پیش درآمد: به نظر من به اندازه کافی تحلیل و بررسی در مورد حوادث اخیر ایران از طرف روشنفکران دانشگاه نشین امریکا و کلا جریانات به اصطلاح پیشرو این مملکت شنیده ایم و به گمان من اکثر قریب به اتفاق تحلیل های دانشگاه نشینان بیشتر در خدمت تعریف هویت خود است تا دوا کردن دردی از کسی. و فکر کنم به همین دلیل است که بسیاری سوالات واضح و ابتدایی در این تحلیل ها بی پاسخ مانده است. شاید هم به خاطر اینکه جواب چنین سوال هایی را نمی شود در محافل محافظه کاران ه دانشگاهی/روشنفکری امریکا—که خودشان را در ردای چپ و پیشرو و . . . پوشانده اند—پیدا کرد. اما از قدیم گفته اند پرسیدن سوال نصف جواب است و پس برخی از این سوال ها:
1) این چه حکمتی است که وقتی مثلا دوران سیاه انکیزیسیون بررسی می شود بی هیچ مکثی بعضی از روایت های مسیحیت مورد مواخذه قرار می گیرند و حداقل گوشه ای از مسئولیت بر عهده این روایت ها گذاشته می شود اما وقتی صحبت از سیاهکاری های جمهوری اسلامی می شود اساتید ایرانی دانشگاه های آمریکا صدایشان درمورد مسئولیت روایت های اسلامی درنمی آید؟
پیش زمینه: خیلی ساده، به اعتقاد من بسیاری روایت های قرانی و احادیث اسلام شرایط را برای توجیه قتل و شکنجه و کشتارهایی که به دست حاکمان اسلامی ایران انجام می گیرد فراهم می کند. این داستان که، ’اسلام روایت های مختلف دارد و شما غیر دانشگاهیان بی تجربه و کم سواد باید قضاوت در مورد واقعیت اسلام را به عهد ه دست اندرکاران و متخصصان بگذارید‘، را بارها شنیده ایم اما همین ما غیر متخصصان وقتی دستورالعمل هایی از قبیل آیه های زیر را می خوانیم انگشت به دهان حیران می مانیم که چطور می شود این فرامین را با اصول ابتدایی انسانیت (آزادی بیان و مذهب و داستان عدالت و . . . همه پیشکش) وفق داد:
كيفر آنها كه با خدا و پيامبرش به جنگ برمىخيزند، و اقدام به فساد در روى زمين مىكنند، (و با تهديد اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مىبرند،) فقط اين است كه اعدام شوند؛ يا به دار آويخته گردند؛ يا (چهار انگشت از) دست (راست) و پاى (چپ) آنها، بعكس يكديگر، بريده شود؛ و يا از سرزمين خود تبعيد گردند. اين رسوايى آنها در دنياست؛ و در آخرت، مجازات عظيمى دارند. (سور ه المائده، آیه 33) و (به ياد آر) موقعى را كه پروردگارت به فرشتگان وحى كرد: "من با شما هستم؛ كسانى را كه ايمان آوردهاند، ثابت قدم داريد! بزودى در دلهاى كافران ترس و وحشت مىافكنم؛ ضربهها را بر بالاتر از گردن (بر سرهاى دشمنان) فرود آريد! و همه انگشتانشان را قطع كنيد!" (سوره الانفال، آیه 12) این آیه ها و بسیاری آیه های مشابه احتیاجی به شرح ندارند.
داستان سنگسار به جرم عشق ورزی و قطع دست و پا به جرم دزدی را هم همه می دانند. توحش که شاخ و دم ندارد! نکته اما اینجاست که این گونه آیه ها و سایر روایت های مشابه اسلامی (چه قرآنی و چه حدیثی) قتل و شکنجه را عادی کرده اند و آنها که از کنار این یاوه ها به سکوت گذشته اند و یا تلاش کرده اند به ضرب تحمیل قرائت های متفاوت عملا بر این پلیدی صحه بگذارند، در فرآیند عادی سازی این توحش نقش داشته اند.
نکته: حتی "پیشروانی" مثل حسینعلی منتظری هم نمیتوانند از اعتقادات پایه ای شان به اصول و مبانی مشابه چشم پوشی کنند. به عنوان نمونه، ایشان در مورد مسلمانانی که کیش و آیین شان را عوض می کنند می فرمایند ’که اولا باید اموال مرد مرتد را گرفت و بعد اعدامش کرد اما در مورد زن مرتد باید بیشتر رافت و عطوفت اسلامی به خرج داد و صرفا او را به زندان انداخت و آزار داد و هر روز موقع نمازهای پنجگانه او را کتک زد تا بلکه توبه کند. اما اگر توبه نکرد باید آنقدر در زندان بماند تا بمیرد.‘ (نقل به معنی، توضیح المسائل، صص. 561 و 562)
جمله معترضه: این آیه ها و دستورالعمل ها را جلوی علمای دانشگاهی که می گذارید دوباره فریاد میزنند که ای داد، آخر اسلام قرائت های متفاوت دارد و قضایا بسیار پیچیده تر از این حرفهاست. . . و مثلا وقتی می گوییم در قرآن آمده است که "اگر زن شما از شما اطاعت نکرد میتوانید او را کتک بزنید" (نقل به معنی، سور ه النساء، آی ه 34) می گویند اینقدر ساده نباشید، کتک زدن می تواند خوانش های متعدد داشته باشد و اساسا روایاتی هست که می گویند منظور از کتک زدن نوازش کردن است! (حالا چرا زنی را که اطاعت نمی کند باید نوازش کرد داستان دیگری است!). . . من اسم این سفسطه ها را گذاشته ام "ریسمان الهیِ روایت پیچیدگی" (به مصداق "واعتصموا بحبل الله جمیعا"(!)) که تمام هم و غمش این است که آب را گل آلود کند و . . .
2) روی چه حسابی وقتی صحبت از ظلم دولت اسرائیل بر فلسطینیان می رود بدون هیچ مقدمه و موخره ای صهیونیسم محکوم می شود اما وقتی حکومت غاصب اسلامی ایران (کلمه غاصب مخصوصا برای چزاندن دانشگاهیان نان به نرخ روز خور استفاده شده است!) از شیوه هایی به مراتب غیرانسانی تر استفاده می کند این اساتید صدایشان در مورد نقش گفتمان ایدئولوژیک اسلام در نمی آید و همه را صرفا به افراد خاصی در این حکومت نسبت می دهند؟ نکته: حتی حجت الاسلام شیخ مهدی کروبی هم به این مسئله اشاره کرده است که رفتار آدمکشان حکومت اسلامی با مخالفان "به مراتب بدتر از رفتار صهیونیست ها با فلسطیان است." نکند این تردید در مورد محکوم کردن اسلامیتِ حکومت به دلیل آن است که علمای دانشگاهی ما از این قضیه طرفداری از فلسطین نان می خورند و چون می دانند که جنبش های اسلامی توانسته اند (به دلایل متعدد و از جمله همنوایی اسلام گرایان و راست گرایان اسرائیلی در سرکوبی جنبش های سکولار) مطالبات بسیاری از جنبش های آزادی بخش را مصادره به مطلوب کنند چندان برایشان ساده نیست که نان آورشان را مورد انتقاد قرار دهند. واقعیت این است که انتقاد از اسلام ممکن است بی مهری توده ها را در بسیاری مناطق خاورمیانه به همراه آورد و روشنفکران دانشگاه زده ما در چنین مواردی عموما ترجیح می دهند واقعیات را قربانی کنند.
3) سوال تکراری: در این سی سالی که از انقلاب ایران می گذرد هر وقت حرفی از رفتار و کردار وحشیانه رژیم جمهوری اسلامی شده است و کسانی پیدا شده اند و گفته اند که حداقل گوشه ای از این وحشیگری ها را باید به اسلام و مذهب نسبت داد فریاد وامصیبتای بسیاری از این علما بلند شده که این چه پرت و پلایی است؟ چرا پیچیدگی مطالب را نمی فهمید؟ و یا چرا فریب این امپریالیست ها را می خورید که تمام فکر وذکر شان آب به اسیاب اسرائیل ریختن است و . . . و یا جالب تر از همه این گفته گهربار برخی از این روشنفکران است که اصلا شماها صلاحیت صحبت در مورد اسلام را ندارید و به عبارت دیگر از اجتهاد لازم برای وارد شدن به این معقولات برخوردار نیستید. . . کسانی که به دلایل مختلف، از جمله خودآزاری(!)، این گونه مباحث را دنبال می کنند شاید خاطرشان باشد که چند سال پیش پس از ماجرای کاریکاتورهای محمدی، بیانیه ای از طرف چند نفر از نویسندگان و روشنفکران ایرانی و غیرایرانی امضا شد و در آن به خطر توتالیتاریسم اسلامی اشاره شد و یکی از همین اساتید با لحنی کاملا برافروخته در نکوهش این بیانیه قلم فرسایی کردند و قبل از هر چیز طرفداران این بیانیه را مورد شماتت قرار دادند که بله شما اصلا نمی دانید توتالیتاریسم چیست و با اسلام هم آشنایی ندارید و بنابراین بهتر است ساکت بمانید تا حضرت ما بعد از توضیح این مطالب ابتدایی به شما گوشزد کند که این عبارت از بیخ و بن بی اساس است و اینجور وصله ها اساسا به اسلام و توتالیتاریسم نمی چسبد. در مورد بسیاری مسائل مشابه هم همواره تلاش بسیاری از دانشگاهیانی که در دپارتمان های مطالعات خاورمیانه امرار معاش می کنند رفع شبهه و اتهام از ساحت مقدس اسلام بوده است.
بسیاری از ما هنوز ماجرای این کاریکاتورها و اعتراضات مسلمانانی را که دفاتر نشریات را به آتش کشیدند و فتوای قتل کاریکاتوریست ها را صادر کردند فراموش نکرده ایم. داستان قتل مترجمان و ناشران آیه های شیطانی را هم همه می دانیم و بحمدالله از این نمونه های اعتراضات "مسالمت آمیز" مسلمانان کم نیست. در تمام این موارد، این دانشگاهیان محترم—که به گمان من باید آنها را بخشی از جنبش اپورتونیستِ کم جراتِ به اصطلاح پیشرو دانست—تمام تلاششان این بوده که اسلام و مسلمین را تبرئه کنند آنهم از طریق استدلالات نخ نما شده ای که تمام تقصیر را به گردن آمریکا و اسرائیل و سایر نیروهای بدخواه می اندازد که از روی عمد مسلمانان را تحریک می کنند و با اهانت به مقدساتشان آنها را وامی دارند تا سر و گردن بشکنند و فیلمساز بکشند و با کارد روی بدن مخالفان آیات قران را نقش کنند.
4) این چه داستانی است که بسیاری از علمای دانشگاهی ما وقتی در مورد وقایع ایران صحبت می کنند قبل از هر چیز اعلام می کنند که امریکا و فرانسه و انگلستان و . . . نباید در امور ایران دخالت کنند اما همین علما درمورد دخالت آشکار حکومت اسلامی ایران در امور کشورها و جنبش های مختلف، از جمله فلسطین، صدایشان در نمی آید. گویا مرگ فقط برای همسایه خوبست!. . .
. . .اما درد اینان معلوم است. چپ به مفهوم سنتی آن مدتی است در محافل آکادمیک آن جایگاه پیشین را ندارد و واقعیت این است که به اصطلاح روشنفکران پیشرو (و یا استادانی که ادای روشنفکران پیشرو را درمی آورند) مدتهاست خودشان را پشت ایده دفاع از محرومان جهان سوم و باورهای این محرومان (اسلام و مذهب و . . . ) و مبارزه با استعمارگرایان و امپریالیست ها، مخفی کرده اند و چنان نان دانی بی دردسری برای خودشان درست کرده اند که کاملا قابل فهم است که چرا با این چنین خشمی از جورج بوش و نتنیاهو صحبت می کنند اما هیچ وقت چنین خشمی را در مورد خمینی و اعوان و انصارش و نیز اسلام و اسلام گرایان نمی شود از زبان و قلمشان شنید.
نکته: اینها همان کسانی هستند که بعد از اینکه جورج بوش فلک زده گفت می خواهد 75 میلیون دلار به تشویق و توسعه دموکراسی در ایران اختصاص دهد فریادشان به آسمان رفت که مبادا کسی دست به این پول بزند که این پول ها مصداق نجسی است! حرفی نیست ولی آیا واقعا پول جورج بوش کثیف تر از پول "کلم بسر"های حکومت اسلامی است؟
5) داستان شکنجه و آزار زندانیان سیاسی را همه شنیده ایم و بسیاری مان از پیش می دانستیم. به احتمال قریب به یقین هیچ کس نیست که این زشت کاری ها را محکوم نکند. اما آیا واقعا محکوم کردن چنین اعمالی دردی از کسی دوا می کند؟ چه حکمتی است که شکنجه و قتل یهودیان در جنگ دوم را به نازیسم نسبت می دهیم اما در نسبت دادن این شکنجه ها به اسلام تردید داریم؟ آخر این چه دردی است؟ اسلام از همان ابتدای کار تا به امروز با قتل و کشتار کارش را جلو برده است و همیشه هم استدلال قدرتمداران اسلام این بوده که این همه در راه خداست و اگر هم گهگاه اتفاقات ناگواری روی میدهد نباید به حساب اسلام گذاشت چرا که این دین، دین صلح و محبت است! در عین حال، و به منظور رد گم کردن، همین راویان مزور اسلامی داستان های مزخرفی در باب فضایل کسانی چون محمد و علی و فاطمه و زینب ساخته اند که باور کردنشان در دنیای امروز یا کم شعوری می طلبد و یا مغرض بودن و یا هردو. این داستان را حتما شنیده اید که در یکی از جنگ هایی که علی با دشمنانش می کرد بعد از کشتار مردها به یکی از سردارانش گفت که مبادا خلخالی از پای یک زن یهودی بیرون کشیده شود! هیچکس برنمی گردد بگوید که یا فکر می کنید ما ابلهیم و یا خودتان را به بلاهت می زنید! این موجود، و عمویش محمد، "تصاحب" اسرای جنگی را مباح دانستند و عملا تجاوز به "محاربان با خدا" را یکی از بیشمار راه های رسیدن به خدا و بهشت اعلام کردند و البته در گیر و دار این تجاوزهای وحشیانه حواسشان جمع بود که مبادا خلخال از پای زن یهودی بیرون آورده شود!
در کنار اینها بی شرمانی چون شریعتمداری کیهان نشین، با تکرار این مزخرفات، و مسلمانان نه چندان یکدل و یکرویی چون سروش و مهاجرانی و کدیور، و هم پالکی های چپ نمایِ راستگرایِ دانشگاهی شان، از طریق نپرداختن به این یاوه ها، عملا راه را برای تداوم این پرت و پلاها باز گذاشته اند. جمله معترضه: صد رحمت به یزید! یکی از دوستان نوشته بود که به قول همین افسانه پردازان، وقتی زینب به دربار یزید رفت اجازه سخنرانی پیدا کرد و هر چه هم خواست گفت (والله اعلم!) و بعد هم یزید او را به حال خودش گذاشت تا هر کجا که می خواهد برود. زین العابدین بیمار را که اصلا نگفتند بالای چشمش ابرو است. حالا مقایسه کنیم این دادگاه یزیدی را با دادگاه های اسلامی و محمدی و حسینی، نه فقط در ایران که در هر جای دنیا. . . همین چند روز پیش سعید حجاریان را، که از وابستگان حکومت اسلامی بوده و البته قبلا خودشان با گلوله زده بودندش، طوری که نمی تواند به درستی حرف بزند، آوردند و، به دلیل رحمت و عطوفت اسلامی، مجبورش نکردند خودش توبه نامه اش را بخواند؛ از زندانی دیگری خواستند این کار را بکند. . . واقعا که صد آفرین به این دین مبین رحمانی!
6) چرا دانشگاهیان ما که به محض دیدن فیلم 300 دست به قلم بردند و فریادشان به آسمان رفت که "ایهاالناس، ایماژ ایران و ایرانی را خراب کردند" حتی یک بار در مورد اینکه توحش اسلامی آبرویی برای ایران و ایرانی نگذاشته است کلمه ای ننوشته اند؟
7) چه حکمتی است که وقتی در مورد نقاشی های دوران صفوی صحبت می کنیم اسمش را می گذارند هنر اسلامی صرفا به این دلیل که این نقاشی ها در دوران حکومتی اسلامی کشیده شده است (و کسی هم کاری به این ندارد که نقاش شاید اصلا مشروبخوار بوده و حتی یک بار هم به عمرش نماز نخوانده است و اصلا شاید مسیحی و زندیق و یهودی و . . . بوده است) اما وقتی در حکومت اسلامی شکنجه و کشتار و سنگسار صورت می گیرد اسمش را نمی گذارند شکنجه و قتل و سنگسار اسلامی؟
8) سوال مکرر: راستی چرا صدای سازمان های برجسته اسلامی در مورد بی شرمی های حکومت اسلامی ایران در نمی آید؟ اینکه نوشته اند که فلان آیت الله با نماینده بهمان حجت الاسلام به دیدار برخی آیات عظام رفتند دردی را از آنانکه در زندان شکنجه می شوند دوا نمی کند. تمام این آیات عظام و بسیاری از انجمن ها و سازمان های اسلامی دنیا به محض انتشار کاریکاتورهای محمدی نعره زنان به خیابان ها ریختند و از فحش و مشت و سنگ و چوب تا گلوله و بمب بر سر مخالفین ریختند و در حالی که اشک در چشمانشان جمع شده بود از اهانتی که به مقدسات اسلام و مسلمین شده بود نالیدند. اما همین مسلمانان رقیق القلب در برابر شکنجه و تجاوز هم کیشان شان به پسران و دختران جوانی که در منتهای آرامش صرفا تظاهرات کرده بود انگار خفقان گرفته اند. این مسلمانان همان کسانی اند که به منظور انتقاد از دولت فرانسه که روبنده را در بعضی اماکن ممنوع اعلام کرده است گلوی خودشان و گوش ما را می خراشند که چرا به آزادی های فردی احترام نمی گذارند اما نه فقط در مورد مسئله مشابه در ایران—حجاب تحمیلی—بلکه در مورد سرکوب وحشیانه ابتدایی ترین حقوق انسانی—حق زندگی، حق شکنجه نشدن، حق مورد تجاوز قرار نگرفتن. . . –بی شرمانه، بله، بی شرمانه سکوت می کنند.
مشاهده ای گذرا: این واقعیت که اکثر قریب به اتفاق سازمان های اسلامی به اصطلاح مستقل صدایشان در مورد شکنجه ها و کشتارهای حاکمان مسلمان ایران در نیامده است معنایش این است که اسلام واقعی همین است، والسلام!
جمله معترضه: از خواهران و برادران جنبش های حماس و حزب الله انتظار بیشتری نمی رفت. در سی سال گذشته سردمداران رژیم اسلامی دقیقا به منظور صدور اسلام و زنده کردن دوران صدر اسلام بدون هیچگونه نظرخواهی از مردم ایران، و در حالی که بسیاری از این مردم زیر خط فقر زندگی کرده اند و می کنند، میلیاردها و میلیاردها دلار به فلسطین و لبنان فرستاده اند تا آلترناتیوهای سکولار را پیش پای جنبش های اسلامی قربانی کنند. نتیجه طبیعی و مستقیم این رفتارهای دیکتاتورمابانه این بوده که این جنبش ها بخش زیادی از محبوبیت شان را در ایران از دست داده اند. عدم حمایت سازمان هایی چون حماس و حزب الله، و بهتر است بگوییم حمایتشان از دیکتاتوری اسلامی ایران، که البته هم به لحاظ ایدئولوژیک و هم از نظر مالی کاملا قابل پیش بینی بود، فاصله این جنبش ها با مردم ایران را بیشتر و بیشتر کرده است. . . این جماعت بهتر است یادشان باشد که وقتی به جای حکومت اسلامی حکومتی دموکراتیک آمد ما این روزها را فراموش نخواهیم کرد.
جمله معترضه: دانشگاهیان ما به طرز عجیبی از گفتن و نوشتن در باره خزعبلات خمینی اجتناب می کنند. دم دوستانِ غیرِ دانشگاهیِ مستقل گرم و سرشان خوش که اگر اینها نبودند افکار و آرای این موجود نه به عنوان مزخرفات پیش پا افتاده یک جانی و بزهکار ساده بلکه به عنوان آرمان های فردی خارق العاده که "قرائت های متفاوتی" از اسلام انقلابی (!) را به دست داده است مورد توجه قرار می گرفت. دوستی می گفت: "روی چه حسابی این دانشگاهیان ما به درافشانی های خمینی در معروفترین اثرش، توضیح المسائل توجهی ندارند؟" و بعد هم به یادمان می آورد که خمینی همان آدمی است که در این اثر جاودانی اش نوشته که "باد معده و روده ]اعنی: گوز[ وضو را باطل میکند."
نکته اضافه: همین آدم در پاسخ به سوال پسرش در خصوص کشتارهای تابستان 1367 (که در آن احمد خمینی از قول موسوی اردبیلی در مورد اینکه آیا باید همه را کشت یا بعضی ها را و اینکه آیا حتی کسانیکه بیشتر دوران محکومیت شان را سپری کرده اند باید اعدام شوند یا نه و . . . پرسیده بود) می فرماید: بسمه تعاليدر تمام موارد فوق هر كس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حكمش اعدام است. سريعا دشمنان اسلام را نابود كنيد. در مورد رسيدگي به وضع پروندهها در هر صورت كه حكم سريعتر انجام گردد همان مورد نظر است. توجه می کنید؟ یک گوز وضو را باطل میکند اما کشتار زندانیان ایرادی ندارد! و سوال همچنان به جای خود باقی است: آیا خمینی هم واقعا قرائت نادرستی از اسلام داشت؟
خودمان را مسخره نکنیم؛ اسلام واقعی همین است که در ایران و عربستان اتفاق می افتد. اسلام در هیچ جای دنیا آزادی و دموکراسی به همراه نیاورده است. درک این قضیه شعور چندانی نمی خواهد فقط به حداقلی از وجدان نیاز دارد.
بعدالتحریر 1: به داستان انتخابات هم بپردازیم. دیگر هیچ کس نیست که نشنیده باشد که در این ماجرا عملا جمهوریت نظام تحت سوال قرار گرفت. و البته این حرف از دهان کسانی شنیده می شود که اعتقاد داشته اند تا به حال جمهوریتی هم وجود داشته است. آش انقدر شور شده که حتی کسانی مثل سروش و مهاجرانی و کدیور و صد البته کروبی و موسوی و بسیاری دیگر از وابستگان دیروز و امروز رژیم هم به آن اذعان کرده اند. حالا داستان این است: حکومت جمهوری اسلامی جمهوریتش را از دست داده است. بنابراین عقل سلیم نتیجه می گیرد که آنچه باقی مانده حکومت اسلامی است. و اگر این حکومت اسلامی است که عمل می کند چرا در انتساب این زشت کاری ها به اسلام تعلل می کنیم؟ کجای این مسئله فهمیدنش مشکل است؟ گند کار آنچنان در آمده و "ریسمان الهی روایت پیچیده نمایی" آنچنان پوسیده شده است که چنگ زدن به آن دیگر فقط باعث بی آبرویی می شود و بس.
مشاهده گذرا: نمی شود از انتخابات گفت و از اکبر گنجی و مقالات اخیرش نگفت. ایشان بعد از اینکه در اعتصاب نیویورک بعضی از شرکت کنندگان را ممنوع الپرچم اعلام کردند هنگامی که با اعتراض مردم مواجه شدند مقاله ای صادر فرمودند و نوشتند: "ما از حقوق شما و هر فرد و گروه ديگری دفاع می کنيم. به نظر ما شما حق داريد تجمعات اعتراضی برگزار کنيد و پرچمی را که نماد ملی به شمار می آوريد، بالا بريد." و بعد از این بزرگ منشی بی سابقه (که ایشان به همه اجازه می دهند تجمعات اعتراضی برگزار کنند!) اضافه کردند که در تجمعاتی که ایشان اعلام می کنند فقط نماد سبز علم می شود و لاغیر! آیا واقعا دانشگاهیان آمریکا نشین ما که از ایشان حمایت کردند و شال گردن سبز به گردن انداختند و حتی سعی کردند خودشان را کاتولیک تر از پاپ نشان بدهند این انحصارگرایی را درک نمی کنند؟
جمله معترضه: آقای گنجی، آن وقت که شما در زندان بودید و ما و دیگران، با تمام مواضع و نظرات متفاوت و متعددمان در پشتیبانی از شما اعلامیه و بیانیه صادر می کردیم هیچ وقت سعی نکردیم سلطنت طلبان و مجاهدین و چپ ها و راست ها و. . . را از هم جدا کنیم. و من مطمئنم شما هم در پذیرش آن همه حمایت های بی دریغ کوچکترین تردیدی به خود راه ندادید. راستش قدری خجالت آور است شنیدن این حرف ها از شما. از یک طرف مردم را دعوت می کنید که با هر موضع و نظری در این اعتصاب شرکت کنند و بعد دستور می دهید که از بیان نظراتشان خودداری کنند! و بعد هم فقیهانه اعلامیه صادر می فرمایید که بله: "بله، به نظر ما شما حق دارید....." '
نیم بیت:یارب این نودولتان را با خر خودشان نشان
بعدالتحریر 2: به نظر میرسد که یواش یواش دارد ریش این قضیه مبارزه مسالمت آمیز (یا مبارز ه بی خشونت) درمی آید. در چند ماه گذشته مردم رفته اند و رای داده اند؛ توقعشان را پایین آورده اند و به کسی مثل میر حسین موسوی رای داده اند به این امید که شاید این ابتدایی باشد برای ایجاد فضایی که بشود هرازگاهی در آن نفس کشید. بعد از تقلب آشکار، در کمال آرامش تظاهرات کرده اند، حتی در سکوت راه رفتند. . . و واقعا از این مسالمت آمیزتر نمی شود. و پاسخ اسلام راستین این بود که گرفتند و شکنجه دادند و تجاوز کردند و کشتند و حالا کار را به جایی رسانده اند که ما راضی شده ایم که دیگر نکشند و تجاوز نکنند؛ زندانیان را هم اگر آزاد کنند ممنون می شویم، فقط همین! این بی شرم ها در مقابل عدم خشونت منتهای خشونت و وقاحت را به کار گرفته اند و عملا کار را به جایی رسانده اند که ما به تب راضی شده ایم. . . برای آنها که نمی دانند، این شیوه در اسلام پیشینه دارد؛ نه محمد در مقابل عدم خشونت رحم و مروت نشان داد، نه علی، و نه هیچ کدام از رهبران و اولیا و فقهایی که به قدرت رسیدند.
البته در تاریخ پر از خشونت اسلام مسلمانان شریف و آزاده ای هم بوده و هستند اما مثل تمام آزادگانی که به ایدئولوژی های مختلف ایمان آورده اند، شرافت و آزادگی این انسان ها علیرغم وجود اسلام است نه به دلیل آن. اسلام با اتکا بر مقوله ای به نام ایمان—یکی از فریب کارانه ترین دست آوردهای انسان—از طریق سوره ها و آیات و احادیث و فتواهایش خشونت را نهادینه کرده است؛ نمونه های روزمره آنچنان بیشمارند که فقط غرض آلودگان می توانند در اسلامیت این خشونت ها تردید کنند.
سودابه سیاوشان
Recently by sudabeh_siavashan | Comments | Date |
---|---|---|
داستان هیجان انگیز زندگی فاطمة زهرا | 10 | May 24, 2010 |
Person | About | Day |
---|---|---|
نسرین ستوده: زندانی روز | Dec 04 | |
Saeed Malekpour: Prisoner of the day | Lawyer says death sentence suspended | Dec 03 |
Majid Tavakoli: Prisoner of the day | Iterview with mother | Dec 02 |
احسان نراقی: جامعه شناس و نویسنده ۱۳۰۵-۱۳۹۱ | Dec 02 | |
Nasrin Sotoudeh: Prisoner of the day | 46 days on hunger strike | Dec 01 |
Nasrin Sotoudeh: Graffiti | In Barcelona | Nov 30 |
گوهر عشقی: مادر ستار بهشتی | Nov 30 | |
Abdollah Momeni: Prisoner of the day | Activist denied leave and family visits for 1.5 years | Nov 30 |
محمد کلالی: یکی از حمله کنندگان به سفارت ایران در برلین | Nov 29 | |
Habibollah Golparipour: Prisoner of the day | Kurdish Activist on Death Row | Nov 28 |
Kaveh V
by Siavash31 on Tue Sep 08, 2009 01:33 AM PDTWell, it seems like after spending years in democratic societies, you and many others like you, have no learned much about democratic values. You STILL can not make a distinction between those who rape and kill in the name of Islam and the MILLIONS of Muslims in Iran who do not rape and kill anyone!
Why is this so difficult to understand?! Why can't you get the simple fact that killing in the name of some ideology or value (be it liberal democracy, nationalim, socialism, Christianity, Islam...) DOES NOT make every followers of these idea "rapists" and "murderers"!
Why can't you get the simple fact that some of the victims of these crimes are muslims themselves?! Abtahi looks 20 years older after spending a few weeks in jail. Isn't he a cleric?
You are accusing me of "hiding" behind" a "noble" name and having a hidden "Islamist" agenda, because you don't agree with my views regarding reforms!! How IGNORANT AND BIGOTED is that?!! You speak of "noble names" like a German NAZI and you rush to accuse others of all sorts of things, as you claim to have "experience in democratic" societies?!!!
You are the perfect example of the ignorance, intolerance and totalitarianism that I was talking about in my previous posts.
To the Islamist hiding behind a noble name......
by Kaveh V on Tue Sep 08, 2009 01:00 AM PDTYou are correct! My translation was sloppy, but the argument is not changed. So, I take the second opportunity to correct and restate my case:
You accuse,
Those of us who have lived under democratic systems and with the most experience in functional democracies, than your average IRI citizen, are accused of "intolerance, threatening others, accusing others of rape, murder and being spies and have racist and violent tendencies ??!!
While, those angelic Islamic souls, who happen to be among founders of this murderous Islamic barbarism of a republic, like Moosavi, Karubi and other accessories and co-conspirators of a 30 year old cultural and physical genocide of Iran are "selfless individuals risking their lives" in their quest for our freedom and better future !!??
This has got to be the joke of the month on this site!
Furthermore, you state: "How many times people are labeled as rapists and murderers just because they are muslims or believe in reforms?"
So, how many times have sword wielding, bloodthirsty, Islamic hordes attacked raped and slaughtered people, societies, cultures and communities for simply being un-believers??!!
There are people being raped and murdered, as we speak, in the Islamic world in the name of Islam ! and in Iran! This has been done as early as this month, last month, last year, last decade, last century and the last millennium for many , many, many, many, times. These crimes have sometimes been documented, talked about, referred to and most importantly written as instructions in your holy hate manual named Qur'an:
Quran-33:27- "And He made you heirs of their (infidels) lands, their houses, and their goods, and of a land which ye had not frequented (before). And Allah has power over all things." -means that all what we own - should belong to muslims, including our women and children (in accordance to koranic and islamic teachings.)
Quran-8:67—"It is not fitting for an Apostle that he should have prisoners of war until He thoroughly subdued the land…." (Allah insisting Prophet to kill all the prisoners, and should not keep any surrendered prisoners alive until He (Prophet) occupied entire Arabia."
Don't you dare to claim you muslims are being misunderstood! You are exposed and with no place to hide!
to Kaveh V
by Siavash31 on Mon Sep 07, 2009 10:25 PM PDTYou have either completely misunderstood my statement or you are deliberately mistranstating it. I never said that those who live in the West are "threatening" others with rape and murder. I said that they easily ACCUSE and LABEL others of rapists and murderers. And they can not tolerate any opposing view. You can see this for yourself in this website. How many times people are labeled as rapists and murderers just because they are muslims or believe in reforms?
lol
by vildemose on Mon Sep 07, 2009 03:31 PM PDTLOL, so true.
Irony, lie, or commedy.... take your pick
by Kaveh V on Mon Sep 07, 2009 03:39 PM PDT"بسیار محترم تر از آنهایی است که در خارج از کشور، با ظواهری مدرن و
"متمدن" و ادعاهایی که گوش فلک را کر می کند، به هر ریسمانی برای رسیدن به
قدرت چنگ می زنند. کوچک ترین تحملی برای عقاید مخالف و متفاوت ندارند.
تهمت تجاوز و قتل و جاسوسی زدن به دیگران از آب خوردن برابشان آسان تر
است. همهء حرفهایشان بوی نژادپرستی و خشونت و مطلقگرایی می دهد. هنوز به
قدرت نرسیده به افرادی چون خاتمی و موسوی و کروبی و اصلاحطلبانی که از جان
و آزادی و امنیت خود و خانوادشان گذشته اند تا در ایرانی بهتر بسازند،
وعدهء زندان و اعدام و تبعید می دهند!! "
So, those of us who lived under democratic systems and with the most experience in functional democracies are libel for being "intolerant, threatening others, rape, murder and being spies with racist and violent tendencies"!
BUT, those angelic Islamic souls, who happen to be among founders of this murderous Islamic barbarism of a republic, like Moosavi, Karubi and other accessories and co-conspirators of a 30 year old cultural and physical genocide of Iran are "selfless individuals risking their lives" in their quest for our freedom and future!
Speaking of the odor; unmistakably, it comes from the Es-hal Talab corner.
Eslam hamin ast...
by azadegan on Mon Sep 07, 2009 11:56 AM PDTSudabeh khanoom
Dasteteh shoma dard nakoneh, dametan garm. Va-ghan lezat bordim az neveshtehayetan. Hargez skoot nakonid.
The Ugly Islam
by Leonis on Mon Sep 07, 2009 08:41 AM PDTThe foundation of Islam was shaped in Iran (the Arab invasion) in form of corrupyion, rape, murder, destruction and ignorance. And today, the beat goes on in form of Islamic republic of Iran.
For centuries Iranians have been the victims of deception and a great LIE called Islam.
Denounce this sadistic and brutal religion of stupidity and ignorance.
Siavash31
by میرزاقشمشم on Mon Sep 07, 2009 08:07 AM PDTچرا هادی غفّاری و روح صادق خلخالی و بقیۀ این آت وآشغال ها را از لیستت جا میندازی؟
Bijan A M
by Siavash31 on Sun Sep 06, 2009 08:54 PM PDTمردم ایران روشن تر از آن هستند که در مورد افراد بر اساس عقاید دینیشان و لباسی که بر تن دارند قضاوت کنند. فردی مانند آیت الله منتظری که امروز در داخل خود ایران با شجاعت تمام در برابر ولی فقیه ایستاده و او را نا مشروع می خواند و جنایات او را محکوم می کند و در گذشته نیز در اعتراض به اعدام ها و برای دفاع از حقوق افرادی که فرزند خودش را کشته بودند در نامه ای به شخص خمینی می نویسد "همه جا به دنبال تو آمده ام اما یقین داشته باش که در جهنم به دنبالت نخواهم آمد" و از مقام نائب رهبری را به حبس در خانه می فروشد، بسیار محترم تر از آنهایی است که در خارج از کشور، با ظواهری مدرن و "متمدن" و ادعاهایی که گوش فلک را کر می کند، به هر ریسمانی برای رسیدن به قدرت چنگ می زنند. کوچک ترین تحملی برای عقاید مخالف و متفاوت ندارند. تهمت تجاوز و قتل و جاسوسی زدن به دیگران از آب خوردن برابشان آسان تر است. همهء حرفهایشان بوی نژادپرستی و خشونت و مطلقگرایی می دهد. هنوز به قدرت نرسیده به افرادی چون خاتمی و موسوی و کروبی و اصلاحطلبانی که از جان و آزادی و امنیت خود و خانوادشان گذشته اند تا در ایرانی بهتر بسازند، وعدهء زندان و اعدام و تبعید می دهند!!
و برای جواب به سئول شما که نتیجه جنبش سبز جمهوری سکولار خواهد بود یا یک شکل اصلاح شده از جمهوری اسلامی. از نظر بنده اگر ارزشهای انسانی، آزادی، عدالت و سایر حقوق بشر به شکل کامل و برای همگان اجرا شود اهمیتی ندارد که اسم نظام "جمهوری اسلامی" باشد یا "جمهوری سکولار" یا "سلطنت مشروطه" یا "جمهوری سوسیالیست". هدف جنبش سبز رسیدن به همان حقوق و ارزشها است نه قالب آن. آقایان موسوی و خاتمی و منتطری و دیگر اصلاحطلبان نشان داده اند که نه تنها برای این حقوق و ارزشها احترام قائلند بلکه خودشا هزینه های زیادی برای رسیدن به این ارزشها پرداخته اند و می پردازند. حالا اگر در آینده دلشان می خواهد نام "اسلامی" را برای نظام نگه دارند، من و می دانم بسیاری از مردم ایران با این قضیه مشکلی ندارند. دیگران نیز آزاد خواهند بود در این مورد نظر بدهند. در هر صورت آنچه مهم است محتواست که هدف اصلی جنبش سبز به رهبری ایشان است.
The woman is back & this time with a man's name
by SamSamIIII on Sun Sep 06, 2009 08:02 PM PDTthe vocab & insults so familiar ...ground hug day revisted courtesy of the site's reserved spot for khodi's extra user ID,s...;)..dont bother with mozdoors & those who share a past pimping for IRI and still do..they are not against IRI, they are promoting IRI vesion II.
//www.iranianidentity.blogspot.com/
//www.youtube.com/user/samsamsia
...
by Red Wine on Sun Sep 06, 2009 07:48 PM PDTشما از کدام اعتقادات دینی صحبت میکنید ؟ چند درصد از مردم ایران به همین نحوی که شما میفرمائید فکر میکنند ؟ این چه جور اعتقادات دینیست که این همه سال باعث بد بختی و بیچارگی ایرانیها شده است !؟ این چه جور اعتقادات دینیست که سالها باعث خفقان در بین مردم شده است ؟!
نه دوست عزیز اینجور اعتقادات دینی فقط به درد همان مردمی میخورد که سالها قبول کردند زیر بار استبداد شاه و آخوند بروند،مردم امروزی ایران،کشورشان را برتر از مذهب اسلام میدانند و بس ! قطعاً مردم ایران فقط یک جمهوری ساده و سکولار میخواهند.یک جمهوری ایرانی !
اگر شما واقعا به دنبال حفظ مذهب خود هستید،آن را برای خود نگاه دارید،این قابل احترام است ولی به شرطی که مذهب شما باعث خرابی کشور و فرهنگ ، آزار و اذیت دیگران نشود.
از پرچم صحبت به میان آوردید و من به خوش رویی تمام به شما میگویم که پرچم ایران،همان شیر و خورشید است که هیچ گونه بحثی در آن نیست ... کسی که شکی در این مطلب دارد،یقینا فلفل نادانی نوش کرده است و از جای دیگر میسوزد از تاریخ واقعی پرچم ایران با خبر نیست .
روزگار این رژیم و آن افرادی که از آن طرفداری میکنند و آنهایی که هنوز به دنبال احساسات مذهبی بی پایه و خرافات هستند، رو به اتمام است ... چه بخواهید و چه نخواهید،این بار مردم ایران به دور از هر گونه نفاق دولت آینده خود را انتخاب خواهند کرد،با یک رفراندم آزاد، مردم خواهند گفت که چه جور رژیمی میخواهند !
Siavash31
by Bijan A M on Sun Sep 06, 2009 07:44 PM PDTSorry if I post my comment in English (I don’t have access to Farsi at this time). Thanks for posting an opposing view. Reading through your notes I gather you consider your views as representative of those who demonstrated against the recent election. If so, do you think this reformist movement is only a first step towards the ultimate goal of a secular government?, OR , is it just a tube of Vaseline to ease the pain of raping a nation? As long as velayete vaghih exists, the rape continues….one way or the other.
You can by no means dispute the subject of this blog. Truth is what truth is …you can’t change it. I am not disputing your attitude towards those in diaspora but seriously argue against any conclusion that what is happening in Iran is simply demand for a band-aid to temporarily relieve the pain. There is no fricking way in hell that majority in Iran are content with slight improvement in the system. Impossible….
If you are suggesting for us to shut-up and let Iranian people (in Iran) decide their fate, I can understand. But, don’t you ever dare to suggest that what Iranian people want is an improved Islamic dictatorship… (i.e Mousavi, Khatami, Karroubi,...).
دقیقآ به خاطر
Siavash31Sun Sep 06, 2009 06:01 PM PDT
دقیقآ به خاطر همین افکار مستبد و عقب افتادهء شماست که بعد از سی سال به قول خودتون "مبارزه" هنوز نتوانسته اید ده نفر را به حمایت از خودتان دور هم جمع کنید. هنوز در خارج از کشور بر سر یک پرچم هم نتوانسته اید با هم کنار بیایید و بر سر و کلهء یکدیگر می کوبید. آنوقت هنوز پاتون به ایران نرسیده می خواهید مردم ایران را به خاطر اعتقادات دینیشان تبعید کنید و به یمن و عربستان بفرستید!
شما با اصل استبداد و تبعیض و زورگویی و تحمیل عقاید بر دیگران مشکلی ندارید. مشکل شما این است که دیگران این کارها را انجام می دهند و نه خودتان. نمی خواهید دیگران شما را برای داشتن اعتقادات متفاوت تبعید کنند می خواهید خودتان دیگران را تبعید کنید...
...
by Red Wine on Sun Sep 06, 2009 03:52 PM PDTحالا اینها یادشان افتاده است که اسلام و آخوند به درد ایران و ایرانی نمیخورد ! نه خیر !!! وقتی شما در ایران بودی و کیف میکردی، خیلی از ماها بودیم که زیر آفتاب و زیر باران تظاهرات کردیم از همان سالهای اولیه ۱۹۸۰ تا به حال ! حالا شماها یادتان افتاده است که در ایران از دموکراسی خبری نیست ؟
نه خیر !!! دیر و زود دارد و سوخت و سوز ندارد ! این بار نه شاه و نه آخوند ... هر کسی که اسلام میخواهد تشریف ببرد به یمن و حجاز و در آنجا آنقدر نماز بخواند تا ... !!! در ایران آینده جایی برای این قرتی بازیها و مسخره بازیها نیست !
برید به افتخار رنگ عرب و انگلیسی سبز و قهوای خود یک بوق مفصل بزنید تا در آینده ترتیب خائنین به ایران مشخص شود !
Islamists are bored.....
by Kaveh V on Sun Sep 06, 2009 02:26 PM PDT" آنقدر این نوشته خام و بی محتواست که من تعجب می کنم در صفحه اول این وبسایت قرار گرفته."
BeMohtava!
Well, given the miserable Islmaist's quest for for blood and other unspeakable acts of savagery, some of which is so well outlined by Ms. Siavashan, it is no wonder that they express their disappointment in Ms. Siavashan's article. After all, rape, plunder and blood is their daily business and pointing it out in an article like this is simply a non-issue for them.
Indeed, BeMohtava!
Siavash31
by rustgoo on Sun Sep 06, 2009 02:23 PM PDTرهبران به اصطلاح جنبش سبز ماهیّتاً فاقد خصوصیّاتی هستند که آنان را قادر به بازبینی و حلّ مسائل عدیده ایران کند.حقوق زنان،مسائل اقوام ایرانی( اگر نخواهیم بگوئیم اقوام ساکن ایران!)،وتعریف و ترتیب مناسبات تولیدی از آنجمله است.قحط الرّجال حاکم بر اپوزیسیون در خارج لزوماًبه معنی حائزالّشرائط بودن دستۀدیگری از آخوندها و آخوندزاده ها نیست.
vildemose
by benross on Sun Sep 06, 2009 02:05 PM PDTI don't know what Reza Pahlavi would do on the PR side. But I know this. If the same people that you are referring to, had one hundredth of invidiousness that they show toward Reza Pahlavi (who had done nothing yet) toward all these other political figures in the news (who had done a lot), non of them were even in the news now.
This comes back to my basic argument of 'collective guilt'. They prefer a guilty political figure because it doesn't force them to look back at their own guilt. The whole notion of 'velvet revolution' is not based on some infra-structural political reality, but this unconscious desire to hide their guilt. It will never get anywhere.
You may say so be it. This is what they want. I say it will never lead to a healthy political and cultural thinking. So be it? It's been that way for 30 years. I'm only showing the alternative. Feel free to prefer Moosavi over Pahlavi! I will not join your namaaz jom'é!
خیلی جالبه که
Siavash31Sun Sep 06, 2009 01:55 PM PDT
خیلی جالبه که ایرانیان خارج از کشور که بعضآ سی ساله پاشونو در ایران نگذاشتند، مدام برای خودشمون می برند و می دوزند و به جای ملت ایران حرف می زنند و بهشون تلقین می کنند که چی می خواهند و چی نمی خواهند. سه میلیمون نفر در خیابانهای تهران و شهرهای دیگر یک صدا فریاد یا حسین میر حسین سر می دهند، عکس های موسوی و خاتمی را بلند می کنند، منتظرند ببینند سران اصلاحات در کدام جمع و تظاهرات حضور دارند تا آنها به همان تجمعات بروند، هر گاه در جمعی خاتمی یا کروبی یا موسوی حضور می یابند فریاد شوق و شعارهای حماسی مردم بلند می شود..دانشجویان، هنرمندان، روزنامه نگران، نویسندگان و روشنفکران، همه در حمایش های بزرگ و متعدد علاقه و حمایت خود را از این بزرگان اعلام کرده اند.
آنوقت یک عده نشسته اند این طرف آب و با توهین به شعور و شآن مردم، ابراز علاقه آنها به سران اصلاحات را از روی "ترس" و "دورویی" و "تظاهر" می خوانند و از قول هملن مردم وعدهء "محاکمه" آیندهء موسوی و خاتمی و می دهند.
باز هم تکرار می کنم: اگر نمی توانید همراه ملت ایران باشید لااقل مزاحم آنها نشوید. دورویی و تظاهر و از پشت خنجر زدنهای متداول در گروههای خارج از کشور را به آنها نسبت ندهید. سعی نکنید که شعارهای شوینیست و سرشار از تنفر و نژادپرستی و جهل خود را در دهان آنها بگذارید. بهتر است در همان محافل کوچک خود مشغول همان جدال های سر پرچم و سرود ملی و توهین به اعتقادات مرد و فحاشی به عربهایی که جهارده قرن پیش به ایران حمله کردند باشید. بگذارید مردم ایران خودشان کار خودشان ار انجام دهند.
Benross.......
by Kaveh V on Sun Sep 06, 2009 01:37 PM PDT"من هم معتقدم ما زورمان به اسلام نمیرسد. اما زورمان به رژیم اسلامی
میرسد اگر آن را هدف فرار دهیم. این تنها "یک توانایی نیست که ما خارج
کشوریها داریم
Depending on the level of commitmment, resources and support you can be assured that:
If you aim for the moon, you will, at least, make it to the parking lot. If you aim for the parking lot, you will not move at all.
I am uninamous in that with
by vildemose on Sun Sep 06, 2009 12:51 PM PDTI am uninamous in that with Minoo66. RP has 'credibility problem'. Unfortunately, he is guilty by association in the eyes of many people.
If RP wants to change this 'credibility problem', he has to be honest and come clean with the misdeeds of his father. If RP were to consult a Public Relation firm, they would advise the same thing. That is the only way he will regain his credibility.
He also needs to redeem the legacy of his father as a son and the only way is to talk openly about the bad and the good. Keeping quiet will not erase history. He owes that to his father to set the record straight.
Get everything out in the open and be honest. People respect that in a person.
Dear Ben...
by Minoo66 on Sun Sep 06, 2009 11:14 AM PDTرضا پهلوی باید دو کار انجام دهد.اول باید دیکتاتوری و فساد مالی خانوادۀ پهلوی را قبول و اعلام کند و از آن رسماً برائت بجوید.و دوّم باید میزان ثروت و منبع درآمد خانواده اش را اعلام کند؛کاری که رئیس جمهور آمریکا میکند، این پسر که جای خوددارد.من هم برای شما آرزوی خوب شدن حال دارم.
...
by Red Wine on Sun Sep 06, 2009 10:23 AM PDTاین یکی رو باش ... مردم رفتند در خیابان،کشته شدند،این میگه که ایران موسوی رو میخواد !
نه داداش ! یواش برو،با هم بریم ! موسوی،خاتمی،کروبی و خامنهای همه باید دادگاهی بشوند.
ما نه شاه میخواهیم و نه آخوند و نوکر آخوند ! توده و مجاهد و کمونیست و حزبهای هچلهفت دیگر که باید بروند ته چاه مثل سلطنت طلب ها !
ما فقط یک جمهوری ساده میخواهیم که خود مردم انتخاب کنند.بقیه ول معطل هستید !
Minoo
by benross on Sun Sep 06, 2009 09:34 AM PDTDear Ben...
by Minoo66 on Sun Sep 06, 2009 08:21 AM PDTبا کدام رهبری؟ کجاست آن روحیّه و منش "واقعاً"دموکراتیک. اپوزیسیون خارج از کشور سی سال را به همین صورت از دست داد تا امروز که " حزب اللّهی بعد از این" هائی مثل " سیاوش31 " برایمان کرکری جاهلانه بخوانند. تأکید تلویحی شما بر اعتبار حقوقی و تاریخی رژیم سلطنتی و ایجاد تغییرات سطحی و فوق سطحیِ" حسب الامر مطاع ملوکانه" را تلاش برای مدرنیزاسیون نامیدن،یک جعل تاریخیست.
Dear Minoo
by benross on Sun Sep 06, 2009 09:02 AM PDTDear Ben...
by Minoo66 on Sun Sep 06, 2009 07:06 AM PDTنادیده گرفتن سوءتدبیر ها و اشتباهات رژیم سلطنتی و نقش مستقیم آن در عصیان نسل من وشما یک جرم تاریخیست. مواضع هوادارانۀ شما فاقد خصوصیّات آزادمنشانه است.
اسطوره دین
AhuraSun Sep 06, 2009 05:15 AM PDT
ضمن قبول مطالب مندرج در مورد اسلام و کاسبکاران وابسته آن نمیتوان خلق مسلمان ایران را ندیده گرفت و امید تعویض مذهب آنان را داشت. چهارده قرنست که اسلام در کلیه وجود و مراحل زندگیشان از گهواره تا گور نفوذ کرده و محکم جایگزینست. و این منحصر به مردم ایران نیست.اسطوره دین در تکامل فرهنگی انسانها انتخاب طبیعی شده است، شبیه انتخاب طبیعی خصوصیات جسمی در تکامل موجودات زنده، نظر به اینکه به بقای معتقدین کمک میکند. تمام ادیان انحصاری و کم و بیش دارای نکات خوب و بدند. کار تعبیر نیک از مذهب که در قرن بیست و یکم و آینده بتواند انسانها را کمک کند به عهده رهبران دین است. دکاندارن مذهب برای امرار معاش مجبورند به متای خود آرایش بهتری دهند. مردم انتخاب میکنند، چیزی مثل خرید در بازار آزاد. البته این مقوله نسلها طول خواهد کشید. راه حل ایران و رهایی از استبداد شیخ، وارث بألحق استبداد شاه، جدأیی مذهب از دولتست. یک دموکراسی مدنی و ملی، شبیه بسیاری از دول پیشرفته غربی. در آن اجتماع آزاد دین منحصر به زندگی خصوصی مردم و دور از گزند دولتست. دولت هم آزاد از محدودیتهای دین. ولی چطور میتوان آخوندها را از مسند حکومت ایران پایین کشید و به مسجد فرستاد؟ با تحریم همه جانبه مالی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران و مبارزه مردم در داخل ایران به هر نحوی که خود میدانند.
نکتهای دیگر
benrossSun Sep 06, 2009 05:07 AM PDT
نکتهٔ دیگری نیز از قلم افتاده است: ما داخل کشوری نیستیم
در داخل کشور مردم چارهای جز این ندارند که دورویانه زندگی کنند. یک چیز فکر کنند و چیز دیگری بیان. یک هدف داشته باشند و هدف دیگری را اعلام کنند. این به خوی دومشان بدل شده است. حتی دیگر این زندگی مزورانهٔ اجباری برای آنها به «ترجمه» نیازی ندارد. وقتی با یکدیگر از چیزی سخن میگویند، از یکدیگر چیز دیگری میفهمند.
ما به خارج کشور آمدهایم که دقیقاً از این دورویی اجباری خلاص شویم. به خارج کشور آمدهایم که «آزاد» باشیم. آیا این واژه یادتان هست؟... آزاد
حالا این سبز داخل کشور هرچه میکند کاری است که میتواند بکند و ما هم طبعاً کاملاً حمایت میکنیم. اما سبز خارج کشور چه معنایی جز این میتواند داشته باشد که کوله بار دورویی و تزویر و به خود دروغ گفتن را به همراه خود از داخل کشور به خارج کشور آورده باشد؟ همین حمایت از «حقوق بشر» که سبزی های خارج کشوری علم کردهاند را ملاحظه کنید. آیا یک کدام از حقوق بشری های خارج کشور از آزادی خود استفاده کرده و تناقض آشکار آن را با اسلام، حکومت اسلامی و شرع اسلام بیان کرده است؟
من هم معتقدم ما زورمان به اسلام نمیرسد. اما زورمان به رژیم اسلامی میرسد اگر آن را هدف فرار دهیم. این تنها یک توانایی نیست که ما خارج کشوریها داریم. یک وظیفه است.
این خانم
Siavash31Sun Sep 06, 2009 04:10 AM PDT
این خانم سیاوشان در این سی سال گذشته اخبار معمولی رو هم خوانده؟ آنقدر این نوشته خام و بی محتواست که من تعجب می کنم در صفحه اول این وبسایت قرار گرفته.
بابا جان چه شما لس آنجلسی ها و سلطنت طلبها و مجاهدین خلق و کمونبست کارگری ها خوشتون بیاد چه نیاد مردم ایران میلیونی حامی رئیس جمهور واقعیشان میرحسین موسوی رهبر اصلاحات جناب آقای خاتمی و عالم بزرگ مسلمان آیت الله منتظری و سایر عزیزان اصلاح طلب آزاد و دربند کودتاچیان هستند
هر وقت هرکدام از شما (یا مجموعتان) توانستید نه سه میلیون نه دو میلیون نه صدهرزار بلکه هزار نفر را در خیابانها ایران به حمایت از خودتان بکشانید هر چه دلتان می خواهد به آقای موسوی و خاتمی و روشنفکران این مملکت توهین کنید. اما تا آن زمان مزاحم مردم ایران نشوید و خودتان را از چشم ملت بیش از این نیندازید
یا حسین میرحسین (شعار سه میلیون ایران در تظاهرات اخیر).
Shaayad Keh
by Jeghele on Sat Sep 05, 2009 08:00 PM PDTYou are right & yet missing the point !
What Ms. Siavashan and others like her are saying is that these so called "Intellectuals" should leave the young people inside Iran alone and let them do the right thing- as they eventually will do- instead of bombardimng them with the same garbage they did in 1357 ( from Right to Left ) which ended uop handing power to these barbarians, and then the same "Intellectuals" fled the Country and left "the masses" to their misery !