باران اسیدی مصیبت سطح آهگی صخرۀ توانم را چنان فرسانده بود که انشعاب ترکهایش همچون استخوان های اندامی نحیف نمایان بود. هر شیاری در عمق به حفره ای ژرف می رسید که "تهی" را در آغوش فراخش جای می داد.
بذر نوری بودی که در شوره زار دل، زیر سایه تاریک سنگی رویید. نگاهت پیمانه، پیمانه عطش ممتد نیازم را سیراب کرد و لمس سرور دستانت به شاخه یخ کرده روحم گرما بخشید. با ظهورت کینه، بهانۀ آشتی گرفت، چاه تلاش به آب حیات رسید، رودبار خوشبختی در جانم جریان یافت و لالایی آرامش را مکرر زیر گوش جوانه شیدایی زمزمه کرد.
سالها گذاشت و مزرعه نور به گُُل نشست. منشوری از قرمز و زرد بر مخمل سبزی، سردی خاک را شکست. گمان کردیم که رُسته بودیم و شکفتن را از هیچ ساخته بودیم. غرق مستی ِ خلق گنجینمان، دور از چشم اغیار هر چه زندگی بود، ما زیسته بودیم. گردبادی وزید و فراموشی بیباکی پیشه شد. دور رنگین کمان گلها را حصاری زدیم و تاریکی شیوه شد. عاقبت آفت مصلحت اندیشی آغاز نیستیی ِاین یگانه هستیِ ِ با منطق بیگانه شد
Recently by shahireh sharif | Comments | Date |
---|---|---|
سقوط آزاد از بلندای رویا به آشپزخانه | - | Nov 06, 2012 |
دو قدم این ور خط، احمد پوری | - | Oct 29, 2012 |
گلودرد | 2 | Oct 11, 2012 |
Person | About | Day |
---|---|---|
نسرین ستوده: زندانی روز | Dec 04 | |
Saeed Malekpour: Prisoner of the day | Lawyer says death sentence suspended | Dec 03 |
Majid Tavakoli: Prisoner of the day | Iterview with mother | Dec 02 |
احسان نراقی: جامعه شناس و نویسنده ۱۳۰۵-۱۳۹۱ | Dec 02 | |
Nasrin Sotoudeh: Prisoner of the day | 46 days on hunger strike | Dec 01 |
Nasrin Sotoudeh: Graffiti | In Barcelona | Nov 30 |
گوهر عشقی: مادر ستار بهشتی | Nov 30 | |
Abdollah Momeni: Prisoner of the day | Activist denied leave and family visits for 1.5 years | Nov 30 |
محمد کلالی: یکی از حمله کنندگان به سفارت ایران در برلین | Nov 29 | |
Habibollah Golparipour: Prisoner of the day | Kurdish Activist on Death Row | Nov 28 |
WOW! Thanks
by shahireh sharif on Mon Apr 11, 2011 02:13 AM PDTنازی جان: ممنون از شعر زیبایی که پای این نوشته اضافه کردید. با اجازه شما اونو تو بلاگ شخصیم هم میذارم
آزاده جان: ممنون از نوشته پر مهرتون. برای هر متن بالاترین آرزوم این بوده که خواننده بتونه با اون مطلب ارتباط برقرار کنه. امروز یه آرزوی (خیلی) براورده شده دارم و ار این بابت منشکرم
Fabulous writing
by Azadeh Azad on Sun Apr 10, 2011 03:01 PM PDTShahireh jan: I read this piece several times and each time, it affected my senses and my soul more profoundly than before. Thank you.
Cheers,
Azadeh
عشق!
Nazy KavianiSun Apr 10, 2011 01:19 PM PDT
چون یک چندی براین برآمد
افغان ز دو نازنین برآمد
عشق آمد و کرد خانه خالی
برداشته تیغ لاابالی
غم داد و دل از کنارشان برد
وز دل شدگی قرارشان برد
زان دل که به یکدیگر نهادند
در معرض گفتگو فتادند
این پرده دریده شد ز هر سوی
وان راز شنیده شد به هر کوی
زین قصه که محکم آیتی بود
در هر دهنی حکایتی بود
کردند بسی به هم مدارا
تا راز نگردد آشکارا
بند سر نافه گرچه خشک است
بوی خوش او گوای مشک است
یاری که ز عاشقی خبر داشت
برقع ز جمال خویش برداشت
کردند شکیب تا بکوشند
وان عشق برهنه را بپوشند
در عشق شکیب کی کند سود
خورشید به گل نشاید اندود
چشمی به هزار غمزه غماز
در پرده نهفته چون بود راز
زلفی به هزار حلقه زنجیر
جز شیفته دل شدن چه تدبیر
(عاشق شدن لیلی و مجنون به یکدیگر، منظومۀ لیلی و مجنون نظامی گنجوی)