Advertise here

راستش من از بهاییت سر در نیاوردم

Balatarin

 

اکنون حدود دو روز است که عکس دو آدم محترم زینت بخش صفحه این سایت شده است

من نخوندم چون به انگلیسی ست ولی واژه بهایی را خواندم

پیش از اینکه رگهای گردن بهاییان ورم کند باید بگویم من بهایی به دنیا آدمده ام مانند هر کس دیگری که مذهب انتخاب نمیکند بلکه در دامان مذهبی به دنیا میاید....هیچوقت هم نه به اسلام کاری داشتم و نه به بهاییت...

چند سال پیش که در امریکا مهمان بودم...در اتاقی بودم که چند تا کتاب در باره بهاییت بود....و پرداختم به خواندن این کتابها.....و پس از خواندن سوالاتی داشتم که از بهاییان دو آتشه پرسیدم.

هیچیک از جوابها قانع کننده نبود که هیچ ...برخی از جوابها توهین آمیز به ایرانیان بود.

مثلا وقتی میپرسی که چرا بهاییت که یک دین ایرانیست...کتاب مذهبی شان به عربی ست؟

میگویند علتش این است که فارسی زبان کاملی نیست.....خاک بر سر خرشان!

در کتاب نظر اجمالی بر دیانت بهایی....ابتدا میگویند که سید علی محمد امام دوازدهم است...همان چیزی که شیعیان معتقدند....ولی ناگهان دو بردار ظهور میکنند...هر دو مدعی  پیامبری...هردو جانشین عیسی و غیره...

ناچارا اون سید علی محمد تبدیل به باب میشود ...و نوید ظهور میدهد..و نگهان یکی از اون دو بردار بشدت ظهور میکند و خود را بهاالله نام مینهد..توجه دارید که اینجا میشود چیزی شبیه 

ظهور اندر ظهور...

در بهاییت همین قوانین زن ستیزی البته نه به شدت شیعیان رواج داشت...ابتدا ۴ همسری تبدیل به دو همسری میشود....و بعد ها تک همسری را تبلیغ میکنند.

بهاییت بر پایه دین اسلام است ....بر پایه شیعه است....یعنی پایه ای بسیار پلید و کج!

شناخت بهاییت بر خلاف دیگر ادیان که ریشه قدیمی تری دارند....بسیار آسان تر است زیرا که حدود ۲۰۰ سال از عمر این مذهب میگذرد....کافیست که بخوانید تا بدانید.

اینها که نوشتم به این معنی نیست که موافق با بهایی ستیزی در ایران باشم...هرگز!

فقط  خواستم که بگویم که بهایی گری هم چندان چنگی بدل نمیزند...

 

 

 

Balatarin

Comments 69 Pending 0

Sort comments:
divaneh

divaneh

شیرین خانم متن این نوشتۀ شما عنوان آن را تائید می کند و معلومات شما در این مورد بسیار محدود است. آن چه که من دستگیرم شد این است که شما مقاله ای به زبان انگلیسی دیدید که نتوانستید بخوانید و تصمیم گرفتید که راجع به آن مطلبی بنویسید. من نیز مانند شما در خانواده ای بهائی به دنیا آمدم و بزرگ شدم و من نیز با هر دینی که اعتقاد به خدا را ترویج بدهد مخالفم، اما زمانی که ما به انتقاد می پردازیم جانب انصاف را نیز باید نگاه داریم و آن میسر نمی شود مگر با آگاهی و دانش راجع به مطلبی که می نویسیم. قبل از این که به این نوشته بپردازم اجازه بدهید که سخنی بگویم با آنهائی که لیلی به لالای شما گذاشتند و با امتنان از شما جهل بر جهل انباشتند. آنهائی که هر جا کسی ساز نادانی را زد جلویش به رقص می پردازند. سوسن خانم وهابی و شیعه و سنی و بهائی را در کنار هم گذاشت که اینها همه از اسلام است و اصلاَ هم نفهمید که آن سه شاخه های اسلامند و محمد را پیامبرشان می دانند در حالی که بهائی ها محمد و دین اسلام را منسوخ می دانند. دیگران هم ناله نمودند که این دینها همه مثل هم هستند و حتی میرزا حسینعلی بهاء الله را تا حد خمینی پائین آوردند. یعنی یک ایرانی را که هدفش پیشرفت و تجدد ایران بود با یکی دیگر که هدفش برگرداندن ایران به قرون سیاه نادانی بود یکی کردند. سوال من این است که آنها که این گونه بر کرسی قضاوت نشسته اند چند کتاب بهائی خوانده اند و از بهائیت چه می دانند؟ خوب چرا نمی خوانید؟ آدم وقتی چیزی را نداند بهتر است که راجع به آن نظر هم ندهد. مثلاَ بنده راجع به دراویش نقشبندی چیزی نمی دانم و تا حال راجع به آنها نظری نداده ام و تا روزی هم که علم کافی نداشته باشم نظر نخواهم داد. این تنها شیرین نیست که بدون دانش کافی در مورد حرکت بهائی راجع به آن مقاله می نویسد، این روزها بازار بی اعتنائی به حقیقت و واقعیان در این سایت داغ است. یکی هر جنبنده ای را بدون سند و مدرک کارپرداز انگلیس می کند و دیگری انگلیس را مسبب همۀ بدبختی های ما می داند و گناه همۀ نادانی ها و تعصبات و مال پرستی ها و زشتکاری های ما را شیرین و مطبوع به گردن انگلیس می اندازد و ما تبرئه می شویم تا باز هم به همان اعمال ادامه دهیم. ملتی که روشنفکرش بدینگونه باشد، حال و روزش هم همین می شود که می بینید. باز خدا پدر زندانیان را بیامرزد که کتاب بهائیگری را به دیگران ارائه نمود. آن را بخوانید اما به سوم شخص نیز بسنده نکنید و کتابهای بهائی را نیز مستقیماَ بخوانید تا بتوانید نظری از روی حقیقت ابراز نمائید.

اما راجع به شما شیرین خانم. این مقاله که شما نتوانستید بخوانید استدلال می کند که اگر بهائی ها که در ایران برای اعتقادات مذهبی شان مجازات می شوند از آزادی مذهبی برخوردار گردند دیگر فرق و مذاهب از آزادی حتی بیشتر بهره خواهند برد. من نمی دانم که چرا عکس این دو ایرانی رنجدیده باعث عکس العمل شما می شود. اگر عکس نسرین ستوده و یا منصور اسانلو هم بود شما و بقیه مداحینتان همین را می گفتید؟ کمال الدین خانجانی امروز نه تنها سمبول جنایت بر علیه سیصد هزار بهائی در ایران که سمبول تهدید و فشار بر همۀ دیگر باوران ایران است. کجای این شما را ناراحت کرده؟

شما با گفتن این که در خانواده ای بهائی به دنیا آمده اید به خاوننده القا می نمائید که می دانید چه می گوئید اما هیچ نمی دانید. شما تنها با زاده شدن در یک خانواده بهائی، بهائی حساب نمی شوید و باید در شانزده سالگی با انتخاب خوتان تسجیل شوید تا بهائی محسوب شوید. من هم قبول دارم که آدم شانزده ساله به اندازه گوساله هم نمی فهمد اما همین که به شما می آموزند که هر کس خودش باید حقیقت را بجوید و دین خودش را انتخاب کند باعث میشود که این جستجوی حقیقت در انسان نهادینه شود. کما این که من در شانزده سالگی تسجیل شدم و اما بعدها با جستجوی بیشتر فهمیدم که خدا وجود ندارد و افسانه ای بیش نیست.

می گوئید که در بهائیت هم زن ستیزی وجود دارد خوب مدرک بیاورید تا ما هم روشن شویم. راجع به بها الله صحبت می کنید اما به جای نقد آموزه های او که به نظر شما قابل نقد است می گوئید با برادرش اختلاف داشت و یکی از بزرگترین حرکتهای ایرانیان برای رهائی از چنگ اسلام را به همین حد تقلیل داده اید. بهائیت در راستای دیگر حرکتهای ایرانی مانند شعوبیه مبارزه ای است با فرهنگ غیر ایرانی که خود رابر ما مسلط کرده است. می گوئید که چرا کتابهایش عربی است. برخی کتابهایش به عربی است و باقی به فارسی. توجه نمائید که در زمان میرزا حسینعلی نوری زبان عربی زبان رایج علمی کشور و بخصوص در موارد دینی بود و اگر کسی عربی نمی دانست و نمی نوشت برایش تره خرد نمی کردند.

اگر می خواهید روشن شوید اول خدا را از این معادله بیرون بکشید. هر پیامبری که ادعا کرد از سوی خدا آمده یا متوهم است و یا می داند که دروغ است و می خواهد از آن باری پیشبرد مقاصدش استفاده نماید. زمانی که این نیروی غیبی و برتر وجود دارد محمد و بهاالله برابر می شوند چرا که هر دو به یک منبع غیبی وابسته اند که همیشه یکسان است. زمانی که این پرده را کنار بزنید می بینید که محمد فردی بود که برای اتحاد قبایل عرب و پادشاهی و حکومت تلاش می کرد و بها الله شخصی بود که از فساد جامعه خویش و کثافت کاری های آخوندها به امان آمده بود و سعی در روشنگری و تعلیم هموطنانش داشت. مشکلاتی که ما امروز با آنها دست به گریبان هستیم در زمان بهاالله به صورت بسیار شدیدتری وجود داشت. وقتی می گوید دین باید مطابق علم و عقل باشد، زن و مرد برابرند، وقتی خشونت را نفی می کند، وقتی مراجع دینی را از دین حذف می نماید و آن را امرشخصی قلمداد می نماید، وقتی تقلید و خرافات را نهی می نماید، وقتی دروغ و تقیه را نهی می کند، وقتی تغییر دین را آزاد می نماید و همۀ ادیان را برابر می داند، وقتی روی منبر رفتن را نهی می کند و وقتی شما را به جستجوی حقیقت دعوت می نماید دارد تیشه به ریشۀ اسلام و آخوند آن می زند. هیچ ایرانی مانند بهاء الله با آخوند و جهلی که می پراکند مبارزه ننموده و دریغ که قدرش هنوز ناشناخته مانده و شما نیز که غیر مستقیم از روشنگری های او بهره برده اید قدرش را اینگونه دانستید. امروز شش میلیون نفر در دنیا پیرو افکار او هستند و سیصد هزار بهائی در ایران به سبب او به آخوند باج نمی دهند. شما که از او انتقاد می کنید نظری به عجز خود در برابر آخوندها بنمائید تا عظمت کار یک جوان ایرانی در دویست سال پیش دستگیرتان شود.

Demo

Demo

"در حالی که بهائی ها محمد و دین اسلام را منسوخ می دانند"

حقأ که تا «دیوانه» نباشی دروغ به این گُندگی نگویی. پس بیدلیل نیست که سران حکومتی در ایران همه از دم دروغگویند. یا قبلأ همه بهایی بوده و یا همه دیوانه اند و در هر دو صورت مردم را خار و خاشاک و یا گوساله تصور میکنند

divaneh

divaneh

یاجوج، منسوخ یعنی که دوره اش تمام شده. چیزی که دیگر باید برچیده شود. اگر فکر می کنی بهائیان نظرشان غیر از این است برو و کمی تحقیق کن.

Demo

Demo

حتی یاجوج و ماجوج هم بهتر میدانند که با تحقیق نمیتوان دوغ را به راست تبدیل کرد! باور نمیکنید از البرز بپرسید

ahang1001

ahang1001    

دیوانه عزیز
خواستم جوابی برای روز شنبه حاضر کنم...پشیمان شدم
اول اینکه من راضی به تجاوز بر علیه بهاییان و هر گروه دیگری بخاطر افکار و عقایدشان نیستم
دوم اینکه آن مطلبی را که در باره ظلمی که نسبت به بهاییان در ایران میشود را با انگلیسی ناقصم خواندم
سوم با کمال احترام اینکه میفرمایید زبان مورد قبول در زمان حسینعلی خان معروف به بهاالله عربی بوده است درست نیست....هزار سال پیش از او فردوسی...۶۰۰ سال پیش از او سعدی و حافظ و بسیاری دیگر فارسی نوشتند....با کمال احترام این استدلال شما را نمیپذریم
چهارم اینکه میگویید من بی اطلاع هستم ...این درست همان منطقی ست که مسلمین بکار میبرند....یعنی تا قافیه را تنگ میبینند...میگویند مطالعه نداری...برو مطالعه کن
پنجم اینکه....چطور میشود که سید علی خان باب امام دوازدهم باشد...و و نوید ظهور بدهد....و بهالله ظهور کند...و منکر اسلام شود....اینجاست که مجالی برای شاخ در آوردن بوجود میاید...
ششم اینکه من هرگز هیچکس را به نادانی متهم نمیکنم...شما هم نکنید.

divaneh

divaneh

شیرین خانم عزیز، اول این که من هرگز ادعا نکردم که شما با تجاوز بر علیه بهائیان و یا هر گروه دیگری موافقید و با شناختی که از شما دارم چنین اندیشه ای هرگز به مغز من خطور نخواهد نمود.

دوم این که بسیار خوب شد که آن مطلب را خواندید اما بنده از نوشتۀ اولیه شما چنین استنباطی ننمودم. معذرت می خواهم.

سوم این که زمان قاجار از زمان سامانیان و غزنویان و مغولیان که دوره های شکوفائی ادب فارسی است متمایز می باشد و در آن سعدی و فردوسی و حافظ نمی یابید. اما لطفاَ توجه بفرمائید که من عرض کردم زبان علمی کشور عربی بود و نه زبان شعر و ادب. در همان زمان فردوسی و سعدی هم ابوعلی سینا و خوارزمی کتابهای علمی شان را به عربی می نگاشتند. این خود از سوئی باعث ضعف زبان فارسی در چنین علومی شده بود. خوشبختانه پس از مشروطه به مدد توجه دوباره به زبان فارسی و موسسه هائی مانند فرهنگستان زبان فارسی در حال بازیابی ارزش خویش است. در هر صورت این که بهاءالله برخی از کتبش را به عربی و برخی را به فارسی نوشته است به نظر این حقیر معضل چندانی ایجاد نخواهد کرد.

چهارم، بنده بر اساس این نوشته شما را با کمال احترام به بی اطلاعی متهم نمودم. حرف من این است که ما زمانی که چیزی می گوئیم باید انصاف و حقیقت را مراعات کنیم و با اطلاع کامل به امری نسبت به آن نظر بدهیم. من می گویم که شما اگر می گوئید زن ستیزی بوده و یا بهائیت هم مانند اسلام بوده باید آن را با سند عنوان کنید. من قافیه را تنگ نیافته ام، من می گویم این که شما می گوئید تا حدی تحریف واقعیت است. شما می گوئید دو برادر با هم دعوا داشتند. ما می دانیم که گروهی از بابیان پس از تیرباران باب به پیروی از بهاءالله پرداختند و برادر بزرگتر او این را حق خود می دانست و بعد هم بین پیروان این دو دعوا در گرفت و بهاءالله نیز از این خشونت رنجید و سر به بیابان گذاشت و در کوههای سلیمانیه به صورت درویشی می گشت. رتبۀ اهمیت این واقعۀ تاریخی در مقابله با تعلیمات و مبارزه او با جهل دینی در کجاست؟

پنجم این که من نه به امام زمان اعتقاد دارم و نه خدا و پیامبر. استدلال بهائیان اما این است که از آنجا که امام زمان ظهور نموده حال نوبت به دینی جدید رسیده که همانا این دین بهائی است. شاخ آدم باید زمانی در بیاید که قصه های جن و پری و امام زمان را قبول داشته باشد که در آن صورت هم هر چیز دیگری را نیز می شود قبول نمود.

ششم که من از شما معذرت می خواهم اما در آینده لطفاَ سعی کنید که آن چه تنی چند متعصب مذهبی می گویند با اصل مطلب اشتباه نشود. برخی از بهائیان که تعدادشان نیز کم نیست همان تعصبهای اسلامی خویش را نگاه داشته اند وفقط جلد عوض کرده اند. گویا هیچ چیزی از آن ترک تعصب و مطابقت دین با علم و عقل را نفهمیده اند. اینها معرف تمام آن حرکت نیستند. ینده هم زمانی مطلبی نوشتم که در آن اینگونه افراد را به نمایش گذاشتم اما سعی نمودم روی دیگر سکه را هم به خواننده بنمایم. این هم لینک آن.

http://iranian.com/main/blog/divaneh-37.html

ahang1001

ahang1001    

دیوانه گرامی
آنچه که نوشتید خواندم....بنظر من این بحث بجایی نمیرسد ...کاش آغازش نمیکردم...توی این سرمای زمستون خربزه نخورده پای لرزش نشستم
بهمین جت هم دیگر ادامه نمیدهم
یخ کردم...

ahang1001

ahang1001    

دیوانه عزیز
در این سایت...شما یکی از کمترین هستید که نوشته هایتان را میخوانم و لذت میبرم....امشب دیر وقت است و نمیخواهم نسنجیده چیزی بنویسم...فردا هم خیلی کار دارم....مطربی هم کار ساده ای نیست
پاسخ شما میماند برای پس فردا...سر فرصت...
شاد و برقرار باشید

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

استاد فرزانه عزیز، با تشکر از روشنگری های شما در مورد خصوصیات مشخص این اقلیت مذهبی و تفاوت های بهایت با دیگر ادیان، و پرداخت اهمیت و نقش تاریخی بهاء الله در شکل گیری این مذهب.
بی اغراق میتوان گفت که تمامی چهره های این مذهب همگی به خاطر وجود اولیه ی جنبش بابیان و قیام کشوری بابیه علیه استبداد بود، که با تغییرات اجتماعی آشنا شدند. کتاب فشاهی هنوز استفاده خویش را حفظ کرده است.
یعنی با وجود تمامی نبوغ شخصی در بهاء الله، ایشان نیز بدون حضور اولیه و مقدماتی جنبش بابیه، و رهبران آن، مانند طاهره وامثالهم ، وجود نمیداشتند.
مخلص شما.

divaneh

divaneh

جناب زندانیان گرامی، شما درست می فرمائید و بهائیت دنبالۀ جنبش بابی است که خود ریشه در شیخی گری و آن نیز ریشه در شیعه دوازده امامی و چهار باب اولیه آن دارد. در واقع وجه تسمیه میرزا علی محمد به باب اشاره به همین بابهای اولیه دارد که درهائی به سوی امام زمان بودند.

میرزا حسینعلی نوری ملقب به بهاء الله خود یک بابی سرشناس و با طاهره هم دوره بود. در واقع این به درخواست او است که طاهره در جمع حجاب از سر بر می دارد.

البته که نمی توان جنبش بابیه را مستقل از مسائل زمان آن بررسی نمود. ما باید به یاد بیاوریم که چندین قرن حکموتهای شیعه صفوی و قاجاری باعث باورهای شدید مذهبی در جامعه و منجمله امام زمان گشته بود. شکستهای مکرر ایران از روس در آن زمان و از دست دادن بسیاری از مناطق کشور باعث سرخوردگی ایرانیان و نارضایتی عمومی گشته بود. مسائل دیگری مانند کشتار شیعیان در کربلا از سوئی باعث خشم مردم و از سوئی باعث انتظار جامعه برای یک منجی گشته بود. در چنین فضائی است که باب در جامعه ایران ظهور می کند و در ابتدا خود را باب و سپس امام زمان می خواند. جنبش بابی و جنگهای آن با قوای دولتی به نظر حقیر نه برای مبارزه با فئودالیسم بلکه نشانگر خشم مردم از فساد رایج در دولت و فجایعی که گریبانگیر جامعه گشته بود و بی تابی آنها برای ظهور موعودشان بوده است.

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

البته شما صحیح میفرماید و تعبیر سفت و سخت "ماتریالیسم تاریخی" ( آن هم از جنس مکانیکی روسی اش) چندان چنگی به دل نمیزند.
با اینحال، با هر تعبیری که ما از بابیه داشته باشیم، همگان، حداقل در به رسمیت شناختن آن بمثابه یک جنبش جدی، محبوب و گسترده ی اجتماعی هم نظرند.
خانم هما ناطق در نشریه "الفبا" مقاله ی مبسوطی در مورد خاستگاه تاریخی نفوذ روحانیون شیعه دردولت داشتند.
ایشان ناتوانی دولت قاجار در سرکوب جنبش بابیه و به میدان آوردن روحانیون شیعه (توسط دولت) در مقابله و سرکوب جنبش بابیه را، در حقیقت آغاز نفوذ کلیدی کاست روحانی در ایران میبیند.
ناگفته نامند که سنت "ازلیه" نیز هنوزحیات دارد و در کنار ماست.

Roozbeh_Gilani

Roozbeh_Gilani "Personal business must yield to collective interest."

Shirin: I dont understand the point of your blog.

The blog you are complaining about is written in protest about the jailing of an 80 year old Iranian man, by islamist regime , simply due to his bahai faith......
So does your comment about bahai faith being an offshoot of Shia faith justify imprisoning an 80 year old Bahai man simply because of his inner religious beliefs? I'd say not!
Yes, religion is the opium of the masses, but in a civilised society the opium addicts are cured by medication and education, instead of being put in jail, tortured, raped and murdered...

http://iranian.com/posts/view/post/6936

Souri

Souri

من با نظر روزبه گیلانی کاملا موافقم.

در حالیکه شیرین رو بی‌نهایت دوست دارم و از تمام پست هاش در اینجا لذت می‌برم، ولی‌ باید عرض کنم که این یکی‌ اصلا عادلانه نبود. در واقع شاید زمان و مکانش درست نبود.

اون پست در مورد ظلم و ستم به افرادی شده که با اعتقاد‌های دینیشان هیچ خطری برای جامعه ایجاد نمی‌کردند.

حالا اگر ما با عقاید اونها موافق نیستیم، یا اساسا با دین موافق نیستیم، این دلیل اون نمیشه که بیایم اون مقاله رو نهی و نفی کنیم.

روزبه جان ، از روشن بینی‌ شما تشکر می‌کنم.

ahang1001

ahang1001    

سوری جونم
قصد من تو هین به هیچ دین . مذهبیز نبود .....اگر بخوانید ...هیج جا توهینی به هیچ مذهبی نشده است
احتمالا به خدای بهایین و مسلممانان که جز عربی چیزی نمیفهمد...بیسواد است.
سوری جون
پیش از پرخاش به من بهتر است نگاهی به مزخرفاتی که بهاییان مینویسند بیاندازی...اگر غیر از این بود که من نوشتم ...بزن توسرم
هرگز موافق با بهایی ستیزی...و عوافب آن نیستم
اما بهاییان ایرانی عزیز بد نیست که زحمت بخود دهند ..و در تاریخ خود بجویند

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

سوری بانو، این حقیر مخلص شماست.
برای آگاهی از آخرین تحولات در امور این سایت رجوع کنید به آخرین نوشتار استاد سیروس مرادی " باب نهم گلستان سعدي : اندر آداب سايت مداري ":
http://iranian.com/posts/view/post/6823

Souri

Souri

Merci Zendanian aziz. I read that article and tooped it too. I am a fan of Mr Moradi.

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

بهائی‌گری (کتاب)
-------------------
بهائی‌گری کتابی است که احمد کسروی در رد و انتقاد از بهائیت نوشته‌است. ابتدای این کتاب با رد مهدویت، تشیع، شیخیه و کیش بابی شروع شده و نهایتا به نقد دین بهائی می‌پردازد. وی در ابتدای گفتار یکم کتاب، بهائیگری را از بابیگری و بابیگری را از شیخیگری و شیخیگری را از شیعیگری برخاسته می‌داند. و مهدیگری را نیز بر پایه شیعیگری دانسته از این رو بهائیگری را از ابتدا پندار بر پندار بر پندار می‌داند.[۱]
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C_%28%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%29

alborz

alborz Alborz

متأسفم که یک پیانیست قابل، که معمولا هنر او نشانه فرهنگ اوست، آن هم با اسم "شیرین"، میتواند اینقدر در بیان نظرش "تلخ" باشد - مشخصتر اینکه برای خودش انقدر احترام قائل نیست که با لحنی فارغ از هرگونه بی‌ احترامی نظرش را بیان کند


به راستی‌ که کلام انسان نشان اوست


و حال به دیدار یک برداشت دیگر





البرز

ahang1001

ahang1001    

کجای نظر من تلخ بود؟....در باره اسلام؟ بهاییت..؟
کجاش دروغ بود...؟ کدام اسب شاه یابو شد..؟
به قبای کی بر خورد..؟
یا اینکه چون پیانو مینوازم حق اظهار نظر ندارم؟

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

جناب البرز



وقتی‌ هم که سؤالی محترمانه از شما پرسیده میشود شما سکوت کرده و جوابی نمی‌‌دهید. کما اینکه من در دو بلاگ جداگانه از شما سؤالی کردم ولی‌ شما سکوت اختیار کردید. البته این حق شماست که سکوت اختیار کنید ولی‌ با این عمل خود به دیگران هم این حق را می‌‌دهید که آنطور که میخواهند درباره شما و آئین شما قضاوت کنند.



از قدیم گفته اند کاری که عوض داره، گله نداره.

Demo

Demo

حقیقت حقیقت است حتی اگر کوه بلند البرز را خوش نیامده و اورا تبدیل به برج زهر مار نماید. که زهر مار هم چون ذکر حقیقت ممکن است کشنده باشد

Persa

Persa http://iranian.com/main/member/jeesh-daram.html

وای قربون کلامت خواهر! من سه روزه میخوام به رئیس تارنما بگم "بابا دهن مارو صاف کردی" اینقدر عکس این دوتا رو گذاشتی این بالا، دیگه از امام حسین که بهشون بدتر نگذشته که "، بقول جان وین "لاالله الالله". بعد دیدم ممکن است اونایی که زور دادن عکس بره بالاتر شاید آزرده خاطر بشن. بهیچوجه این گفته من مربوط بدین نیست، مربوط به این حالت "پولیتیکالی کرکت" است که دیگه همه از این آمریکا یاد گرفتن و این شرکتهای غیر انتفاعی به اسم حقوق بشر که بجان عزیز خودتان قسم کارشان پول در آوردن است و حقوق بخودشان دادن و از دولت های راستگرا حمایت کردن. اوناییش هم غیر انتفاعی هستند ولی سیاسی نیستن، یکمشت بچه باز قهار ریختن توی آنها و مشغول آزار و اذیت بچه های مردم که نمونه اش همین "بوی اسکات آو آمریکا" و "کلیسای کاتولیک" است. خلاصه نمیدونم چرا مطلب به اینجا کشید ولی ایکاش صاحابه (صاحبه) این وبسایت فارسی سرش میشد. آدم دلش میخواد یک دوکلمه باهاش فارسی حال کنه و بگه و بخنده که اونهم نمیشه

ahang1001

ahang1001    

صبح کله سحر است داشتم تو تخت خواب رادیو گوش میدادم...یه نگاهی هم به اینجا انداختم....شرمنده شدم
اون دو تا آدم خوشروی بهایی از بالا سرنگون شد...و این مطلب بالا اومد.....اونم با علامت مخصوص بهاییان...که صد البته این هم به عربیست....حدس من درسته این الله...بیسواده...فقط یخورده عربی میفهمه....

Persa

Persa http://iranian.com/main/member/jeesh-daram.html

خوب گفتید، هر جهتی که ما ایرانیان بچرخیم گرفتار دین هستیم، حتی در تارنمایی که مدیر آن نه فارسی میداند و نه عربی، ولی کاسه از آش داغتر است و روزی صد بار این مسائل دینی را بخورد ما میدهد

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

نه به عنوان نتیجه اخلاقی داستان، بلکه بمثابه فقط یکی از نتایج اخلاقی داستان (یعنی داستان همواره نتیجه های اخلاقی متعدد دارد).
میشود گفت که، مستقل از پیشینه فکری و خاستگاه تاریخی هر اقلیت مذهبی یا ملی در ایران، واینکه ما در مورد آنان چه فکر میکنیم، لحظه ای که حقوق آنان به عنوان شهروندان ایرانی نقض میشود، دفاع بی قید و شرط از حقوق (انسانی، مدنی، سیاسی،...) ایشان وظیفه هر انسان شرافتمند و خصوصا جامعه مدنی در ایران میباشد. و این اولویتی است که چندان تغییر پیدا نمیکند.
با سپاس بسیار از شیرین خانوم برای فراهم کردن این فرصت و فضایی مجازی، برای گفت و شنودی دوستانه.
استاد گرامی یک مقاله هم در مورد "طاهره" (قره العین) بنویسید تا دیگه این مبحث کامل بشه.

Tehran4Iran

Tehran4Iran

دویست سال دیگه راستی‌ راستی‌ باورشون می‌شه خمینی یکی‌ از امامها بوده و در ایران ظهور کرده

ahang1001

ahang1001    

مگه نیست؟ خمینی امام سیزدهمه دیگه
از نقطه نظر ظهور هیچ نوع کم بودی نداریم....

Persa

Persa http://iranian.com/main/member/jeesh-daram.html

نه جانم امکان نداره چیزی در شیعه گری بنام امام سیزدهم داشته باشیم، در غیر اینصورت تمام شالوده مذهب اثنی عشری مالیده میشود (فارسی سلیس را باش).اگر اینطوربود، پس امام موسی صدرهم که هم توپول مپل بود و خیلی هم امامت بهش میخورد شماره دوازده و نیمش بوده. تازه امام موسی صدر خداعمرش بده غیبش زد و بیشتربه امامت نزدیکه، ولی امامای وابسته بسفارت انگلیس تا لحظه آخر که ریق رحمت را سرمیکشند مشغول موذی گری و اشاعه یک مشت حدیث دروغ هستند. خمینی چیزی بالاتر از یک گماشته انگلیس نبود و المامور معذور و بیشتر از آن نمیشد ازو توقع داشت. لطفا شکایات خود را از طریق سفارت پاکستان تحویل دولت انگلستان بدهید

Demo

Demo

محض اطلاع: در قرآن لغت «امام» هم بعنوان «رهنما» بکار رفته و هم بعنوان «دفترچه اعمال انسان در دنیا». پس چرا که نه کلام خدا را که «مبُین و روشن» است را بعنوان تنها رهنما برگزید و امام خود را از اعمال غیر انسانی بحد ممکن پاک نگاه داشت که چون امام (دفتر اعمال) خمینی وامثالهم سیاه و خط خطی نباشد! و تاسف بر حال کسانی که بجای خط واحد خط او را بر سرشاخ گذاشته و هنوز هم میگذارند که به قهقرا رفته و میرود. بسی تاسف

G.Rahmanian

G. Rahmanian

Religions are not supposed to be understood otherwise there wouldn't be any need for the top mullahs--I know, different religions have different monikers for their top guys.

You see, they are the ones who tell you what god says or what he/she means by what he/she says. Of course, none of them really gets to talk to god. They just read the holy stuff and relate it to the folks who follow them. Those folks can normally read the stuff, but they don't because the are either lazy or are not interested in doing so.

Solid proofs for what I have said above can be found throughout the history of the world, in general, and the history of our country, in particular.

Remember those intellectuals who joined Khomeini and cooperated with him in transforming Iran into a religious hellhole overnight? Had those intellectuals possessed any notion of what religion was about, they would not have followed Khomeini as obediently as they did. That is, had they been knowledgeable on the actual dangers of the religious principles Khomeini stood for, they would have, at least, maintained a certain amount of partisan independence and organizational discretion and would not have given their cartes blanches to the man they claimed they did not know well.

P.Galenous

P_J. An Iranian!

AGREED!

This comment was removed by the Iranian.com Staff for violating our Commenting Standards

ahang1001

ahang1001    

هر هر هر
ممنون برای این جوک بامزه....