Advertise here

نگذاریم شکست انقلاب 57 دوباره تکرار شود.

نزدیک به 34 سال از وعده خمینی به مردم که گفت  پول نفت را خواهیم داد و آب و برق مجانی خواهد بود، می گذرد

34 سال پیش در چنین روزهایی استبداد شاهنشاهی که خود را سایه خدا و مردم را رعیت خانه زاد خود و کشور را ارث پدری خویش می دانست، با انقلاب مردمی به زباله دان تاریخ انداخته شد، اما چرا انقلابی به عظمت انقلاب 57 شکست خورده و به اهدافش که همانا آزادی و برابری و عدالت اجتماعی بود نرسید می دانیم که استبداد سلطنتی با سرکوب ، تیرباران و نابودی تشکل ها و سازمانها و احزاب انقلابی و هر گونه آگاهی و تشکل مردمی، توده ها را از رهبری سیاسی رادیکال محروم کرده بود، و در همین حال با میدان دادن به نیروهای ارتجاعی سنتی بازار و روحانی فضای ایجاد کرده بود که در دوره اوج گیری انقلاب نیرو های ارتجاعی انسجام و سازمانیافتگی گسترده ای داشتند بنا براین توده های انقلابی  تحت سلطه فکری فاشیستهای کهنه پرست قرار داشتند . وقتی در سال 57 رهبران 4 کشور سرمایه داری آمریکا ، انگلیس ، آلمان و فرانسه به رهبری رئیس جمهور وقت فرانسه در نشستی در جزیره فرانسوی گوادلپ به این نتیجه رسیدند که نمی توانند جلوی انقلاب را در سرنگونی شاه بگیرند، در مقابل آینده سه گزینه داشتند که عبارت بودند سازمان فدایی ، جبهه ملی و دارو دسته خمینی (یعنی روحانیت) آنها برای شکست انقلاب روی روحانیت سرمایه گذاری کردند، و از طریق مذاکره بهشتی و بازرگان با ژنرال  هویزر در الجزایر با 4 شرط نیروهای، ارتجاعی و واپسگرا را با نام جعلی انقلاب اسلامی در مقابله با انقلاب دمکراتیک مردمی پشتیبانی کردند. چهار شرط کشور های فوق با جریانات ضد انقلابی به رهبری خمینی عبارت بودند از :

1- ادامه بی وقفه صدور نفت  2- ممانعت از نابودی انقلابی ارتش و ساواک وخلع سلام توده های مردم   3- کشتار و اعدام انقلابیونی که از کشتارهای دوره شاه جان به در برده بودند  4- نابودی شوراهای کارگری و تمامی کمیته ها و تشکلهای توده ای که در جریان انقلاب به عنوان ابزار مستقیم و آلترناتیو مردم در مقابله با سرکوب استبداد و به جهت ادامه مسیر انقلاب شکل گرفته بودند .

عملی شدن  این 4 شرط در حقیقت تیر خلاص واقعی به انقلاب بود، یعنی از طریق سرکوب و نابودی تمام ارگانها ، تشکلها و سازمانهای که در دوران انقلاب ساخته شده بودند  و ابزارهای مبارزه ی  انقلابی مردم در راستای ادامه انقلاب و رسیدن به حاکمیت شورایی دمکراتیک مستقیم از پایین ضرورت حیاتی داشتند. پیروزی و ادامه انقلاب را غیر ممکن کردند.

 با قبول این شروط توسط بازرگان نماینده دلالان و کاسه لیسان لیبرال مذهبی نهضت آزادی  و بهشتی نماینده اولترا مذهبی های ضد انقلابی و ارتجاعی، قیام توده های انقلابی فقط در تهران به نتیجه اصولی رسیده و ارتش را شکست داد اما قبل از اینکه توده ها بتوانند در دیگر شهر ها نیز دست به قیام مسلحانه بزنند، ضد انقلاب با تبلیغ اینکه انقلاب پیروز و تمام شده مانع ادامه انقلاب شدند. با وساطت جهان سرمایه داری میان بازماندگان  حکومت شاه با ارتجاع مذهبی برای نجات سرمایه داری توافق به عمل آمد، در نتیجه ارتش به دستور رئیس ستاد مشترک، ارتشبد قرنی بر اساس دستور قبلی غربی ها و یکی از شروط مورد توافق، در همه جا به پادگانها برگشته و ساواک دست نخورده باقی ماند، تا توسط حکومت جدید علیه انقلاب به کار گرفته شود. بلافاصله حاکمیت ضد انقلابی جدید  فرزند نامشروع انقلاب شکست خورده ایران که حاصل وصلت روحانیت  و غرب (سرمایه دار جهانی ) بود به نام دین و انقلاب با اولین فرمان در 27 بهمن 57 تمام سلاح ها را از دست انقلابیون که تنها ضامن واقعی امکان ادامه انقلاب توسط طبقه انقلابی بود در آوردند، با ترکیبی از توهم و عوامفریبی اقشار سنتی  همراه با لمپن ها، تحت رهبری جریانات مختلف ارتجاع حاکم همراه با همکاری و خوش خدمتی های اپورتونیست ها و رویزیونیست ها با استفاده از ارتش و ساواک و باند های مسلح خصوصی و مافیای خان خانی جدید حمله همه جانبه و گسترده ای علیه تمام سنگرها و دستاوردهای انقلاب شروع شد، ضد انقلاب  با کشتار افراد انقلابی و نابودی تمام آزادی های دمکراتیک ، تشکلهای مستقل توده ای و به خون کشیدن کردستان و ترکمن صحرا خیانت خود به مردم ایران و خدمت به سرمایه داری را اثبات کرد، که همچنان ادامه دارد. اما مسئله اساسی این است که چه درسهای می توان برای استفاده در انقلاب آتی از این شکستها گرفت.                                                                     http://www.rahekaregar.com/maghalat/2013/02/07/22.htm                             

Balatarin

Comments 7 Pending 0

Sort comments:
Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

چپ استالینیست قبل از هر چیز باید با آن قاتل روانی گرجی فاصله بگیرد.
که البته در این راه حذف عکس مردان ریشو و سبیلوی خشمگین (رفقای "سیبیلوویچ" به قول صمصمام) در حال شعار دادن، میتواند اولین گام باشد.
قر و تلمز درنوشتار های تاریخی لئون تروتسکی، گام دوم.

Roozbeh_Gilani

Roozbeh_Gilani "Personal business must yield to collective interest."

"چپ استالینیستی"؟!

کارل مارکس هم سیبیل داشت و هم ریش. اتفاقاً لنین هم داشت ولی‌ نه به قوت مارکس. متأسفانه جفت‌شون نه شانس خواندن بلاگ آقای سمسام هشتم را داشتند نه شانس دیدن فیلم گنج قارون با شرکت مرحوم فردین!

بگو مرگ بر ریش و سیبیل!!


Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

ر. گ. حتا اگر یک کلام دیگر در مورد رفیق "حسن جغجغه" بنویسی، شما مطمعنا با بلیتی یکسره به سیبری تشریف خواهید برد.
این یعنی "استالینیزم".
اتفافقا آل احمد هم نقدی به "گنج قارون" نبشته بود، که در مورد نتیجه ی اخلاقی فیلم اتفاقا صحیح نبشته است.
پرواضح و بدیهی است که محدودیت اساسی آل احمد و "چپ استالینیستی" (و کل چپ پوپولیست) در بینش و فرهنگ پوپولیستی، بومی گراییانه آنان نهفته است.

G.Rahmanian

G. Rahmanian

Mr. Rashidian,

You wrote:

"When the fall of the Shah and Khomeini's leadership of the revolution had become an absolute certainty ..."

Also in an article you posted recently, you stated:

"Nobody could impede the course of revolution n Iran; otherwise the West would do that. Once they reaslised this fact, they compulsorily sided with Mullahs with the hope to stop the worst, namely a socialist revolution in Iran."

Contrary to the popular notion that the course of the revolution could not be impeded, there were certainly ways not only to impede it, but even stop it completely.

Had the Shah and his generals made timely decisions to do something drastic long before foreign powers began to feel the need to "side with mullahs," things could have happened differently. The Shah and his generals could have gone Suhartoesque or Khomeiniesque and massacre tens of thousands of people in order to suppress the uprising in its initial stages. Western powers would have gone along with that decision as they stood by and watched the Islamists slaughter tens of thousands of Iranians in cold blood and send hundreds of thousands of them to their deaths during Iran-Iraq war.

Suharto's "anti-communist" campaign left up to a million Indonesians dead. Some people claim the number was much larger. The massacres were even helped by western powers.

And we are still watching helplessly as the death toll of Iranians killed by the regime rises by the hour.

Also, the part where you say, "Once they reaslised this fact, they compulsorily sided with Mullahs ..."

The question remains, however, why wouldn't the western powers compulsorily side with the liberal forces? If the western mass media could sell Khomeini to Iranians overnight, they could have easily sold anyone else.

Here's an excerpt from and a link to an article on Suharto's coup.

"Damning new evidence has come to light pointing to the extent of the involvement of the United States government, closely supported by the Australian and British administrations, in the military coup staged in Indonesia by General Suharto on October 1, 1965 and the subsequent massacre of up to one million workers, peasants, students and political activists."

http://www.wsws.org/en/articles/1999/07/indo1-j19.html

JahanshahRashidian3

Jahanshah Rashidian

کنفرانس گوادلوپ ١ ماه قبل از سقوط شاه بود، یعنی وقتی که سرنگونی شاه و رهبری خمینی در انقلاب محرض بود . مذاکرات ژنرال هوویزر با ارتشبد قره باغی، نه سرلشکر "قره نی"، رییس ستاد ارتش، در زمانی بود که هیچ شانسی برای بقا رژیم شاه و نظام موروثی نبود.
در مورد این ٤ شرط ، لطفا اگر لینک یا اسناد تاریخی دارید نشان دهید. جهت اطلاع ، شرط "کشتار انقلابیان..." یک غلوغیر کارشناسانه است. چنین شرطی در منطق جهاد-فی-سبیل الله است نه منطق دنیای امروز و امثال ژیسگاردن ستن که قانون اساسی دموکراتیک و مجلس ملی فرانسه هرگز اجازه ا چنین جنایتی را به هیچ رییس جمهوری نمیدهند.

G.Rahmanian

G. Rahmanian

"نگذاریم شکست انقلاب 57 دوباره تکرار شود."

روزبه جان،

كاش دست من و شما بود! من كه انقلابى نبودم. ارزوم اين بود كه بك زندگى اروم در ايران داشته باشم كه اونم خداى خمينى يا "دمو"، نميدونم كدومشون، از ما گرفت.

يا شايد گوادانى كه اسم بردى در گوادلپ اين بلا را به سر ما اوردن. اميدوارم خداى واقعى "دمو" لعنتشون كنه.

سالم و موفق باشيد

Roozbeh_Gilani

Roozbeh_Gilani "Personal business must yield to collective interest."

رحمانیان گرامی‌، بسیار خوشحال شدم از دیدار دوباره. امیدوارم که سلامت باشید.

به عقیده من دین هر کس به خودش مربوط است. ولی‌ وظیفه تک و تک ما هست که با این دین و ایدئولوژی که باعث استثمار مردم میشود بجنگیم و افشایش کنیم.

به جای توپیدن و حمله کردن به یک دیگر ما باید درس گرفته از شکست انقلاب قبلی‌ و سعی‌ بر پیروزی انقلاب بعدی که حتماً اتفاق خواهد افتاد کنیم.