نقاط مشترک مذهب ایرانی و اسلحۀ امریکائی

 

 

 

این روزها که بحث اسلحه در امریکا داغ است وهمه جا نقل محافل و موافق و مخالف به جان هم افتاده اند، طبیعتاً هر کسی هم که در این مرز و بوم زندگی می کند نمی تواند از وسوسۀ این جدال در امان بماند.

من نیز شخصاً به این مساله زیاد فکر کرده ام ، زوایای مختلف آن را سنجیده ام وسعی کرده ام تا بتوانم بنحوی دلائل موافقان حمل اسلحه را در ذهنم بررّسی کرده ، درک کنم.  پس از برّرسی گوشه و کنارهای آن و گوش دادن به گفتمان های مختلف در مورد آن در رادیو و تلویزیون ، به نتایج زیر رسیده ام:

صرف نظر از این که اجازۀ حمل اسلحه بند دوّم قانون اساسی امریکاست، به نظر من امریکائیها خاطره های خوش گوناگونی از این وسیله در حافظۀ قومی و ملّی خویش دارند که بیرون راندن و چشم پوشی ازآن برای آنها مستلزم سال های طولانی و ممارست های فکری بسیار است.  

اوّلین خاطرۀ خوش این که اسلحه وسیله ای بود که به کمک آن نخستین مهاجران اروپائی به امریکا بتوانند بر بومیان امریکا برتری یابند و سرانجام سرزمین آنها را بدست آورده، صاحب شوند.

تجربۀ خوش دیگر آنها بسط قلمروشان از طریق همین وسیله بود. تنها از طریق اسلحه بود که توانستند تعداد ایالت های خود را از سیزده ایالت اوّلیه به تعداد بسیار زیادتری برسانند.

پیروزی آمریکا برای کسب استقلال درجنگهای آنها با انگلستان سوّمین خاطرۀ خوش آنها است. موافقان و مخالفان حمل اسلحه در این موضوع هم عقیده اند که این اسلحه بود که استقلال امریکا را تامین کرد.

دلیل دیگری که موافقان نگهداری و حمل اسلحه می آورند این است که با داشتن اسلحه حکومت و دولت نمی تواند به آنها زور بگوید و آن ها را مجبور به رعایت قوانین نا خواسته کند. غافل از این که آمریکا دیگر آن سرزمین پهناور بدون قانون و پلیس نیست. آمریکا امروزه کشوریست با قانون اساسی و قوانین اجتماعی که توسّط نمایندگان منتخب مردم تدوین می شود و بازاین مردم هستند که کلّ حکومت را انتخاب می کنند و شعار حکومت هم از مردم ، توسّط مردم و برای مردم است. بنابراین تبدیل آن به دیکتاتوری امریست تقریباتعلیق به محال.

در دوران معاصر هم ، امریکائیان در این سرزمین پهناور، هرکجا که اراده کرد ه اند ، با فاصلۀ طولانی از یک شهر مسکونی ، خانه سازی کرده و از حکومت هم توقّع داشته اند که همه نوع تسهیلات زندگی از قبیل آب، برق، پست و سایر احتیا جات را برای آنها تهیّه نماید. و چون تامین امنیّت در چنان فاصله ای به سرعت مقدور نیست ، این وظیفه را به اسلحه های شخصی و خصوصی خود محوّل کرده اند. در بحث ها شنیده ام که می گویند اگرآنها مورد سوء قصد قرار گیرند تا رسیدن پلیس که حدّاقلّ پانزده دقیقه طول می کشد آنچه باید اتّفاق بیفتد رخ داده است. با توجّه به دلایل ذکر شدۀ بالا بیرون کردن این خاطرۀ خوش از ذهن امریکائیان همان گونه که ناظرش هستیم  بسیار مشکل و زمانگیر است و آنها اسلحه را حافظ و حامی خود و خانوادۀ خود می دانند.

مذهب هم برای ایرانیان در حکم اسلحه برای آمریکائیهاست؛ حافظ آنهاست. عقائد مذهبی جزء دی.ان. اِ ایرانیان شده است. هیچ کشوری به اندازۀ ایران پیامبر به دنیا عرضه نکرده است؛ از زرتشت گرفته که حدود 3 هزار سال پیش در ایران اعلام پیامبری کرد تا مانی در قرن سوّم میلادی و مزدک در قرن پنجم و بهاءاللّه در قرن نوزدهم. بنا بر رابطۀ مستقیم عرضه و تقاضا اگر تقاضائی در میان نبود این همه عرضه نیز بوجود نمی آمد. پس این خود می تواند نشان دهندۀ علاقه و نیاز مردم به مذهب باشد. در حقیقت از بدِ حوادثی همچون حمله ها، جنگ ها ، خونریزیهای متوالی و متمادی که در درازنای تاریخ بر مردم  ایران وارد شده بود شاید پناه به مذهب -  تفاوتی نمی کند که مذهب زرتشتی باشد یا مانوی؛ مزدکی باشد یا اسلام ؛ شیخی باشد یا بهائی – تنها منبع آرامش دهنده و در واقع پناهگاه معنوی آنان بود. پناهگاهی که کمتر کسی می توانست به زور و تهدید از چنگ آنها بیرون آورد. ایرانیان همیشه برای حفاظت خود و خانواده به مذهب پناه برده اند. عادت ما ایرانیها شده است که همیشه همه چیز را به خداوند واگذار کنیم. از حافظ گرفته آن جا که می گوید : "به کردگار رها کرده به مسائل خویش"  تا مولانا که معتقد است : گر خدا خواهد نگفتند از بطر / پس خدا بنمودشان عجز بشر. در میان عامّۀ مردم هم رواج دارد که اگر در امری فراموش کردی انشاءاللّه بگوئی ، می توانی قضای آن را بجا آوری. لابدّ شنیده اید که در جادّه های ایران رانندگان بجای ترمز از "یا علی" ، "یا حسین" استفاده می کنند و همچنین در بلند کردن اشیاء سنگین.

 

می بینیم که آخوندها و ملّایان ما را چنان بار آورده و شرطی کرده اند که جز به مذهب به چیزی دیگریناه نبریم وچاره تنها از مذهب بجوئیم. بپنداریم که این مذهب است که نگهبان و حافظ  ماست و بدون آن ما همچون یک آمریکائی بدون " گان" (اسلحه) هستیم.  رهانیدن امریکائیها خود را از قید اسلحه به همان اندازه مبهم است که نجات دادن ایرانیها خود را از قید مذهب. شاید خداوند خودش تفضّلی کند و ما را از قید مذهب رهائی بخشد!

فکر آخر این که آمریکائیها آن قدر قدرت دارند که بالاخره کاری به نفع خود انجام دهند . این ما ایرانی ها هستیم که باز باید به امید خداوند بنشینیم که ما را از قید مذهب رهائی بخشد!

 

مهوش شاهق

٤ فوریه ٢٠١٣

Balatarin
All Posts

Mahvash Shahegh @MahvashShahegh

Independent scholar in Persian language and literature.

Maryland, USA

Comments 2 Pending 0

Sort comments:
MahvashShahegh

Mahvash Shahegh Independent scholar in Persian language and literature.

Report

Thanks, Dr. Azad. Your approval means a lot to me.

Azadeh..Azad

Dr.Azadeh.Azad http://legacy.iranian.com/main/member/azadeh-azad

Report

Self-defense in its passive and aggressive modes. Great article. Thanks.