When debating, Iranians tend to fall into one of the two extreme pitfalls: becoming overly friendly or overly hostile. Can't we just have a dispute without getting personal?
>>>
از ميان دشتی ﭙر ازگلهای شقايق كه تا كمرم می رسيد
و از هيچ سويی مرزی نداشت قدم بر ميداشتم در حالی كه دستانم را روی گلها می كشيدم
. شبنم سحری به وجودم يك نوع لذت بی تعريفی می داد. آزاد و رها بودم، بدون هيچ
گونه واهمه ای . قلبم احساس شادی عجيبی میكرد. میرفتم از ميان گلهای شقايق سرخ.
ميرفتم و ميرفتم. نمي دانم چند ساعتی تا اينكه ديگر ﭙاهايم توان رفتن نداشتند.
>>>