Advertise here

Comments 8 Pending 0

Sort comments:
P.Galenous

P_J. An Iranian!

What a beautiful place! At first I thought that it was a painting, so picturesque!

farhangpooya

farhangpooya In all situations, in or outside power, social problems require social solutions (در همه شرايط، در حاكميت و يا خارج از حاكميت، مشكلات اجتماعى راه حل هاى اجتماعى طلب مى كنند)

Nice

ahang1001

ahang1001    

بسیار زیبا، برای تماشا
برای زندگی.....خب اگه یه آسانسور باشه که آدم باهاش پایین و بالا بره...بدک نیست

Persa

Persa

بسیار عکس قشنگی است. هرکس به کردستان سفر کند حداقل سه نقطه برایش بسیار دیدنی خواهد بود: اول تنگسیر، و بعد اورامان تخت در مریوان و سوم پالنگان در کامیاران. پالنگان یک مرکز پرورش ماهی قزل آلا دارد که مجاور همان دهکده است و برایتان ماهی میگیرند، تمیز میکنند و کباب آنرا با نان و لیمو و چای داغ کنار رودخانه بشما میدهند. در دنیا بی نظیر است. در سفری که بعد از سی و سه سال به ایران دست داد موفق شدم کردستان را ببینم. چه مردم خوبی، چقدر مودب، متین و صمیمی. در فصل بهار کردستان زیباتری محل است، تمام دشتها پوشیده از گلهای زیبای شقایق و حشی. امیدوارم سعادت دیدن آنها برای همه فراهم شود

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

کردستان
------------------
اسماعیل خوئی
-------------------
اینجا
تندر سکوت می کند
آنگاه که از آسمان گذر دارد
زیرا که آذرخش را
هردم
برق سلاح پیشمرگه کرد
بیرنگ میکند
و یار او-
چریک مجاهد یا رفیق فدائی،
برقله
در کنار او
سنگر دارد
اینجا
مرگ آئینان-
به آرزوی خود،
به گور
می رسند
در خاک با سخاوت خرم دینان

اینجا
نگاه دختر کرد
هم در دمی که شاهینی بی شفقت میشود
کز قله کمین
در راستای ماشه و مگسک
- دلشکار -
بال میگشاید
تصویری از تصور زیباترین غزلواره ست
آری،
نگاه دختر کرد
وقتی نگاه دیگر او
آنسوی پلک بسته،
شهابی آبی است
که در هفت آسمان عشق
به دنبال یک ستاره ست
- "نه!
خواهران اندوه،
نه!
ما مرگ هیچ کسی را دوست نمیداریم
اما ..."

و طرح خوشترین حماسه
همانا
شکیب مادر کرد است
هم در دمی که
دیگربار
پیشانی ی پسر را می بوسد
و گریهاش نمی گیرد
آری
شکیب مادر کرد
وقتی که می داند
دیگر می داند
فرزند او برای چه می میرد

- "نه،
خواهران سوک،
نه!
من هم دلم میسوزد
دل من هم از سنگ نیست
اما
فرزند من فریب نخورد
فرزند من برای مردن زنده نبود
فرزند من برای زیستن مرد."

اینجا
مردم می جنگند
با آرمان شادی،
آزادی،
آبادی،
برای سرزمینی
که حالیا
مثل دلم
غمگین است،
دربند است،
ویران است

اینجا،
اینجا....
نگاه کنید
این سرخ،
این تپنده پرخون را نگاه کنید
این قلب انقلاب،
این قلب انقلابی ایران است

پنجم اردیبهشت ٦١ - تهران

_________________
برگرفته از کتاب "در نابهنگام – کارنامه ٢ اسماعیل خوئی"، نشر باران، سوئد ١٩٩١

maziar58

maziar 58 Maziar

It looks like Masooleh,Gilan.