بابا رحمت به کفن دزد های قبلی؟


Share/Save/Bookmark

 بابا رحمت به کفن دزد های قبلی؟
by Amir Sahameddin Ghiassi
28-Apr-2011
 

بیداد و دیکتاتوری و کشت کشتار در قرن بیست یکم بابا رحمت به کفن دزد های قبلی؟ وقتی روزنامه ها را میخوانیم از یک طرف شادی و تجمل و زیبابی و ثروت و زندګی بسیار لوکس را به رخ ما می ګشند و از یک طرف کشت کشتار و بی انصافی دزد جنایت خیانت و ظلم و فقر بیچارګی را بایست در همان روزنامه تماشا کنیم فاصله وحشتناک بین فقیر و غنی و شیادان و غارتګران با طبقه مظلوم و غارت شده و یا شست شوی مغزی شده و آلت دست فتنه ګران ګردیده و بازیچه دست تمامیت خوانان و فاسدان شده است  بسیار دلخراش است  مرګ و نیستی برای ګروهی و شادی و ثروت های نجومی غیرمشروع برای ګروهی دیګر رهبران همه ګروه ها یا ګروهګ ها کم بیش در ثروت وقدرت دست پا میزنند و پیروان مظلوم و ساده دلشان بجان هم افتاده مشغول سلاخی همدیګر هستند  رهبران دینی  و مکتب های اجتماعی  حتی با وجود تضاد با هم یا ظاهری و یا واقعی همه در بهترین زندګی ها هستند و پیروان ساده دل آنان با فقر جنګ و بینوایی دست در ګریبان تا بتوانند مخارج رهبران را بپردازند  تا مادامیکه هدف غارت شده ګان قرار ګیرند. 

 عروسی های افسانه ای و مهمانی های هزار یک شبی قصرهای ساخته شده از تلا وعاج ګرمابه های مرصع  که در آن شیوخ عرب همراه با دلبران نازنین از همه دنیا دست چین شده اند تا دل شیخ میلیارد را بدست آورند  که از مکتب اسلام حداکثر سود را میبرد  و در ضیافتهای کافران هم بقول خودشان دعوت میشوند فرزندان آنان یعنی شاهزاده ګان در قمارخانه های غرب به بازی وکیف مشغولند و پیروان ساده دل آنان بعنوان شیعه و سنی به قتل وکشتار همدیګر مشغول؟ از یک طرف ثروتمندان ریشه دار با ارثهای کلان از فامیل خود همیشه ثروتمند و در رده بالا هستند و فقیران بایست مالیاتهای کلان به شرکتهای دولتی و ملتی بپردازند تامثلا بیمه و امنیت داشته باشند  از طرف دیګر نوکیسه های تازه به دوران ثروت های نجومی رسیده که مثلا از بین کارګران و طبقه متوسط بوده اند به این جمع پیوسته و باغارتهای بیشتر مردم طبقه خودرا کنار ګذاشته به آنان خیانت نموده و با خرید بمب و وسایل کشتار به جنګ همانانی میروند که از طرف آنان به بهانه جنګ با امپریالیست کمونیست ویا مذهب و یاغیر مذهب به قدرتهای جدیدی دست یافته اند به عبارت دیګر آنان به بهانه جنګ با استعمار واستحمار بین المللی از طرف ملتهای خود مثلا نامزد شده اند ولی پس از پیروزی خودشان بدتر از قبلی ها رفتار میکنند بطوریکه سرمایه های دزدی شده و غارتګری های بیشمار آنان روی مستعمره ګران را کاملا سفید  کرده است .  باز در این وسط تنها مردم عادی هستند که از هر طرف غارت شده کشته و یا شهید می شوند. رهبران ملی ګرا مثلا  مذهبی یون  مثلا همراه با سایر رهبران در ناز و نعمت و غرق در ثروت و تجمل زندګی میکنند و پیروان آنان با جنګ و کشتار و کشت همدیګر مشغولند و یا درفقر و اعتیاد  بیکاری و بی مدرسه و بی دانشی ګرفتارند  یا باید با آفتابه دزدی و کلاهبرداری  خود را در سطح آب نګه دارند که دزدی های خرد آنان با قطع دست پا سرګردن همراه میتواند باشد .

ولی دزدیهای میلیاردی شیوخ آنان و رهبرانشان با سکوت و به به ګفتن ها همراهی میشود.  با وجود اینهمه فساد و ظلم باز طبقه هستند که ساده  لوحانه در خدمت این دزدان بیشرفت هستند وبرای دریافت مزدی ناچیز به روی سایر برادران در بند خود شمشیر می کشند؟   آنان یا ګول بهشت و جهنم را خورده اند و شست شوی مغزی شده اند تا آدمک ثروتمندان دزد باشند ویا به طمع لقمه نانی خود را به آنان فروخته اند زیرا از وحشت ګرسنګی و منزوی شدن می هراسند  زیرا میدانند که آنان قوی پنجه هستند  و میخواهند زندګی کنند و بخور نمیری داشته باشند.  در حالیکه ګروهی از مردم در نهایت راحتی و خوش ګذرانی و ثروت وتجمل و آسایش زندګی میکنند که بیشتر آنان راه های غیرقانونی و غیر انسانی فساد  دزدی این ثروتهای خونین و غیر مشروع را جمع آوری کرده اند دیګر مردمان وارث حقیقی بایست با ناراحتی کشمکش ها زندګی کنند و یا یکبار که همه قربانی دزدان عظیم شان بودند اند بایست یکبار هم طمعه دزدان خرده پا باشند که برای بقای خود مجبورند به راه دزدی وفساد پناه ببرند. قربانیان مضاعف زندګی بمراتب وحشتناکتر از اکثر قربانیانی دارند که تنها فدای حرص و آز  فرمانرویان و دیکتاتور های دزد تمامیت خواه فاسد شده اند  متاسفانه این سلسله فساد همین طور ګروهی از طبقه های دیګر را بخود جلب میکنند آنانکه که قدرت دزدیهای عظیم ندارند و به کلاهبرداری دوستان وخانواده و مردم دیګری مشغولند که به آنان اعتماد کرده اند و یاحتی برای کمک به آنان قدم پیش ګذارده اند  بدین ترتیب آنان قربانی دوباره ای هستند   زیرا یا به کمک دیګر قربانیان رفته و خود دوباره قربانی شده اند و یا به دیګران اعتماد کرده و آنان با تکیه به فساد دستګاه آنان را دوباره غارت فرموده اند و بدین ترتیب این سلسله ادامه دارد. مثالهای فراوانند و احتیاج به ذکر نیست  دیوانه ای که به عنوان نبرد با امپریالیست  به قدرت و ثروتی نامتعادل رسیده و میلیارد ها دلار در بانکهای همان بقول خودش استعمارګران ذخیره فرموده و حالا هم با توپ تانګ به جنګ ملت خود که آنان را آنچنان چاپیده است میرود  که دست التماس و کمک مردم خودش را باز بسوی کسانی داراز میکند  که مثلا او با آنان برای آزادی آنان جنګیده است؟  بابا رحمت به کفن دزد قبلی؟

ده توصيه دوستانه يک آدم افسرده

۱) مدرسه رفتن بی فایده است چون اگه باهوش باشی معلم وقت تو رو تلف میکنه، اگه خنگ باشی تو وقت معلمو. 

۲) دنبال پول دویدن بی فایده است، چون اگه بهش نرسی از بقیه بدت میاد اگه بهش برسی بقیه از تو. 

۳) عاشق شدن بی فایده است، چون یا تو دل اونو میشکنی یا اون دل تورو یا دنیا دل هردوتونو. 

۴) ازدواج کردن بی فایده است، چون قبل از 30 سالگی زوده بعد از 30 سالگی دیر. 

۵) بچه دار شدن بی فایده است، چون یا خوب از آب در میاد که از دست بقیه به عذابه یا بد از آب در میاد که بقیه از دستش به عذابن. 

۶) پیک نیک رفتن بی فایده است، چون یا بد میگذره که از همون اول حرص میخوری یا خوش میگذره که موقع برگشتن غصه میخوری. 

۷) رفاقت با دیگران بی فایده است، چون یا از تو بهترن که نمیخوان دنبالشون باشی یا ازشون بهتری که نمیخوای دنبالت باشن. 

۸) دنبال شهرت رفتن بیفایده است، چون تا مشهور نشدی باید زیر پای بقیه رو خالی کنی ولی وقتی شدی بقیه زیر پای تو رو خالی میکنن. 

۹) انقلاب کردن بی فایده است، چون یا شکست میخوری و دشمن اعدامت میکنه یا پیروز میشی و دوست اعدامت میکنه.

۱۰) ايميل فرستادن بی فایده است، چون یا خوب مینویسی که مطلبتو به اسم خودشون میفرستن و حرص میخوری یا بد مینویسی که مطلبتو نمیخونن و حرص میخوری.


Share/Save/Bookmark

more from Amir Sahameddin Ghiassi