زپرتي :
واژة روسي Zeperti به معني زنداني است و استفاده از آن يادگار زمان قزاقهاي روسي در ايران است در آن دوران هرگاه سربازي به زندان ميافتاد ديگران ميگفتند يارو زپرتي شد و اين واژه کم کم اين معني را به خود گرفت که کار و بار کسي خراب شده و اوضاعش ديگر به هم ريخته است.
هشلهف :
مردم براي بيان اين نظر که واگفت (تلفظ) برخي از واژهها يا عبارات از يک زبان بيگانه تا چه اندازه ميتواند نازيبا و نچسب باشد، جملة انگليسي (I shall have به معني من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خواندهاند تا بگويند ببينيد واگويي اين عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون ديگر اين واژة مسخره آميز را براي هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم ديگر نيز (چه فارسي و چه بيگانه) به کار ميبرند.
چُسان فسان:
از واژة روسي Cossani Fossani به معني آرايش شده و شيک پوشيده گرفته شده است.
شر و ور:
از واژة فرانسوي Charivari به معني همهمه، هياهو و سرو صدا گرفته شده است.
اسكناس:
از واژة روسي Assignatsia که خود از واژة فرانسوي Assignat به معني برگة داراي ضمانت گرفته شده است.
فکسني:
از واژة روسي Fkussni به معني بامزه گرفته شده است و به کنايه و واژگونه به معني بيخود و مزخرف به کار برده شده است.
نخاله:
يادگار سربازخانههاي قزاقهاي روسي در ايران است که به زبان روسي به آدم بي ادب و گستاخ ميگفتند Nakhal و مردم از آن براي اشاره به چيز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کردهاند.
Recently by Mohammad Ala | Comments | Date |
---|---|---|
خبر نامه ی از ایران | - | Jul 17, 2012 |
قهرمانان جهانی ایران | 3 | Jul 12, 2012 |
"تقدیم" نامه یک کتاب | 1 | Jul 08, 2012 |
Person | About | Day |
---|---|---|
نسرین ستوده: زندانی روز | Dec 04 | |
Saeed Malekpour: Prisoner of the day | Lawyer says death sentence suspended | Dec 03 |
Majid Tavakoli: Prisoner of the day | Iterview with mother | Dec 02 |
احسان نراقی: جامعه شناس و نویسنده ۱۳۰۵-۱۳۹۱ | Dec 02 | |
Nasrin Sotoudeh: Prisoner of the day | 46 days on hunger strike | Dec 01 |
Nasrin Sotoudeh: Graffiti | In Barcelona | Nov 30 |
گوهر عشقی: مادر ستار بهشتی | Nov 30 | |
Abdollah Momeni: Prisoner of the day | Activist denied leave and family visits for 1.5 years | Nov 30 |
محمد کلالی: یکی از حمله کنندگان به سفارت ایران در برلین | Nov 29 | |
Habibollah Golparipour: Prisoner of the day | Kurdish Activist on Death Row | Nov 28 |
در حفظ زبان خود بکوشیم.
Mohammad AlaWed Jun 20, 2012 12:24 AM PDT
با سپاس فراوان از همگی.
واژه
jmyt17Wed Jun 20, 2012 12:09 AM PDT
Thanks for sharing, we also have in Japanse too for exmple
1- Kuni 国 in japanse mean keshvar
2-baba ばば in Japanse mean peere zan
3-Hendone へんだね means ajeeb
Thanks Mr. Ala for sharing
by Anahid Hojjati on Tue Jun 19, 2012 06:49 PM PDTdear divaneh, you forgot to mention that british exported words such as cancel, annex, night club, topless and many other words to their language after their stay in abadan.
ریشۀ واژه ها
divanehTue Jun 19, 2012 06:14 PM PDT
چند واژه که از زبان ایرانی به زبانهای دیگر رفته.
واژه چسان فسان که در زبان روسی تبدیل شده به این واژه:
Cossani Fossani
واژه شر و ور که در زبان فرانسوی تبدیل شده به
Charivari
واژه های دیگری هم هست مثل زپرتی و هشلهف که می گذاریم برای بعداَ.
با سپاس از جناب علای گرامی. من هم مثل شیرین بر معلوماتم افزوده شد.
خیلی ممنون بر
ahang1001Tue Jun 19, 2012 01:36 PM PDT
خیلی ممنون
بر اطلاعاتم افزوده شد
Jenab-e Mohammad Ala
by All-Iranians on Tue Jun 19, 2012 10:35 AM PDTGood read. You may also like to view this
زپرتی . [ زِ پ ِ ] (ص ) (در تداول عامه ) فرسوده . کم استقامت
//www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-e78a324cb5024655b1ca6d851362f1e9-fa.html
هشلهف . [ هََ ش َ هََ ] (ص ) بی معنی . بی مصرف . پست . بد. به کارنیامدنی / : یادداشت به خط دهخدا
//www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-85c9fc22794b419cb510111aac6d82f7-fa.html
چسان فسان . [ چ ِ ف ِ ] (اِ مرکب ، از اتباع ) چاسان فاسان .در تداول عامه ، آرایش . بزک . توالت . آراستگی سر و بر. آرای گیرای در اصطلاح اهالی فیض آباد محولات بخش تربت حیدریه
//www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-c2b60c8debd847ce8512479515eec5a9-fa.html
شر و ور. [ ش ِرْ رُ وِ ] (اِ مرکب ، از اتباع ) در تداول سخنان بیهوده و بی معنی ؛ شر و ور گفتن . (یادداشت دهخدا). حرف مفت و دری وری و چرند و پرنداست . کلمه ٔ فرانسوی شریور که لفظاً به این کلمه بی شباهت نیست در زبان فرانسوی به همین معنی بکار می رود
//www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-e7498116d46a46678fc620fe4681b5fa-fa.html
اسکناس . [ اِ ک ِ ] (روسی ، اِ) (کلمه ٔ روسی شده از آسین یای ِ فرانسه ) چاو. شهروا
//www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-d63c4067e99d47cfb1b6302e092c3f93-fa.html
فکسنی . [ ف َ ک َ س َ ] (ص ) در تداول عوام ، بی ارج . ناچیز. (یادداشت دهخدا). معمولاً لوازم و اشیاء ازکارافتاده و کهنه را گویند
//www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-95583b4bbd234799b866eb74eddc433f-fa.html
نخاله . [ ن ُ ل َ / ل ِ ] (از ع ، اِ) سپوس . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ). آنچه در موبیز پس از بیختن آرد باقی ماند. پوست هر دانه ای که آدمی آن را نمی خورد... هرچه در اومغز بود آرد فروشد/ بر سرش آشوب آمده ست نخاله : ناصر خسرو
//www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-81cc50dd95df4d6db81135c8641cb3d7-fa.html
احمدینژاد از I need a job گرفته شده!
Esfand AashenaTue Jun 19, 2012 10:11 AM PDT
والله ریشهٔ این کلمات را جور دیگر یاد گرفتیم، یعنی اکثرا این کلمات از تنبلی به صورت خلاصه در آمدهاند. به این شکل:
هشلهف در اصل هشت حفره بوده.
چسان فسان در اصل چس چنین و چنان بوده.
اسکناس نوهٔ اسکندر بوده که خیلی پول دوست بوده.
شرّ و ور در اصل برو اون ور تر شعر بخون بوده.
فکستنی در اصل بستنی و فالوده مخلوط بوده.
نخاله در اصل چغاله بادوم نرسیده بوده.
در ضمن تا آنجائی که ما در فیلم My Big Fat Greek Wedding دیدیم گفتند که ریشهٔ تمامی کلمات در دنیا از زبان یونانی میاد. اون پدر عروس تجزیه تحلیل هم کرد!
Everything is sacred
Shahriar Zahedi
by Shahriar Zahedi on Tue Jun 19, 2012 09:59 AM PDTShahriar Zahedi
نخاله
Shahriar ZahediTue Jun 19, 2012 09:58 AM PDT
خیلی جالب بود. چیز یاد گرفتیم. فقط در رابطه با نخاله باید عرض کنم که که این واژه به معنی آنچه از ارد بعد از بیختن باقی میماند است، در واقع پوست هر دانه خوراکی را نخاله میگویند که غیر قابل خوردن است. در فارسی نخاله را با زباله همردیف میکنند. ناصر خسرو میگوید :هرچه در اومغز بود آرد فروشد
بر سرش آشوب آمده ست نخاله