Zendanian @Zendanian

An injury to one is an injury to all.

Comments 2 Pending 0

Sort comments:
Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

Report

چرا اندیشییدن موجب تنهایی می‌‌شود
هانا آرنت فیلسوفی که خود را هرگز فیلسوف نخواند
کامیار شریف
هانا آرنت از سن چهارده سالگی که کتاب نقد خرد ناب اثر امانوئل کانت و فیزیولوژی جهان بینی‌‌ها اثر کارل یاسپرس فیلسوف قرن بیستم آلمان را خواند تا پایان عمر سرگرم مطالعه، تحقیق و تدوین اندیشه‌های فلسفی‌ بود. با این وجود آرنت مخالف آن بود که او را فیلسوف بنامند. او یکبار در مصاحبه‌ای گفت: محقق باید در فلسفه مانند تمام علوم دیگر پیشاپیش موضعی بی‌طرفانه داشته باشد و من هرگز در زمینه تحقیق خود بی‌طرف نبوده‌ام. موضوع تحقیق و مطالعه هانا آرنت تئوری سیاسی بود.
.
.
.
در سال ۱۹۶۱ سازمان جاسوسی اسرائیل موساد آدولف آیشمن را ربود و برای محاکمه به اسرائیل برد. هانا آرنت به پیشنهاد خود به عنوان خبرنگار مجله نیویورکر در این محاکمه شرکت کرد. او در پایان این محاکمه در کتابی بنام آیشمن در اورشلیم - گزارشی از ابتذال شرارت تحلیل خود را از شخصیت آیشمن منتشر کرد.

آیشمن مسئول انتقال یهودیان و سایر اسرا از سراسر اروپا به اردوگاه‌های مرگ بود. آرنت که محکومیت آیشمن به مرگ در را این دادگاه تأیید می‌‌کرد، در عین حال او را نه‌ دژخیمی هیولا صفت بلکه کارمندی می‌‌دید که برای موفقیت شخصی‌ خود در‌ حکومت نازیها در چرخاندن سیستم جنایتکارانه ناسیونال سوسیالیسم و قتل عام یهودیان نقش مهمی بازی کرده بود. خودخواهی و بی‌فکری مبتذل آیشمن او را تبدیل به یکی‌ از بزرگترین جنایتکاران تاریخ کرد.

آرنت اضافه کرد؛ اکنون می‌‌دانیم که هر یک از ما در شرایط مناسب می‌‌تواند تبدیل به یک آیشمن شود. این مهمترین درسی است که باید از محاکمه آیشمن گرفت. آرنت در کتاب خود از نقش شوراهای یهودیان و عدم مقاومت اکثر یهودیان اروپا در مقابل نازی‌ها انتقاد کرد. شوراهای یهودیان که به دستور نازی‌ها تشکیل شده بودند موظف به تهیه لیست یهودیان بودند تا به‌نوبت عازم اردوگاه‌های مرگ شوند. به‌عقیده آرنت میان مبارزه فعال و همکاری با رژیم نازیها فضائی وجود داشت که شورا‌های یهودیان می‌‌توانستند با استفاده از آن جلو بخشی از جنایات نازی‌ها را بگیرند. با انتشار این کتاب هانا آرنت مورد سرزنش و انتقاد شدید بسیاری از روشنفکران یهودی و غیر یهودی قرار گرفت. او را متهم به تفرعن، خیانت به قوم خود و یهودی ستیزی آشکار می‌‌کردند.

آرنت که زندگی‌اش بر اساس اصل جدایی ناپذیری اندیشه و عمل بود، به مسولیت افراد در قبال اعمالشان باور داشت. او نظریه گناه عمومی تمام جامعه در قبال جنایات تاریخی را رد می‌‌کرد و نوشت که این جنایات را افراد مشخصی انجام داده اند و بنابراین در مقابل اعمال خود مسئولند.
.
.
.
آرنت همواره جنگ آمریکا در ویتنام را محکوم می‌کرد. او در آغاز از جنبش دانشجویی سال ۶۸ استقبال کرد و آنرا نشانه تمایل جوانان به مشارکت سیاسی و اجتماعی می‌‌دانست. آرنت در عین حال آنچه را که بنظر او انحرافات این جنبش از جمله فناتیزم ایدئولوژیک و میل به تخریب و خرابکاری بود رد می‌‌کرد .آرنت معتقد بود که دانشگاه تنها موسسه ایست که بر اساس اتوریته بنا شده . بنظر او تحصیل در دانشگاه انتخاب آزاد دانشجو برای آموزش تحت اتوریته استاد است. او اتوریته را الزاما در تضاد با آزادی نمی دانست

آرنت که از هایدگر مستقل اندیشیدن را آموخته بود در سال ۱۹۴۵ به دوست و استاد خود کارل یاسپر نوشت؛ در شرایط امروز زندگی‌ شرافتمندانه و انسانی‌ تنها در حاشیه جامعه مقدور است. در عین حال باید با کمی طنز خطر سنگسار شدن و یا مرگ از گرسنگی را بپذیریم.

هانا آرنت در ۴ دسامبر۱۹۷۵ به مرگ طبیعی در نیویورک درگذشت.