
چند روزِ پیش دوستِ عزیزی به مناسبتِ سالگردِ تولدِ یکصد-و-ده-سالگیِ صادق هدایت نقلِ قولی از «توپ مرواریِ» او را در فیس-بوک گذاشته بود با این مضمون: «اما چرا تاریخ تکرار می شود؟ برای اینکه وقاحت ها و پَستی ها و سُستی ها و مادرقحبگی های بشر هم تکرار می شود. جانوران بُت نمی پرستند، قُلدر نمی تراشند و به کثافت کاری های خودشان نمی بالند، برای همین تاریخ ندارند....» بنده، ضمنِ تاییدِ این حقیقت که یکی از عواملِ تکرارِ بدبختی های بشر در طولِ تاریخ عدمِ توجهِ مستند و مستدل اش به وقایعِ تاریخی بوده است، اشاره کردم که البته این زبانِ خاصامروز دیگر چندان کاربردی ندارد، یا بهتر است بگوییم که شایسته است که کاربرد نداشته باشد، چرا که زن-ستیزی به طورِ خاص و شوونیسم به طورِ عام در آن به آشکار و نهان موج می زند.
بر فرضِ مثال، اگر به «طهران قدیمِ» زنده-یاد جعفر شهری استناد کنیم می بینیم که زبانِ هدایت، با وجودِ جذابیتهای عامیانهِ غیرِقابلِ انکارش که گفتار و نوشتارِ او را خوراکِ نقلِ قول کرده، تا حدودِ زیادی در راستای ایجابِ «گفتمانِ فرهنگیِ مردسالارانهِ» همان دوره عمل می کند. به عبارتِ دیگر، زن-ستیزی و شوونیسم در تار و پودِ این زبان بافته شده است؛ لذا بر ماست که داستانهای هدایت و متونِ مشابه را با دیدِ «انتقادی» بخوانیم تا مبادا «شیفتگیِ» ما نسبت به زبان و مُفادِ آن متون ناخودآگاه باعثِ امتدادِ گفتمانِ مردسالارانه و در نتیجه ضایع-شدن و بلکه ضایع-ماندنِ حقوقِ زن شود. در مقابل، آن دوستِ گرامی برآشفت که «هدایت را اگر زن-ستیز بدانیم که دیگر باید فاتحهِ ادبیات را خواند و چالَش کرد! البته اگر از جبهه فمینیستهای دو-آتشهِ ایرانی به قضیه نگاه کنیم نظرت درست است». بعد از آن هم بگومگویی میانِ ما درگرفت که تا مرزِ دعوا پیش رفت. اما به شما قول می دهم که با هم قهر نکردیم و دوستی مان کماکان ادامه دارد. با این وجود، از آنجا که بر اثرِ تجربه می دانم که این بغرنج تنها گریبانگیرِ بنده و آن دوستِ گرامی نیست و از بغرنجهای بنیادینِ جامعهِ ماست، تصمیم گرفتم تهران-نگاشتِ حاضر را به مسالهِ زن-ستیزی در ادبیات و شوونیسم در فرهنگ اختصاص دهم (باقی مقاله را اینجا بخوانید).

Comments 3 Pending 0
Zendanian – An injury to one is an injury to all.
Reportدست مریزاد و خسته نباشید
مقاله ی بسیار جالب و پرسش بر انگیز، دست شما درد نکنه. این حقیر را به یاد نشریه ی "کارنامه" و مقالات انتقادی مندرج در آن در مورد صادق هدایت انداخت.
ناگفته نماند که یک نقد فمینیستی به نوشتار های هدایت و برخی شخصیتهای داستانیش، مانند "داش آکل" برای ما تصویر بسیار متفاوتی از "مرد لوطی" ایجاد خواهد کرد.
آیا این متن به انگلیسی ترجمه شده؟
سپاس
Reza Parchizadeh – Author & Activist
Reportدرود بر شما دوست عزیز. خیر، این مقاله را تازه نوشته ام و فرصت ترجمه یا بازنویسی به انگلیسی اش را نداشته ام. متاسفانه عمده آن چیزی که در زبانهای خارجی درباره صادق هدایت می بینیم هم زیاد به رویکرد فمینیستی به آثار او علاقه ندارند. اگر دوست دارید آن را ترجمه کنید بسم الله.
Zendanian – An injury to one is an injury to all.
This comment was removed by the Iranian.com Staff for violating our Commenting Standards