by shafagh

I became a Baha'i in 1974, spent six years overseas pioneering in the Falkland Islands and Africa before returning to the U.S. From 1983 I was essentially an isolated believer in Northern Nevada, and it took a long time for fundamentalism, IPG and the "New Culture" in the Baha'i Faith to catch up with me. During all the years since 1974 a number of questions and problems with the Faith and my experience in it and life began to come up but I dealt with them in a way that allowed me to remain a Baha'i. But when I was finally pushed into a corner by fundamentalism in the Faith, all these questions came up demanding to be answered and I realized that there was nowhere in the Baha'i Faith that I could exist any more. In 2007 I began moving out of it and seeking another spiritual path that I could be in harmony with. I found, once I was outside the Faith, that God was a lot bigger, kinder and more accepting than I had ever thought as a Baha'i and that it was the intent of the heart that mattered.

I don't believe this Divine Springtime that is so obviously taking place in the world can be contained in any one Faith, set of beliefs or organization. That includes the Baha'i Faith, even if it does reform itself and become more liberal. In my opinion, a multitude of spiritual paths exist because each of them has something unique to say about the Divine, and provides some insight that the others don't, or don't do as well. People are a diverse bunch; there is no way that everyone will find the Baha'i Faith an attractive avenue to God at any time in the future. To me Unity in Diversity means that we realize that all efforts to reach God will work and contribute something to the spiritual life of the planet.

I agree that the Faith has painted itself into a corner. But it seems to me that in large part this has been a natural consequence of trying to implement what Abdu'l Baha considered important. Teaching was one of these - Tablets of the Divine Plan, "If the teaching work is not carried out, all support will be cut off." Another is the central idea that the Baha'i Faith is the revelation for this Day, and that all other spiritual paths are darkened horizons. This has led to many bad fruits, such as separating the world into Baha'i and non Baha'i, an attitude of arrogance toward non believers, and a parochial, restricted outlook on the world. Because teaching was given such emphasis, it has steadily grown and swallowed up the Faith to where it is not a spiritual path any more, but mainly a machine whose sole aim is to gain new converts.

There are so many things I could say, but I won't here, at least not in this letter. I don't know if the Faith will reform itself or not, but I wouldn't count it out just yet. Christianity has a dismal 2000 year history of making all the mistakes that the Faith is trying out now, and has nevertheless been very successful and shows no sign of going away any time soon.

regards to all,



Recently by shafaghCommentsDate
Are Baha'is thinking of man as sheep?
Oct 30, 2010
Oct 28, 2010
more from shafagh

stop deluding yourself with the opium of the masses

by Roozbeh_Gilani on

Your religion, just like others: islam, christanity, judism, is based on superstition, and lack of scientific  thinking and reasoning,  Period.

Go believe in something real and tangible. Something you can do to make the world a better place for all to live instead of all this divicive mumble jumble.


"Personal business must yield to collective interest."


اظهارات حجت الاسلام کوثری در مورد بهائیان و فیلتر جمهوری اسلامی


 اظهارات حجت الاسلام کوثری در مورد بهائیان : هشدار به تمام هموطنان ايراني«بهائيان

150 سال است که قصد دارند احکام شرعي اسلام را

ملغي سازند و قدرت را براي هميشه از دست علماي اعلام بگيرند»

«بهائيان دشمنان سرسخت اصل و پايه فلسفه نظم ولائي هستند»

آخرين اظهار نظر حجت الاسلام کوثري درباره فرقه ضالّه

سخني در تأييد بعضي از مطالب جزوه «چهره واقعي بهائيّت»

بسم الله الرّحمن الرّحيم. السّلام علي محمّد عبد الله و رسوله و علي آله الطاهرين المعصومين کلّهم اجمعين. و به نستعين.

اما بعد: در جزوه يک صفحه اي که اخيراً در اينترنت پخش شده ادّعا مي شود که «فلسفه وجودي بهائيت منحرف کردن مسلمانان از مسير اصلي» است و توسط بهائيت «هرچه دين اسلام به آن اعتقاد دارد بي ارزش جلوه داده شده» و طبق اعتقاد بهائيان «با ظهور باب و بهاء شريعت اسلام الغا گرديده و دوره رسالت محمد مصطفي (ص) سپري شده است».

سپس در آن جزوه به چند مورد از تعاليم بهائيان اشاره مي شود که همه دالّ بر منسوخ دانستن احکام شريعت انور دين مبين اسلام مي باشند. اين موارد عبارتند از: ادّعاي ميرزا حسين علي بهاء که نماينده مطلق خدا است, نسخ شريعت محمدي, منع دخالت در سياست و نهي از قيام بر عليه نظام ظلم و جور, وضع تقويم جديد با 19 ماه, تفاوت احکام روزه و نماز و حجّ بهائيان با احکام شرعي دين مبين اسلام (منجمله تغيير قبله و احکام وضوء و منع از نماز دست جمعي), اختلاف احکام زناشوئي بهائيان با شريعت مبين اسلام و لغو احکام نجاست.

از آنجائي که در جزوه نام برده فقط به اختصار سخن رفته و از طرفي ديگر آگاهي مردم ايران و کلّ امّت مسلمين در سر تا سر جهان بر انحراف بهائيان از راه راست و صراط مستقيم لازم و ضروري است, بنا برين در زير به مواردي ديگر از تعاليم آن فرقه ضالّه اشاره مي شود که في الواقع هر کدام تنها به حقّ خود دليل کافي شافي بر جدائي آنها از دين شريف اسلام و شريعت مبين محمدي (ص) و تضادّ با روايات معصومان مطهّران (ع) مي باشد.

1 – در احکام نماز نه تنها اداي نماز دست جمعي منع گرديده و نماز ديگري به جاي نماز اسلام گزارده شده است, بلکه صعود علماي اعلام و پيشنمازان بر منبر نيز حرام گرديده و بنابرين خواندن خطبه ممکن نيست. با اين حکم مردم بي سواد از هدايت رهبران رشيد و دانا محروم گشته, نهايتاً به گمراهي و ضلالت کشيده مي شوند و به «بئس المئوي و بئس المصير» راجع خواهند شد.

2 – صدور فتواي قتل و تکفير حرام گشته است. بنابرين اگر کسي ادّعائي بي اساس نمايد يا بر عليه نظام اسلامي قيام نمايد يا علماي اعلام را مورد طعن و سبّ و لعن قرار دهد و يا در شريعت دين شريف اسلام تصرّفاتي نمايد و به بدعت گذاري بپردازد و بدين سبب ايجاد فتنه و فساد نمايد, ديگر نمي توان او را به سزاي عملش رساند و با صدور فتوي توسّط علماي اعلام و راعيان اغنام به دار البوارش فرستاد. اين حکم باعث سستي سلطه روحانيون در حفظ و حمايت امّت مسلمين و تمييز بين حقّ و باطل خواهد گشت.

3 – علاوه بر منع فتواي قتل و تکفير, بهائيان برگشت از دينشان را مجاز مي دانند و مرتدّ را به قتل نميرسانند. حتّي در بعضي از موارد که شخص مرتدّ به مخالفت و دشمني شديد پردخته با سستي و بي غيرتانه نسبت به او عمل نموده اند و حدّ اکثر او را «ناقض عهد» ناميده ترک معاشرت با او نموده اند. و حال آنکه چنين رفتاري موجب خلل در افکار عمومي مي گردد و اصل و پايه اعتقادات عوامّ کالاغنام را در خطر مي اندازد. بنابرين طبق ده ها روايت متواتر از معصومان (ع) و صحابه رسول اکرم (ره) به دلالت «من بّدل دينه فاقتلوه البتّة» جزاي مرتدّ قتل است, و همه مذاهب امّت اسلامي در اين مورد متّفق الرأي مي باشند.

4 – بهائيان مانند بعضي از منافقين و «اصلاح طلبان» مي گويند که در شريعت انور اسلام احکامي «خشن» و «وحشي» موجود است و بنابرين با قطع کردن دست دزد و صليب زدن و بريدن دست و پا و سنگسار کردن و گردن زدن موافق نيستند. به اعتقاد آنها مثلاً اگر دزدي دو بار تنبيه شده ولي باز دزدي نمايد کافي است که او را از شهر بيرون کنند و يا علامتي بر روي پيشاني اش بگذارند تا سارق بودنش معلوم گردد. و حال آنکه اين مخالف احکام شريعت دين مبين اسلام مي باشد که طبق دستورات شارع اقدس بريدن دست هر دزد واجب است و همچنين طبق آيه 33 سوره مبارکه مائده صليب کشيدن و بريدن دست و پاي محاربين با خدا و پيامبر ضروري است تا سبب تنبّه اراذل و اوباش گردد.

5 – بهائيان احکامي مانند شلاق و تعزير را «شکنجه» و غير قانوني مي نامند و با اشاره به «حقوق بشر» که لفظي بي محتوي و خلاف اسلام است, مانع جلوگيري از فتنه و فساد مي شوند تا اشاعه فحشاء نموده امّت عفيف و معصوم مسلمين را از راه راست منحرف کنند.

6 – بهائيان با اعلام صلح و دوستي و معاشرت با همه ملل و مذاهب صرف نظر از دين و ايمان و اعتقاد افراد, حکم قِتال و جهاد را لغو مي دانند و تعبير معنوي از جهاد ارائه مي دهند. و حال آنکه ده ها آيه در قرآن کريم نازل شده مانند آيه 191 از سوره بقره «فاقتلوهم حيثما ثقفتموهم» و آيه 39 از سوره الانفال «قاتلوهم حتي لا تکون فتنة و يکون الدين کله لله» و همانطور روايت متواتر از نبي اعظم (ص) «اُمرتُ ان اقاتل الناسَ حتّي يقولوا ان لا اله الاّ الله» دالّ بر آن که دين مبين اسلام بايد با قدرت شمشير و سفک دمّ مشرکان ريختن خون کافران بر ساير مذاهب غالب گردد. البته بسي واضح و مبرهن است که هدف بهائيان از تعبير معنوي از جهاد و منع از خشونت نسبت به منافقان و قتل عامّ کفّار, کاستن از قدرت امّت اسلام و گرفتن غيرت مسلمين است, لا غير.

7 – حسين علي بهاء مي گويد که چيزي نجس نيست و بايد با پيروان همه اديان و مذاهب معاشرت نمود. از اين گذشته آن مرد سعي نموده که با تأکيد بيش از حدّ بر نظافت و تميزي و با دستور شستن دست و پا و حمام کردن, توجّه مؤمنين را از اصل مهمّ قرآني «انّما المشرکون نجس» و از صدها روايت صحيح و متواتر معصومان و رساله هاي بي شمار علماي اعلام و بزرگان اسلاف در باره نجاست ذاتي کفّارِ سنّي , يهودي و عيسوي و زرتشتي منحرف سازد تا مرز بين پيروان فرقه ناجيه و  کفار باغيه برداشته خلل در نظام اسلامي ايجاد کرده نهايتاً منجر به عدم تمييز بين حقّ و باطل و هرج و مرج گردد.

8 – بهاء اجازه داده که پيروان خود با پيروان همه اديان ازدواج کنند و هر نوع محدوديت در اين باره را لغو کرده. ولي در اسلام ازدواج با کفار محدود به موارد خاص است و زن مسلمان هرگز نمي تواند با کافر ازدواج کند. و اين بدين سبب است که مبادا نعوذ بالله دست کافر نجسي دوشيزگان عفيف مسلمين و ناموس پاک مؤمنين را لمس کند.

9 - به همين نحو بچه هاي بهائي نيز در انتخاب دين و مذهب خود آزادند.در صورتي که طبق روايات متواتر, اسلام دين فطرت است و اگر طفلي از پدر و مادر مسلمان زاده شود اکيداً مسلمان محسوب مي شود و اگر در سنّ بلوغ بخواهد تغيير مذهب بدهد و نسبت به اين نعمت الهي که مسلمان زاده شده, ناسپاسگزاري به جا آورد, حکم ارتداد وي ثابت مي گردد و فرض عين و وظيفه همه مسلمين است که او را به سزاي آن عمل شنيعش برسانند.

10 – بهائيان گاهي مدعي مي شوند که زن و مرد داراي حقوق مساوي هستند و اين با موارد متعدّد شريعت انور دين شريف اسلام در تضادّ است. مسلّماً زنها داراي قدرت بدني و نيز هوش و عقل کمتري مي باشند. در عين حال احساساتي هستند و غريزه جنسيشان به مراتب شديدتر مي باشد و تمايل بيش از حدّ به گناه و فساد دارند. بنابرين طبق آيه شريفه «الرجال قوامون علي النساء» نياز به قيّم و کفيل دارند و با آزادي بي قيد و حدود به فحشا کشيده مي شوند. به همين دليل شارع اقدس حکم حجاب و چادر را نازل فرموده تا جلو گيري از فساد اخلاقي شود و خانم ها عفت و عصمت خود را حفظ نمايند و به ناموس مسلمين محفوظ بماند. ولي بهائيان حکم حجاب را منسوخ مي دانند و به خانم ها اجازه شرکت در جلسات عمومي مي دهند و حتي با ايشان مشورت هم مي کنند و براي شرايط محرم و غير محرم هيچ اهميتي قائل نيستند!

11 – بهائيان گويا معتقدند که دخترها را بايد به مدرسه و دانشگاه فرستاد و حقّ انتخاب همسر نيز با خودشان باشد. حتي به زنها حق رأي و انتخاب در محاقلشان هم مي دهند. البته براي هر شخص عاقل و عارفي بسي واضح و مبرهن است که با همين مشارکت زنان در روابط عمومي و اداريِ يک مذهب, تخم فساد و کساد آن کاشته شده است.مسلماً چنين اعتقادي سبب خلل در نظام اجتماعي خواهد شد و زنان را به بي شرمي و بي حيائي تحريک نموده آنها را از اطاعت شوهران و پدران و برادران خود باز ميدارد.

12 – در همين منوال است که بهاء سنّ بلوغ دوشيزگان را پانزده سالگي تعيين کرده و مدعي است که قبل از آن نبايد آنها را به نکاح در آورد (و تازه آن هم فقط با اراده خود دختر!) در صورتي که طبق امر شارع مقدّس اسلام و مطابق سنت اسلاف مؤمنين و سيره عقلاء و طبق رفتار «أسوة حسنه» و الگوي کامل مسلمين حضرت محمد مصطفي (ص), سنّ بلوغ دختر نه سالگي مي باشد. هدف بهائيان از اين امر بي خردانه و غير انساني اين است که دختر وقتي به سنّ معيني مي رسد اگر زير سلطه شوهر خود قرار نگيرد به عصيان و لجام گسيختگي کشيده مي شود و دست از اطاعت پدر خود و خداوند متعال هر دو برداشته مرتکب فسق و فجور خواهد شد. بنابرين ازدواج هرچه زودتر بهترين حفظ و حمايت از براي عصمت و عفّت آنها و ناموس مؤمنين صالحين است.

13– در بهائيت جزاي زنا و فحشاء پرداخت مبلغي طلا تعيين شده است و از اين گذشته عذاب شخص زاني به خداوند در آخرت محوّل گشته. در صورتي که در کتاب خدا قرآن مجيد حدّ زنا به 80 ضربه شلاق در ملاء عامّ تعيين گرديده و در روايات متواتر صحيح طبق رأي متفق همه مذاهب و مکاتب براي زناي محصنه حکم سنگسار وضع شده است.. پس بنابرين جزاي زنا بايد دنيوي باشد و اگر کسي قرار باشد با پرداخت مبلغي پول بخواهد قريزه جنسي خود ارضاء نمايد بايد از طريق شرعي يعني مطعه و صيغه و زواج المِسيَر اقدام نمايد تا از اين ثواب محروم نگشته مبلغي نيز نصيب راعيان شريعت مبين اسلام شود تا علماي اعلام صرف مساکين و يتيمان و امور مسلمين نمايند و جهت هدايت ملل کافره به دين مبين اسلام مصروف بدارند.

14 – بهاءالله برده داري را ممنوع کرده و حال آنکه در فقه مبارک دين مبين اسلام  و در کلام الله مجيد بارها و بارها به لزوم و شرايط برده داري براي حفظ نظام و سلطه اسلام تأکيد گرديده و صدها حکم شرعي در ارتباط با ديّه و نکاح و معامله و ... تعيين گرديده. پس وظيفه اين احکام چه مي شود؟ آيا بايد گفت که اين علماي اعلام و خادمين اسلام و خدمت گذاران امت مسلمين و پايه گذاران فرهنگ واقعي ايران نعوذ بالله حرف بي هوده زده اند؟ سبحان الله! ربّ اللهمّ. لا تجمع بيننا و بين هؤلاء الملحدين المشرکين يوم الحشر ابداً.

15 – بهائيان اعمال شنيعه فاسده مفسده را مانند موسيقي و رقص و شعر به زعم خود «هنر برجسته» مي نامند و از طريق آن ترويج فسق و فجور مي نمايند. دين مبين اسلام اين اعمال را منع کرده زيرا نهايتاً منجر به لجام گسيختگي مي شود و مانند «نارُ جحيم و ماءٌ حميم» نوع بشر را از درون خود به عاقبت وخيم و خسران مبين مي کشد.

16 – بهائيان پوشيدن لباس ابريشم و مصرف طلا و نقره را بر خلاف شارع اقدس اسلام حلال مي دانند.

17 - بهائيان مي گويند که بايد از حکومت اطاعت کرد و تغيير اجتماعي از طريق تعليم و تربيت است, نه انقلاب مسلّح و ترور کردن افراد. و مجاز نمي دانند بر عليه حکومت ظالم قيام مسلّحانه کرد. و حال آنکه در دين مبين اسلام قيام بر عليه طاغوت و پادشاهان جور وظيفه هر مسلمان است تا احکام اسلام توسعه يابد و غالب و قاهر گردد. بهايان بي چاره مفلوک گويا دوچار سؤ تفاهمي قرار گرفته اند زيرا اطاعت بي شرط و قيد فقط از مقام معظم رهبري و حکومت اسلامي واجب است. و هر نوع مخالفت با آن به هر نحو که باشد به مثابه ضربه به نظم الهي و تضعيف سلطه اسلامي و توهين به اعتقادات مردم مي باشد و کساني را که ايجاد شورش مي کنند بايد في الفور اعدام نمود. ولي اين اصل ابداً به دوتلهاي ظالم و نظمهاي فاسد تعلق نمي گيرد..

18 – بهائيان اعتقاد به وجود امام دوازدهم محمد بن حسن عسکري (عج) که بيش از هزار سال است در غيبت به سر ميبرد و با شمشيري برّان ظاهر خواهد شد تا سيلي از خون کافران راه بياندازد و فرقه ناجيه را بر ساير ملل و مذاهب کافره باغيه ضالهّ پيروز سازد, - نعوذ بالله – خرافات مي نامند و مانند سنّي ها مي گويند که اصلاً امام يازدهم (ص) پسري نداشته و او را «قائم موهوم» مي خوانند.

19 – از همه مهمتر بهاءالله با اعلام اين که به زعم خود قدرت از پادشاهان و از روحانيون گرفته و به دست ملت داده خواهد شد, کاملاّ منکر مشروعيت ولايت علماي اعلام بر انام کالاغنام شده و ضربه اي به ارکان نظام الهي که مبني بر اجتهاد روحانيون و فقها و تقليد عوامّ جهلاء مي باشد, وارد ساخته. بنابرين مخالفت هر مسلمان مطيع غيور و مخصوصاً هر روحاني عالم صالح با اين فرقه ضالّه مُضله اکيداً واجب مي باشد.


حجّة الاسلام عبدالکريم کوثري, نجف الاشرف

 منبع   اظهارات حجت الاسلام کوثری و فیلتر جمهوری اسلامی



Hujjatul Islam Abdul Kareem Qausari (Iraq) – View on The Bahai Faith

Posted on October 30, 2008 by mbasheer

The respected Hujjatul Islam, Abdul Kareen Qausari, who hails from Najaf, Iraq has the following view on The Bahai Faith. The Persian text of this fatwa is sourced from:


تقدیم به دوستان بهائی ستیز

لطفا برای منبع 

اظهارات حجت الاسلام کوثری در مورد بهائیان


از لینک بالا استفاده نمایید

که متا سفانه فیلتر شده است


این وبلاگ به دستور کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه مسدود شده است

جهت اطلاع از دلایل مسدود سازی و رفع آن لطفاً با ایمیل  filter@dci.irتماس بگیرید

Sahameddin Ghiassi

همه ادیان بایست زیر یک چتر بروند و آن انسانیت و دوستی و عشق است

Sahameddin Ghiassi

اګر دینها برای دوستی محبت و عشق بوجود آمده اند : منتهی عده ای شیاد و شارلاتان از آن سو استفاده میکنند و ثروت و قدرت بدست میآورند. اګر هم دنیها به زیر چتر انسانیت و عشق بروند شاید مشګل حل شود   ما مشګلهای زیادتری داریم  هرکس اګر در  دین خود خوب باشد شاید مشګل حل شود شاید کتاب ناتان عاقل اثر لسینګ نویسنده آلمانی بتواند راهګشای خوبی باشد  و باز این شعر که این همه جنګ و جدل حاصل ګوته نظری و تمامیت خواهی است  که میخواهند از دین استفاده های میلیارد دلاری ببرند  اګر دورن پاک کنی حرم دیر یکی کعبه و بت خانه یکی است  بیایید بجای فرعیات به اصل برسیم که دین برای خوشبختی و سعادت مردم آمده است  نه برای کینه توزی و کشت کشتار ها و آزار و اذیت کردنها

 جنګ هفتاد دوملت همه عذر است و.... چون حقیقت نیافتند  ره افسانه زدند 


take it easy nadeem Khan and others

by iamfine on

The more you get into religion the more confused you get. Just be happy and let nature and your brain do the job.

nadeem khan

Waters, I am sorry

by nadeem khan on

I did not read your lengthy rantings.

Have you seen this dear

Are these sects of Baha'is created by Islamic Regime ?

You guys are really confused people.

If a Baha'i in Iran has Digestion Problem, then the agents of IR are behind it.

The ITC and UHJ are doing good Tarbiyat of you people.


IR hooligans or Hojjattiye

by Waters on

Nadid khan azize baradar,

with followers like yourself there isnot much to investigate except how to keep safe from violent blind followers who have only understood one thing from the book that is PARAnoia. Your fear of letting things slip into the bygone era that they belong to is understood but not justified or rational.

Islam is weary of followers like you and tabagh. 

Making a list of a few disgruntled employees, who are free to express their dissatisfaction without LOOSING their head, how simple minded are you? Over 1 billion Sunnis laugh at your version of Islam and there are plenty of those who have left Islam and live in fear or cant leave without loosing their neck and now you play shemr or yazid game here! This is exactly what like of you did to Ali some 14 centuries ago. Not to mention the Shia practically did not exist in any significant ways or influence for the 1st 1000 years of Islam. 1400 years has passed and you still havent learned how to talk without violence, fear and hate mongering or antagonism.

Thats why they are trying to teach you peace, so you dont hurt yourself and others the way you have for centuries and especially the past 30 years. If your ways were worthy of consideration you would be doing good in this world, bringing peace and prosperity to your people, but you are not up to that.

I have read the book, seen the play, lived in your neighborhood and witnessed the result, do you need me to publish the result of my investigation or you can read the news!

khoda shafat bedeh agha, bara khodet yekhoodeh do-a kon baghyeh pishkesh







Dear Mr Farahmand...

by faryarm on

As you say "Bahaullah, Mohammad, Jesus, Moses. They all were ordinarily people, just like you and me", however their knowledge and vision of the future was not "ordinary" as it was neither acquired or learnt at school......rather it was given to them by God. 

The best proof of this statement in the case of Baha'u'llah are his authentic writings, that have so clearly not only foreseen the extarorinary challenges faced by humanity today, but provided the prescription for its betterment.

One challenge being, the ability to search the facts for oneself and not through another person's eyes; to distinguish between Religion and dogma.





Thank you for the help prove an earlier point.

by faryarm on


Thank you for the list...

No agents in this list, However You have inadvertently proven an earlier point..

That not only have you made it your job to try and create divisions amongst Bahais, but have managed to illustrate my point.

In your list, the Ones that are no longer alive, died as broken, frustrated old men, having achieved absolutely nothing.

The ones living will with absolute certainty follow suit.

All critics are not agents of the IR, but The IR and its agents are at a critical juncture, trying desperately to somehow do what their predecessors, have failed to do in the last 150 years; that is to eliminate the progressive influence of the Bahai Faith.

Perhaps instead of wasting your time making lists, use the time wisely and study the history without hate or prejudice to realize the foolishness of the egos behind every single one of these characters and their eventual utter failure.



by iamfine on

All religions will be eliminated in the near future. The way technology is going forward, we will be able to understand the universe, the origin of universe, how it was created, life, ....

Forget about Bahaullah, Mohammad, Jesus, Moses. They all were ordinarily people, just like you and me. May be a little smarter.

May the wind of universe be with you

Sahameddin Ghiassi

Dear Nadeem Khan

by Sahameddin Ghiassi on

I was a university instructor in Iran, and I helped one of my Moslem friends, he robbed me and because he did not want to pay his loan bacl to me, he wrote to the government that I am Bahai and I want to use my position as a professor at the university to influence innocent Moslem children and will change their religion, his children were my students and they showed a lot of love and respect to me. I was sent out of university, because I did not want to write bad words against the Bahai.  I trusted my Bahai family, because they showed a lot of love to me, but they did the same to me. I must hate both of them, but I am not and I wish there was a love and unity and understanding between them and so our society will not be destroyed by this hate and get a lot of victims like me.

Mona Tahiri

this picture is offensive

by Mona Tahiri on

please remove this.

We bahais do not hate anyone. We love everybody be they Orthodox Bahais, Azalis or Covenant Breakers. We are only ordered to be away from them because of their beliefs which is harmful.

nadeem khan


by nadeem khan on

You are a very innocent person. I will pray for you.

You are talking about love and hate. Please read this



If your religion is religion of Love then why hate 'Covenant Breakers'? How their breath is Poisonous?

nadeem khan


by nadeem khan on

Mason Remey was also an IR Agent

Negar Baha'i Amsalem is also an agent of IR residing in Holy Land

Wahid Azal is also an Agent

Fredrick Gleysher is also an IR agent residing in US

Jacques Soghomonian is an Agent of IR residing in France

Donald Harvey was an Agent

Joel Marangela is an Agent of IR in Australia

Neal Chase is an Agent of IR in US of A

Ruth White was an Agent of IR

Jamshed Mani was an Agent of IR

Ahmed Sohrab was an agent of IR

All the critics of Baha'ism are agents of IR

nadeem khan

Wahid Azal was right

by nadeem khan on

Sahameddin Ghiassi

Dear Faryarm

by Sahameddin Ghiassi on

Do not be upset about the people who like to say bad words and paint bad pictures. If there is a God and He is powerful, he will punish them, because they insult His Prophets. My ground father was a Babi and later he was a Bahai, he said there was a man on the corner of Bazaar and as long as he sees me, he started to say bad words about Bahais and Babis leaders or prophets, and he continued if there is truth prophets, the God should make me blind in both eyes. Later my grand father told me, that he was blind in both eyes and now I did not want to mention him his asking the God, but I said to him Hello Mr. Hajji Agha. It could be also a coincident and he could be blind any how, but he wished if the Bab and Bahaullah are truth prophets, his eyes should be blind. He could ask for a positive thing and not for a negative reward.   If something is right, it will show its at least with the time. But generally it is better that we work with love and unity and solve the existing problems together, which we have now. The religions came for love and unity and not for hate and disunity. We have much more important problems that we should solve together, such work and minimum life and education for everybody.  The important matters are ignored and we just discuss about the Farieyat?


Sen You may be right...

by faryarm on

This blog is without a doubt part of a new organized effort by the regime in Tehran in its new external war in cyber space.


Agents of False Perception.

by faryarm on

Nadeem are an agent false Perception against Reality.

It has become increasingly obvious, both here and other sites  how the Islamic Republic and its agents in a new external cyber campaign are trying to make a MOUNTAiN out of a speck in trying to cause division and dissension in the Bahai Faith, by attacking its institutions.

Look at the history of the last 150 years and the futile efforts of foolish mortals, from kings and rulers (The Qajars and The Ottoman Sultans)  down to ordinary men whose frustrated efforts to eliminate the Cause of Baha'u'llah have done nothing but to strengthen the faith of Bahais against Tyranny, enough to allow them to become admired examples of a peaceful and steadfast  faith.

Your foolish efforts will continue to have an opposite effect and cause people to take notice;as we witness in the amazing rise of interest in Iran, which has caused your frightened paymasters to step up their anti Bahai campaign of arrests, imprisonment, destruction of cemeteries, etc etc.

These campaigns of lies and deceit have all failed and ended up in The Dustbin/Trash Can of history.

AS for the present, may I suggest that you adopt a more proactive approach for your future employment, since it seems , sooner or later your days as an agent of False perception and propaganda against Bahais is numbered.



nadeem khan

Who H Baha'is or O Baha'is?

by nadeem khan on

Regarding whom you are talking? And both of them are the believers of Baha'Õ'llah not Allah.

What is the official stand of the Baha'i community on the torturing of innocent prisoners of Guantanamo Bay? Where is the statement of Baha'i office of UN condemning the torturing of many Innocents of Guantanamo Bay?

Are their capturers Christians or do they have anything to do with Christianity?

And this is for you waters...

You need to investigate the truth 'independently'



ghataloo fe sabillalaah

by Waters on

Peace machine vs the killing machine.

They got their own religion wrong, how can they get anything right!?  

Their antagonism is inspired by the Devil not Allah. They are driven by fear and envy and live in Allah's hell of abandonment.



nadeem khan

It was a converting machine

by nadeem khan on

Now that they are divided into so many sects. Their impact is diminishing. The new religion that came to unite the mankind, erase prejudices, remove differences is itself engaged in registering its symbols as Company Trademarks and dragging its followers to courts and accusing each others as Covenant Breakers and shunning one another.

See this video :


Sen McGlinn

shameless picture

by Sen McGlinn on

Robin appears to be a real person, with sincere objections to the present state of the Bahai Faith, and still with some hope for its future. The image is not made by her, but by someone who joined 2 days ago, and has picked up Robin's posting from a Bahai discussion group somewhere, just to add some text to his anti-semitic and anti-Bahai picture. Any one of us could be the victim of the same shameless trick.


I am sure Robin would be really upset about it, and could perhaps lodge a complaint and get the picture removed. It should not be too hard to find him or her, by asking the Bahais of the Falkland Islands for a contact.


What I can do, is keep my arm
from bringing others any harm.
How can I give the enviers ease?
They are themselves their own disease.
(Sa'di, Gulestan 1:5)



Regretfully, The shameless picture gives you away..

by faryarm on

Regretfully, The shameless image composite, destroys any credibility you are trying to create, as it  gives you away..even if you were trying to appear sincere in  expressing deep feelings.

No person of integrity, Bahai , past or present would ever succumb to such defacement and use of baseless propaganda images and notions commonly used by Anti Bahai campaigns of the Islamic Republic to discredit the Bahai faith and its  targeted institutions.