Advertise here

روان پریشی احمدی نژاد در قاموس رژیم اسلامی

Balatarin

فراز اخیراحمدی نژاد در مجلس اسلامی و خشم بیت رهبری، تا دستگیری مهره باند او، سعید مرتضوی عامل کهریزک و رئیس بیمه و خدمات اجتماعی رژیم، نشان از اضمحلال درونی رژیم است که مانند تمام رژیم های توتالیتر در پایان عمر انگلی خود از درون نیز فرو ریزی میکنند. آنچه رژیم اسلامی را از دیگر رژیم های توتالیتر مستثنی میکند خصلت اسلامی-لمپنی ان است که از خمینی تا احمدی نژاد ویزگی آنست و مسلما تا پایان عمر  رژیم و بعد از عزل یا پایان ریاست جمهوری احمدی نژاد نیز ادامه خواهد داشت.

 

رژیم های توتالیتر معمولا مقامات امنیتی را در رأس هرم  قدرت میگمارند. ولی رژیم اسلامی از این قاعده فراتر رفته و اوباش شکنجه گر، تیرخلاص زن، چماق کش و غداره  بند، مداح بیت رهبری، نعل- بر-پیشانی داران، و خلاصه فرو مایه ترین عناصر اجتماع را در رأس هرم  قرار میدهد. نگاهی به سوابق و رفتار نمایندگان مجلس "طویله" اسلامی و اعضای کابینه احمدی نژاد، باند مخالف، نمودار این مجموعه پر نکبت است. اگر در رژیم شاه اوباشی مانند طیب، شعبون بی مخ ، پری بلنده از دربار در برابر حکومت ملی مصدق حمایت میکردند، در حکومت اسلامی اوباشی مانند خلخالی، غفاری، عسکر اولادی، حاج عراقی، ماشاله قصاب، مرتضوی... و احمدینژاد حکومت میکنند.

 

 بیماری و رفتار پریشانه احمدی نژاد را روانپزشک و پزوهشگر سیاسی، دکتر مسعود نقره کار, در چند مقاله خود تشریح کرده. من نیز در چند مقاله به زبان انگلیسی به آنان اشاره کرده ام. به گمان من شرایطی که یک رژیم توتالیتر در ان رشد میکند میتواند از افراد معمولی بیمارانی پسیکوپات بوجود آورد که ما در تاریخ این پروسه بیمار سازی را شاهد بوده ایم. اگر چه افرادی مانند خمینی، خلخالی، آیت الله گیلانی، اسدالله لاجوردی, بنی صدر، احمدی نژاد، قاضی صلواتی، سعید مرتضوی ... نشانه های اختلال شخصیتی پیشینه دارند ولی همین افراد میتوانستند در زندگی عادی جنایت کار نباشند. دیگر آزاری، بیرحمی, خشونت آئینی (که ریشه در تاریخ اسلامی نیز دارد), تحقیر و آزار دیگران و روحیه ی شکنجه گرانه از نشانه های این اختلال روانی است که در صورت قدرت اجرائی به مرحله پسیکوپات با جنایت ترفیع میابند.

 

بیشتر این روان پریشان به دلیل سمت خود خطرناک میشوند. خطرناک ترین اختلالات آنان، پارانویا (بد بینی بیمار گونه تا حد جنایت "دشمن خیالی" یا، "دفاع مشروع از خود")، مگالومانیا (خود بزرگ بینی بیمار گونه، مانند شاه، ایدی امین، قدافی...)، نارسیستیم (یعنی خود شیفتگی بیمار گونه تا حد بی احساسی به دیگران)، اسکیزو افکتیو ( هذیان در رفتار و گفتار، تند خویی, در مواردی  خجولی و کم حرفی شمه هایی از این اختلالات است: احمدی نژاد و هاله نور او، بنی صدر با تئوری اشعه موی زنان... ) ، مانیا ( خلق و خویی افسرده یا شعف کودکانه، مانند احمدینژاد یا خمینی). تمام این اختلالات منتهی به  سادیسم( دیگر آزاری) میشوند. تمام این بیماری ها در بستر یک محیط مناسب مانند شرایط درون تشکیلاتی یک سیستم توتالیتر قابل رشد هستند, به طوری که حتی افراد متعارفی سیستم نیز از گرایش به چنین اختلالاتی مصون نیستند.

 

یکی از تفاوت های خود بزرگ بینی احمدی نژاد با مگالومان هایی مانند شاه در این است که احمدی نژاد این نیاز بیمار گونه را نه در فیس و افاده شاهانه و تحقیر دیگران بلکه درقالب فروتنی، خاکی بودن و لوطی منشی بروز میکند. رفتاری که مشخصا ترکیبی از فرهنگ اسلامی-لمپنی در خود دارد و به گمان من برجسته ترین تعریف احمدی نژاد و دیگر بیماران پسیکو پات رژیم اسلامی است.

Balatarin

Comments 11 Pending 0

Sort comments:
SiamakZand3

Siamak Zand

به عنوان خبر نگاری که ٣٤ سال شاهد حکومت این نظام ننگین بوده است و شناخت نزدیک از بیشتر این مهره ها داشته ،تحلیل آقای رشیدیان عین حقیقت میباشد

faraway

faraway

Mr. Rashidian: I concur with your keen psychological analysis of Ahamdinejad. Same diagnosis applies to Khamenie and maybe his close associates.

JahanshahRashidian3

Jahanshah Rashidian

Sarkar faraway, I do not know much about Khamenei’s personality. Psychologically, he seems to be normal and proves certain intelligence in rhetoric. But from this view, Khomeini was too obviously abnormal: alone his speeches show a lack of intelligence and mental balance to properly speak. He was however the guiding spirit for many of his deranged followers including AN.

JahanshahRashidian3

Jahanshah Rashidian

مرسی جناب زند، امیدوارم تجارب و مطالب ارزنده شما را در این سایت نیزدنبال کنیم.

JahanshahRashidian3

Jahanshah Rashidian

Thank you Jenab fraway for your encouraging words. I will later put a whole article in English on his personality traits.

EsfandoAtash

Esfand o Atash

Maybe Mahmoud is really a Mossad agent, after all everything he says and does brings Israel a step closer to attacking Iran

h.jahanshahi

h.jahanshahi

از زحمت شما در جهت تحلیل مسائل ایران بسیار سپاسگزارم. اگر اجازه بدید من هم مایلم نظر خودم را در مورد برخی ازمطالب عنوان شده بنویسم. بسیاری از این خصوصیات شخصیت که در باره رهبران سیاسی گذشته و فعلی ایران نام بردید درستند ومن فکر میکنم این خصوصیات در بسیاری از ایرانی های دیگر هم دیده میشوند. خود بزرگ بینی، بی اعتنایی یا سردی نسبت به دیگران، عوامفریبی بکمک خرافات و غیره... از این نظر اشاره شما را باینکه این افراد احتمالن در یک محیط سالم به انسان دیگری تبدیل میشدند درست میدانم.

ولی بنظر من، اراذل و اوباشی مثل طیب و شعبان جعفری، هم مورد استفاده دربار قرار گرفتند و هم مورد استفاده مصدق و سازمان سیا ولی تا جایی که من میدانم اراذل و اوباش در تاریخ معاصر ایران بیشتر از آنکه به شاه و مصدق مربوط باشند به جریانات اسلامی از جمله فدائیان اسلام و کاشانی مربوط بودند. نیروهای اسلامی در آن سالها برای سوقصد های خود علیه احمد کسروی، رزم آرا، محمد رضا شاه، فاطمی، منصور و غیره از اراذل و اوباش خود کمک میگرفتند و این سرویس را هم در اختیار متحدان وقت خود گاه مصدق (قتل رزم آرا)، و گاه شاه، سیا (28 مرداد) قرار میدادند. ولی با قدرت گرفتن ساواک و تا حدودی شکاف بین روحانیت از اهمیت آنها در فرآیند سیاسی کمی کاسته شد تا انقلاب.

از طرف دیگر وقتی میگوییم «حکومت ملی مصدق» بمعنی آنست که گویا حکومت شاهان پهلوی غیر ملی بوده. راستش من نه هوادار این هستم و نه هوادار آن ولی به غیر ملی بودن آنها هم اعتقاد ندارم. دخالت قدرتهای بزرگ در سیاست کشور ها بمعنی مستعمره بودن این کشور ها نیست. واقعیت این است که مصدق با عمده کردن سیاست خارجی (مبارزه با انگلیس) کشور را به بحران سیاسی و اقتصادی کشاند و محمد رضا شاه که ابتدا موافق اینکار بود در پایان متوجه اشتباه خودش (بهر دلیل) شد و بکمک آمریکا قدرت را دوباره از مصدق پس گرفت. واقعیت این است که هم مصدق از آمریکا کمک مالی میگرفت و هم محمد رضا شاه هم این سعی میکرد سیاست آمریکا در مورد ایران را دستکاری کند و هم آن.

در مورد مسعود نقره کار هم تا جایی که من دریک مصاحبه تلویزیونیش شنیدم نه روانپزشکی بلکه پزشکی خوانده است (البته شما اینجا من را بشک انداختید). اگر اشتباه نکنم این مصاحبه در رابطه با یکی از آن مقالات شرح اعترافات یکی از جنایتکاران رژیم در شکنجه گاه ها بود که بعد ها هم ایرج مصداقی به نقره کار انتقاد کرد چون معتقد بود که ماموران جمهوران اسلامی با استفاده ازاو سر مردم را با داستانهای مخوف هزار و یکشبی گرم کرده اند.(یکی وظیفه نشان دادن ارعاب نظام را بعهده دارد و یکی وظیفه ساختن توهم. یکی میترساند و آن یکی راه نجات نشان میدهد).

JahanshahRashidian3

Jahanshah Rashidian

با درود به جناب جهانشاهی، تمام اپوزیسون غیر سلطنت طلب حکومت مصدق را ملی و سلطنت پهلوی را ثمره دو کودتای ۱۹۰۵ و ۱۹۵۳ میدانند. این در تاریخ ثبت شده.
طیب ، فداییان اسلام... با کاشانی، بهبهانی، بروجردی..و گویا خمینی در۳۲ مخالف مصدق و د ر کودتا به نفع دربار بودند. کماکان این یک بحث دیگر است که درحوصله این مقاله کوتاه نیست.
در مورد روان پزشک یا پزشک بودن مسعود نقره کار مطئن نیستم، در اولین فرصت از خودشان میپرسم. راستش من هم مثل خیلی فکر میکردم روان پزشک است. مرسی برای کامنت کارشناسانه.

This comment was removed by the Iranian.com Staff for violating our Commenting Standards

JahanshahRashidian3

Jahanshah Rashidian

مموتی بچه که بود با ابوی میرفت تو زورخونه سر پاچنار. یک مشت لات و لوت تو گود واسه هم لنگ مینداختند و "یا علی" و با ضرب مرشد چرخ میزدند. مموتی چون خیلی فسقلی بود وسط اینا گم و حیونی خیلی کنف میشد. از ان زمان تصمیم گرفت یک کاری بکنه... خودشو را جمع و جور کرد تا وقتش رسید ...وقتی ملکوت خمینی ماه و زمین را منور کرد، مموتی بچه محلا شو جمع کرد و یک راست رفتند سراغ نامسلمونا، دانشجوا، زنای بی حجاب... . خلاصه مموتی فسقلی شد مثل ابوی یکه بزن... از دیوار سفارت بالا رفت، چاپخونه ها را بهم ریخت، و بعد یک عده را تو اوین، قزل قلعه ، گوهر دشت، قصر اش و لاش کرد و اینطوری هی ترقی کرد تا شد رییس جمهور و ابوی مرحوم را آخر عمری کلی سرافراز کرد...
این جوجه مسلمونا کمی خجالتیند، یا دارند فیلم بازی میکنند وگر نه کی از مموتی بیشتر به اسلام و امت اسلامی خدمت کرده...؟ مموتی بهتر از این فرنگ نشینان افتخار نوکری دستگاه سیدالشهداء(ع) و امام امت را داشته. اخه چاقو که دسته خودشو نمبره. این "دمو" بازیا که واسه فاطی تنبون نمیشه... رخصت!

Ir

Parthian

Mr. JR, right on. Unfortunately, Islamic teaching and upbringing results in a sick society with likes of Ahmaghinezad :(

JahanshahRashidian3

Jahanshah Rashidian

Dear Sarkar AryanCultur, in response to your comment I must say: simple results of many mourning ceremonies ( Ashoora / Tasouaa-self beatings) prove insufficient piety with sustaining fatal self-injuries. In fact, violence, against oneself or “God’s enemy”, is from the same source and called “sadomasochism”. These are examples of such justified violence and is inspired or interpreted from Islam and its teaching.

In this light, according to scholar Bahram Moshiri, several hundred verses in the Koran advocate severe punishment like killing, amputation, looting, rape, enslavement… toward non-Muslims, Infidels, Hypocrites…

To see how our people are intoxicated by this imposed values of Islam, imagine those Iranian Shiites who cherish and express gratitude in “Zolfghar of Ali” because this sword could behead two heads at once! Especially that many heads belong to our ancestors, cut off by Caliph Ali’s troops…! Such admirations for our killers witness deep self-alienation of Iranians and justified violence thought by Islamic values, as far to determine Iranians solely divided as “good” Muslims or “bad” non-Muslims. Imagine, for generations such nonessential criteria have been embedded deep in the mindset of our people…!

The culture of physical and moral admonishment still runs deep in our world with haltered for “Kafirs”. Not only government institutions in Iran, but also some Islamic Madrassas in Pakistan, Sudan, and Afghanistan make it a requirement for enrolment young boys to form terrorists to kill “Kafirs”, non-Muslims or to form these boys, future political activists for Islamic parties to dominate the Muslim communities. In this case, Islam appears to be a freak problem for humanity, especially for Iran and maybe for one and half billion people lived in a geography called “the Islamic World”.

Demo

Demo

آینه شکستن خطاست
ادامه دهید چون آخوندی بیسواد چون خمینی، که برای گریز از بی ایمانی خود «اسلامی» را به دُم همه چیز و همه کس چسباند، و از زمان نطفگی در شکم مادر و تا ورود به گور از خدا فرار کرده و هی و هی اسلام را برای فرار از آنچه در آینه میبینید ملامت و سرزش کنید. ادامه دهید که از آینه بیزارید و دشمن آن در پوشش بی ایمانی خود به خالق آینه ساز