چگونه است که احمدینژاد متهوّرانه در برابر خامنهای ایستاده و او ظاهرا هیچ غلطی نمیتواند بکند؟ به وضوح موازنه قوا در سطح بالای نظام جمهوری اسلامی به هم خورده است. خامنهای تنها از سوی احمدینژاد نیست که مورد تحقیر قرار گرفته است. دیگرانی چون نوریزاد، قدیانی و تاجزاده نیز شجاعانه در برابر او ایستادهاند و او را به چالش میکشند. او بیش از هر زمان ضربهپذیر و تنها شده است، و هر کس که به یاری او بشتابد عملا خود را در سرنوشت او شریک کرده است.
سید علی خامنهای یک آدم معمولی نیست. لقب رسمی او رهبر معظم انقلاب است، ولی مقامات و عناوین دیگری را هم یدک میکشد: مجتهد جامع الشرایط که رساله مینویسد و فتوا صادر میکند؛ مرجع تقلید شیعیان جهان و رهبر مسلمانان جهان؛ نایب امام زمان و مرتبط با او؛ فصلالخطاب همه مسایل کشور است و حکم حکومتی او در حکم قانون و بلکه فوق قانون است. مقامی را که گرفته و 23۲۳ سال است که آن را ادامه میدهد بر اساس اصل ۱۰۹ قانون اساسی احراز کرده که او را مجسمه تقوا و عدالت میشناسد؛ دارای بینش صحیح سیاسی و اجتماعی و تدبیر و شجاعت و مدیریت و قدرت رهبری میداند؛ و او را از همه کسانی که واجد چنین شرایطی باشند دارای بینش فقهی و سیاسی قویتر میشناسد. قوای سهگانه حکومتی همه فرمانبردار اویند، مجلسیان در برابر توبیخ او به غلط کردیم میافتند؛ قاضیان به اشاره او حکم زندان و شکنجه و اعدام صادر میکنند؛ و سربازان گمنام امام زمان به فرمان او دستگاه قضا را دور میزنند و میگیرند و میربایند و میکشند و حصر میکنند. توده حزب الله منتظر اذن جهاد او هستند تا دمار از دودمان دشمن بر آرند؛ و در حال عادی نیز برای هر سیبی که او از باغ رعیت بخورد درخت بر میکنند، و به ازای پنج بیضهای که او هوس کند هزار مرغ به سیخ میکشند.
کسی با این اوصاف را نباید دست کم گرفت و اظهارات و احکام و تقریرات او را ناچیز پنداشت. بیهوده نیست که قاضی القضات او مسئولیتش را نه اداره امر قضا و بلکه اجرای منویات و دستورات او میداند؛ و رییسان مجلس او (اعم از اصلاحطلب یا اصولگرا) خط نبشته او را وحی منزل میپندارند و رأی خود را تابع آن میکنند. و بی دلیل نیست که رییسان جمهور او نیز تنها با التزام به اصل «مترقی» ولایت فقیه میتوانستهاند به این مقام برسند و در این مقام نیز همواره خود را مطیع و منقاد رهبر معظم دانستهاند و در حد یک تدارکاتچی مجری منویات او بودهاند. و از همه مهمتر، این که آنجا که هر یک از این مسئولان به خطا رفته است ابتدا از رهبر وعظ خصوصی گرفتهاند و اگر این وعظ کارگر نیفتاده است و یا احیانا رهبر مجبور شده است در علن از آنان به تصریح یا تلویح انتقادی بکند با عریضهنویسی به پوزش پرداختهاند و از درگاه کبریایی رهبر معظم طلب آمرزش کردهاند.
آنچه که در بالا آمد، در ۲۳ سال گذشته ساری و جاری بوده و به تدریج شدیدتر و مستحکمتر شده است. ولی اکنون کسی این بساط را به هم زده و به سرکشی پرداخته است. محمود احمدینژاد نیز مانند همه رییسان جمهور اسلامی پیشین تنها با التزام به اصل «مترقی» ولایت فقیه توانسته به این مقام دست یابد و در این مقام نیز همواره خود را مطیع و منقاد رهبر معظم میدانسته است. اکنون، ولی، او این بازی را به هم زده و دست ولینعمتی را که این مقام را به او ارزانی داشته گاز گرفته است. او با تهوّری بیسابقه در این نظام، در این یکی دو سال آخر، در عین این که به تعارفات لفظی خود در اطاعت و انقیاد از رهبر ادامه داده است، در عمل ساز دیگری میزند. خود را به اعتبار رأی میلیونی مردم بالاتر از رهبر نشانده است، و در عمل بسیاری از رهنمودها و دستورات او را نادیده گرفته و یا بر خلاف آن عمل میکند. در دفاع از همکارانش که خامنهایچیان آنان را حلقه انحرافی نامیدهاند از هیچ تلاشی فروگذار نیست، و از ایجاد تلاطم در کشتی توفانزدهای که علی خامنهای هدایت آن را در دست دارد ابایی ندارد.
و اکنون مقام ولایت فقیه و مجتهد اعلم و رهبر معظم انقلاب چند حکم صادر کرده که هر یک از آنها برای سلب صلاحیت احمدینژاد از مقام ریاست جمهوری اسلامی کافی است. او در نطق اخیر خود با اشاره به افشاگری احمدینژاد در مجلس اسلامی در مورد فساد مالی یک برادر رییسان قوه قضاییه و مقننه، آن را عملی خلاف شرع، خلاف قانون و خلاف اخلاق خواند. اینها اتهامات سادهای نیستند. رییس جمهور اسلامی، بر اساس اصل ۱۱۵ قانون اساسی این نظام، باید امین و با تقوا باشد و به مبانی جمهوری اسلامی و مذهب شیعه مؤمن و معتقد. چگونه کسی را که مرتکب عملی خلاف شرع، خلاف قانون و خلاف اخلاق شود میتوان واجد آن شرایط دانست؟ البته اگر کسی ندانسته و ناخواسته مرتکب چنین اعمالی شود و بعد، از آنها اظهار پشیمانی یا توبه کند شاید بتوان او را از گناه و اشتباه تبرئه کرد - و این کاری بود که رقیبان احمدینژاد در دو قوه دیگر و به خصوص رییس مجلس اسلامی که به گفته خامنهای فقط کمی زیادهروی کرده بود، به فوریت انجام دادند. ولی احمدینژاد که مورد این اتهامات شدید قرار گرفته بود از چنین کاری سر باز زد. او در یادداشت کوتاهی که برای خامنهای فرستاد به همان تعارفات معمول بسنده کرد و در مورد این اتهامات راه سکوت را پیش گرفت.
البته آن چه که خامنهای در مورد احمدینژاد گفته به مراتب از حد اتهام فراتر میرود. در بالا آمد که او یک آدم معمولی نیست که اگر نسبتی به کسی بدهد امر به داوری نیاز پیدا کند. گفته و تقریر او در حکم وحی منزل است و جای چون و چرا ندارد. او خود شاکی و قاضی است، و درستی ادعایش به تأیید یک قاضی دیگر موکول نمیشود. همه در برابر او پاسخگویند، و او در برابر هیچکس پاسخگو نیست. او اگر میگوید احمدینژاد کاری خلاف قانون کرده است، به او اتهام نمیزند و بلکه حکم صادر میکند. او به عنوان ولی فقیه و مجتهد جامعالشرایط (و لابد معلم اخلاق!) حکم کرده که احمدینژاد مرتکب عملی خلاف شرع، خلاف قانون و خلاف اخلاق شده، و احمدینژاد با نادیده گرفتن احکام صادره او عملا از توبه و پوزش سر باز زده است. به موجب حکم حکومتی و شرعی خامنهای، احمدینژاد عالما و عامدا مرتکب کاری خلاف شرع و قانون شده و صلاحیت خود را به عنوان رییس جمهور اسلامی از دست داده است.
ولی تخلف احمدینژاد از شرع و قانون به اینجا ختم نمیشود. او در گذشته نیز در مواردی از امر ولی فقیه تمرّد کرده است. و مهمتر از همه اینها این که او مرتکب «جرم»ی شده که سزای آن در جمهوری اسلامی خامنهای بسیار سنگین است. خامنهای در نطق دیگری که در ۱۰ آبان ایراد کرد گفت که اگر کسی از مسئولان نظام تا زمان برگزاری انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری به اختلاف ها دامن بزند در واقع خیانت کرده است. این سخنان نیز عمدتا با اشاره به رفتار احمدینژاد صادر شده بود، ولی او نه فقط در آنجا بر خلاف سران دو قوه دیگر به پوزش و استغفار بر نخاست و بلکه پس از آن به موارد دیگری از این قبیل (که افشاگری او در مجلس یکی از مشخصترین نمونههای آن بود) اقدام کرد. به حکم علی خامنهای، احمدینژاد نه تنها مرتکب عملی خلاف شرع و قانون و اخلاق شده که صلاحیت ریاست جمهوری او را نفی میکند و بلکه مرتکب جرمی بزرگ نیز شده که مجازات سنگینی را میطلبد.
و به این ترتیب، چگونه است که احمدینژاد متهوّرانه در برابر خامنهای ایستاده است و احکام حکومتی و شرعی او را نادیده میگیرد، و ولی مطلقه فقیه ظاهرا (و در اصطلاح رایج در جمهوری اسلامی) هیچ غلطی نمیتواند بکند؟ به وضوح موازنه قوا در سطح بالای نظام جمهوری اسلامی به هم خورده است. رییس جمهوری که باید در نقش یک تدارکاتچی کار میکرد اکنون علنا قدرت و موقعیت ولی فقیه را به چالش کشیده است. احمدینژاد وارد قمار بزرگی شده است. در نظامی که آدم کشتن مانند آب خوردن است و قربانیان آن تنها ضعیفانی نیستند که دسته دسته در زندانها اعدام میشوند و بلکه گاه دانه درشتهایی مانند متهمان پرونده اختلاس بزرگ (به جرم «نابغه» بودن، به گفته صادق زیبا کلام) نیز قربانی آن میشوند، در افتادن با ولی مطلقه فقیه مسئله سادهای نیست..
احمدینژاد میداند که عزل او از ریاست جمهوری هزینه سنگینی برای خامنهای دارد و تقریبا مطمئن است که خامنهای جرأت چنین کاری را نخواهد داشت (و گرنه کافی است اشارهای بکند تا نمایندگان بلهقربانگوی او در مجلس کار را به انجام برسانند). علاوه بر این، او میداند که ایستادگی در برابر نظام پوسیده ولایت فقیه رأی و محبوبیت میآورد. و در متن بزرگترین بحرانهای سیاسی و اقتصادی کشور که خشم و نارضایتی مردم ممکن است بر سر همه مسئولان خراب شود چه تاکتیکی از این بهتر برای متوجه کردن این خشم و نارضایتی به درگاه ولی فقیه و خلاص کردن خود با سنگ دفاع از حقوق مردم را به سینه زدن؟ احمدینژاد ظاهرا مصمم است که فارغ از دغدغههای خامنهای در چند ماهی که از دوره حکومتش مانده به روش خود ادامه دهد.
او نشان داده که پشم شیری که تحت عناوین قلمبه مقام معظم رهبری و ولایت مطلقه فقیه تا کنون مردم را میترسانده ریخته است. خامنهای اکنون تنها از سوی رییس جمهور منتخب خود نیست که مورد تحقیر قرار گرفته است. دیگرانی هم هستند که بدون این که در قدرت باشند شجاعانه در برابر او میایستند و کلمهای حق میگویند. محمد نوریزاد او را دروغگو میخواند و نمونههای آن را بر میشمرد، ابوالفضل قدیانی از درون زندان او را طاغوت مینامد، و تاجزاده و دیگران به صورتهای مختلف او را به چالش میکشند. برخی از بلاگنویسان طرفدار احمدینژاد نیز این روزها به اعتراض به خامنهای برخاستهاند. او در برابر این حملات و چالشها ضربهپذیر و تنها شده است، و قاعدتا به دنبال همراهان و متحدان دیگری میگردد. از جمله، او ممکن است راه آشتی با (بخشی از) اصلاحطلبان را که سه سال پیش قلع و قمع کرد در پیش بگیرد. دیدار اخیر او با سه تن از چهرههای اصلاحطلب در این رابطه قابل درک است. ولی او دیگر در اوج نیست، و هر کس که به یاری او بشتابد باید بداند که عملا خود را در سرنوشت او شریک کرده است.
http://www.facebook.com/HosseinBagherZadeh

Comments 11 Pending 0
Persa – این نیز بگذرد
Reportکلمات حکومت، ماکیان و شیر در جمع مرا بیاد این شعر ایرج میرزا انداخت
قصه شنیدم که ابوالعلا به همه عمر / لحم نخورد و ذوات لحم نیازرد
در مرض موت با اجازت دستور /خادم او جوجه با، به محضر او برد
خواجه چون آن طیر کشته دید برابر / اشک تحسر از هر دو دیده بیفشرد
گفت به طیر از چه شیر شرزه نگشتی / تا نتواند کست به خون کشد و خورد
مرگ برای ضعیف امری طبیعی است / هر قوی اول ضعیف گشت و سپس مرد
توضیح: لحم یعنی گوشت، ذوات لحم یعنی گوشت داران،"جوجه با" یعنی آش جوجه، شرزه یعنی خشمگین و برهنه دندان
ahosseini – Believe in a democracy that leaders and representatives are controlled by members at all times.
Reportدكتر باقر زاده عزيز
اين طور به نظر مى رسد كه مقالات شما نيز از توپ خوردن بى نصيب مى ماند و در رديف مقالات درجه دو و سه در لابلاى مطالب گم ميشود. اين طور به نظر مى رسد كه شما بايد كيفيت مقالات خود را تا سطح مقالات افرادى چنين فرد ارتقا دهيد تا در بالاى صفحه اول صعود كند.
در مورد خامنه اى شما خوب مىدانيد كه او از همانروزى كه به دبيا آمد با گفتن يا على وارد حوزه ولايت شد
تا كه از مادر در آمد اين ولى
داد بر آورد و گفتا يا على
....
بناگاه آن رهبر بى حيا
بزارى بيفتاد چون بچه ها
بر آورد فرياد كه اى خاتمى
كجايى بيا پس بده يك نمى
جوابش بداد خاك توى سرت
بخوردى تو رو دست از عنترت
برو يك كنارى بشين و بمير
مكن بيش از اين خلق ايران اسير
تكاپو بيفتاد اين رهبرى
پشيمان ز اين تك روى، خودسرى
بگرديده ناراحت از روس و ز چين
از اينكه فروشند ايران زمين
...
آدامه
http://iranian.com/posts/view/post/7424
Mr. Fozolie – Trained scientist working as a Risk Manager. I am not a writer but silence against those who brought us the Mollafia and who still oppose modernism in Iran is no longer an option. Mr. Fozolie
ReportHow did Geda became Gheda? Is that Ghein or Ghaf and what does it mean? I thought he was Ali Geda because he made money by begging for work as "roze-khoon"?
amirparvizforsecularmonarchy – One of the most humorous things in the world; is the notion that Americans are a greater force for good & more civilized than Nazi's, Mullahs and Communists.
ReportPeople are totally done with An and Ali Gheda the issue is with the IRI the peoples hands are tied politically, while living in a tyranny so they can't do anything about it.
Faramarz
ReportSeveral weeks ago, Mojtaba Vahedi wrote a blog about this topic and said that Ahmadi when he ousted Moslehi (Intelligence Minister) came upon a load of documents at the Ministry that he copied and saved in a safe place. Among the documents are Rahbar attending a ballet performance in N. Korea where female dancers wore their Tutu's! Also, there are documents about his sons' stealing billions of dollars and even his confessions to Savak.
It will be interesting to see if Mashaei gets disqualified would Ahmadi not run the elections, since his government is responsible for running the next election.
Mr. Fozolie – Trained scientist working as a Risk Manager. I am not a writer but silence against those who brought us the Mollafia and who still oppose modernism in Iran is no longer an option. Mr. Fozolie
Report...his stooge...
Mr. Fozolie – Trained scientist working as a Risk Manager. I am not a writer but silence against those who brought us the Mollafia and who still oppose modernism in Iran is no longer an option. Mr. Fozolie
ReportI think Ahmaghi's play is to put together a Putin style circumvention the 2 term limitation using his Mashaie. For him to fight the leader this late in his presidency is probably for a prize like that. Whether Ahmaghi will retain the support of IRGC....
faraway
ReportI stumbled upon an article a few days ago claiming that, allegedly, Ahamdinejad's faction has armed itself to the teeth. It alluded to the missing funds in Ahmadinejad's administration to have gone into buying weapons for ahmadinejad et al.. though it could only be a rumor but it's not improbable.
Esfand Aashena
ReportMr. Bagherzadeh I believe people are far more sick and tired of Ahmadinejad than Khamenei. It was Ahmadinejad who brought them the "cash subsidies" which are now really worthless. Rial's buying power has been reduced to 1/3 but the cash subsidies remain the same. He was also the one who started this downward spiral of sanctions on Iran every since he took office.
Another title that Khamanei carries with him is being above the politics. So if Ahmadi is kicking like an ass doesn't mean he has to do anything specific. In 4 months Ahmadi will be forgotten like George W Bush is forgotten!
Of course it is always possible that Khamanei during these last 4 months writes a memo and kick his ass out of office for good but there is zero chance that Ahmadi will publicly and clearly say something against Khamanei. The point is that Ahmadi is the one who needs Khamanei not the other way around.
I know you want to make more out of this Ahmadi than he really is but he is just a thug, nothing more nothing less.
Hossein Bagher Zadeh
Reportمن روی انتخاب این واژه فکر کردم. اولا ضرب المثل فارسی مربوطه راجع به شیر است (نه حیوان دیگری). دوم این که شیر در ادبیات فارسی به معنای حیوان وحشی و درنده نیز به کار رفته است: دریغ است ایران که ویران شود/کنام پلنگان و شیران شود (فردوسی)