پسته جان کجایی؟

 

 

الا ای پسته با مزه شور

که فرسخ‌ها شدي از خانه‌ام دور

 

الا ای پسته بامزه خام

که جستي از زمين خانه بر بام

 

الا اي هم‌نشين شام يلدا

که نرخت نيست يکسان تا به فردا

 

الا ای يار سور‌و‌سات نوروز

که آيي خانه‌ام سالي تو يک روز

 

الا ای بسته راه صادراتت

که خشنودم دگر با خاطراتت

 

الا ای بسته راه خنده‌هايت

که بيگانه شدم با مزه‌هايت

 

الا ای کاسه‌ ما را غريبه

که وجدانت دل ما را نديده

 

الا ای که حريفت زعفران است

که نرخت از پي نرخش دوان است

 

الا ای بي‌خبر از سفره ما

که چشمت رفته بر عيدانه ما

 

چنانم روز و شب فکر معاشم

که با درجا زدن مثل داداشم

 

به حدي معطل يک لقمه نانم

که نام پسته گنگ است بر زبانم

 

نباشي فکر مکن دنيا تمام است

و يا با بودنت دنيا به کام است

 

چو اندک نيست دردم از گراني

جهنم؛ که بماني يا نماني...

 

نویسنده: سيدحميدرضا خوشدل

 

پ.ن. وقتی "اقتصاد مال خر است" جز این باشد موجب تعجب خواهد بود.

به اینجا هم سرکی بکشید. 

Balatarin
All Posts

Comments 5 Pending 0

Sort comments:
ahang1001

ahang1001    

Report

خوش بحال رفسنجانی که حالا دیگه با دمش پسته میشکنه...

ahang1001

ahang1001    

Report

الا ای پسته که جزیی از آجیلی
گمان کردم که تو مشکل گشایی

نویسنده...من!

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

Report

اوخ اوخ همین حالاست که آقای حسینی با یک قصیده بیاد به استقبال. خدا یا به حال ما بی‌ سوادا رحمی کن.

Fred

Fred

Report

بندِ قصیدۀ بند تنبانیه در رفته، رحمت خدا بیکران است، دل قوی دارید، قصاید بعدی هم به همچنین خواهد شد.

faramarz

Faramarz

Report

پسته هم کوپنی شد!

بازگشت به دوران طلایی کوپن مقوایی!