یاد و خاطره به خون خفتگان چریکهای فدائی خلق در ۱۱ اسفند ۱۳۵۰ گرامی باد

 

 

شباهنگ راد

به دلائل چندی، تجلیل و یادمان از روزهایی هم‏چون یازده اسفند ضروری‏ست. این‏که می‏بایست حافظه‏ی تاریخی را از وقوع چنین روزهایی زنده نگه داشت؛ این‏که نیاز است، اعلام نمود که جنبشهای ضد امپریالیستی جامعه‏ی‏مان برای دست‏یابی به خواستههای ابتدائی کارگران و زحمت‏کشان، چه انسانهای ارزش‏مند و کمونیستی را از دست داده است؛ این‏که ضروری‏ست،

 توضیح داده شود که بدلیل کثرت و گسترده‏گی جنایات رژیم جمهوری اسلامی، نمی‏توان از اعمال خشونت‏بار و ضد انسانی رژیم شاهنشاهی گذشت و ماهیت جنایت‏کاران را کم‏رنگ و یا لاپوشانی نمود؛ این‏که نسل‏های آتی و آتی باید بدانند که نظام‏های سرمایه‏داری وابسته، چه بر سر کمونیست‏ها و مخالفین و آن‏هم در دوره‏های متفاوت آوردهاند؛ این‏که از منظر کمونیستی می‏بایست بر این ایده پای فشرد که دنیای سرمایه‏داری و حامی‏شان، علی‏رغم تفاوت‏های چند و صوری، از مسیر واحد و یکسانی پیروی نموده و در حفظ و پایداری مناسبات کنونی، تفاوت بنیادیای با هم ندارند.

یازده اسفند سال پنجاه بود که رژیم شاهنشاهی، رفقا مسعود احمدزاده، عباس مفتاحی، اسدالله مفتاحی، مجید احمدزاده، غلام‏رضا گلوی و حمید توکلی را به جوخه‏ی اعدام سپرد. سال پنجاه بود و سال گسترده‏گی سرکوب و سال بگیر و به بند کمونیست‏ها و انقلابیون توسط ارگانهای مخوف نظام گذشته. یک سالی از حماسه‏ی سیاهکل گذشته بود و ساواک به‏منظور ایجاد رعب و وحشت هر چه بیش‏تر در درون جامعه، و به‏منظور جلوگیری از گسترش جنبش کمونیستی به هر سوراخ و سنبهای سرک می‏کشید و قصد داشت تا با تعرض بی‏وقفه به مخالفین و کمونیست‏ها، صدای انقلاب و انقلابیون را خفه نماید. بر این باور بود که می‏توان به یُمن سلاح و زور، تا ابد مردم را در پستوی خانه‏های‏شان محبوس نگه داشت. در حقیقت سال پنجاه، سالی بود که "زنگ بزرگ خون به‏صدا در آمد" و آوای آزادی و رهائی در سرتاسر جامعه طنین‏انداز شد. از یک‏سو جلادان شاهنشاهی در صدد شکار و کُشتار انقلابیون و کمونیست‏ها بودند و از دگرسو، جنبش کمونیستی راهِ صحیح خود را باز یافت و این‏بار تجلی خود را در قامت کمونیستهایی هم‏چون احمدزاده‏ها و مفتاحی‏ها و دیگر یاراناش بهنمایش گذاشت. کمونیست‏ها و مبارزینی که علی‏رغم تنگناهای مبارزاتی و علی‏رغم بیجوششی و بی‏تحرکی، به میدان آمدند تا مسیر ایستائی و سکونی مبارزه را تغییر دهند؛ به میدان آمدند تا تفاوت مابین حرافان و بی‏عملان را، با کمونیستهای حقیقی و عمل‏گرا نشان دهند؛ آری سال پنجاه، سال رو در روئی، و سال جنگ نابرابر انقلابیون با ضد انقلابیون حاکم بود؛ ضد انقلابیونی که کمر به تار و مار نمودن کمونیست‏ها و انقلابیون بستند و صفحه‏ای دیگری از دئانت و وحشی‏گری خود را گشودند.

در چنین دورانی، دستگیری، شکنجه و اعدام کمونیست‏ها و مبارزین از زمره وظایف مهم ارگانهای مخوف رژیم شاهنشاهی را تشکیل می‏داد. حمله به زندانیان سیاسی و صدور حکم‏های طویل‏المدت و کُشتار مبارزین و کمونیست‏ها در خانه‏های تیمی، خیابان‏ها و تپه‏های اوین، نشان‏گر این واقعیات بود که رژیم شاهنشاهی بهمانند تمامی رژیم‏های خشن و هار، وظیفهای جز، سرکوب مخالفتهای مردمی و فرزندان‏شان بر عهده ندارد. شاه جلاد دست به دستگیری و جنایت می‏زد، تا بیش‏تر بر دوام بهماند؛ بر سرمایههای خود می‏افزود تا بر خرابه‏های زنده‏گانی میلیون‏ها انسان ندار بیافزاید، کاری که امروزه سردمداران رژیم جمهوری اسلامی و آن‏هم در ابعادی گسترده‏تر در پی آنند و شکی در آن نیست که حاکمان کنونی، پی‏گیر سیاستهای حاکمان گذشتهاند. بنیاناً، خط و مرز و میزانِ متفاوتی مابین این رژیم – یعنی جمهوری اسلامیبا رژیم گذشته – یعنی شاهنشاهینیست و خطاست، این‏گونه پنداشته و یا تبلیغ شود که این دو رژیم، از دو صیغه‏ی متفاوت‏اند؛ خطاست که بر چنین ایدهای تاکید گردد که رژیم شاهنشاهی مطلوب‏تر و یا معتدل‏تر از رژیم کنونی بود و بههمبن دلیل، مرادوه و یا باب گفتگو با حامیان آنان بی ایراد است. مسلماً تبلیغ و ترویج چنین ایدههای بغایت ناصحیحای در تخالف با منافع‏ی کارگران و زحمت‏کشان و آرمان کمونیستی‏ست. کمونیست، مخالف مدارائی و مخالف تطهیر جناح‏های مغلوب و بر کنار شده‏ی نظام‏های سرمایه‏داری‏ست، و در اینمیان کمونیست از میان بد و بدتر، بدنبال بد نیست و از سر ناعلاجی و مهمتر از همه‏ی این‏ها بدلیل عقب‏نشینی و شکست و بی‏عملی، در پی تحقق سیاستهای مخالفین دولتی – حکومتی و مدافعین مناسبات کنونی نیست. کمونیست حقیقی همواره و همواره، وفادار به سیاست و منافع‏ی طبقاتی تودههای محروم و هم‏چنین ایستادگی و مقاومت در مقابل قداره‏بندان و سرکوب‏گران است. سیاستِ کرنش و هم‏سوئی با سرمایه‏داران و وابسته‏گان نظام‏های جهل و سرکوب، سیاست کمونیستی نیست. وظیفهای که رفقا مسعود احمدزاده و دیگر یاراناش در یازده اسفند پنجاه، به دوش کشیدند و دست رد بر سیاستهای مماشاتطلبانه زدند.

اگر چه لازم به تاکید است‏که چنین روزهایی، یعنی روزهای مقاومت و ایستادگی کمونیست‏ها و انقلابیون و آن‏هم در مقابل رژیم‏های هار و زورگو، فراواناند و مختص به یازده اسفند پنجاه نیست. به حق که تاریخ مبارزات ضد امپریالیستی جامعه‏ی‏مان مملو از فداکاری‏ها، ایثارگری‏ها و وفاداری به آرمان تودههای ستمدیده و خلق‏هاست. در حقیقت تقویم مبارزاتی کارگران و زحمت‏کشان و فرزندان‏شان، پُر از تعرض حاکمان زورگو، به جان و مال آنان و کمونیست‏ها می‏باشدبراستی که رژیم‏های ضد خلقی و ارتجاعی برای این زاده شده‏اند تا اعتراضات حق‏طلبانه را به عقب، بهرانند؛ برای این زاده شده‏اند که فاجعههایی هم‏چون یازده اسفندها را خلق نمایند و پر واضح است‏که در اینمیان رژیم‏هایی هم‏چون رژیم پهلوی و جمهوری اسلامی، مسبب و مولّد چنین فجایع‏ی غیر انسانی و روزهای غم‏انگیزاند. این نظام‏ها، هزاران کمونیست و انقلابی را روانه‏ی شکنجه‏گاه‏ها و بدن‏هایشانرا مثله نمودند و آن‏چنان فضایی ناامنی را برای میلیون‏ها انسان بوجود آوردهاند که توضیح همه جانبه‏ی آن‏ها ناممکن می‏باشد.
کار و بار این نظام‏ها، محترم شمردن به حقوق پایهای انسان‏ها نیست و بر خلاف نادانان باید تاکید ورزید که هم رژیم شاهنشاهی، سیاست و اقتصادش در خدمت به طبقه‏ی سرمایه‏داری وابسته بود و هم رژیم جمهوری اسلامی، همه‏ی هم و غم‏اش، تأمین منافع‏ی نظام‏های امپریالیستی‏ست. با این اوصاف تبلیغ و ترویج گونه گونه، از نظام کنونی با نظام گذشته - و آن‏هم با هر استدلال و براهنی -، چیزی جز، وارونه چلوه دادن ماهیت حقیقی نظام‏های وابسته به امپریالیست‏ها نیست.
واقعیت این است‏که بالا کشیدن اموال عمومی و ارتکاب جنایاتِ نظام‏های سرمایه‏داری و از جمله رژیم شاهنشاهی آن‏چنان بالاست که به ساده‏گی نمی‏توان از آن‏ها گذشت و تردیدی در آن نیست که همه‏ی نظام‏های سرمایه‏داری در تخالف با منفعت میلیون‏ها انسان محروم‏اند و به جرآت می‏توان تاکید ورزید که بخش اعظمی از غارت‏گری‏ها و جنایت‏کاریهای رژیم گذشته در خفا باقی مانده است، و به‏همان دلیل هم که جامعه‏ی ایران از تمامی اعمال سودجویانه و سرکوب‏گرایانه‏ی رژیم جمهوری اسلامی نامطلع می‏باشد.

بنابراین بیمناسبت نیست تا در سال‏گرد یازده اسفند پنجاه، یک‏بار دیگر بر این نکته تاکید گردد که، زمانی انقلاب ایران به ثمر خواهد نشست، که ایدههایی هم‏چون منفک نمودن ماهیت رژیم شاهنشاهی با رژیم جمهوری اسلامی در درون جامعه و در میان روشن‏فکران، رخت بر بندد؛ زمانی نمادهای پیش‏رفت هر انقلابی را می‏شود به‏عینه دید، که جنبش کمونیستی از خمودگی، رکود و بی‏عملی مفرط بدر آید؛ زمانی می‏توان از شر نظام‏هایی هم‏چون رژیم جمهوری اسلامی خلاصی یافت که بر سر اعتراضات مردمی و جامعه، ایده‏ی پرولتری حاکم گردد. این‏ها از زمره اهداف و آرمانی بود که جان‏باخته‏گان یازده اسفند پنجاه، پیشه‏ی خود ساختند و سر آخر جان خود را وثیقه‏ی انقلاب ضد امپریالیستی جامعه‏ی‏مان نمودند.

یادشان گرامی باد!


28 فوریه 2013
10 اسفند 1391

 

Balatarin
All Posts

Roozbeh_Gilani @Roozbeh_Gilani

"Personal business must yield to collective interest."

Comments 33 Pending 0

Sort comments:
Shirzadegan

Siavash

Report

In decade of 80's there were many patriatic people who took a chance and risked their lives in fighting with the Islamic devil. The first group was P.A.R.S or pasdaran e regim saltanat. Their guerrila movement started in northern part of Iran. It starts 6th day of Bahman which was day of "white revolution". The other group was N.I.M.A or Neeroy nehzat melat Iran. The other group was patriatic militatary officers who lost their sweet lives in Nojeh military base.
It is time to remember those who lost their lives in battle with Islamic devil. They were true patriatic Iranians who were executed by Islamic gang who occupied Iran for 34 years.

ahosseini

ahosseini Believe in a democracy that leaders and representatives are controlled by members at all times.

Report

دوستان عزيز
براى ما بسيار ساده است كه تاريخ را پيش روى خود بگذاريم و براحتى در باره يك حادثه تاريخى قضاوت كنيم.
اما مستقل از اينكه در باره اين حادثه تاريخى چه تحليلى داشته باشيم ما نمى توانيم از آرمان هاى والاى انسانى و از جانگذشتگى اين عزيزان ذره اى شك و ترديد داشته باشيم.
در وراى همه اي تحليل ها و گفتمان ها، حادثه سياهكل سندى است از جنايت دوران خفقان آور نظام شاهنشاهى كه همه راه هاى مسالمت آيز را براى آزاد انديشان و مدافعان دموكراسى مسدود كرده بود.
بجاست كه يك بار ديگر در سالگرد اين حماسه تاريخى ياد اين عزيزان را گرامى بداريم.
آنچه من را بر آشفته مى كند سرنوشت رقت بارآن دسته از چپ هاى براست افتاده ايست كه به اعتبار از جانگذشتگى اين عزيزان براى خود كسب وكارى پيشه كرده و امروز با عاملان اين جنايت بزرگ سر در يك آخور فروبرده و بار ديگر مى خواهند يك نظام استبدادى ديگرى را بر جامعه ما تحميل كنند.

faraway

faraway

Report

ahosseini: Yaniu alan jomhourieh Iran ro shoma estebdadi nemishansid? Jomhoury islami tamame rahhaye mosalemat amiz ro masdood kardeh,,,,shoma rah haletoon rah siah kaliha hastesh??

Roozbeh_Gilani

Roozbeh_Gilani "Personal business must yield to collective interest."

Report

آقای حسینی. با حرف شما موافقم. خدا لعنت کند این "چپ‌های به راست افتاده" که باعث پریشانی شما شده‌اند. ولی‌ "راست‌های چپ نما" (بخوان اسلامیون نوکر امپریالیسم جهانی‌ و کمپانی‌های نفتی‌، که حالا یک دفعه "ضدّ امپریالیست"، "ضدّ صهیونیست"، "ضدّ جنگ" و غیره شده و کاسه لیسان بی‌ وطن واشنگتن و لندن نشینشن که تنها امیدشان صلح و دوستی‌ بین دولت آمریکا و رژیم، چپاول بیشتر ملت ایران و منابع نفتی‌ ایران، که شاید کاسهی بشکند و اشی بریزد..) را شما دوست عزیز لطفی‌ کرده و فراموش نکنید!

jigsaw

jigsaw

Report

"راست‌های چپ نما" (بخوان اسلامیون نوکر امپریالیسم جهانی‌ و کمپانی‌های نفتی‌، که حالا یک دفعه "ضدّ امپریالیست"، "ضدّ صهیونیست"، "ضدّ جنگ" و غیره شده و کاسه لیسان بی‌ وطن واشنگتن و لندن نشینشن که تنها امیدشان صلح و دوستی‌ بین دولت آمریکا و رژیم، چپاول بیشتر ملت ایران=====NIAC

SoosanKhanoom

akaDarya With life as short as a half-taken breath, don't plant anything but love. - Rumi

Report

well said !

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

Report

Totally un-intellectual, misguided and copycat Cuban style adventurers. Just another hand in paving the way to 22 Bahman 1357 and the menace of the Islamic republic. It is good to be reminded of their grand folly.

Roozbeh_Gilani

Roozbeh_Gilani "Personal business must yield to collective interest."

Report

Rabit jKhan, you talking of "follies", reminds me of SAVAK's collaboration with Hojjatieh (Anti Bahai) society, using these Islamist criminals- whose followers such as Ahmadinezhad are today part of establishment - as political prostitutes to fight the seculr left.

JahanshahRashidian3

Jahanshah Rashidian

Report

سیاهکل در اسفند ٤٩ با شیوه غالب مبارزه در سالهای ٥٠- ٦٠-٧٠ میلادی در جهان همگونی داشت. تئوری مبارزه مسلحانه در جنگ های الجزایر، کوبا، ویتنام... منعکس میشود. این تئوری در زمان خود جهان شمول و ساخته چریکهای فدای خلق ایران نبود. آنچه امیر پرویز پویان به نام "تئوری بقا" و یا احمدی زاده به نام "موتور کوچک و بزرگ" نام میبرد در آثار ژرژ دبره و چه گوارا گفته شده بود.

ahang1001

ahang1001    

Report

فرض کنیم که همون ساواک و حکومت شاهنشاهی این اسلامیون رو لت و پار میکرد....
ختما این روز ها به یاد بود شهیدانی چون خمینی بازرگان..خامنه ای...هاشمی...بسیاری دیگر....داد سخن میدادند...و عکس و مقاله 100 خطی در باره بزرگداشت آنان مینوشتند....
اما چنین نشد و این پلیدان به حکومت رسیدند...و دیدیم که چه ها کردند و چه ها میکنند...
حرف من شامل اون اشخاصی که اون بالا عکسشون رو گذاشتید...نیز میشود!
نمیدونم کدوم شاعر بود که گفت
تا مرد حکومت نکرده باشد
عیب و هنرش نهفته باشد
...با کمی دستکاری

Souri

Souri

Report

شیرین جان

من فقط در مورد کامنت شما پاسخ میدم چونکه حوصله بحث با بقیه رو ندارم. همه این افراد اینجا، افکار و عقاید خودشون رو سال هاست که حفظ کردند و هیچ خیال هم ندارند که با این گفتگو‌ها چیزی رو در ذهنشون عوض کنن. پس واقعا: "بی‌خیال"

عزیزم، در پاسخ به نظر منطقی‌ شما باید عرض کنم که : هر شخصی‌، در هر کشوری، اگر به خاطر عقاید سیاسی (و یا مذهبی‌) خودش اعدام شد، خود به خود "قهرمان" محسوب میشه.

صرفنظر از اینکه اون عقاید، درست بودن یا نه، صرفنظر از اینکه آیا اون شخص میتونست بعد‌ها به یک دیکتاتور تبدیل بشه یا نه، فقط صرف اینکه شخصی‌ به خاطر عقاید سیاسی "اعدام" شد، از اون شخص قهرمان می‌سازه. دلیلش هم اینه که عقیده سیاسی، برای نفع جامعه هست، نه یک نفع شخصی‌!

دموکراسی حکم میکنه که ابراز عقاید سیاسی در یک کشور آزاد باشه. زندانی کردن اشخاص به دلیل اینکه یک آرمان و عقیده خاصی‌ در مورد شیوه حکومت دارند، خودش یک عمل استبدادی و متجاوزنه به حقوق بشر هست.

همونطور که میدونی، عقیده رو نمیشه محبوس کرد، نمیشه شکنجه داد و نمیشه که اعدامش کرد!

انسان‌ها می‌میرند ولی‌ عقیدشون میمونه و بعد از مرگ اونها همچنان به زندگی‌ و سیر تکاملی خودش ادامه میده.

تجلیل از یک قربانی سیاسی، تجلیل از عقاید اون شخص نیست، بلکه تجلیل و یادآوری از شخصی‌است که به خاطر آرمان هاش (برای مردم) کشته شد.

با یاد آوری و تجلیل از قربانیان سیاسی کشورمون، ما برای آزادی و حقانیت فلسفه انسان آزاد، کوشش می‌کنیم، نه برای عزیز کردن اون اشخاص.

به امید روزی که عباراتی مثل "زندانی سیاسی" و "قربانی سیاسی" در تمام دنیا، عباراتی کاملا بی‌ مفهوم و منتفی بشن.

Shirzadegan

Siavash

Report

It is a time to remember patriatic military officers who lost their lives in Nojeh military base.

ahang1001

ahang1001    

Report

سوری گرامی
هیچ مخالفتی با آرمان های سیاسی ندارم
اما ترور و آدمکشی را بخاطر رسیدن به آرمان های سیاسی را نمیپذیرم...تجربه ثابت کرده است که اینجور سازمان ها..و اینجور اشخاص وقتی به قدرت میرسند...آنگاه رسما اعدام میکنند و آدم میکشند...چنین که میبینیم.

Roozbeh_Gilani

Roozbeh_Gilani "Personal business must yield to collective interest."

Report

بابا چه ترور؟ چه آدمکشی؟ این اتهامات را که شما مثل نقل و نبات پخش می‌کنید به وسیله کدام قاضی و در چه دادگاهی‌ ثابت شد؟ در بیدادگاه نظامی آریامهری و به وسیله قاضی ساواکی؟

لطفاً نکات بسیار منطقی‌ خانوم سوری را بخوانید و درک کنید قبل از صدور حکم اعدام برای بقیه مردم!

Souri

Souri

Report

Shirin jon

hamontor ke goftam "harfe shoma manteghist" ama in moghayerati ba tajlil az "azady siaasi" nadareh. Hich fardi nabayad be khater aghaayed siaasish edaam besheh. mobarezeh mosalahaneh , yek shiveh az mobarezeh hast (ke ba oun movafegh nistam) vali hamchenan motaghedam ke agar azadi siaasi vojoud daasht, kar be oun ja nemikeshid.

Roozbeh_Gilani

Roozbeh_Gilani "Personal business must yield to collective interest."

Report

خانوم شیرین. منظور شما را از پست کردن این این لینک بی‌ بی‌ سی‌ چیست؟ این لینک دقیقا چی‌ راا ثابت می‌کند؟ که قیامی بود در سیاهکل؟ خوب این قبول! حالا لطفاً مدرک خود راا به ما نشون بدید که این شش نفر "آدمکش و تروریست بودند".

Roozbeh_Gilani

Roozbeh_Gilani "Personal business must yield to collective interest."

Report

شیرین گرامی‌، خیلی‌ ممنون، چون شما جواب خودت را دادی: " تا مرد حکومت نکرده باشد..."

mahmoudghaffari

mahmoudghaffari

Report

They were the 1970's version of today's terrorists. No different than today's AlQaeda, or the Islamic fundementalists destroying Iran. You choose a life of crime however you want to word it, to destroy other people's property and take their lives, you deserve to be put down. period.

Roozbeh_Gilani

Roozbeh_Gilani "Personal business must yield to collective interest."

Report

"deserve to be put down"?!
Thanks for opening a window to the minds of the dictator bygone who by crushing even slightest voice of opposition, left the Iranian youth with no choice but to pick up arms, and by fraternising with the most reactionary and fascist minded elements of the Islamiists (Hojjatieh society and alike), paved the way to the current Islamist nightmare in our country.
Tabrik mr ghaffari, Tabrik!

Khar

Khar

Report

Although misguided but very brave with big heart..

Roozbeh_Gilani

Roozbeh_Gilani "Personal business must yield to collective interest."

Report

Glad to see you back here.

Roozbeh_Gilani

Roozbeh_Gilani "Personal business must yield to collective interest."

Report

دوستان!

به عقیده من جنبش سیاهکل اثر بسیار عمیقی بر مبارزات ضدّ سلطنتی، به خصوص در بین طبقه روشنفکر جامعه ایران گذاشت. متأسفانه به دلایل مختلف نیروهای روشنفکر چپ موفق به ایجاد یک حزب کمونیست انقلابی‌ با تشکیلات کارگری یا نظامی که بتوانند از ان در جریان قیام ۱۳۵۷ استفاده کرده و رهبری قیام را به عهده بگیرند، نشدند. به هر حال، جسارت و اراده انقلابی‌ اینجوانان - بر خلاف مقاله طولانی دوستی در اینجا که اسم جالب ایشان را نمیدانم به چه گونه تلفظ کنم- یکی‌ از عوامل عمده اثر گذاری این جنبش بر جامعه ما شد. این جسارت، جانبازی و اراده انقلابی‌ یکی‌ از شرایط لازم برای رهبری یک انقلاب تمام عیار تودهای بوده، هست و خواهد بود. به عنوان نمونه، هنوز همه ما، حتا آنانی که در آن دره بسیار کوچک بودند، مانند شخص من که بچه خردسالی بیش نبودم، ، هنوز دفاع قهرمانه رفیق گلسرخی در بیدادگاه شاهنشاهی راا به یاد داریم و از آن قدرت درونی میگیریم. ولی‌ حتی یک نفر هم غلط کردن‌های تلویزیونی "رهبران جنبش سبز" در سه سال قبل را به خاطر دارد؟

هیچ کس بیش از یک کمونیست راستین عاشق زندگی‌ نیست....هیچ کس بیش از یک کمونیست راستین آمده جانفشانی برای به عمل رساندن آرمان‌هایش نیست...این اصلا ربطی‌ به آن جریان شهید پرستی‌ مسخره مسلمین که ریشهش است در امید به "عشق ورزی" با ده‌ها حوری تپل مپل ندارد!

BOYCOTT1392Election

trawetsdor

Report

ما ایرونیا به‌خصوص قبل از انقلاب وقتی دختر شوهر میدادیم یه نفر که یه نفر دیگرو میشناخت پیدا میکردیم که بهمون بگه یه نفردیگه قوت قلب داده که خواستگارْ پسر خوبیه. زود کلک رو بکنید که از دستتون در میره. تعریف «همسر خوب» در زیر میاد. وقتی که زن از زندگی زناشویی شکایتی میکرد خانواده عروس و داماد سرش منت میگذاشتن که شوهرت عرق خور نیست، دنبال زنهای دیگه هم نمیره، پولشو هم میاره سر سفره خودش خرج میکنه، برو بساز. آنچه را که وظیفه قانونی و عرفی همسر بود میکردند کردیت برای مرد ومیزدندش توی دهن زنها. کانفورمیتی زن ایرانی بماند برای کامنت بعدی.

باارزشترین و عزیزترین چیز برای هر فرد جان اوست. زندان تراشیدن به جرم سیاسی ، شکنجه کردن ، و اعدام از طرف هر حکومتی انجام گیرد سزاوار تعقیبات حقوق بشری و مجازات است. اما زندان رفتن، شکنجه و اعدام شدن کسی را بر حق نمیکند. اگر زجر کشیدن ملاک چنان قضاوتی باشد پس باید به سربازان آمریکایی که پدر ویتنامی ها را در می آوردند هم یه کردیتی بدیم، اون بندگون خدا هم زجر کشیدند و شکنجه شدند. هوچی و وی-سی ها خیلی هم فرشته نبودند حتی برای ویتنام جنوبی ها.

منجیانی که در این بلاگ بدانها اشاره میکنید و نیز همتایانشان در سایر گروه‌های تیر و تفنگی قبل از انقلابْ اکثراً جوانهای بین بیست و سی ساله بودند. جوانانی که مطابق روند طبیعی سنشان سیمهای مغزشان لخت بود و پر بودند از کینه های نوجوانی و هیجانات ایده آلیستی ناشی از آن. ایمپالسیو، خام، دو کتاب‌خوانده و صد تا نخوانده، و فاقد بینش و تجربه سیاسی بودند. اکثراً دانشجو بودند ولی نه در رشته ای که به درک آکادمیک مسایل سیاسی و اجتماعی ایران و ریشه‌های آن بینجامد. به زبان اصلی مکاتبی که بدان اقتدا میکردند تسلط نداشتند. به دلیل سانسور حاکم «جزوه» میخواندند و آن را بامطالعه و درک فلسفی تئوریهای اجتماعی اشتباه میگرفتند. برخی از نظریات مارکس و هگل رد شده اما این‌ها فیلسوف بودند نه نویسنده رمانس دو دولاری که با ترجمه نیم بند همچنان عاقبت «زندگی شیرین میشود» سر جایش بماند. به مؤمنین هم ایراد میگرفتند که قرآن را نفهمیده اطاعت میکنند. چون شاه دیکتاتور است پس نتیجه میگیریم که ما باید برای ملت ایران تصمیم بگیریم و حکومت براندازیم.

ظلمی که به این جوانان شد منجر به از دست دادن جان عزیزشان شد اما قضیه سیاهکل خودش شد سنگی بزرگتر بر سر راه حرکت ملت ایران به سمت دمکراسی. مردم یواش یواش آزادیهای اجتماعی را میپذیرفتند. فضا داشت ذره ذره باز میشد. قضایایی مثل سیاهکل با چوب کردن تو ماتحت اعلیحضرت دوباره رعب مرداد ۱۳۳۲ را تون تنش انداخت. او هم ترسید و حلقه را تنگتر کرد. سیاهکلی ها هم برای چندی وسیله‌ای شدند برای ملت ایران که احساس مظلومیت بیشتری بکند. با رمانتیسیم ناب ایرانی براشون چند تا شعرنو گفتند و هر تق دیگه ای را که توی ایران در رفت به سیاهکل ریشه‌یابی کردند.

جنبش/ حماسه/ قیام خواندنِ قضیه سیاهکل و بزرگداشت سال/دهه برای آن نمایانگراقتدار فرهنگ قهرمان پروری/منجی طلبی ایرانیان است. برای بچه‌ای که سقط شده جشن تولد نمیگیرند.