Advertise here

نقش احمدي نژاد و شريعتمداري در کشتن دکتر سامي

تا سال ١٣۶۰ روحانیان نتوانسته بودند حاکمیت خود را بر ایران بطور کامل برقرارکنند و قدرت را بطور مطلق بدست بیاورند. آنها در دوران بازرگان و در دوران بنی صدر متوجه شده بودند که حفظ حکومت استبدای ولایت فقیه با وجود انسانهای مصمم بر دفاع از استقلال و آزادی در مقامهای دولتی، امکان پذیر نیست. بقول هاشمی رفسنجانی، اسلام بنی صدر با اسلام فیضیه سر سازگاری نداشت و اگر به او اجازه ادامه کار را می دادیم، در برابر خدا و پیامبر مسئول بودیم .( سخنرانی هاشمی در جلسه وعاظ تهران ، سال 60). * مرکز قدرت مطلقه شدن خمینی، هرم قدرتی را بوجود آورد که او در راس آن بود. ـ مافیای خمینی ـ ● لایه اول و زیر مجموعه مورد اعتماد خمینی تشکیل می شد از احمد خمینی و هاشمی رفسنجانی و محمد حسین بهشتی و علی خامنه ای و موسوی اردبیلی و ... ● لایه دوم را کارکنان «بیت امام» و کسانی تشکیل میدادند که نقش «ثقه های امام» را بازی میکردند. کارکنان « بیت امام» زیر نظر احمد خمینی، ارتباط با سازمانهای مختلف را که تحت نظر مستقیم خمینی بودند، را برقرار می کردند. ثقه ها که مهدی کروبی یکی از آنها بود، مأموریتهای را انجام می دادند که خمینی انجامشان را از آنها می خواست. برای مثال، صادق طباطبائی از سوی او مأمور شد با حکومت کارتر تماس برقرار کند برای پایان دادن به ماجرای گروگانگیری که او از طریق گنشر، وزیر خارجه اسبق آلمان این تماس را برقرار کرد و کروبی مأمور تماس با گروه ریگان -- بوش شد و ماجرای اکتبر سورپرایز را بوجود آورد . ● قشر سوم را افرادی تشکیل می دادند که گروه اطلاعاتی خمینی بودند و اطلاعات سپاه و کمیته ها ( مهدوی کنی سرپرست آنها بود) را در دست داشتند. این گروه مأموران اجرائی نیز داشتند. چنانکه محمدطاهر آل شبیر خاقانی، روحانی عرب خرمشهر را دستگیر و به قم آوردند. بعد از کودتا و تشکیل "واواک" ، محمد ری‌شهری و علی فلاحیان و علی یونسی و محسن اژه ای و دیگر واواکیها که خمینی آنها را "سربازان گمنام امام زمان" نام نهاده بود، نیز در این گروه جا گرفتند. انفجار در حزب جمهوری اسلامی، آیت الله بهشتی را از میان برداشت و ترور خامنه ای، وی را در بیمارستان بستری گردانید و هاشمی رفسنجانی یکه تاز میدان شد. در این مرحله بود که مافیاها شکل محکمتری گرفتند: احمد خمینی بکنار، گروههای که سازماندهی مافیائی می یافتند، دو پدر خوانده، هاشمی رفسنجانی و خامنه ای داشتند که بایکدیگر همکاری و اداره کشور را در قبضه خود داشتند. البته صاحب قدرت اصلی اکبر هاشمی رفسنجانی بود. این دو عامل طولانی شدن جنگ بمدت 8 سال و فساد گستری و بکار انداختن ماشین اعدام و ایجاد سازمان ترور و... بودند. بعد از مرگ خمینی، هاشمی رفسنجانی با جعل سخنان از قول خمینی و به رهبری رساندن علی خامنه ای، یک دوره هاشمی رفسنجانی رئیس جمهوری شد.آنها در کنار هم قرار داشتند کلیه جنایات و اختلاس ها و ترورها و حیف و میل بیت المال کشور و زد و بندها و... را با هم و با همفکری هم انجام می دادند. ● مافیاهائی که در دوران خمینی شکل گرفتند، پایه های قدرت خود را تحکیم بخشیدند. تا سال ۱۳۷۶ همچنان بر جنایتها و فسادهای خود افزودند. دولت را به سازمان ترور بدل کردند و رانت خواری از طریق سیاستهای پولی و مالی دولت را سازمان دادند.

Balatarin

Comments 3 Pending 0

Sort comments:
faraway

faraway

So, the President of Islamic Republic is a murderer. This is perhaps the only prerequisite to move up the ladder of "success" in the land of Islamist terrorist.

G.Rahmanian

G. Rahmanian

And the 34-year-old Islamist terror reigns with no signs of letting up.

trawetsdor

trawetsdor

کارکرد سوسیالیستی دکتر سامی که توانسته بود بعد از بلبشوی اولیه پس از انقلاب دوباره سر و سامانی به وزارت بهداشت بدهد به مذاق روح الله خمینی خوش نیامد. ایشان با فشارهای متعددی که به بازرگان آوردند خواستار برکناری دکتر سامی شدند که کارساز هم شد. دکتر سامی در استعفای خود پیامی به ملت داد که هیچ‌کس از جمله بازرگان آن را نشنید. او از خمینی تشکر کرد نه از نهضت آزادی که پشتش را خالی کرده و به اوامر خمینی سر فرو آورده بودند. شاید سامی با این عمل به همرزمان خود گفت خمینی لایق تشکر است چون هیچوقت موضع «خدعه و نیرنگ» خود را تغییر نداد در حالی که بازرگان ابله خود و ملت ایران را گول زد. استعفای خفت بار دولت موقت ظرف چند روز بعد شاهدی بود بر اینکه نهضت آزادی هم مثل جبهه ملی سالها قبل بدرود حیات گفته بوده ولی کسی حوصله خاک کردنش را نداشته است.