Advertise here

وبلاگ رسمی منصور اسانلو

فعال سندیکالیست هستم که بارها بدلیل مبارزات کارگری و تلاش برای احقاق حقوق کارگران شرکت واحد و اتوبوسرانی در زندان‌های نظام جمهوری اسلامی زندانی شده‌ ام برای روشن شدن اذهان عمومی می نویسم، بخصوص برای کارگران ایرانی وهمکاران شرکت واحدی که دستی برآورند و با تشکیل مجمع عمومی دوره دوم سندیکای کارگران شرکت واحد با ورود نسیمی تازه -فعالان جوان و باسواد به سطح رهبری این تشکل که با خون دل و به قیمت جان و زندان آن را تشکیل داده ایم، تازگی و مدرنیسم را به کالبد این سندیکای مست ... Continue reading »

Balatarin

Comments 19 Pending 0

Sort comments:
Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

گفت و گوهای کارگری، شنبه 26 ژانویه؛
ملاحظاتی پیرامون ابهامات موجود در اطلاعیۀ سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه؛در گفت و گو با محمود صالحی و فرخنده آشنا
http://www.etehadbinalmelali.com/soti/7_bahman_ghofte_ghohaye_kargari26jan.mp3" target="blank">http://www.etehadbinalmelali.com/soti/7_bahman_ghofte_ghohaye_kargari26jan.mp3
------------------------------
http://www.etehadbinalmelali.com/

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

هیات مدیره سندیکای
کارگران شرکت واحد میتواند بر بحران غلبه کند!

محمود قزوینی
------------------------------
جبران یک اشتباه
هیات مدیره سندیکای شرکت واحد در اطلاعیه دوم بهمن ۹۱ خود، به برکناری اسالو اقدام نمود. اگر این برکناری، یک برکناری عادی بود، کمتر انتقاد و اعتراضی را برمیانگیخت. اما نامتعارف بودن و حرمت شکنی از شخص اسالو در انظار عموم، به حق اعتراضات و انتقادات زیادی را برانگیخت. برکناری ریاست هیات مدیره در حوزه اختیارات هیئت مدیره است، اما اطلاعیه هیات مدیره سندیکای واحد در برکناری اسالو از چند نظر اشکال داشته است.
......................
مروز رهبران و فعالین شرکت واحد، بخصوص هیات مدیره سندیکای شرکت واحد که مسئولیت رهبری سندیکا را به عهده دارد، باید به سمت محکم کردن رابطه فعالین با توده کارگران برود. برای این استحکام تجربه سندیکاهای استقرار یافته با مجمع عمومی اعضاء و کارکرد متعارف یک سندیکا در شرائط آزاد، کمکی به هیات مدیره و فعالین سندیکا نمیکند. سندیکا باید بر فعالین و کادرهای مجرب خود که مورد اعتماد توده های کارگر هستند تکیه کند و مجمع عمومی سندیکا در شرائط امروز باید مجمع عمومی همین نمایندگان و فعالین باشد. امروز پراتیک سندیکا بیانگر موجودیت و دموکراسی درونی آن است و نه مجمع عمومی اعضاء.
با رفتن به این سمت و با دوری از اظهار وجودهای گاها غیر ضروری کاغذی، سندیکا میتواند گامهایی به سمت خروج از بحران بردارد.
به امید اینکه هیات مدیره سندیکا با درایت بتواند سندیکا را از این مرحله عبور دهد.
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=50692

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

چرا مبارزه برای افزایش دستمزد و مزایا می تواند نقش عمده ای در ارتقاء جنبش عمومی کارگران بازی کند ؟
http://osanlou.blogspot.com/
در این وانفسا پراکندگی اجتماعی و بی سازمانی و تنها ماندن افراد بدترین وضعیست که هر هم وطن با آن روبه رو می شود، باید که تک تک ما با اعضای خانواده، همسایه ، دوستان، فامیل، همکاران، هم محلی ها، به گفتگو بنشینیم و درباره شرایطی که هر روز برای مردم عادی بدتر می شود و در این بین چند درصد رانت خواران و دلالان و سرمایه داران وابسته به حکومت سودهای میلیاردی می برند، مذاکره کنیم و راه های پیوستن به یکدیگر را با استفاده از تجربه های دیگر مردم در دیگر کشورها که شرایط بهتری پیدا کرده اند را مورد بررسی قرار دهیم. و راهکارهای عملی سازمان دهی و همبستگی را برای جلوگیری از بدتر شدن بحران پیدا کنیم و برای نجات زندگی و آینده خود و سرزمین مان بکوشیم.

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

منصور اسانلو / سخن سال نو
برای من، به عنوان فعالی که سال ها در راه احقاق حقوق همکاران خود در شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و سندیکای کارگران شرکت واحد تلاش کرده ام، موجب اندوه است که نوروز امسال را دور از وطنم و همکاران و همراهانم در این تلاش و خویشان و عزیزانم در ایران می گذرانم.
چنان که پیش از این شرح داده ام شرایط بسیار دشوار ادامه فعالیت در ایران و دورنمای اقدامات غیر قانونی مقام های امنیتی که، عملا امکان ادامه زندگی در ایران را از من سلب می کرد، سبب شد تا ایران را ترک کنم و تلاش های خود را در شرایطی تازه ادامه دهم.
اکنون لازم می دانم با بهره گیری از این فرصت برای تبریک فرارسیدن سال نو و بهار به همه دوستان و عزیزانی که یار و یاور من بوده اند و به ویژه به کارگران عزیز بار دیگر اعلام کنم که به عنوان زبانی برای بازگویی وضعیتی که بر کارگران ایران می گذرد، همچنان به تلاش خود ادامه خواهم داد.
متاسفانه چند هفته پیش ، هنگامی که برای شرح خروج خود از ایران با یکی از رسانه ها یعنی تلویزیون رها گفت و گو کردم، توضیحات این رسانه پس از گفت و گوی من این تصور را ایجاد کرد که من برای ادامه فعالیت به یک گروه یا تشکیلات خاص پیوسته ام. از این رو ضروری می دانم یادآور شوم، مطالبی که پیرامون پیوستن این جانب به تشکیلات وابسته به این تلویزیون و صاحب امتیاز آن به عنوان یک سازمان سیاسی منتشر شد، از نظر شخص من نتیجه ی سوءتفاهم در طی گفت و گو های مربوط به مصاحبه بوده است . همچنین تاکید می کنم که من هیچ گونه وابستگی و پیوستگی به هیچ حزب و تشکیلات سیاسی و رسانه ای ندارم .
امیدوارم سالِ پیشِ رو سالی باشد برای سخن گفتن بیشتر پیرامون آینده جنبش کارگران و زحمتکشان ایران و نقش و تاثیر گذاری سندیکاها و دیگر تشکل های کارگری آزاد ، مستقل و دموکراتیک از جمله تشکیل فدراسیون های دموکراتیک سراسری کارگران و سهمی که در تقویت جنبش آزادی و عدالت خواهی مردم ایران دارد.
منصور اسانلو
29/12/1391

faraway

faraway

Good to know. thanks for posting.

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

همایون جابری: اینکه خواستی بگویی که بسیاری از فعالین سندیکا عملا نمیتوانند شما را عزل کنند چون در جلسات نیامده اند دیگر چه حرفی است؟ مگر شما کنترل رهبری داشتید درون زندان و مانند جریانات چریکی از طریق رهنمود فعالیت سندیکا را کنترل میکردید که رئیس بودن را حق خود میدانید که عضو بودن را حق آنها نمیدانید؟ ...
بگذار منصور اسالو سخن بگوید
همایون جابری
پس از نگارش متن فرجام یک غرور فرصتی پیدا شد تا نکته نظر منتقدین و مخصوصا دوستان و همکاران خود را جویا شوم ، مسلما دوستان داخل کشور با فشارهای ناشی از سوی دولت حرفهایشان را بیشتر با محتاطی بیان میکردند. ولی خوشبختانه از طریق فیسبوک ، اسکایپ و ای میل تا حدودی نظرات دوستان را دریافتم و بحث خود را تمام شده میدانستم تا اینکه مطلب آقای قراگوزلو و وبلاگ منصور اسالو نگذاشت که سکوت کنم، بخصوص همسرم چنان بهم ریخته که میگوید :چگونه میشود کسی با دوستان خودش که ساعتها برایش بازجویی پس داده اند اینچنین حرمت شکنی کند؟
افراد زیادی در این مدت کوتاه مطلب نوشته اند ولی نکاتی که واقعا نشان از شناخت از شرایط سندیکا و مشکلات آنها باشد را نمیتوان در مطالبشان دید و واقعا سوال اینجاست که چگونه نهادهای ایرانی با داشتن سابقه هشتاد ساله و جریانات بسیاری مانند فدایی ، مجاهد، پیکار، حزب کمونیست ، رزمندگان و تشکلات مستقل کارگری در زمینه سیاست و جنبش کارگری ایران سکوت کرده اند ولی این نظریه پردازان در خارج میتوانند و متعلق به یک گرایش سیاسی بخود اجازه دهند و بگویند که از حق منصور اسالو باید دفاع کرد و یا دست دستگاهی امنیتی در کار است؟ چگونه است که حق آقای اسالو مهم شده است ولی حق کسانی که آقای اسالو به آنها تهمت میزند مهم نیست؟ اینکه بحث و گفتمان کارگری تولید شود کاری است پسندیده اما نه به شرط اینکه کسی را که در ایران مبارزه میکند را شرایط اش را ندیده گرفت و یک طرفه به قاضی رفت.
منصور اسالو در اقدامی که البته بیش از این هم انتظار نمیرفت وبلاگ جدیدی را راه اندازی کرد. که میتوانست شروع خوبی باشد و حسن نیت خود را به سندیکا نشان دهد و با نشانه گیری دولت جمهوری اسلامی نشان که چه مشکلات غیر گفتنی در مقابل سندیکا قرار دارد و تا میتوانست از اعضاء سندیکای کارگران تعریف کند ! و نشان دهد که در ره عشق ات ای صنم شیفته بلا منم ، اما در دو گزارش متفاوت که بنظر میرسد یکی است اما در اولی به شرایط و مشکلات سندیکا پرداخت (هرانا) ولی بعد از بیرون آمدن اطلاعیه آی تی اف با اضافه کردن بخش های به گزارش اول در وبلاگ خودش یک تسویه حساب بی ارزش با همکاران خودش کرد گه اگر اعتباری در میان فعالین کارگری در ایران داشت آنهم به باد رفت. بماند که اگر به نظر من نامی از ابراهیم مددی و رضا شهابی هم به میان میاورد.ما را از قرار دادن اسم این دونفر در پرانتز همه سندیکای واحد بجز(....و....)معاف میکرد.
آقای اسالو مگر فعالین سندیکا قبل از ورودشان به کار سندیکای راههای مبارزه در زیر شکنجه را آموخته بودند و یا ما کلاسهای چگونه برخورد با نیروهای امنیتی داشتیم و آیا اصلا فعالیت ما سیاسی بودیم که شما اینطور وانمود کردید که اطلاعات خواسته و غیره. این حرفها را اگر کسی میزد که خودش با بازجو روبرو نشده بود قابل فهم بود ولی شما چرا؟ مگر ساعتها بازجویی و وادار کردن هر کدام از ما به کار ناکرده کم اتفاق افتاده بود؟ شما که میدانید که تمامی ما زنان جوان داشتیم و بعضی از ما حتی دختر جوان و میدانید در زمان بازجویی با متلک های اینطوری که شما میدانید که برادران از دختر ده دوازده ساله بدشان نمی آید، کاری میکنیم که زنت ازت طلاق بگیرد، تمام فامیل را ازت فراری میدهیم و در رابطه با آخرین دستگیری خودت در اتوبوس یادت هست که چگونه کتک ات میزدند و میگفتند که مواد فروش است. چرا میخواهی نشان دهی دست اطلاعات در کار است، آیا این نوع کار در جنبش سیاسی کارگری کم اتفاق افتاده است که شما آنرا تکرار میکنید، فرق شما با علی نجاتی این است که ایشان شرافتمندانه کار دوستان خود را پذیرفت ولی شما میخواهی تسویه حساب کنی که دودش توی چشم جنبش کارگری میرود نه خودت و تاریخ بعدا این عمل شما را قضاوت خواهد کرد.شاید گرفتن کمک مالی در ابتدا بسیار مهم بودو شما خواستار آن بودید (نقل قول از منصور اسالو:اگر شیطان هم به سندیکا کمک مالی بکند رد نخواهم کرد)کمکی که به شما شخصا"شد در مقابل سندیکا و اعضای آن بسیار چشمگیر بود.
این پول نذری که جنبش کارگری رو به طفیلی تبدیلکرد تا به جایی رساند که کم نیستن آدمهایی که دیگر حاضر به کارکردن نیستند و با این پول نذری امرار معاش کنند.اعضای سندیکای واحد اگر به کسی کمکی نکرده اند کمکی هم نگرفته اند..
اینکه خواستی بگویی که بسیاری از فعالین سندیکا عملا نمیتوانند شما را عزل کنند چون در جلسات نیامده اند دیگر چه حرفی است؟ مگر شما کنترل رهبری داشتید درون زندان و مانند جریانات چریکی از طریق رهنمود فعالیت سندیکا را کنترل میکردید که رئیس بودن را حق خود میدانید که عضو بودن را حق آنها نمیدانید؟
مگر زمانیکه که آقای رضوی از صندوق داری سندیکا کنار گذاشته شد ایشان اینهمه شلوغ کاری کردند که شما انتظار دارید که سندیکا قباله اش را دست شما بدهد و بروید و با هر که خواستید نشست و برخاست کنید و در جهت سیاست خواستی برنامه ریزی کنید بغیر از فعالیت سندیکای؟
از سفر لندن که بازگشتید(تیرماه هشتادو شش)آنچنان غرق در خودبینی شدید که فریاد زدی:اگرتمام اعضائ سندیکا کناره گیری کنند من خودم یک سندیکای یک نفره تشکیل میدهم!!!برای شما اشتیاق کارگر تعمیرگاه شرکت واحد مهم نبود که حقوق یک روزکاریش را برایتان دسته گلی خریده بود و قامت بلندش را برای بوسیدن دست شما در سالن انتظار فرودگاه مهرآباد خم کرد.
شما آنچنان این سندیکا را از خود میدانستید که حتی در زمانیکه از زندان به بیمارستان آورده شدید برای عمل چشم شروع کردید به داد و هوار که تنها عروستان میتواند نماینده شما با سندیکاهای جهانی باشد نه افراد سندیکا و یادتان هست که اعضای هیئت مدیره به شما چه گفتند و بماند که اگر عروستان را نتوانستید جا بیندازید، کسی را نماینده کردید که چه بلای سر شما آورده است و شما اگر او را در کنار خود داشتید حتما وبلاگتان را انگلیسی میکردید و ایشان هم از نهادهای که با آنها کار میکند بودجه عظیم میگرفت و چند نفر را استخدام میکرد که گفته هایتان را در کمترین زمان به انگلیسی ترجمه کنند و در وبلاگ نه در سایت شخصی اتان بگذارید!!! که در زمان مناسب خود سندیکا به ایشان هم میپردازد و نشان میدهد که اشتباه اساسی شما از کجا شروع شد ، و چرا بجای کار سندیکای بیشترین وقت خودت را با از ما بهترون ایشان میگذاشتید. البته کم نیستند گروههای که فکر میکنند با حمایت از شما در این دوره شاید شما را بعضویت خودشان در آورند، یک پست مشاور کمیته مرکزی یا حتی خود کمیته مرکزی، ولی شمای که ما میشناسیم برای همه آنها برنامه دارید و زمان ثابت خواهد کرد همان کاری را با شما میکنند که با دوستان دیگر خود کردند، سیاست در خارج نه دوست دائم دارد و نه دشمن ثابت
شما میدانیند که اگر در رابطه با آقای مددی سکوت کردید شاید ایشان را هم به سکوت وادار کنید ولی این را بدانید که ایشان بر سر اصول میماند و برخلاف خوتان که نوشته اید که توافق آزادی شما شد ولی ایشان هم میتوانست بعد از سه روز بماند و نرود زندان ولی رفت و مانند نسرین ستوده کاری ستودنی از خود نشان داد و سندیکا را پای رفقات دیرینه با شما به باد نمیدهد و بر سر اصول سندیکای خود میماند
مطلبی رو هم به قلم آقای(محمد قراگوزلو)در دفاع از سندیکای واحد یافتم:سندیکای واحد یک گام به پیش
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=50647
ایشان از جنس جنبش اجتماعی ما نیست و مانند کسی است که رفت وسط دو پاسبان و گفت من را کجا میبرید معلوم نیست چرا به خود اجازه داده است در رابطه با سندیکا بنویسد، شاید یک عکس هم با منصور اسالو دارد که ما نمیدانیم و عیادت ایشان در بیمارستان هم رفته است، ما که ایشان را در هیچ گلگشت، پارک چیتگر و تظاهرات اول ماه می هشتاد وهشت پارک لاله ندیدم . والا ایشان میدانست افراد مستعد زیادی هستند که میتوانستد بجای ایشان نظر بدهند ولی از یک عبارت من استفاده کرده اند که یک مسئله دیگری را نشان بدهند و یک ادعای بی اساس را مطرح کنند. عنایت نموده و منصور اسالو را به لخ والسا تشبیه نمودهاند , و عبارت حضرت رو هم برای نام لخ والسا به کار برده!
جناب آقای محمد قراگوزلو من هیچ موقع نظرم این نبود که اسالو مانند لخ والسا است ، موضوعی که واقعا خنده دار بنظر میرسد، تفاوت جنبش لهستان دهه هشتاد و جامعه ایران یک تفاوت بنیادی است ، جنبش لهستان یک جنبش کاتولیکی مذهبی (باور به مالکیت خصوصی) که پشتوانه ژان پل دوم را داشت ، بسیار ضد روس و از همه مهمتر اساسا با تفکر اشتراکی مخالف بودند. حال بماند که چگونه فشار اقتصادی و استبداد و افزایش قیمتها در دهه هفتاد و هشتاد این مبارزه را رشد داد و به آنجا رساند
یادآوری این نکته بد نیست ، میشود با اسالو مخالف بود ولی باید پذیرفت برخلاف شما که در زمان فروپاشی بلوک شرق نامه روح الله خمینی و یا به قلم شما(امام) به گوروباچف را تایید میکردید، اسالو و اسالوها در ایران یک لحظه نه تنها خوشحال نبودند بلکه اشک میرختند برای از بین رفتن آن بنیادها و شاید شما در همان زمانها از آقای جاسبی برای ریاست جمهوری حمایت میکردید که دانشگاه آزاد را تبلیغ میکرد و جاده صاف خصوصی سازی علم و صنعت بود ولی امثال اسالو برای عدالت اجتماعی مبارزه میکردند و اگر کسی حامی لخ والسا ها باشد این شما ها بودید که نفی عدالت و آوردن مذهب در ایران را خواهان بودبد و هستید ، تمام حرف این است و شما نمیتوانید به اسالو این برچسب ها را بزنید. هنوز تمامی جریانات اپوزیسیون هشتاد ساله ایران از مذهبی اش گرفته مانند مجاهد تا چپ ترین اش مرام اشتراکی را اعتقاد دارند و از زمان قانون ضد اشتراکی هزارو سیصد و ده رضا شاه تا قانون پانصدو ده حکومت اسلامی همه مبارزه اشان بر علیه تفکر اشتراکی است که شما هم زیاد از آن دور نیستید
در حالی که اسالو کارگری برخواسته از تودهء مردم بود.آنجایی که من نقل قول ایشان را ذکر کردم:(ما انقلاب نکردیم که....)نه منظور این باشد که اسالو و همکارانش با حکومت اسلامی رابطه ای دارند و در این کش و قوس هر بی سروپایی برکناری منصور اسالو را به نفوذ جمهوری اسلامی در سندیکا منصوب کند.اسالو مغرور انعکاس چهره اش دررسانه های ضد مردمی ایران نظیر صدای آمریکا و نشر نامش در سایت هایی نظیر هرانا بود.امروز در ایران متولیان انقلاب هر روز انگشت به دهان از آنچه که کرده اند مانده اند.
انتقاد ما به اسالو این است که زیاد دل در گرو شیفتگان ریاست جمهوری های مانند کروبی نده و خودت هم اگر در ایران این آرزو را داشتی که بتوانی همانند آنها یک روز رئیس جمهور شوی دیگر از سرت دور کن و با این وبلگ هم ما را یاد جمله معروف انداختی
از درختان جنگل سوال شد : شما با این همه عظمت چرا از تکه آهنی به نام تبر می رنجید؟
گفتند: رنج ما از تبر نیست از دستهء آن است که از جنس خود ماست!
سیزدهم بهمن ماه نود ویک خورشیدی
همایون جابری/عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی طهران و حومه

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

I could hardly imagine majority of readers in here, including yourself, knew half of all that has happened to him. What I wrote was only a partial listing. So in conclusion, there's no "we",and the we (which does not exist) does not know the facts, only part of it.
Perhaps you didn't register the part about me having no control over the choice of photos.
Not sure why you project a predilection in me, towards choosing this photo?
Not sure why most things with you gets reduced to a "personal" level.
If a single "gory" picture (which could also be seen as a historical documents and many other things) keeps you away for a while, perhaps you might be in a wrong location: wrong time, wrong place, perhaps?

Mehrban

Mehrban

Please replace the photo, the gore is unnecessary.

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

This photo is what he has chosen for his weblog. Perhaps we could appreciate his predicament, and his choice of photos. I have no control over that segment.
Besides, a picture says a thousand words.
After this knife attack on him, which was after the fire-bomb attack on Syndicate's office, he had more than twenty stitches only only for his neck and tongue.
On that attack alone he must have had more than 70 stitches.
He has also been severely beaten on different occasions, when not incarcerated.
While in jail, his pregnant daughter-in-law was kidnapped in broad day, while in transit, in train station, in front of every body, severely beaten for several hours, and left for dead under a bridge.
Currently his brother is in Evin's ward 305.
Such is life.

Mehrban

Mehrban

Zendanian, we know the facts. Shoving gory pictures all the time in front of us only shakes our nerves and prevents us from thinking clearly as to what we need to do. It is like calling each other Khaen and our dead Shahiid. My two cents.
If it makes you feel better, keep the photo, for me, it is going to keep me from clicking on the site for a while. Be well!

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

This comment was removed by the Iranian.com Staff for violating our Commenting Standards

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

MRZine has a very notorious, infamouse, shameful history of supporting AN, against Greens.
Before anything I should state that: Monthly Review as an Internationalist journal, edited by Paul Sweezy and his friends, is a very different story from MRZine, and of how MRZine consistently, deliberately misrepresented Iranian popular resistance movements, after the last election.
Needless to say the culprit for these past few years of reaction, and conservative at MRZine is because of its editor, whose name eludes me at the moment.
"Iran labor" also looks like an Aksarieat out let, which is not encouraging either.
Besides confronting the Islamic state, and challenging its rule, Iranian Labor movement needs to confront the reactionary, conservative tendencies active within it, tendencies like, regime supporting "Marxist", and Aksarieat type sell outs.
Sorry to say, what you sent was not interesting at all.

faraway

faraway

I had no idea. I was trying to find Iranlabor report on google and this site caught my eyes. Thanks for the heads up.

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

This comment was removed by the Iranian.com Staff for violating our Commenting Standards