H. Khorsandi: a short poem

by Souri

disclaimer: This satire is not posted in relation to any international or national event or any special discussion on the forum. It's simply to enjoy one of Khorsandi's work that I hadn't read before. Hope you will enjoy it too.

«صبح روز عید»

آن پدر که مانده بی-وطن
در حصار غربتی بعید،
طفل خود گرفته در بغل
صبح روز عید.

بوسدش به عشق،
گویدش به مهر؛
با غرور جاودانه اش:
طفل من! جان من!
سرزمین ما؛
مانده از گذشته یادگار،
میهن تو افتخار توست!
افتخار ماست آن دیار!

طفل هاج و واج، میزند به زانوی پدر:
«واتس افتخار؟»

گویدش پدر:
سربلندی است
آرمان من؛ آرمان تو؛ آرمان ما،
اعتلای نام میهن است،
با تلاش و کوشش مدام!

طفل هاج و واج، میزند به زانوی پدر:
«وات دو یو مین اعتلای نام؟»

گویدش پدر:
بایدت تلاش،
تا که نام سرزمین خود؛
جاودان کنی!
خار چشم دشمنان کنی!

با تلاش من،
با تلاش تو،
با تلاش ما:
میشود وطن
پر زنیکی و
خالی از بدی

طفل هاج و واج، میزند به زانوی پدر:
«کن یو اسپیک اینگلیش ددی؟»

هادی خرسندی


Recently by SouriCommentsDate
Ahamdi brings 140 persons to NY
Sep 24, 2012
Where is gone the Babak Pirouzian's blog?
Sep 12, 2012
منهم به ایران برگشتم
May 09, 2012
more from Souri

Arash jan

by Souri on

Thanks for your interest. I don't know what happened to the virayesh of this text. When I had copied it from an email and posted it in the body of the blog content, it was written in very big characters. Now, you should blame Foad or JJ for that, I am bigonah , I can't read it neither myself.........:O)))

Arash Monzavi-Kia

Nice post Souri jaan

by Arash Monzavi-Kia on

Would it be possible to make the Farsi fonts a bit larger? For those of us with Pir-Cheshmi :) 

Arash M-K