اعضای سندیکا و افکار عمومی به بهانه رعایت مسائل امنیتی نیز توجیه سنت های حاشیه ای و یا از سر منفعت طلبی ابداع شده است. نمی شود کسی را بدون تفهیم اتهام به جرمی متهم کرد و پیش از فراهم کردن امکان دفاع جرم را جاری کرد و در مقابل خواست شفاف سازی به شرایط امنیتی پناه برد.
صورت مسئله
برای آن بخش از اپوزیسیون که بدلیل خفقان و یا عدم اطلاع از اصل موضوع تاکنون دانش کافی برای قضاوت نداشته است بطور کوتاه اصل موضوع معرفی میشود. چند ماهی است که کمپینی ارتجاعی و مردسالارانه در هتک حرمت مریم ضیاء و منصور اسانلو، مملو از تهدید و ارعاب، ابتدا در محافل مرتبط با فعالین سندیکای کارگران شرکت واحد و در ادامه با استفاده از پست الکترونیکی و در فضای مجازی در جریان است. مقدمتا در محافلی حول و حوش هیئت مدیره سندیکا در جلساتی به آقای اسانلو، بخشا در حضور مریم ضیاء، هشدار داده می شود که رابطه خود را با فعالین زن مرتبط با سندیکا بویژه خانم مریم ضیاء قطع کند. در ادامه اطلاعیه ای(1) با امضای تعدادی از فعالین کارگری و سندیکایی در سطح وسیع به پست های الکترونیکی ارسال میشود. در این اطلاعیه که مضمون آن از جمله در رسانه های جمهوری اسلامی از جمله سایت عصر امروز در اول بهمن ماه انعکاس یافت(2) مریم ضیاء به عنوان فردی که دچار اختلالات روحی و روانی و به طبع آن دچار مشکلات و اختلافات خانوادگی شده و منصور اسانلو به عنوان کسی که با سوء استفاده از شرایط روحی و مشکلات خانوادگی ایشان را بدون اجازه حیات غیبی (همسر سابق مریم ضیاء و از اعضای هیئت مدیره سندیکا) به جلسات مختلف می برده و با ایشان رابطه برقرار کرده است تصویر می شوند. این اطلاعیه که "برای تمامی نهادهای کارگری و حقوق بشری و سیاسی و دانشجویی و اتحادیه های کارگری ارسال می شود" ضمن رسانه ای و علنی کردن خروج غیر قانونی مریم ضیاء و منصور اسانلو از ایران تاکید می کند که "پناه دادن به نامردانی چون اسانلو و ضیا مساوی خیانت به همه فعالین مستقل کارگری می باشد"
متعاقب این اطلاعیه در دوم بهمن ماه اطلاعیه ای به امضای هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه خطاب به فدراسیون اتحادیه حمل و نقل منتشر می شود (3) که در آن خبرعزل منصور اسانلو از ریاست هیئت مدیره سندیکا "به علت انجام تخلفات متعدد و عدم پایبندی به تعهدات خود و نادیده گرفتن هشدارها و اعتراضات درونی سندیکا" اعلام می شود. در این اطلاعیه بدون مشخص کردن موارد اتهام با تعدیل در شیوه بیان مسئله عدم حمایت از منصور اسانلو مطرح میشود.
در ادامه آقای حیات غیبی، همسر سابق مریم ضیاء و عضو هیئت مدیره سندیکا با باز کردن وبلاگ شخصی با نام "زخمی"(4) با انتشار نامه های تهدیدآمیز از جمله خطاب به منصور اسانلو، مریم ضیاء و خانواده ضیاء با استفاده از ارتجاعی ترین ادبیات و با تکیه بر عدم تمکین خانم ضیاء در دوران زناشویی علاوه بر هتک حرمت شخصی و زیر پا گذاشتن ابتدایی ترین موازین انسانی و برشمردن جرائم اسانلو و خانم ضیاء از جمله خروج غیر قانونی از کشور و زیر پاگذاشتن و خیانت به منافع ملی بدلیل پناهنده شدن به کشورهای سرمایه داری و غیرو در مقام حاکم شرع حکم اعدام صادر آنان را صادر میکند.
انتظار از مدافعین ممنوعیت هتک حرمت ومنتقدین مردسالاری
اگر همه این سناریو به واکنش شخصی مرد ایرانی - اسلامی "زخمی" که "مایملک" خویش را توسط "سارقین" به تاراج رفته می پندارد محدود بود میشد به آن به عنوان نمونه سمبولیک و دریچه ای به بررسی کارکرد مردسالاری در جامعه ایران و عواقب خطرناک آن پرداخت که البته در جای خود مفید است. اما وقتی واکنشی به یک عمل جمعی تبدیل شده و کسانی در نقش کدخدا و قاضی شرع ظاهر می شوند و بر بستر یک کمپین ارتجاعی یاد اختلافات خود با اسانلو افتاده و فرصت را برای حذف رقیب مغتنم می شمارند معنای هر کنش و موضعگیری ابعاد وسیعتری یافته و شایسته پاسخ در همین ابعاد نیز هست.
در واکنش به هتک حرمت مریم ضیاء و منصور اسانلو و مقابله با مردسالاری عریان در وهله اول تمرکز بحث نباید سندیکای کارگران شرکت واحد باشد. به مسائل این سندیکا که سالها است گریبان آن را گرفته است، از جمله عدم شفاف سازی مالی، عدم گزارش دهی به اعضاء، نارسایی در اطلاع رسانی به افکار عمومی، تبدیل هیئت مدیره سندیکا به محافل شخصی، عدم برگزاری مجمع عمومی پس از گذشت چند سال، نقش اخراجها، ارعاب و تهدید مقامات امنیتی و اطلاعاتی رژیم، زندان و دستگیری، وضعیت معیشتی خانواده های فعالین اخراجی و زندانی، بازخریدها، دادن اتوبوس به بخشی از فعالین سندیکا، ساختار سندیکا و به دهها کمبود و خطا از جمله خطاهای منصور اسانلو با مسئولیت رئیس هیئت مدیره و خطاهای دیگر اعضای هیئت مدیره می توان و باید پرداخت. این را به پاس قدردانی از دو اعتصاب بزرگ این سندیکا، در ستایش جسارت برافراشتن عملی ایجاد تشکلات مستقل کارگری در ایران، به پاس قدردانی از آموزش هایی که فعالین این سندیکا طی این سالها به کارگران ایران داده اند و در ستایش مقاومت و فداکاری اعضای خانواده بزرگ سندیکا که هزینه بالایی در این مبارزات پرداخته اند مدیونیم. اما نور اصلی مباحث حول کمپین ارتجاعی علیه اسانلو و ضیاء عمدتا باید بر مسئله دفاع از کرامت انسانی و مقابله با اتهام زنی و مردسالاری عریان افشانده شود. مقابله با کمپین ارتجاعی نیز طبیعتا باید مستقل از صحت و سقم رابطه میان خانم ضیاء و آقای اسانلو و مستقل از ارزیابی نقاط مثبت و منفی سندیکای کارگران شرکت واحد به پیش رود.
روند عزل اسانلو از ریاست هیئت مدیره سندیکا با روند هتک حرمت اسانلو و مریم ضیاء و کمپین ضد زن علیه خانم ضیاء بشدت در هم تنیده اند. اعضای هیئت مدیره سندیکا این را بیش از هر کس دیگر می دانند. تلاش برای تهیه لیستی از خطاهای اسانلو مستقل از این روند به شفاف تر شدن مسئله کمکی نمی کند. اگر خطاهایی مبتنی بر اساسنامه و تعهدات درونی سندیکا از طرف هر یک از اعضای هیئت مدیره سندیکا انجام شده است مستقل از این پروسه قابل بررسی است. بار کردن این تخلفات بر روند شفاف سازی حول یک تصمیم معین بر متن یک روند معین اگر از سر فرصت طلبی و حذف رقیب نباشد کمکی به شفاف سازی روند یک تصمیم گیری سرنوشت ساز نمی کند . واقعیت این است که در این روند مردسالاری آشکاری خود را بروز داده است که نمی شود با هیچ استدلالی آن را لاپوشانی کرد. در اختلافات و رقابت های درونی هیئت مدیره سندیکا، متشکل از فقط مردان، زنی (همسر سابق یکی از اعضای هیئت مدیره سندیکا) به سوژه تبدیل شده است. این نه تنها پدیده غریب و ناآشنایی نیست بلکه سرنوشت روزمره زنانی است که در جنگ و رقابت میان مردان به عنوان ضعیف ترین حلقه سنگر مورد تعرض قرار می گیرند. در جامعه مردسالار زن مایملک مرد است و هویتی مستقل ندارد. خانم ضیاء هویت مستقلی مبنی بر فعالیت و مبارزه برای آزادی فعالین سندیکای شرکت واحد وقتی 500 نفر از آنان دستگیر شدند، داشتن نقش موثر در ایجاد شبکه خانواده های اعضای سندیکا وقتی که همه فعالین دستگیر شده بودند، مبارزه برای حقوق کودک و زن ندارد. هویت ایشان در سنت مردسالار تعلق ایشان به مرد است. در گذشته به حیات غیبی تعلق داشته اند و با قطع این رابطه مالکانه مرتکب خیانت شده و لایق سنگسار و اعدام است. اکنون اگر وارد رابطه ای هم شده باشد این رابطه ضعیف ترین سنگر مالک جدید است و با حمله به ایشان پیروزی بر مرد رقیب تامین می شود. در هر دو حالت ایشان قربانی و سوژه است و بازنده. این تصویر مردسالارانه از زن است و در نزاع مردانه این تصویر است که به ارتجاعی ترین شکل به اهتزاز در می آید. اگر فعالین کارگری و اعضای هیئت مدیره سندیکا از قباحت این تصویر به هراس نیافتاده اند این عمق و ریشه مند بودن مردسالاری در میان آنان را نشان میدهد. اگر برای توجیه عزل اسانلو اعضای هیئت مدیره بدنبال طولانی کردن لیست خطاهای ایشان هستند نشانگر سماجت و عمق مردسالاری در میان آنها است. اذعان به نقش مهم مردسالاری در این روند از طرف این فعالین البته شجاعت می خواهد.
جنبش و اپوزیسیون انتقادی ایران در سالهای انقلاب در میان هیاهوی ضد امپریالیستی صدای آزادیخواهانه فعالین معدود جنبش زنان را نشنید. جامعه ایران، بویژه میلیون ها دختر خردسال و جوان و زن، با حاکم شدن ارتجاعی ترین قوانین طی بیش از سی سال تاوان سنگینی برای این کوری و کری پرداختند. در فضای مردانه حفظ سندیکا به هر قیمتی نیز ممکن است کسانی کر و کور شوند. اما پرسش این است که آیا جنبش آزادیخواهانه اپوزیسیون در مبارزه علیه جمهوری اسلامی باز هم در رابطه با مردسالاری کر و کور خواهد شد؟ البته روی سخن این نوشته با سنت اپورتونیسم سیاسی که در هر مقطع و با توسل به هر وسیله به دنبال حذف رقیب است نیست. روی سخن این نوشته با آن بخش از اپوزیسیون است که عمیقا به خواست های آزادایخواهانه و انسانی که مطرح می کند معتقد و به آن متعهد است. از این بخش اپوزیسیون خواستار محکوم کردن بدون اما و اگر کمپین ارتجاعی علیه مریم ضیاء و منصور اسانلو درخواست بالایی نیست.

زیرنویس:
1) در اواخر دیماه اطلاعیه ای با امضای تعدادی از فعالین کارگری و سندیکایی به آدرسهای الکترونیکی افراد، نهادها و سازمانهای متعددی ارسال شده بود که در آن ضمن افشای خروج غیر قانونی مریم ضیاء و منصور اسانلو از کشور و وجود رابطه میان آن دو تاکید شده بود که "پناه دادن به نامردانی چون اسانلو و ضیا مساوی خیانت به همه فعالین مستقل کارگری می باشد"
2) www.asremrooz.ir
3) www.syndicavahed.asia
4) http://zakhmi2013.blogfa.com

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

اگر در ترکیه میزیستیم! ( در رابطه با معضل سندیکای شرکت واحد)
محمود قزوینی
February 12, 2013
پس از اطلاعیه دوم بهمن هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد جهت برکناری اسالو، صفی به عنوان مدافع اطلاعیه و عملکرد هیات مدیره ظاهر شده اند که استدلالها و توجیهاتشان از متن اطلاعیه هیات مدیره بدتر است. من و بسیاری دیگر از فعالین جنبش کارگری و سوسیالیستی ایران در نوشته هایی خواهان آن شدیم که هیات مدیره مسئولانه به مسئله برخورد کند و اشتباهات خود را برطرف کند، انرژی خود را صرف سر و سامان دادن تشکل کارگری، حالا چه در چهارچوب سندیکا و یا خارج از آن کند و آن اطلاعیه را برازنده سندیکای کارگران شرکت واحد ندانستیم.
من در مقاله ای خوشبینانه نوشتم، هیئت مدیره میتواند بر بحران غلبه کند، اما پیشرفت واقعه دارد خلاف این خوشبینی را نشان میدهد. صفی از مدافعان اطلاعیه سندیکای واحد با استدلالهای عجیب و غریبشان وارد میدان شده اند که دارند به تقویت اشتباه هیات مدیره میپردازند. تقویت این اشتباه هیات مدیره، فعالین سندیکا را در حرکتشان با تناقضات خرد کننده ای روبرو میسازد و آنها را بیشتر پراکنده میکند. روشن است که اتحاد هیات مدیره حول اطلاعیه برکناری اسالو ناپایدار است و به زودی میشکند. در فضایی که سندیکای شرکت واحد در اثر سرکوبهای مداوم از کارکرد خود جهت متحد و متشکل شدن کارگران خارج شده است، همین دفاعیات میتواند بر روحیه هیات مدیره تاثیر بگذارد و آنها به جای رفتن به طرف سر و سامان دادن به اتحاد کارگران و تصحیح اشتباه خود در صدور آن اطلاعیه، به عمیق تر شدن اشتباه شان بپردازند.
معضل پیش آمده در سندیکای شرکت واحد از اختناق جمهوری اسلامی برخاسته است. کافی است تصور شود که اگر ما در ترکیه میزیستیم و فعال کارگری و سیاسی ترک بودیم، آنوقت در میان صدها اتحادیه کوچک و بزرگ، در میان صدها معضل کوچک و بزرگ آنها و در میان صدها اسالو و شهابی و مددی، یک معضل هم شاید شبیه معضل سندیکای شرکت واحد بروز میکرد و ما با نیم نگاهی به آن، تا اندازه لازم به آن میپرداختیم. البته بعید میدانم اطلاعیه شوک آور هیات مدیره سندیکای شرکت واحد میتوانست جایی در میان معضلات سندیکاها در آنجا داشته باشد. چنین اطلاعیه ای نمیتوانست در کشوری که ذره ای آزادی سیاسی در آن وجود دارد سر بر بیاورد. چنین معضلاتی محصول اختناق هستند، در اختناق جمهوری اسلامی همه چیز ممکن است. تشکل توده ای که نتواند تشکل توده ای بودن خود را تولید و بازتولید کند، دیگر از کارکرد یک تشکل توده ای خارج میشود و اگر فعالین و رهبران آن این وضعیت را تشخیص ندهند و برای آن با توجه به وضعیت جدید چاره جویی نکنند، هر چیزی میتواند از آن سر بر بیاورد. و تشکل و فعالین آن، دیگر نه تنها با مسائل و مبارزات روزمره و آتی کارگران درگیر نمیشوند، بلکه درگیر مسائلی میشوند که به ضرر آن تشکل و فعالین آن و کل کارگران میباشد. اطلاعیه هیات مدیره سندیکای واحد نه محصول پیروزی جناح چپ بر راست است و نه محصول عملکردهای اسالو، بلکه محصول اختناق و شرائط روز سندیکاست.
در چنین شرائط ایجاد شده، میتوان بی مهابا سنگین ترین اتهامات را در انظار به افراد وارد کرد و در مقابل سوالات پیش آمده در افکار عمومی هم سکوت کرد. کارگران سندیکای واحد هم که حالا حالا ها فرصت تجمع ندارند تا خواستار پاسخگویی از عملکرد هیات مدیره منتخب 7 سال پیش خود شوند. تازه اختناق به آنها اجازه نمیدهد تا در این موردها فکر کنند. در شرائطی که چند روزنامه نگار ساده به اتهام ارتباط با اجانب و فعالیت برای بی بی سی و مطبوعات خارج از کشور و توطئه برعلیه امنیت ملی در زندان، نه آب خنک، بلکه در سلولهای انفرادی درفش داغ میخورند، فکرسوال و بازخواست در باره اطلاعیه و اتهامات هیات مدیره به رئیس سا بق هیئت مدیره، لوکس و مضحک به نظر میرسد. کسی برای چنین دموکراسی بازی خود و خانواده و اطرافیانش را به درد سر نمیاندازد و به مجمع عمومی نمیرود و اصلا به آن فکر نمیکند. در شرائط اختناق ایران نام چنین پروسه ای را البته میتوان مانند رفقای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری" دموکراسی شورایی" گذاشت. مگر نه اینکه کارگران شرکت واحد به دلیل سرکوبگری حتی نمیتوانند نام سندیکا را بر زبان جاری سازند، چه برسد به مسئله لوکس اطلاعیه شوک آور هیات مدیره، پس این را فقط میتوان یکنوع "دموکراسی شورایی" متناسب با کشوری دانست که در آن ولایت فقیه حاکم است. اگر در مکان و زمانی ولی فقیه حکم نمیکند، پس حتما دموکراسی شورایی برقرار است.
یک استدلال درخشان دیگر اطلاعیه هیات مدیره سندیکای شرکت واحد را پیروزی جناح چپ سندیکا بر راست سندیکا قلمداد کرده است. فقط در شرائط اختناقی مانند ایران میتوان اطلاعیه شوک آور و ناروشن هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد را، نشانه پیروزی " جناح چپ جنبش کارگری بر راست " آن نامید. جناح چپ بر راست پیروز شد و نشانه آن هم همین اطلاعیه درخشان هیات مدیره است که اسالو را به خیانت ابدی متهم کرده است. از این روشنتر نمیتوان در باره مبارزه و پیروزی جناح چپ جنبش کارگری بر راست آن استدلال کرد.
اقای اسالو امروز از کشور خارج شده است و برای ما سوسیالیستها در باره گرایش جنبشی او و اکثریت رهبران سندیکای شرکت واحد جای سوال نبوده است. آنها علارغم فعالیت ارزنده شان به جناح کارگران سوسیالیست رادیکال جنبش تعلق نداشته اند. اینکه اسالو امروز با توجه به فضای آزادی سیاسی در خارج کشور چه سمت و سویی میگیرد، مسئله ای کاملا باز است. چنانکه سرنوشت سیاسی و اجتماعی بقیه هم باز است. اما این ربطی به نبرد جناح چپ و راست در سندیکای شرکت واحد ندارد. تا امروز سندیکا و فعالین آن امکان موضع گیریی در باره مسائل سیاسی استراتژیک را نداشته اند، اما در مبارزات روزمره شان اسالو حداقل در صف طرفداران استفاده از اهرم اعتصاب قرار داشته و رهبران شاخصی که در هیات مدیره هستند، جناح محافظه کار سندیکا را در حرکت اعتصابی تشکیل میداده اند و بنا بر گزارش سالیانه اسالو تحت فشار فعالین و کارگران تن به برگزاری دو باراعتصاب داده اند. معلوم نیست مبارزه جناحها در سندیکا که در پس اطلاعیه بروز کرده است از کجا نشات گرفته است.
یک نشانه دیگر پیروزی چپ بر راست را وجود عناصری در هیات مدیره میدانند که گویا دعوا با سولیداریته سنتر و تاثیرات آن را جدی گرفته اند. همین خود نشانه دیگری از چپ بودن هیات مدیره در مقابل اقای اسالو تلقی میشود. بنا بر افواه جمعی کاشفین توطئه های سولیداریته سنتر در خارج کشور، گویا سولیداریته سنتر میخواهد توسط عناصر ایرانی اش شبانه پولی را به خانواده های فعالین کارگری زندانی برساند که باید با تمام وجود از آن جلوگیری کرد. میگویند رساندن مخفیانه پول به خانواده های کارگران زندانی برای اغفال کارگران بوده است. بنا بر این تئوری، سولیداریته سنتر بدون نام ونشانی از خود میخواست کارگران را اغفال کند! نه دهنده و نه گیرنده این پول که بنا بر سناریوی رابین هودی فقط برای یکبار اتفاق افتاده است هم روشن نیست. سولیداریته سنتر در این سناریو نقش آدم خیرخواه گمنامی مانند رابین هود را بازی میکند.
همه این را میدانند که سولیداریته سنتر جدا از ماهیت آن یک تشکل علنی است و تاثیرگذاری آن هم بدون اهرمهای علنی مانند مطبوعات و رادیو تلویزیون و ارتباطات علنی و شخصیتهایی که علنا و رسما از آن و از کمکهای مالی و غیر مالی و سیاستهای آن دفاع کنند، ممکن نیست. سولیدایته سنتر نمیتواند خوبی کند و در دجله اندازد، کمک مالی کند و حتی اسمی از آن در میان نباشد. اما "مبارزین" خیلی کارگری ما با طرحهای جانی دالری که توسط اقایی به نام وارتان از آلمان کشف شده بود توانستند مدال نمایندگی سولیداریته سنتر را به زور به گردن آقای مهدی کوهستانی آویزان کنند و او بنابر این سناریو گویا یکبار میخواست پولی را مخفیانه از طرف سولیداریته سنتر بدست برخی از فعالین کارگری زندانی برساند و نقش رابین هود در ان سناریو به او واگذار شده بود. برای این سناریو چند سالی است در محافل به اصطلاح کارگری داستان نویسی میشود. آقای مهدی کوهستانی به این دلیل توسط یک محفل که در نشریه شان به راحتی احزاب چپ اپوزیسیون ایرانی را متهم به استفاده از "شکل" اسرائیل برای راه اندازی تلویزیون و فعالیتهایشان کرده اند، عنوان مزدور سولیداریته سنتر را گرفته است. سناریوی دایی جان ناپلئونی آقای وارتان هم به اندازه همان ادعای او حقیقی است که مخالفین خود از احزاب چپ را در همان سخنرانی اش بدون ذره ای شرم متهم کرده که "طبل رسوایی کمک مالی از اسرائیل گرفتنانشان به سر بام افتاده". ادعایی که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی برای همه مخالفینش بدون استثناء بکار میبرد. عملیات جن گیری در باره سولیداریته سنتر و بقیه اتهامات این محافل هماهنقدر واقعی است که تئوری نتوتوده ایسم و همکاری با پلیس جمهوری اسلامی توسط محفل مقابلشان به آنها.
البته از آنجا که آقای قراگوزلو که معرف همه است و بیش از دویست مقاله و کتاب در وصف خصائل پیامبران و امامان و مسئولین رژیم و پیروزی جناح چپ و اصلاح طلب رژیم بر راست و محافظه کار و یا برعکس قلمفرسایی کرده است و روحی مانند سنگ پای قزوین دارد، عملیات نفوذی شیطان بزرگ را تایید کرده است، ما هم باید این ادعاها را دربست بپذیریم. با عنوان معاونت دانشگاهی در رژیم اسلامی و با آن مقالات درخشانش در روزنامه ها، فکر میکند قاضی و دادستان خوبی هم برای قضاوت در باره وابستگی جریانات چپ و غیر چپ به شیطان بزرگ و معضل سندیکای شرکت واحد شده است. و واقعا فقط در شرائط اختناق ایران چنین شعبده بازیهایی به نام مبارزه کارگری ممکن است و در این شعبده بازیها آقایانی مانند قراگوزلوها جلودار صحنه هستند.
جای تاسف است، اگر در میان رهبران سندیکای شرکت واحد کسانی باشند که چنین بازیهای برخی محافل در خارج کشور را جدی بگیرند و ذهن و پراتیک خود را مثلا صرف جن گیری عناصر سولیداریته سنتر کنند، قراگوزلوها را میداندار صحنه کنند و این را نشانه رادیکالیسم خود بدانند.
همه ما از فعالین کارگری شرکت واحد و کمیته هماهنگی تا دهها و صدها فعال کارگری و سوسیالیست متشکل و غیر متشکل، باید به جای درگیر شدن در این بازیها، به رهبران سندیکاهای کارگری تونس نگاه کنیم که در مقابل ترور یک عنصر نیمه چپ، آقای شکری بلعید که نشانه بارز او نه دفاع از منافع کارگران، بلکه تنها جدایی دین از دولت و خواست سکولاریسم بوده است، جامعه را به " آشوب" کشیدند و فراخوان اعتصاب عمومی دادند. کارگران تونس منفعت خود را خوب تشخیص داده اند و به عملی بزرگ دست زده اند. قدرتمندی و توان ما نیز امروز در سر و سامان دادن به خود و فکر و نقشه برای فردایی است که حتی از رهبران کارگری تونس پیشقدم تر باشیم و نه صرف انرژی برای مباحث بیحاصل و جن گیریی در باره عناصر سولیداریته سنتر.
اگر در ترکیه میزیستیم، نه از اطلاعیه ای مانند اطلاعیه سندیکای شرکت واحد خبری بود و نه از قراگوزلوها. همان روزنه های کوچک آزادیهای سیاسی در ترکیه موجب میشد تا سندیکا، سندیکا باشد و قراگوزلو، قراگوزلو و اسالو، اسالو. اما در شرائط اختناق ایران همه چیز میتواند رنگی دیگر به خود بگیرد

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

جلب حمایت بین المللی از سندیکای کارگران شرکت واحد وظیفه ماست


اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران: در رابطه با مسائل مرتبط با سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه که پس از اطلاعیه برکناری آقای منصور اسانلو از ریاست هیئت مدیره این سندیکا پیش آمده است، اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران لازم می داند اعلام کند، جدا از ملاحظاتی که در مورد شیوه بیان، لحن و ناروشنی های اطلاعیه سندیکا در مورد برکناری آقای اسانلو وجود دارد، اتحاد بین المللی به حق هیئت مدیره سندیکای واحد به عنوان یک تشکل مستقل کارگری در ایران برای تصمیم گیری در امور داخلی خود احترام میگذارد و کماکان همچون سالیان گذشته به جلب حمایت بین المللی کارگری از مبارزات و حقوق سندیکای کارگران شرکت واحد و کلیه فعالین و تشکلات مستقل کارگری در ایران ادامه خواهد داد. امیدواریم که هیئت مدیره و فعالین و کلیه اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد بتوانند با درایت، پشتکار و فعالیتهای شفاف بر مبنای منفعت طبقاتی کارگران بر هر گونه مشکلات داخلی سندیکا غلبه کنند.

ما همچنین از آقای منصور اسانلو به عنوان یکی از فعالین سرشناس جنبش کارگری ایران به خاطر مبارزات و از خود گذشتگی های ایشان در سال های گذشته قدردانی می کنیم و برایشان در هر جای دنیا که باشند آرزوی موفقیت و سربلندی داریم.

هفتم فوریه

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

This comment was removed by the Iranian.com Staff for violating our Commenting Standards

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

همایون جابری: اینکه خواستی بگویی که بسیاری از فعالین سندیکا عملا نمیتوانند شما را عزل کنند چون در جلسات نیامده اند دیگر چه حرفی است؟ مگر شما کنترل رهبری داشتید درون زندان و مانند جریانات چریکی از طریق رهنمود فعالیت سندیکا را کنترل میکردید که رئیس بودن را حق خود میدانید که عضو بودن را حق آنها نمیدانید؟ ...
بگذار منصور اسالو سخن بگوید
همایون جابری
پس از نگارش متن فرجام یک غرور فرصتی پیدا شد تا نکته نظر منتقدین و مخصوصا دوستان و همکاران خود را جویا شوم ، مسلما دوستان داخل کشور با فشارهای ناشی از سوی دولت حرفهایشان را بیشتر با محتاطی بیان میکردند. ولی خوشبختانه از طریق فیسبوک ، اسکایپ و ای میل تا حدودی نظرات دوستان را دریافتم و بحث خود را تمام شده میدانستم تا اینکه مطلب آقای قراگوزلو و وبلاگ منصور اسالو نگذاشت که سکوت کنم، بخصوص همسرم چنان بهم ریخته که میگوید :چگونه میشود کسی با دوستان خودش که ساعتها برایش بازجویی پس داده اند اینچنین حرمت شکنی کند؟
افراد زیادی در این مدت کوتاه مطلب نوشته اند ولی نکاتی که واقعا نشان از شناخت از شرایط سندیکا و مشکلات آنها باشد را نمیتوان در مطالبشان دید و واقعا سوال اینجاست که چگونه نهادهای ایرانی با داشتن سابقه هشتاد ساله و جریانات بسیاری مانند فدایی ، مجاهد، پیکار، حزب کمونیست ، رزمندگان و تشکلات مستقل کارگری در زمینه سیاست و جنبش کارگری ایران سکوت کرده اند ولی این نظریه پردازان در خارج میتوانند و متعلق به یک گرایش سیاسی بخود اجازه دهند و بگویند که از حق منصور اسالو باید دفاع کرد و یا دست دستگاهی امنیتی در کار است؟ چگونه است که حق آقای اسالو مهم شده است ولی حق کسانی که آقای اسالو به آنها تهمت میزند مهم نیست؟ اینکه بحث و گفتمان کارگری تولید شود کاری است پسندیده اما نه به شرط اینکه کسی را که در ایران مبارزه میکند را شرایط اش را ندیده گرفت و یک طرفه به قاضی رفت.
منصور اسالو در اقدامی که البته بیش از این هم انتظار نمیرفت وبلاگ جدیدی را راه اندازی کرد. که میتوانست شروع خوبی باشد و حسن نیت خود را به سندیکا نشان دهد و با نشانه گیری دولت جمهوری اسلامی نشان که چه مشکلات غیر گفتنی در مقابل سندیکا قرار دارد و تا میتوانست از اعضاء سندیکای کارگران تعریف کند ! و نشان دهد که در ره عشق ات ای صنم شیفته بلا منم ، اما در دو گزارش متفاوت که بنظر میرسد یکی است اما در اولی به شرایط و مشکلات سندیکا پرداخت (هرانا) ولی بعد از بیرون آمدن اطلاعیه آی تی اف با اضافه کردن بخش های به گزارش اول در وبلاگ خودش یک تسویه حساب بی ارزش با همکاران خودش کرد گه اگر اعتباری در میان فعالین کارگری در ایران داشت آنهم به باد رفت. بماند که اگر به نظر من نامی از ابراهیم مددی و رضا شهابی هم به میان میاورد.ما را از قرار دادن اسم این دونفر در پرانتز همه سندیکای واحد بجز(....و....)معاف میکرد.
آقای اسالو مگر فعالین سندیکا قبل از ورودشان به کار سندیکای راههای مبارزه در زیر شکنجه را آموخته بودند و یا ما کلاسهای چگونه برخورد با نیروهای امنیتی داشتیم و آیا اصلا فعالیت ما سیاسی بودیم که شما اینطور وانمود کردید که اطلاعات خواسته و غیره. این حرفها را اگر کسی میزد که خودش با بازجو روبرو نشده بود قابل فهم بود ولی شما چرا؟ مگر ساعتها بازجویی و وادار کردن هر کدام از ما به کار ناکرده کم اتفاق افتاده بود؟ شما که میدانید که تمامی ما زنان جوان داشتیم و بعضی از ما حتی دختر جوان و میدانید در زمان بازجویی با متلک های اینطوری که شما میدانید که برادران از دختر ده دوازده ساله بدشان نمی آید، کاری میکنیم که زنت ازت طلاق بگیرد، تمام فامیل را ازت فراری میدهیم و در رابطه با آخرین دستگیری خودت در اتوبوس یادت هست که چگونه کتک ات میزدند و میگفتند که مواد فروش است. چرا میخواهی نشان دهی دست اطلاعات در کار است، آیا این نوع کار در جنبش سیاسی کارگری کم اتفاق افتاده است که شما آنرا تکرار میکنید، فرق شما با علی نجاتی این است که ایشان شرافتمندانه کار دوستان خود را پذیرفت ولی شما میخواهی تسویه حساب کنی که دودش توی چشم جنبش کارگری میرود نه خودت و تاریخ بعدا این عمل شما را قضاوت خواهد کرد.شاید گرفتن کمک مالی در ابتدا بسیار مهم بودو شما خواستار آن بودید (نقل قول از منصور اسالو:اگر شیطان هم به سندیکا کمک مالی بکند رد نخواهم کرد)کمکی که به شما شخصا"شد در مقابل سندیکا و اعضای آن بسیار چشمگیر بود.
این پول نذری که جنبش کارگری رو به طفیلی تبدیلکرد تا به جایی رساند که کم نیستن آدمهایی که دیگر حاضر به کارکردن نیستند و با این پول نذری امرار معاش کنند.اعضای سندیکای واحد اگر به کسی کمکی نکرده اند کمکی هم نگرفته اند..
اینکه خواستی بگویی که بسیاری از فعالین سندیکا عملا نمیتوانند شما را عزل کنند چون در جلسات نیامده اند دیگر چه حرفی است؟ مگر شما کنترل رهبری داشتید درون زندان و مانند جریانات چریکی از طریق رهنمود فعالیت سندیکا را کنترل میکردید که رئیس بودن را حق خود میدانید که عضو بودن را حق آنها نمیدانید؟
مگر زمانیکه که آقای رضوی از صندوق داری سندیکا کنار گذاشته شد ایشان اینهمه شلوغ کاری کردند که شما انتظار دارید که سندیکا قباله اش را دست شما بدهد و بروید و با هر که خواستید نشست و برخاست کنید و در جهت سیاست خواستی برنامه ریزی کنید بغیر از فعالیت سندیکای؟
از سفر لندن که بازگشتید(تیرماه هشتادو شش)آنچنان غرق در خودبینی شدید که فریاد زدی:اگرتمام اعضائ سندیکا کناره گیری کنند من خودم یک سندیکای یک نفره تشکیل میدهم!!!برای شما اشتیاق کارگر تعمیرگاه شرکت واحد مهم نبود که حقوق یک روزکاریش را برایتان دسته گلی خریده بود و قامت بلندش را برای بوسیدن دست شما در سالن انتظار فرودگاه مهرآباد خم کرد.
شما آنچنان این سندیکا را از خود میدانستید که حتی در زمانیکه از زندان به بیمارستان آورده شدید برای عمل چشم شروع کردید به داد و هوار که تنها عروستان میتواند نماینده شما با سندیکاهای جهانی باشد نه افراد سندیکا و یادتان هست که اعضای هیئت مدیره به شما چه گفتند و بماند که اگر عروستان را نتوانستید جا بیندازید، کسی را نماینده کردید که چه بلای سر شما آورده است و شما اگر او را در کنار خود داشتید حتما وبلاگتان را انگلیسی میکردید و ایشان هم از نهادهای که با آنها کار میکند بودجه عظیم میگرفت و چند نفر را استخدام میکرد که گفته هایتان را در کمترین زمان به انگلیسی ترجمه کنند و در وبلاگ نه در سایت شخصی اتان بگذارید!!! که در زمان مناسب خود سندیکا به ایشان هم میپردازد و نشان میدهد که اشتباه اساسی شما از کجا شروع شد ، و چرا بجای کار سندیکای بیشترین وقت خودت را با از ما بهترون ایشان میگذاشتید. البته کم نیستند گروههای که فکر میکنند با حمایت از شما در این دوره شاید شما را بعضویت خودشان در آورند، یک پست مشاور کمیته مرکزی یا حتی خود کمیته مرکزی، ولی شمای که ما میشناسیم برای همه آنها برنامه دارید و زمان ثابت خواهد کرد همان کاری را با شما میکنند که با دوستان دیگر خود کردند، سیاست در خارج نه دوست دائم دارد و نه دشمن ثابت
شما میدانیند که اگر در رابطه با آقای مددی سکوت کردید شاید ایشان را هم به سکوت وادار کنید ولی این را بدانید که ایشان بر سر اصول میماند و برخلاف خوتان که نوشته اید که توافق آزادی شما شد ولی ایشان هم میتوانست بعد از سه روز بماند و نرود زندان ولی رفت و مانند نسرین ستوده کاری ستودنی از خود نشان داد و سندیکا را پای رفقات دیرینه با شما به باد نمیدهد و بر سر اصول سندیکای خود میماند
مطلبی رو هم به قلم آقای(محمد قراگوزلو)در دفاع از سندیکای واحد یافتم:سندیکای واحد یک گام به پیش
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=50647
ایشان از جنس جنبش اجتماعی ما نیست و مانند کسی است که رفت وسط دو پاسبان و گفت من را کجا میبرید معلوم نیست چرا به خود اجازه داده است در رابطه با سندیکا بنویسد، شاید یک عکس هم با منصور اسالو دارد که ما نمیدانیم و عیادت ایشان در بیمارستان هم رفته است، ما که ایشان را در هیچ گلگشت، پارک چیتگر و تظاهرات اول ماه می هشتاد وهشت پارک لاله ندیدم . والا ایشان میدانست افراد مستعد زیادی هستند که میتوانستد بجای ایشان نظر بدهند ولی از یک عبارت من استفاده کرده اند که یک مسئله دیگری را نشان بدهند و یک ادعای بی اساس را مطرح کنند. عنایت نموده و منصور اسالو را به لخ والسا تشبیه نمودهاند , و عبارت حضرت رو هم برای نام لخ والسا به کار برده!
جناب آقای محمد قراگوزلو من هیچ موقع نظرم این نبود که اسالو مانند لخ والسا است ، موضوعی که واقعا خنده دار بنظر میرسد، تفاوت جنبش لهستان دهه هشتاد و جامعه ایران یک تفاوت بنیادی است ، جنبش لهستان یک جنبش کاتولیکی مذهبی (باور به مالکیت خصوصی) که پشتوانه ژان پل دوم را داشت ، بسیار ضد روس و از همه مهمتر اساسا با تفکر اشتراکی مخالف بودند. حال بماند که چگونه فشار اقتصادی و استبداد و افزایش قیمتها در دهه هفتاد و هشتاد این مبارزه را رشد داد و به آنجا رساند
یادآوری این نکته بد نیست ، میشود با اسالو مخالف بود ولی باید پذیرفت برخلاف شما که در زمان فروپاشی بلوک شرق نامه روح الله خمینی و یا به قلم شما(امام) به گوروباچف را تایید میکردید، اسالو و اسالوها در ایران یک لحظه نه تنها خوشحال نبودند بلکه اشک میرختند برای از بین رفتن آن بنیادها و شاید شما در همان زمانها از آقای جاسبی برای ریاست جمهوری حمایت میکردید که دانشگاه آزاد را تبلیغ میکرد و جاده صاف خصوصی سازی علم و صنعت بود ولی امثال اسالو برای عدالت اجتماعی مبارزه میکردند و اگر کسی حامی لخ والسا ها باشد این شما ها بودید که نفی عدالت و آوردن مذهب در ایران را خواهان بودبد و هستید ، تمام حرف این است و شما نمیتوانید به اسالو این برچسب ها را بزنید. هنوز تمامی جریانات اپوزیسیون هشتاد ساله ایران از مذهبی اش گرفته مانند مجاهد تا چپ ترین اش مرام اشتراکی را اعتقاد دارند و از زمان قانون ضد اشتراکی هزارو سیصد و ده رضا شاه تا قانون پانصدو ده حکومت اسلامی همه مبارزه اشان بر علیه تفکر اشتراکی است که شما هم زیاد از آن دور نیستید
در حالی که اسالو کارگری برخواسته از تودهء مردم بود.آنجایی که من نقل قول ایشان را ذکر کردم:(ما انقلاب نکردیم که....)نه منظور این باشد که اسالو و همکارانش با حکومت اسلامی رابطه ای دارند و در این کش و قوس هر بی سروپایی برکناری منصور اسالو را به نفوذ جمهوری اسلامی در سندیکا منصوب کند.اسالو مغرور انعکاس چهره اش دررسانه های ضد مردمی ایران نظیر صدای آمریکا و نشر نامش در سایت هایی نظیر هرانا بود.امروز در ایران متولیان انقلاب هر روز انگشت به دهان از آنچه که کرده اند مانده اند.
انتقاد ما به اسالو این است که زیاد دل در گرو شیفتگان ریاست جمهوری های مانند کروبی نده و خودت هم اگر در ایران این آرزو را داشتی که بتوانی همانند آنها یک روز رئیس جمهور شوی دیگر از سرت دور کن و با این وبلگ هم ما را یاد جمله معروف انداختی
از درختان جنگل سوال شد : شما با این همه عظمت چرا از تکه آهنی به نام تبر می رنجید؟
گفتند: رنج ما از تبر نیست از دستهء آن است که از جنس خود ماست!
سیزدهم بهمن ماه نود ویک خورشیدی
همایون جابری/عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی طهران و حومه

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

گفت و گوهای کارگری، شنبه 26 ژانویه؛
ملاحظاتی پیرامون ابهامات موجود در اطلاعیۀ سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه؛در گفت و گو با محمود صالحی و فرخنده آشنا
http://www.etehadbinalmelali.com/soti/7_bahman_ghofte_ghohaye_kargari26jan.mp3" target="blank">http://www.etehadbinalmelali.com/soti/7_bahman_ghofte_ghohaye_kargari26jan.mp3
------------------------------
http://www.etehadbinalmelali.com/