
بارها شنیدم که می گن "مردم ایران" انقلاب کردند که اینگونه بشود، مردم ایران انقلاب کردند که اینگونه نشود، آیا منظورشان اکثریت مردم است؟ در جایی که تجربه نشان داد که هدف اکثریت مردم مذهبی اجرای شرع بود و نه رسیدن به آزادی (که مردم با تربیت مذهبی و آزاد نشده از دیدگاه مذهبی اصولا شناخت و تجربه ای از آزادی ندارند و آزادی براشون معنی فساد و گناه می ده) و هدف قسمتی از مردم دیکتاتور پرولتاریا بود تا دمار از روزگار بچه پولدارها در بیارن، قسمتی (خیلی عمده) به دنبال حداکثر کردن چپاول منابع عمومی و زورگویی به بقیه بودند، شاید عده قلیلی دانشجو به دنبال آزادی بودند، صحبت از "خواست مردم ایران برای آزادی" کردن، عجیب نیست؟ تحقیری که گروهی از تهرانی ها به غیرتهرانی ها روا می دارند و نفرتی که گروهی از غیرتهرانی به تهرانی ها دارند آیا می شه نادیده گرفت و گفت مردم؟
مردم در ایران فقط باید در معنای اشاره به کسانی که تبعیت کشوری به نام ایران دارند بیان شود. برای حرکتهای سیاسی و به خصوص نیت سنجی حرکات سیاسی و اجتماعی، از واژه مردم ایران نباید استفاده کرد. مردم ایران دارای نیات متضاد و در رقابت با هم هستند و فاقد صمیمیت و اراده جدی به شناخت و زندگی مسالمت آمیز در کنار هم. هم آمار جرم و جنایت، هم روش رانندگی و تعداد کشته شده ها، هم محبوبیت دستگاههای جذب مردم آزاران مثل بسیج و گزینش و انجمن اسلامی و .. نشاندهنده این است که مردم ایرانی وجود ندارد
قومیت های مخلتف، فرهنگهای مختلف، شهری و دهاتی، بالاشهری و پایین شهری، تهرانی و شهرستانی، مرد و زن، پیر و جوان، شیعه و سنی، مسلمان و غیرمسلمان، سنتی و مدرن، درویش و بسیجی، متعصب و بی غیرت و ... مجموعه ای عجیب از دوگانه هایی است که ساکنان این کشور باهاش طرف هستند. فقط در غالب دورویی و ریاکاری افراطی از طرفی و جدا شدن و خطکشی نسبی بر اساس سطح درآمدی از طرف دیگر است که درجه ای از زندگی مسالمت آمیز ممکن شده است. اگر شرایطش فراهم باشد، مسلمانان چنان دماری از روزگار غیرمسلمین در می آورند که تاریخ به یاد نداشته باشد، کما اینکه کردند، لابد اگر کمونیست ها قدرت می گرفتند، ایران کامبوج ثانی بود، یا اگر سکولارها قدرت داشتند، یک ارتش مستبد و وزارت اطلاعات باید مرتب مذهبیان را سرکوب می کرد
در فرهنگی که جز هویت فرهنگی گروهی از ساکنانش هست که خیلی راحت هرکسی را که شیعه دوازده امامی نیست نجس خطاب کنند، در فرهنگ گروهی از مردمش هست که به خاطر سفره ابولفضل و گریه و زاری برای ائمه اطهار و سفره نذری و ولیمه عاشورا، برگزیده خداوند و حامل دستورات یگانه پادشاه آسمانها هستند، و حق نامحدودی برای تعیین و تکلیف برای زندگی بقیه دارند و گروهی دیگر هستند که به این گروه اول آن چنان سواری می دهند که باورکردنش دشوار است، کدام "مردم با هدف مشترک" وجود دارند؟
در مورد تمام کشورهایی که مردم ندارند صادقه، عراق، افغانستان، مصر و ... هرجایی که تضاد بین گروه های ساکنان زیاد هست، هر جایی که به قول صاحب عکس خرده فرهنگهای زیادی هستند که زورشون برای حذف نهایی و یکسره کردن کار بهم نمی رسه
مسئله تنها تفاوت نیست بلکه تضاد و خصومت هست. همین تعبیر رو می شه در مورد مردم سایر نقاط دنیا که ساکنانش با هم خصومت دارند به کار برد، مثلا مردم آمریکا، شامل حال سرخپوستانی که با دولت آمریکا در ستیز هستند نیست. وقتی که بلشویک ها در روسیه تزاری پیروز شدند، مفهومی به نام هموطن و روس وجود نداشت و ... جایی که فاصله ها و دوگانگی ها اونقدر عمیق بشن که به خصومت برسند در واقع شما با گروه هایی سروکار دارید که با هم در ستیز هستند و تعاملی بینشون نیست. طبیعی است در غیاب سیستم تعامل (که در واقع سیستم سیاسی است که گروه های مختلف می تونند خواسته های مربوطه به عرصه عمومی خودشون رو ازطریق اونها دنبال کنند و شاهد اثرگذاری نسبی هم باشند) نمی شه واقعیت رو ندید گرفت و گفت "ملت ایران". شباهتی بین خواسته های حزب اللهی ها و بهایی هایی ایرانی وجود نداره
مذهبیان دمار از روزگار غیرمذهبیان در آوردند. غیرمذهبیان در برابر زیاده خواهی مذهبیان تن به تسلیم مطلق دادند، شلاق خوردند، زندان رفتند و اخراج شدند، از تحصیل محروم شدند و در ثروت اندوزی عقب ماندند و ... در شرایطی که شما در مقابل نیروی متخاصم تسلیم می شید، حتی مغولها هم دست به قتل عام نزدند، مثل تسلیم شهر شیراز. مذهبیان هم با تسلیم و خوار کردن غیرمذهبیان به هدف خودشون رسیدند و این موکول به آینده نیست. آقای موسوی نمی تونه هم نماینده مردی باشه که از بی حجابی دخترش عصبانی است و هم نماینده دختری باشه که به دنبال حق آزادی حجاب است. اکثر کشورهای جهان پروسه های بسیار خشونت آمیزی رو برای تسویه این خصومت ها طی کردند، جنگ داخلی آمریکا، انگلیس، انقلاب کبیر فرانسه و ... تا تونستند فاصله ها رو تا حدی کم بکنن و به مفهوم ملت زندیک بشند، وگرنه چین و هند و عراق و ایران هم "ملت" هستند
نوشته از حواس پرت

Comments 1 Pending 0
Jahanshah Rashidian
Reportدلیل ان اش شلم شوربای سیسی-فرهنگی مردم در زمان انقلاب استیلای اسلام و استبداد بوده که از زمان صفویه در هم ادغام شده بود و مانع رشد سیاسی-فرهنگی بود. مردم ایران اینک آگاهی نسبی سیاسی-فرهنگی دارند و در حال رشدند. یک اوپوزیسیون دموکرات, سکولار و متحد میتواند کشور را از میراث شوم گذشته آزاد کند.