تمامی قربانیان جامعه های دنیا بایست باهم متحد شوند


Share/Save/Bookmark

تمامی قربانیان جامعه های دنیا بایست باهم متحد شوند
by Sahameddin Ghiassi
23-Apr-2011
 

تمامی قربانیان جامعه های دنیا بایست باهم متحد شوند   هنګامیکه دانشجویی بیش نبودم  استاد ما میګفت که ګروهی از مردمان بسیار باهوش و با ثروت بنام ایلومونادیهای با دردست داشتن چهل در صد از کل ثروت دنیا دنیا را به ذوق خود میګردانند  آنان با استخدام بهترین و با هوش ترین دانشمندان و متخصان برنامه ریزیهای پردامنه و پرزمانه میکنند و مردم را عملا بصورت برده های مدرن در میآورند  آنان به نفرتهای موجود بین دینها نژادها و زبانها و ملیتها دامن میزنند و سعی دارند مکتبها و دینها و یا مشګلات جدیدی هم به آنها اضافه کنند  آنان با فروش ها سرسام آور مواد منفجره و مواد مخدر و ګرفتن بیمه های کلان توسط شرکتهای وابسته خود و موج بی تفاوتی و بی قانونی در همه دنیا حتی درولایات متحده آمریکا که ادعای حقوق بشری دارد بل بشوی عجیبی برپا کرده اند و ماهیان درشت را شکار میکنند؟  با سو استفاده از تفرقه و دانش پایین مردم  ملتهای خاورمیانه را بجان هم انداخته اند و آنان باهم سرشاخ شده اند حتی در میان دولت که مثلا بایست حامی ملت باشد و ارتش که باید از مردم دفاع کند وضع را چنان کردند که دولت با کمک ارتش با بهترین سلاحهای مدرن جنګی به کشتار ملت بی دفاع خودمیکند  شاید کاری که حتی هیتلر هم نکرد؟ 

 در لابلای ګفته ها و نوشته ها میخوانیم که از حقوق زنان دفاع میشود از حقوق کودکان و...  دفاع میګردد در صورتیکه ما همه قربانی هستیم چه زن چه مرد و چه کودک؟  تنها راه رهایی این است که مابایست همه آزاد شویم و همه از قید بندهای استعماری و استحماری رهایی پیدا کنیم وګرنه آزادی یک ګروه نه تنهاکافی نیست که موجب مشګلات بیشتری خواهد شد. مثلا در ایران جوانان ما در آرزوی عشق و دلدادګی و یا عشق همراه با سکس میسوزند در صورتیکه همتایان غربی آنان اکثر از این موهبت استفاده میکنند دختران و زنان جوان با مردان جوان رابطه های عشقی جنسی دارند بدون اینکه مرد ثروتمند و یا مسن باشد  دختران به آغوش پسران همسن سال خود میروند و با آنان به راحتی نرد عشق میبازند  در صورتیکه در خاورمیانه به غیر از استثناهایی مردان باید ثروتمند باشند و یا حداقل بتوانند مخارج زندګی یک زن را عهده دار شوند  تا بتوانند به آن زن دسترسی داشته باشند  بسیار اتفاق افتاده است که زنان حتی تاحدود بیست سال از همسر خود جوانتر هستند  ولی این مرد بدبخت است که بایست کار کند  خانه اجاره کند ماشین داشته باشد و بتواند مخارج خانم را بپردازد  زنان ودختران در پی مردانی هستند که ثروتمند و یا کارمند های پول درآری باشند تا با آنان ازدواج کنند  خوب حالا این خانم که خودش همسر مردی مسن تر از خودش شده حالا کبکش خروس میخواند و میخواهد یک بوی فرند به نوع غربی یا معشوق جوانتر از خودش حتی داشته باشد تا کمبودها جنسی خود را ارضا کند  و یا حتی از بودن با مردی جوان لذب ببرد.

تمامی کسانی که از زنان دفاع میکنند بایست بدانند که همه آنان هم فرشته هایی بی ګناه نیستند و بعضی از آنان همانند مردان عفریت عفریته هایی هستند   که به قربانی کردن دیګران روی آورده اند.   البته دختران و پسران خاورمیانه هم بایست هر دو آزاد باشند تا براحتی ورزش کنند در میدانهای بین المللی علمی و ورزشی درخشش داشته باشند و به علم دانش زندګی و رفاه آنان توجه شود.  جدا کردن پسر از دختر و زن از مرد اشتباه است و بایست این مشګل حل شود. نه دختران و نه پسران ما بایست از راههای غیر بهداشتی و غیر علمی با مسایل و مشګلات خود برخورد کنند.  بسیاری از ما علاوه بر مشګلات عمومی جامعه نظیر نداشتن آزادی ثروت و امکانات  و فساد و تمامیت خواهی  ها از مشګلات دیګری هم در عذاب هستیم  که مثلا مشګل کودکان ترک زبان است که زبان فارسی برای آنان مثل یک زبان بیګانه است  در این مورد بایست متخص ها نظر بدهند که آیا این درست است که کودکی در سن کودکی چندین زبان بیآموزد؟  درحالیکه همه میدانیم که زبان علم نیست و یاد ګرفتن اینکه به آب مثلا ما در عربی  واتر در انګلیسی و سو در ترکی میګویند هیچ دانشی به کودک اضافه نخواهد کرد  نمیدانم که این تز که کودکان بایست یک زبان بین المللی و یک زبان ملی و یک زبان محلی یاد بګیرند کاری درست است یانه؟ ولی شاید این تنها مشګل ما نباشد  مشګل ما نداشتن آزادیها است  مثلا بیشتر ما فکر میکنیم که اګر به غرب فرار کنیم ازمواهب و آزادیهای آنان میتوانیم استفاده کنیم  . 

 شاید یکی از دلایلی که دانشجویان خاورمیانه ای تقلا داشتند که به غرب بروند این بود که میتوانند براحتی در آن دیار ازدواج کنند و از زیر مخارج سنګین زناشویی در خاورمیانه فرار کنند.  زیرا فکر میکردند که دختران غربی بیشتر رفیق و دوست هستند نه موجودی که بایست کلیه مخارجشان را پرداخت تا بتوان با آنان دوست بود یا ازدواج کرد.  که بطور کلی دختران غربی هم کم بیش ترجیح میدهند که با همتای کشوری خود ازدواج کنند نه با دیګران که نه تمدن و فرهنګشان را میشناسند و نه فک فامیلشان را  البته استثنا هایی هم هست؟  خوب این تفرقه ها از کودکی تا مسنی با ما  هستند درکودکی بخاطر مثلا ترک بودن یا بهایی بودن ویا ... رشتی بودن مورد آزار قرار میګیریم  در بزرګی با مشګل ازدواج و کار دست به ګریبان هستیم  و چه در کشورهای دیکتاتوری و چه در کشورهای آزاد باز به نوعی قربانی هستیم  خانم سیاه پوستی که درجه دکتری هم داشت میګفت  که در آمریکا به او بیشترین ظلمها شده است وبرای دادخواهی بایست وکیل بګیرد و چون پول وکیل ندارد لاجرم بایست همه آن ظلم ها که به اوشده است بپذیرد  زیرا مثلا قانون راهی برایش باقی نګداشته است  در صورتیکه در زمان ګذشته اګر شخصی مورد ظلم قرار میګرفت میتوانست مثلا به بازرسی شاهنشاهی شکایت کند و یا به دفتر والاحضرتها نامه بنویسد و شاید تا اندازه ای بکارش رسیدګی میشد ولی در آمریکا این خبرها نیست وکلای مثلا خبره و ګرانقیمت دندانهایشان را تیز کرده اند تا از موجود فلک زده ای و قربانی شده ای هزاران دلار پیش بګیرند تا روی مشګل وی کار کنند  در صورتیکه در خاورمیانه با دادن رشوه ممکن است که چرخ بحرکت بیفتند.

   البته در اینکه در آمریکا راحت تر از خاورمیانه میتوان مثلا به دانشګاه رفت بحثی نیست ویا بانکها براحتی وام میدهند تا مثلا خانه بخرید  و یا ماشین بخرید ولی فراموش نکنید که اګر روزی نتوانید قسط وامها را بدهید هرچه که دارید همراه با پیش قسط ها از بین میرود و بانکها همه چیز را تصرف میکنند؟   در خاورمیانه که تورم هست بانکها وام نمی دهند و در آمریکا که تورم نیست بانکها براحتی وام های کلان میدهند  در نتیجه در هر دو موقعیت این مردم عادی هستند که غارت میشوند؟  اکنون که ملتهای خاورمیانه خیزش برداشته اند تا از دست ستمکاران دزدان و تمامیت خواهان آزاد شوند بایست همه ما باهم متحد باشیم  زیرا حتی در کشورهایی که ستم پا برجاست حتی خود ستمکار هم در امان نخواهد بود و چه بسا به دست ستمکاری دیګر به زیر کشیده شود.  متاسفانه دیکتاتوران چیزی شبیه کوران و کران و دیوانه ګان هستند و نمی توانند ببینند که ظلم و ستم حتی ممکن است که ریشه خودشان را هم بسوزاند.  با اتحاد و دوستی و احترام به باورهای هم و به زبانهای هم و به ملیتهای هم شاید بتوانیم از این اختاپوس راحت شویم  زیرا آنانی که بر دنیا حکومت میکنند طالب این تفرقه و این نفرت ها هستند تا بتوانند استفاده کرده وسایل جنګی و مخدر خودرابفروش برسانند اګر توجه کنیم که سود مواد مخدر از سود مواد نفتی بیشتر است و یا یک بمب یک میلیون دلار ارزش دارد در آنوقت معلوم می شود که چرا شرکتهای بزرګ در پی بلوا اغتشاش و شلوغی ها هستند تا بتوانند خوب وسایل خود را بفروشند  ګویا فروش و سود مواد منفجره و جنګی به تنهایی از سود سایر اقلام بیشتر است و کسانی نظیر بن لادن عملا برای جنګها بازار یابی کرده اند؟  هدف بایست یک اتحاد باشد  اتحاد بین همه قربانیان که متاسفانه با هم متحد نیستند  زن مرد  و همه اقلیتهای و دینها و ملتهای در بند  و نژادهای ساختګی  ودوستی و مهر بین همه قربانیان قدرت  و تمامیت طلبی ها و فساد ها و ګروه بندیها تا ماهم در برابر غارتګران بزرګ یک قدرت باشیم  و باهم متحد باشیم و برای منافع ملی و عمومی خودمان کوشش کنیم.  

 

می دانید چرا پشت سر مسافر آب بر زمین می ریزند؟
هرمزان در سمت فرمانداري خوزستان انجام وظيفه مي‌كرد. هرمزان كه يكي از فرمانداران جنگ قادسيّه بود. بعد از نبردی در شهر شوشتر در نتيجه خيانت يك نفر با وضعی نااميد كننده روبرو شد، نخست در قلعه‌اي پناه گرفت و به ابوموسي اشعري، فرمانده عربها آگاهي داد كه هر گاه او را امان دهد، خود را تسليم وي خواهد كرد. ابوموسي اشعري نيز موافقت كرد از كشتن او بگذرد و ويرا به مدينه نزد عمربن الخطاب بفرستد تا خليفه درباره او تصميم بگيرد. با اين وجود، ابوموسي اشعري دستور داد، تمام 900 نفر سربازان هرمزان را كه در آن قلعه اسير شده بودند، گردن بزنند. (البلاذري، فتوح البُلدان، به تصحيح دكتر صلاح‌الديّن المُنَجَّذ (قاهره: 1956)، صفحه 468)
پس از اينكه عربها هرمزان را وارد مدينه كردند، ... لباس رسمي هرمزان را كه ردائي از ديباي زربفت بود كه تازيها تا آن زمان به چشم نديده بودند، به او پوشاندند و تاج جواهرنشان او را كه «آذين» نام داشت بر سرش گذاشتند و ويرا به مسجدي كه عمر در آن خفته بود، بردند تا عمر تكليف هرمزان را تعيين سازد. عمر در گوشه‌اي از مسجد خفته و تازيانه‌اي زير سر خود گذاشته بود. هرمزان، پس از ورود به مسجد، نگاهي به اطراف انداخت و پرسش كرد: «پس اميرالمؤمنين كجاست؟» تازيهاي نگهبان به عمر اشاره‌اي كردند و پاسخ دادند: «مگر نمي‌بيني، آن اميرالمؤمنين است.»
... سپس عمر از خواب برخاست. عمر نخست كمي با هرمزان گفتگو كرد و سپس فرمان داد، او را بكشند.
هرمزان درخواست كرد، پيش از كشته شدن به او كمي آب آشاميدني بدهند. عمر با درخواست هرمزان موافقت كرد و هنگامي كه ظرف آب را به دست هرمزان دادند، او در آشاميدن آب درنگ كرد. عمر سبب اين كار را پرسش نمود. هرمزان پاسخ داد، بيم دارد، در هنگام نوشيدن آب، او را بكشند. عمر قول داد تا آن آب را ننوشد، كشته نخواهد شد. پس از اينكه هرمزان از عمر اين قول را گرفت، آب را بر زمين ريخت. عمر نيز ناچار به قول خود وفا كرد و از كشتن او درگذشت. این باعث بوجود آمدن فلسفه ای شد که با ریختن آب بر زمین، یعنی زندگی دوباره به شخصی داده می شود تا مسافر برود و سالم بماند


Share/Save/Bookmark

more from Sahameddin Ghiassi