عاملی که باعث عدم همبستگی بین ایرانیان میباشد آن روحیه "همه چیز دانستن" ایرانی است. هر ایرانی برای خودش یک دانشمند است.مثلا روزی ده تا ایمیل دریافت میکنم که دوستان از آخرین فواید خوردن ساقه جعفری ناشتا و یا مخلوط کردن دارچین با عسل و ریختن آن درون بینی و یا گوش کردن به سل فون فقط با گوش چپ سخن میگویند، که گویی ابوعلی سینا دارد انسان را نصیحت میکند. ولی در درون این دانشمند یک بچه حساس نازک نارنجی قرار گرفته که اگر یک تلنگر بهش بزنی بلافاصله ناراحت شده و گریه را سر میدهد و آزرده خاطر میشود و حالا بیا و درستش کن. مثلا ایرانیان هر مطلبی که بنویسند بلافاصله فیلسوف درون یکی و کودک درون او جریحه دار میشود که "چرا به شاه من توهین کردی و یا چرا به قاجار من توهین کردی، و یا من مجاهدم، من بهایی ام، من یهودیم، من ترکم" و اینگونه ننه من غریبمهاست که باعث میشود ایرانی همیشه آن حالت تعارف و چهره دروغین و کاسه لیسی را بمردم ارائه دهد و عرضه کند و نه یک برخورد واقعی و صمیمانه. این حالت کاسه لیسی و تعارف دروغ بهیچوجه ارتباط به دین و یا مذهب ندارد و بطورکلی این یک خصوصیت ایرانی است که بشدت باعث عقب افتادن او شده است.
مثلا در یک خانواده ایرانی بعدی از نیم قرن هنوز یک شخص نمیتواند احساس واقعی اش در مورد سیاست و غیره را به عمویش و یا دائی اش بیان کند که مبادا آن کودک لوس و ریغوی درون عمو و دایی ناراحت شود. باین دلیل است که در این وبسایتهای ایرانی همه مجبورند از یک آنتاگونیستی صحبت کنند که بهیچکس بر نمیخورد، مثلا توهین به اسلام شده تنها وجه مشترک شادی و تفریح ایرانیان، ولی اگر یکنفر کلمه ای در باره بهائیت و یا یهودیت بنویسد، دسته جمعی میروند و طرف را دوره میکنند و خشتکش را بسرش میکشند با در نظر گرفتن اینکه هنوز هم دارند دروغ میگویند. نتیجه آنکه این سی و چند سال دیدیم که دروغی که کورش آنرا دشمن بزرگ میدانست، امروز صمیمی ترین دوست ایرانیان است. چون بدروغ مجیز یکدیگر را میگویند و بدروغ بیکدیگر لبخند میزنند و بدروغ از یکدیگر حمایت میکنند و اگر بگویی بالای چشمت ابروست، آن بچه لوس درون عرعر گریه را سر میدهد و میریند به جلسه. شما به نطقهای ایرانیان در داخل و خارج اگر گوش کنید این حالت را کاملا مشاهده خواهید نمود و به سوژه های درون وبسایتهای ایرانی نظری بی افکنید تا گوشی دستتان بیاید، یکمشت تعارف و چاپلوسی و پیزی لای پالان یکدیگر گذاشتن.
این را عرض کردم که بعدا نگوئید "تو که میدونستی چرا واسه ما نگفتی" تشکر.

Comments 4 Pending 0
Esfand Aashena
Reportپرسا جان ما که در خانواده مون با هم تعارف نداریم! از سلطنت طلب گرفته تا با خدا و بیخدا و جانباز و طرفدار حملهٔ آمریکا به عراق و امثال هوم همه رقم داریم.
ولی درست میفرمائید که در اینترنت کسی تحمل دیگری رو نره و همینطور که ملاحظه میکنید شب و روز در همین وبسایت مثل سگگ و گربه به هم میپرند! بارها گوشتزد شده که اگر در فضای زنده و حضوری اینطور صحبت نمیکنید خوب چرا در فضای مجازی مثل لات چاله میدان یا قصابها رفتار میکنید؟!
Persa – این نیز بگذرد
Reportمن میگم حالا اگر یک زنی آمد و گفت مثلا من بهایی بدنیا آمدم ولی چیزی از آن نفهمیدم نیائید او را دوره کنید مثل مردمی که در ایران موقع تصادف دور ماشین جمع میشدند و بدون کوچکترین صلاحیت نظریه پردازی میکردند و مقصر شناسایی میکردند. بگذارید مردم آزاد بگویند و شما هم جای دیگر آزاد بگوئید. حالا آن زن مجبور شده است از آنروز تا حالا ده تا بلاگ ضد اسلام بنویسد که ناراضیان را راضی کند. همین است که همه دست به عصا راه میروند
شمیرانزاده – Researches (reporter & tv journalist) and presents information (Social,Art) in certain types of mass media and also working in diffrent european tv channels
Reportبا سلام به شما.
آخر از روی سکو پشتِ مردم را چوب زدن راحت است اما...
اگر بنده به افرادِ خانواده شما فحش داده و هزار دری وری بی ریشه عنوان کنم؛ آیا شما با نیکویی و قربانت بروم پاسخ خواهید داد ؟
دران قضیه بچه حق را به شما میدهیم، همه کس تربیت و رفتارِ درستی مشابه ندارد، اشکالِ کار نیز همین آموزش و پرورش است.
با سپاس .
Persa – این نیز بگذرد
Reportبله صحیح میفرمائید. فحاشی کار درستی نیست ولی انتقاد خوب است. مثلا بعضی فکر میکنند این جمهوری اسلامی رفتنی است ولی من مطمئن هستم با این جو بین المللی و حمایتی که غرب از کشورهای اسلامی نشان میدهد و تشکیل حکومتهای مذهبی، اینها اقلا ده سال و بلکه بیشتر با کمال قدرت سر کار خواهند بود. اگر هم دعوایی باشد بین خود مسلمین خواهد بود و سر لحاف ملا و شورش های داخلی. شما بتاریخ که نگاه کنید وقتی دیکتاتوری سر کار میاید نسلها فرمانبر خواهند بود و تاریخ ایران بهترین گواه آن است. مثلا کریم خان زند بخاطر اینکه دیکتاتور نبود زود زیرآبش را زدند، ولی آغا محمد خان دیدیم با دوست و دشمن چه کرد و چقدر چشم در آورد و جسد زیر پله گذاشت و آینده فامیل را مستحکم نمود. همین کار را هم رژیم اسلامی با قتل عامی که در ابتدای بقدرت رسیدنش انجام داد آینده خود را مستحکم کرد. حالا هرچه هم ما شصت هفتاد نفر (حد اکثر) اعضای این وبسایت پیش بینی های خوش بینانه کنیم، خودش یکنوع استبداد در قالب کوچک است و ما را از راه اصلی دورتر میکند و آن شناخت ملی است و روحیه اکثریت. هر ملتی حکومتی بر سرش است که لیاقت آنرا دارد و وقتی لیاقتش بالاتر رود آن حکومت را سرنگون و یا تعویض خواهد کرد. البته آغا محمد خان در تاریخ بخاطر شکستی که به پرتقالی ها وارد نمود و یکپارچه کردن ایران جایی بسیار والاتر از خمینی دارد و از طایفه بعد از خمینی که ملیت را از ابتدای کار از بین برد و مردم هم هرچه او پیشنهاد کرد به او لبیک گفتند. بنا بر این باید این نیز گفته شود که ما سیر نزولی طی کرده ایم و برانداختن ها الزاما وضع را بهتر نمیکند تا زمانی که مردم آگاهی شان بهتر شود. ولی سیستم فرهنگی ما اجازه آگاهی نمیدهد بلکه همیشه برحذر میدارد. این خود سانسوری ها در جمع میشود همان رژیم. سرتان را درد آوردم ببخشید