اوضاع درهم خاورمیانه و جنگهای زرگری ابر قدرتها آنچه که مسلم است غرب در فکر منافع شخصی و کشوری خودشان هستند و دلشان بحال ملتهای خاورمیانه نمی سوزد باحتمال آنان با وحشی گری ها و خرابکاریها موافق هستند زیرا براحتی میتوانند اسلحه های خود و مواد منفجره خود را بفروشند و بعد هم برای گول زدن مردم عادی جنگهای زرگری راه میاندازند و باز مهره های خود را میچینند. آیاشما با شخصی که به او تهمت دزدی و فساد میزنید و اورا غارتگر دزد وآدمکش می نامید باز با همان شخص در سر یک میز می نشینید و مذاکره میکنید و یا اورا بخانه خودتان دعوت میکنید؟ متاسفانه مشگل ما همان تعصب های بیش از حد و توهمات و خرافات است که ریشه در استخوانها دارد و بایست که پاک گردد. حتی دینهایی که آموزه های مذهبی شان ترک تعصبات و تقلید و آزادی اندیشه و در پی حقیقت رفتن و همراهی دین با علم و عقل است باز هم پیروانشان به همان تعصبهای خرکی دچار میشوند و با همین تعصبهای بیجا ریشه انسانیت را فاسد میکنند. همه ما در زمانی که قدرتی نداریم و دستمان به دم گاوی بند نیست حرفهای قشنگ میزنیم و خودرا انسانهایی والا جلوه گر منمایانیم ولی وقتی که سوار خر مراد شدیم و دستمان به دم گاوی بند شد تا خر نمیرد اورا ول کن معامله نیستیم. در خاورمیانه یک نفر میخواهد هم شاه باشد هم نخست وزیر و هم رییس جمهور و هم رهبر و وقتی که سوار خر شد دیگر پایین بیا نیست گویا بازنشستگی هم ندارد.
هر شغلی بازنشستگی دارد ومثلا بعد از بیست سال یا سی سال طرف باز نشسته میگردد ولی مردم ما که سوار شدن دیگر پیاده بشو نیستند. در آمریکا یک رییس جمهور حد اکثر دوبار میتواند رییس شود ولی می بینیم که در خاورمیانه رییس جمهور هم همان پادشاه است و همیشگی است وبعد از خودش هم میخواهد پسرش به سلطنت با ریاست جمهوری کاریکاتوری از سلطنت برسد. برای غرب هم راحت تر است که با یک دیکتاتور طرف شود تا با ملیون و مردم و یا نمانیدگان واقعی آنان زیرا یک دیکتاتور راحت تر منافع کشورش را فدای منافع شخصی اش میکند و چانه زدن با مردان یا زنان ملی که تکیه به رای مردم دارند کاری دشوار است. از قدیم هم گفته اند که همسایه من هرچه خر تر و چل تر بهتر من و این است که غرب و شرق و همه غارتگران از انسانهای ابله و متعصب و یکسویه طرفداری میکنند تا اشخاص ملی و مردمی. زیرا منافع آنان در حماقت و بی دانشی دیگران نهفته است آنان رقیبان تازه و مردان و زنان تحصیکرده کاری و سالم نمیخواهند بلکه آنان دزدان و غارتگرانی را میخواهند که مردم را غارت بیچاره ناتوان و وابسته نگه دارند نه اینکه برایشان تحصیل دانشگاه رفاه و آزادی ارمغان بیاورند و باعث شکوفایی و بالندگی مردم آن سرزمین در میدانهای علمی بین المللی و حتی ورزشی شوند آنان یک مشت ابله خود خواه و دیوانه تمامیت خواه میخواهند که مردم را در فلاکت وبیچارگی نگه دارند تا آنان آقا باشند و ما برده. حتی آنانی که به سرزمینهای مثلا آزاد پناه برده اند هم بایست یک برده باقی بمانند و هر طوری شده با راههای گوناگون جلوی پیشرفتهای علمی آنان را میگیرند. خوشبختانه استثناهایی هم وجود دارد. این است که ما ملتهای خاورمیانه بایست با اتحاد باهم و کنار گذاشتن همه وسایل نفاق ساختگی کشورهای خودرا بسازیم تا مردم ما و جوانان ما مجبور نشوند به دریوزگی به کشورهای مثلا پیشرفته بروند.
اما ما باید با غرب هم رابطه های دوستانه عاقلانه داشته باشیم که منافع ما هم حفظ شود نه دشمنی های بیهوده و خرکی که منافع مارا آنان به بهانه های مختلف از بین ببرند. ما نه بایست برده غرب باشیم نه دشمن ظاهری آنان بلکه بایست با دوستی و انسانیت با آنان برخورد کنیم در بین خودمان وحدت و عدالت را به پیش ببریم و در راه علمی کردن و صنعتی کرده کشورهایمان بکوشیم و با غرب و شرق و با همه دنیا هم رابطه ها دوستانه براساس احترام متقابل و مواظب بودن داشته باشیم . مثل اینکه اگر دیوارمان خراب شود بایست بنا بیاوریم ولی دلیل این نیست که بنا به تمام اسرار ما آگاه شود و خانه را درهم بکوبد و یا خوب تعمیر نکند. لازم نیست که با او دوست باشیم بلکه او تنها یک کارگر ماست که بایست ببینیم خوب کار میکند یا نه اگر خوب کار نکرد بنایی دیگر بیاوریم ولی اینکه با همه بنایان سرجنگ داشته باشیم کاری خردمندانه نیست. کشورهای ما بایست درش باز باشد ولی مردان و زنانی سیاستمدار توانا و انسان دوست و مردمی داشته باشیم که مامور حفاظت منافع همه مردم باشند. وگرنه تعویض یک سری دیکتاتور سیر با یک سری دیکتاتور گرسنه و قتل عام مردم و مامورین قبلی کاری درست نمی تواند باشد. در تصویر کشتن بابیان در زمان آقای ناصرالدین شاه قاجار به دست مردمی شست شوی مغزی داده شده ؟
این مطلب را برای من فرستاده اند و شاید اولین قدم برای پیشرفت است . تا ما متحد و دوست هم نباشیم کشورهایمان پیشرفت نخواهد کرد؟
متاسفانه مشګل ما در این است که فردګرا و خود محور هستیم و برای پیشرفت جامعه بی تفاوت میباشیم و توقع داریم که دیګران از حق ما دفاع کنند و خودمان ګوشه نشین باشیم. باری چندی پیش یک کامیون به یک پیکانی که پارک کرده بود زد و پیکان خسارتی زیاد دید من رفتم و راننده راکه یک مرد قوی هیکل و تقریبا چاقو کش و لاتی بود ګرفتم صاحب پیکان هم آمد ولی هیج اقدامی نکرد و همانطور در ګوشته ای ایستاد تا من کارت مثلا بیمه طرف را بګیرم و بعد هم ناظرین بی تفاوت میګفتند دیدید که صاحب پیکان چه آقایی بود و جلو نیآمد؟ خوب با این ملت دست پا جلفتی میشود کاری کرد. هنګامیکه نماینده معلم های محلی مدرسه سفارت آلمان بودم متوجه شدم که آلمانها حقوق کارمندان ایرانی را مارکی پنجاه ریال حساب میکنند در صورتیکه مارکها را در بازار دویست ریال میفروشند و ریال حاصله را بر طبق همان مارکی پنجاه ریال به کارمندان ایرانی میدهند من یک نامه همراه با یک روزنامه ایرانی به انګلیسی منتشر میشد برای دولت آلمان فرستادم که نګاه کنید مارک سه قیمت دارد از مسولان خود بخواهید که مدارک و رسید هایشان را ضمیمه کنند.
همه کارمندان ایرانی را یکی یکی خواستند و آڼان مرا تنها ګذاشتند که برای حقوق آنان میجنګیدم و در نتیجه من مورد آزار قرار ګرفتم. وقتی ګروهی برای کاری اقدام میکنند اغلب در وسط راه کنار میکشند وباصطلاح رفیق نیمه راه میګردند. تامادمیکه ما فرد ګرا و خود محور و تمامیت خواه هستیم و متاسفاه اداره بازی هم در دست ابر قدرتها هست درست شدن وضع بسیار دشوار است. ما تامادمیکه محتاج کسی هستیم کرنش میکنیم ولی وقتی طناب خودرا بیرون کشیدم و فکر کردیم که دیګر به شخصی احتیاج نداریم ولو اینکه آن شخص برای منافع ما بجنګد کنار میکشیم؟
اين متن توهين به كسي نيست سياسي هم نيست فقط بیانگر بیماری فرهنگی من است ..من ایرانی .... براي هم بفرستيد و فكر كنيد شايد اين فكر كردن مقدمه تغيير باشد. به اميد آن روز
یک ملت دلال مسلکِ ناآگاه ، با آن حماقت آشکار در هنگام رانندگی یا توحش علنی برای برداشتن یک شیرینی از جعبه ی تعارفی یا شهوت عجیب برای قرار گرفتن در مقابل دوربین ، با رتبهی نخست جستجوی سکس Roman">… چرا باید در پی یک زمامدار رویایی باشد؟
اول : ایرانی ها شبی یک ساعت به عملکرد آنروزشان بیاندیشند .
دوم : ایرانی ها قبل از پرتاب فحش به بیرون ، دهانشان را ببندند و تا بیست بشمرند.بخصوص وقتی توی خیابان و جلوی دیگران هستند.
سوم : هر خانوادهی ایرانی هر روز یک روزنامه بگیرد ، اگر شده یالثارات!
چهارم : هر فرد ایرانی تعهد کند که هر ماه یک کتاب تازه بخواند … حتی خلاصه مبانی لوله کشی عمومی!
پنجم : رانندگان به جای فاصله ی خالی بین شلوار و جوراب دختری در آن طرف خیابان به داشبورد جلوی چشمشان نگاه کنند و سرعت از حد مجاز در هیچ شرایطی تجاوز نکند.
ششم : همه به خودشان تلقین کنند که این کسی که می خواهیم کلاهش را برداریم تا شب برای عزیزمان هدیه ببریم ، خودش عزیزِ یک نفرِ دیگر است.
هفتم : بفهمیم كه زرنگی ضایع كردن حق دیگران نیست بلكه با رعایت حقوق دیگران رسیدن به حقوق خودمان است .
هشتم : بفهمیم كه اگر صاحب یك بوتیك هستیم شغل ما بوتیك دار است یا اگر راننده تاكسی هستیم شغل ما راننده است . نه اینكه همه دزد و كلاهبردار باشیم و از شغلمان فقط برای راهی به رسیدن به كلاهبرداری استفاده كنیم . به شغلمان احتراما بگذاریم و بگذاریم دزدی فقط برای كسی باشد كه شغلش فقط دزدی است.
نهم : مردهای ایرانی یک بار برای همیشه قبول کنند که زنها ، جزو املاکشان نیستند و خودشان عقل دارند. عشق و رابطه و آشنایی هم بازی برد و باخت و فتح قلمرو دیگران نیست.
دهم : مردها تمرین کنند که رد عبور زنی را با نگاه شخم نزنند و زنان تمرین کنند که جواب سلام مردان را با خونسردی و لبخند بدهند چون به معنای … نیست.
یازدهم : ورزشکاران ما بعد از باخت به رقیب تبریک بگویند و دهانشان را تا نیم ساعت بعد از هر باخت یا برد ببندند.
دوازدهم : ایرانیها به جای تمسخر شکل ظاهری سیاستمداران ، فکر کنند که ایراد واقعی کار آن شخص در کجاست.
سیزدهم: به نمایشگاه کتاب اگر می روند برای (کتاب) بروند.
به خیابان فرشته می روند برای (عبور) از خیابان فرشته باشد.
و در کل به هر قبرستانی می روند برای خاطر (همان قبرستان) باشد.
چهاردهم : این آخری از همه سختتر است و اینكه دروغ نگوییم . همانطور كه فكر می كنیم عمل كنیم . فراموش نكنیم ریا كه اكنون عادت و عرف جامعه شده است درواقع یك بیماری اجتماعی است.
عزیزان کسی که این مطالب را نوشته است شاید خود نیز دچار این مشکلات است. همه ما در رفتارمان مشکلاتی داریم. ولی باید بپذیریم ایران ما در حال سقوط است. بپذیریم اگر شرایط کنونی ایران اینگونه است همه دلیلش مدیران و بالا سری های ما نیستند و نقش اصلی را خودمان در این جایگاه ایفا می کنیم.
چرا مثلا اگر هر کدام از ما فقط برای یک ماه به خارج از کشور برویم (برای مثال به سوئد!!!) رفتارمان تغییر می کند ؟ خوب می شویم . به استخرهای مختلط می رویم! با جنبه می شویم ! فکرو نگاهمان عوض می شود و بدون رو در بایستی بگویم : آدم می شویم!( هر چند برای 1 ماه!!!!)
بپذیریم ایران می تواند همچون گذشته بهترین باشد. ایران و ایرانی لیاقت این بهترین بودن را دارد.
بپذیریم برای اینکه ایران خوب شود باید بهترین باشیم.
Recently by Amir Sahameddin Ghiassi | Comments | Date |
---|---|---|
From Wall Street to the house of dictators. Hate and Ignorance. Part three. | - | Dec 06, 2011 |
The hate between Bahais and… Part two | - | Dec 05, 2011 |
The hate and disunity between Bahais and Moslems, West and East | - | Dec 05, 2011 |
Person | About | Day |
---|---|---|
نسرین ستوده: زندانی روز | Dec 04 | |
Saeed Malekpour: Prisoner of the day | Lawyer says death sentence suspended | Dec 03 |
Majid Tavakoli: Prisoner of the day | Iterview with mother | Dec 02 |
احسان نراقی: جامعه شناس و نویسنده ۱۳۰۵-۱۳۹۱ | Dec 02 | |
Nasrin Sotoudeh: Prisoner of the day | 46 days on hunger strike | Dec 01 |
Nasrin Sotoudeh: Graffiti | In Barcelona | Nov 30 |
گوهر عشقی: مادر ستار بهشتی | Nov 30 | |
Abdollah Momeni: Prisoner of the day | Activist denied leave and family visits for 1.5 years | Nov 30 |
محمد کلالی: یکی از حمله کنندگان به سفارت ایران در برلین | Nov 29 | |
Habibollah Golparipour: Prisoner of the day | Kurdish Activist on Death Row | Nov 28 |