نیت رضا پهلوی، ماهیت نهاد سلطنت را عوض نمی کند

توصیه ام این است که از هم اکنون در سیاست مداخله نکند


Share/Save/Bookmark

نیت رضا پهلوی، ماهیت نهاد سلطنت را عوض نمی کند
by Ali Keshtgar
13-Jan-2012
 

اگر پیش از انقلاب بهمن، احزاب ملی و آزادیخواه، آزاد بودند و می توانستند از رسانه های ملی برای رساندن پیامهای خود به مردم استفاده کنند، آیا ملتی که هفتاد سال پیش از انقلاب بهمن، انقلاب درخشان مشروطه را دردل تاریخ خود ثبت کرده بود و دست رد به سینه شیخ فضل اله نوری زده بود، در زمستان پنجاه و هفت، نسخه جدید شیخ فضل اله را به رهبری خود برمی گزید؟ به راستی مسوولیت آن رژیم در پیدایش این رژیم تا کجاست؟

آیا اگر محمدرضا شاه پهلوی به سوگندی که برای پاسداری از قانون اساسی مشروطیت خورده بود، وفا می کرد و آزادی های مصرح در قانون اساسی که به بهای مبارزات و فداکاری های ملی به دست آمده بود را محترم می شمرد سرنوشت ایران همانی بود که امروز می بینیم؟

اگر شاه در مبارزه ملی و میهنی دکترمصدق علیه کنسریوم نفت بریتانیا جانب نخست وزیر قانونی کشور و تمایلات ملی مردم را می گرفت و با سازمان های جاسوسی سیا و اینتلیجنس سرویس در توطئه کودتا علیه مصدق شرکت نمی کرد آیا سرنوشت ایران همانی بود که امروز هست؟

آیا اگر شاه دست کم پس از کودتا علیه نخست وزیر قانونی و محبوب ملت، به جای توسل به سرکوب آزادی ها و آزادیخواهان بتدریج فضای سیاسی کشور را باز می کرد و در جهت برقراری نسبی قانون اساسی مشروطه گام می گذاشت، بازهم رهبری مبارزات اعتراضی مردم در دست روحانیون و شخص آیت اله خمینی قرار می گرفت؟

پس از کودتای ۲۸ مرداد مجلس شورا و سنا روزبه روز فرمایشی تر شدند چنان که در اواخر دوران شاه درست مثل آنچه امروز در دوره خامنه ای می بینیم هیچ نماینده ای بدون تایید ساواک و دربار نمی توانست از صندوق های آرا بیرون آید و مردم نام مجلس شورا و سنا را مجالس دعا و ثنا گذاشته بودند. شاه در اواخر دوران سلطنت خود درست مثل همین امروز خامنه ای، حتی رقابت دو حزب حکومتی “مردم” و “ایران نوین” که به سرکردگی اسداله علم وزیر دربار و امیرعباس هویدا نخست وزیر پدید آمده بودند را تحمل نکرد و دستور انحلال آن دو حزب و ادغام آنها را در”حزب واحد و فراگیررستاخیز” صادر نمود. وبدتراز این شخصا اعلام کرد که هر ایرانی باید در حزب رستاخیز عضو شود و هرکس هم نمی خواهد می تواند از کشور خارج شود! آیا طرفداران بازگشت سلطنت حاضراند این اقدامات شاه که بتدریج راه را برای روی کار آمدن حکومت مذهبی در ایران هموار کرد نقد کنند؟ طرفداران بازگشت نظام پادشاهی که به گمان من آب در هاونگ می کوبند هرگونه اشاره به اختناق و سرکوب دیکتاتوری سلطنتی را به بهانه آن که اشاره به گذشته بیهوده است و باید به فکر آینده بود مردود می شمارند. در حالی که هیچ ملتی بدون تکیه به تجارب گذشته خود نمی تواند راه خود را به سوی آینده پیدا کند و هرگونه اختلال در حافظه جمعی و تاریخی ملت می تواند ما را دوباره در دور باطل تکرار گذشته عاطل سازد. اگر پیش از انقلاب بهمن، احزاب ملی و آزادیخواه، آزاد بودند و می توانستند از رسانه های ملی برای رساندن پیامهای خود به مردم استفاده کنند، آیا ملتی که هفتاد سال پیش از انقلاب بهمن، انقلاب درخشان مشروطه را دردل تاریخ خود ثبت کرده بود و دست رد به سینه شیخ فضل اله نوری زده بود، در زمستان پنجاه و هفت، نسخه جدید شیخ فضل اله را به رهبری خود برمی گزید؟

من از تکرار این حرف خسته نمی شوم که نطفه انقلاب بهمن در کودتای ۲۸ مرداد بسته شد و نطفه رهبری خمینی در قلع و قمع کامل احزاب سیاسی و تشکیل حزب فراگیر رستاخیز. هیچ مورخ و تحلیل گرمنصفی نمی تواند این حقایق ساده را وارونه جلوه دهد.و هیچ رهرو راستین راه دموکراسی نمی تواند از ما بخواهد که تاریخ گذشته را فراموش کنیم.

“انقلاب اسلامی” و رهبری آیت اله خمینی مدیون دیکتاتوری طولانی محمد رضا شاه پهلوی بود. آنهایی که هنوز از رژیم پیشین دفاع می کنند و بخاطر نکبت وادبار جمهوری اسلامی به بیماری نوستالژیک گرفتار شده اند، باید به این پرسش بیندیشند که به راستی مسوولیت آن رژیم در پیدایش این رژیم تا کجاست؟ مهندس بازرگان در دوره کوتاه نخست وزیری اش یکبار به طنز گفت ” این قدر نگویند امام رهبر انقلاب است شاه این انقلاب را به راه انداخت”(نقل به معنی)

آقای رضا پهلوی در گذشته درمناسبت های مختلف و اخیرا در گفتگویی با خانم مسیح علی نژاد:

۱- کودتای ۲۸ مرداد، یعنی کودتایی که شهرت جهانی دارد، صدها سند و کتاب در سراسر جهان درباره آن منتشر شده و روزولت مامور سیا در ایران خاطرات مستند خود را درباره آن به چاپ رسانده و ایالات متحده از زبان روسای جمهور و وزرای خارجه پیشین خود بابت آن از ایران معذرت خواسته را منکر می شود. وهنوز در آن فاجعه ای که ما را به اینجا رساند به پدرش حق می دهد!

۲- کارنامه ای که حاصلش انقلاب و جمهوری اسلامی بوده را در کل مثبت ارزیابی می کند و در مورد اشتباهاتی هم که احیانا وجود داشته ما را به نیت حسنه پدرش احاله می دهد. گویی سایر خودکامگان خود را فاقد “نیت حسنه” می دانسته اند!

آقایان خمینی و خامنه ای و اساسا همه دیکتاتورهای عالم اعمال خود را با “نیت حسنه” توجیه می کنند و به قول معروف “راه جهنم هم با نیت حسنه سنگفرش می شود.”

آقای رضا پهلوی در این مصاحبه،هم از منقدان می خواهد که گناه پدر به حساب پسر ننویسند، و هم البته منکر گناه پدر است.اما رابطه محمد رضا شاه و آقای رضا پهلوی با رابطه معمولی پدروپسر فرق دارد.او به اعتبار همان پدر وارث “تاج و تخت” است. و البته اگر ایشان و طرفداران اعاده نظام پادشاهی رضا پهلوی را یک شهروند عادی مثل دیگران بدانند نباید هم کسی گناه پدر را به پای پسر بنویسد، اما وقتی صحبت از نهاد سلطنت باشد و طرفداران احیای این نهاد وارد گود سیاست و فعالیت سیاسی می شوند مساله فرق می کند و نمی شود حساب آنچه را که نهاد سلطنت در گذشته کرده و در گذشته بوده را با حساب کسانی که می خواهند دوباره عقربه تاریخ را به دوران سلطنت باز گردانند جدا کرد. همین جا به این مساله بسیار مهم نیز اشاره کنم که در مورد هر نهادی و هر مقامی که کارکرد سیاسی و حکومتی دارد همه تحلیل گران، مورخان و جامعه شناسان قضاوت را متوجه عملکرد آن در دوره ای که مصدر امور بوده است می کنند نه آنگاه که در موقعیت مغلوب و اپوزیسونل وآزادیخواهی قرار می گیرد.چرا که هر حزب و هر گروه و فرقه سیاسی آنگاه که در قدرت است ماهیت واقعی خود را برملا می سازد و آنگاه که از قدرت به زیر می آید طبعا رنگ مطلوب اپوزیسیون به خود می گیرد. به همین دلیل هم هست که مورخان علی القاعده مشروطه خواهی را به جریانهایی نسبت می دهند که در زمان سلطه دیکتاتوری های سلطنتی، خواهان حقوق شهروندی، آزادی های سیاسی و محدود کردن قدرت سلطان شده اند. اما تقریبا همگی پس از ورافتادن سلطنت، طرفداران بازگشت پادشاهی را نه مشروطه خواه که “سلطنت طلب” می نامند. و این را هم بگویم که تاکنون در جهان نه سلسله ای که به هر دلیل انقراض پیدا کرده دوباره به سلطنت رسیده و نه هرگز در جایی که سلطنت ورافتاده دوباره احیا شده است!

حقیقت آن است که از انقلاب مشروطه تا انقلاب بهمن یعنی در یک دوره ۷۰ ساله ایرانیان خواستار سازگار کردن نهاد سلطنت با دموکراسی بودند، اما همه تلاشهای ۷۰ ساله اصلاح طلبان و خیرخواهان با شکست مواجه شد و همین دلیل انقراض سلطنت در ایران شد. این تجربه طولانی هفتاد ساله نشان داد که مختصات تاریخی و اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران به گونه ای نیست که بتوان در این آب و خاک نهال سلطنت سازگار با دموکراسی را پرورش داد. در این هفتاد سال ثابت شد که نهاد سلطنت در ایران با چاپلوسی و تملق عاشقان زروزور سازگارتر است تا با اندرزها و نصایح طرفداران حق و قانون.

فروغی، قوام، مصدق، شایگان، حسیبی، صدیقی، صالح، بختیار، فروهر، امینی، درخشش، بازرگان و دهها اصلاح طلب دیگر دوره های مختلف آن زمان را می توان برشمرد که مغضوب و قربانی مقام سلطنت شدند بخاطر دعوت از پادشاه به رعایت قانون اساسی. و برعکس می توان انبوهی ازمقام های کشوری و لشکری دوران از انقلاب مشروطه تا انقلاب بهمن را نشان داد که نه بخاطر شایستگی بلکه صرفا بخاطر وفاداری و سرسپردگی به اعلیحضرت به صدرات و وزارت و مسوولیت رسیدند. و سرانجام در دوره ۲۵ ساله از کودتای ۲۸ مرداد تا انقلاب بهمن رای و اراده ملت در انتخاب نمایندگان مجلس، حکومتگران و در سرنوشت ملت هیچ تاثیری نداشت و جای هر تنابنده ای که به اندرز و نصیحت لب می گشود، گوشه زندان بود. و به راستی مبادا که نسل جوان ایران در سایه سیاه نظامی که از آن ادبار می بارد، تاریخ را فراموش کند.

فراموش کردن گذشته ومحروم شدن ملت از حافظه تاریخی چیزی مگر مبتلا شدن به آلزایمر دسته جمعی نیست. ما بدون کندوکاو در تاریخ گذشته مان و بدون اتکاء به حافظه تاریخی مان نمی توانیم راه درست آینده را پیدا کنیم و مدام در معرض فروافتادن به چرخه دور باطل تاریخ هستیم. نسل جوان امروز باید بداند که در زمان اعلیحضرت محمد رضا پهلوی شاه خود را فراتر از قانون اساسی و رای خود را بالاتر از رای ملت می دانست. دانشجویان بخاطر داشتن یک کتاب به زندان می رفتند. ساواک مخالفان راشکنجه می کرد. سانسور فکر و اندیشه سبب می شد که مردم به افکار سانسور شده مذهبی اقبال نشان دهند. اگر افکار ارتجاعی آیت اله خمینی در فضای آزاد منتشر می شد و فرهیختگان و اندیشمندان در چنان فضایی به نقد آن می نشستند، هرگز جوانان ایرانی فریب تفکری که پدرانشان در انقلاب مشروطه دست رد به سینه آن زده بودند نمی خوردند. خاصیت دیکتاتوری آن است که فکر سانسور شده و چهره زندانی و سرکوب شده را هرچه باشد و هرکه باشد در انظار مردم مقبول می سازد.دیکتاتوری سلطنتی ایران یک دیکتاتوری مدرن بود که راه را برای دیکتاتوری مذهبی هموار کرد. تجربه تونس، مصر و لیبی در برابر ما است. در این سه کشور دیکتاتوری ها کم و بیش مدرن بودند، یعنی آزادی های فردی را از مردم سلب نمی کردند، زنان را به زور توسری مجبور به رعایت روسری نمی کردند و…

اما از آنجا که همه این رژیم ها اولا آزادی های سیاسی را سرکوب می کردند و ثانیا به فساد گسترده مالی و اداری آلوده بودند، راه را برای قدرت گرفتن اسلام گرایان هموار کردند. راه تعالی هیچ یک از این جوامع در آن نیست که برای فرار از اسلام گرایان دوباره به گذشته برگردند.

ایرانیان بیش از یک قرن است که برای آزادی و حکومت قانون مبارزه می کنند. تجربه این یکصد سال نشان می دهد که رهبری های انتصابی و موروثی هیچ یک راه گشای دموکراسی در ایران نیست.ای کاش احتمال دموکراتیزه کردن سلطنت در ایران پدید می آمد و دست کم اعلیحضرت در آخرین سالهای خودکامگی اش می توانست پیش از آن که مردم به انقلاب مجبور شوند، به نامه علی اصغر حاج سیدجوادی که نوشت من صدای ترک خوردن سقف رژیم را می شنوم و از شاه درخواست کرد که به قانون اساسی و آزادی های مصرحه در آن بازگردد، عمل می کرد! اما چه می توان کرد که خودکامگان همواره زمانی فریاد اعتراض مردم را می شنوند که دیر شده باشد. سرنوشت محتوم و تاریخی دیکتاتوری سلطنتی که حقوق و آزادی های ملت را تماما لگدمال کرده بود همان بود که در بهمن پنجاه و هفت رخ داد.

نیت آقای رضا پهلوی هرچه باشد، ماهیت نهاد سلطنت را عوض نمی کند. سلطنت و هر قدرت موروثی و انتصابی دیگری در هر کجای جهان بویژه درایران میل به خودکامگی دارد. به همین دلیل هم هست که در اکثر دموکراسی های جهان این نهاد بکلی از میان رفته است. در کشورهای بریتانیا، سوئد و یا اسپانیا نیز به نهاد سلطنت همچون یکی از اشیاء موزه تاریخ نگاه می کنند. و پادشاه از هرگونه دخالت در سیاست منع شده است، چرا که تجربه تلخ دخالت این نهاد در سیاست را فراموش نکرده اند.

به عنوان یک ایرانی مدافع آزادی های بی حدوحصر سیاسی از آزادی کامل احزاب طرفدار سلطنت در جمهوری آینده دفاع می کنم. اما توصیه ام به آقای رضا پهلوی این است که اگر خود را وارث تاج و تخت پادشاهی می داند، و قانون اساسی مشروطه را هم می پذیرد، از هم اکنون در سیاست مداخله نکند.

علی کشتگر
www.mihan.net


Share/Save/Bookmark

 
anglophile

I agree Pendar

by anglophile on

The most prominent of such companies is Jebeh (zed) Melli. It was created and led by charlatans - and guess what comrade? It still is.

Veiled Prophet of Khorasan

Keshtgar makes no sense to me

by Veiled Prophet of Khorasan on

 

Others have already responded but I add my voice. Mr Keshtgar is yet another one who is fuming about 1953 to this day! Forget it because we have real things to deal with now.

Mr. Keshtgar showed his poor judgement in the past. Why should I have any faith in one with such a record. No thank you he may suggest whatever. My suggestion to others is not to pay attention to him.

It is interesting how people with tarnished past come out of woodworks. Just happen to be now that Reza Pahlavi is gathering momentum. Maybe getting worried about IRI their failed offspring.


پندارنیک

excuse me here, again

by پندارنیک on

Never mind the reza joon business, insurance companies are indeed(I wish I could insert more e's here) are run by a bunch of charlatans.......I know, I know...........


amirkabear4u

Maybe

by amirkabear4u on

where you come from insurance companies are run by charlatans. They are like every other people. Have good and bad. Like RP supporters. Like RP oppositions.


Joubin

Perhaps because

by Joubin on

Insurance companies are run by charlatans.  In contradistinction, we are Iranians. 

Think Clearly, Speak Straight, and Act Decisively.  Only then will you be an Iranian.


amirkabear4u

Everyone

by amirkabear4u on

Maybe we should handle this issue like insurance companies. After all there are some risks involved. Insurance companies generalise certain risk takings.

RP is as useful as Khamanai's son. Why shouldn't someone else has the chance?

 


rashid

در هر بدن سالمی

rashid


در هر بدن سالمی موجوداتی وجود دارند که میکرب یا ویروس نامیده میشوند و در هر ملتی هم همین است . و هرگاه کل بدن به هر دلیلی گرفتار ناخوشی شود شرایط برای فعالیت ویرانگر میکروب ها مساعد تر میشود . جامعه ایرانی دوران بیماری خود را میگذراند و نتیجه همان شده که دیده ایم و میبینیم . همان ایرانیانی همچون نویسنده این نوشته که ایران را دوست میدارند اما به شرطی که خود مستبدش باشند به تلاش خود ادامه داده و میدهند . به جای وقت تلف کردن برای خنثی کردن ویروس بهتر است به فکر سالم سازی جامعه ایرانی باشیم ، بنا به خردی که در فرهنگ ایران نهفته است و فردوسی آنرا به زیبائی بیان کرده :

به گُل ننگرد آنکه او گِل خور است
اگر چه گل از گل ستوده تر است
کرا سرکه دارو بود در جگر
شود زانگبین درد او بیشتر


Joubin

The Unequivocal King of Iran Zameen

by Joubin on

Shazdeh ever-so-fond-of-Anglo-Saxons,

Remind his son of his sacred duty.  Or we shall seek another who shies not from the demands of destiny.

//setad.org/foto/befor&today/NIM_Shahanshah_Aryamehr.jpg 

-

Think Clearly, Speak Straight, and Act Decisively.  Only then will you be an Iranian.


Jeesh Daram

شخصی همه شب

Jeesh Daram


شخصی همه شب برسر بیمار گریست  //  چون صبح شد او بمرد و بیمار بزیست


Joubin

Dance to this товарищ

by Joubin on

//youtu.be/h-qTrtu6uS4 

Think Clearly, Speak Straight, and Act Decisively.  Only then will you be an Iranian.


پندارنیک

"input" "Pendareh" "Neek".

by پندارنیک on

Touche :) cute........But, seriously it's always good to see some Pahlavists in action, and synchronized to the music............admit it.

 

It was not much of an input, but a rather uncharacteristically rude intrusion, for which I apologize........I'm sure JJ will notice your remark, and hopefully will respond accordingly......But since we're here: I don't think that it's even worth trying to put Hobbes's(Hobbes'?) absolutism in the proximity of the Iranian regimes from Reza gholdor onward, let alone prior to him........it simply doesn't fit the structure of the institution in relation to the society.............

And then there's a side note to Hobbes's ideas on absolutism and the limits of political obligation..........I've even heard from some philosophists(?) that Hobbes has been misinterpreted by the capitalists.......Anyway.....

And then about "think Clearly, Speak straight, and Act Decisively."...........yup, we all know about this one..........."Five years to the Grand Civilization" and "either become a member of the Party, or get you passport and leave the country", to mention just a few.....how much more can one think clearly, speak straight, and act decisively?


Joubin

Thank you for your "input"

by Joubin on

Thank you for your "input" "Pendareh" "Neek".  It is always good to have a specimen such as yourself underline one's point.

Think Clearly, Speak Straight, and Act Decisively.  Only then will you be an Iranian.


پندارنیک

Of the late great Shahanshah's violin......

by پندارنیک on


Joubin

Jahanshah Javid

by Joubin on

Every single Iranian leader in the 20th century has ultimately taken Hobbes' advice to the sovereign (in their own fashion).  Reza Shah, Mossadeq, Mohammad Reza Shah Aryamehr, and Khomeini.  There has been no exception to this among men who possessed power.

//harpers.org/archive/2012/01/hbc-90008381 

I think a part of the issue is that the Iranian psyche harbors a healthy mistrust of a systems-based approach to justice and prefers the final say of flesh and blood, the human element, as personified by the "great man".  We encourage them, and our history and heritage celebrates such men.  

And in fairness, the other side of the same coin is that Iranian nation is a mixed crowd of a very lumpy and non-uniform constitution, ranging from bimokhz to mokhdaars.  To the degree that self doubt, fatalism, and inferiority/superiority complexes remain the defining characteristic of the Iranians, emotions rule, and, those that activate these psychological complexes shall prove to be divining rods gathering the masses around them.

The danger (and bitter tears later on) is due to the fact that flesh and blood is fallible, and, that the nation is question has a propensity for emotionalism and a deep seated desire to redress legitimate historic grievances. That is a ready made violin to be played by masters of the craft.  (Sometimes they even play their own violins, e.g. the late great Shahanshah.)

Demonstrate, individually and collectively, that you have taken a new turn, turned a new leaf, and are ready to embark on a path of self determination and rational collective discourse; that the "Law" will remain safe in hands of men and women who shall apply it judiciously and with wisdom.  

Only then will you have leadership that will not treat you like children. 

[edit: since taa 3 nashe baazi nasheh.] 


areyo barzan

Pendaar Joon come out come out, out of the closet NOW!

by areyo barzan on

Before any "sokhan parrakani" first be man enough to admit that you are a supporter of Ali khamene-ee and a member his team of rapist murderers

However if I am lying then answer the question I have raised in my previous blog (//iranian.com/main/blog/areyo-barzan/time-put-or-shut)

I asked you one simple question:If not Reza Pahlavi then WHO.Who do you think has the ability to lead us our of the current mess.But you seem to have been a much more of a coward than even I anticipated and hence instead of providing a straight answer to my straight question first you resorted to cheep insults and unfunded accusation and later when you found the situation dangerous and your self on the brink of being exposed (Vaghti didi hava passe) put your tail between your legs and ran away like cowards.Now mate I can assure who ever we might support we do not want AN and Ali Gedaa. They either go on their own will or will have the same faith of Ghadaafi and Saddam.Further more if all IRI supporters are such cowards that are even afraid to state their political orientation behind an anonymous name we will have no difficulty to get rid of them as I cam assure you that in the first sign of trouble they not only change their colours and political orientation but for the right price they even change their gender lol.All you coward closet IRI supporters Get a life   


rashid

به تکاپو افتاده اند

rashid


این نوشته بی مقدار از آن تروریست سابق و معلوم نیست چه کاره امروز اصلآ ارزش پاسخگوئی ندارد . چرا ؟  تنها یک نکته را بیان میکنم . این شخص مینویسد من طرفدار دموکراسی هستم ولی توصه میکنم رضا پهلوی از هم اکنون در سیاست مداخله نکند . میگوید توصیه میکنم ! چون فعلآ از آن کارهائی که سابق میکرد از دستش برنمیآید . امثال این آدم که هنوز هیچ چی نشده به خود اجازه میدهد نه تنها در باره آینده مملکت  نسخه چنین و چنان بپیچد بلکه از حالا میگوید کی چه حرفی بزند و نزند . حالا که کاره ای نیستند اینند اگر کارهای بشوند چه میکنند ؟  بابا صد رحمت به هیتلر و صدام حسین .
اصلآ موضوع سر رضا پهلوی و سلطنت و جمهوری و این حرفها نیست . اینها بهانه است . این گروهک های بریده از مردم چشم دیدن ملت بزرگ ایران را ندارند . اینها هزار رنگ هم عوض کنند جز به استبداد فرقه ای خود به چیزی پابند نبوده و نخواهند بود . اینان ایران را برای هوس های تباه خود میخواهند و نه برای سعادت ملت ایران . و گویا وحشت برشان داشته که مبادا مردم ایران به غیر از این دارو دسته  خوشامد گوی فرد یا اندیشه دیگری شوند .


afshinazad

اقای کشتگار

afshinazad


اقای کشتگار جالب است ، شما هنوز در گذشته طلایی مصدق زندگی میکنید و چه کسی برای شمای روشنفکر دوران طلایی سوخته اجازه داده که به شاهزاده پهلوی و یا هر کس دیگری تکلیف روشن کنید. مگر هزاران و یا میلیونها نفر به شما رای نمایندگی  داده اند که شما مشخص بکنید که کی چه کاری بکند.
مگر مصدق را چه کسی نخست وزیرکرد؟ ایا شما میدانید که ان شاه بود که بایستی تصویب می کرد؟ حتا ملی شدن نفت را اگر شاه امضا نمیکرد نفت ملی شدنی نبود.
اقای کشتگار امروز کشور ما دارد ویران میشود و تنها نگرانی شما شاهزاده پهلوی شده؟ ایا شما خودتان در این ویرانی کشور دستی نداشتید؟ و کسانی مثل شما نبودید که مثل دلقکها افتاده بودید دنبال وطن فروشها و دشمنان ملت و سرزمین ایران؟
بنده یک ایرانی هستم دغدغه من رژیم شیطانی اسلامی است که هموطنهای ما را به پای دار میکشد و کشورمان را به حراج گذاشته است و افکار من اشفته می شود وقتی کسانی مثل شما دشمن اصلی را کنار گذاشته اید و خود مشغول مسموم کردن افکار هموطنان هستید. ایا مشکل امروز ما شاه است ویا شاهزاده است و یا مصدق و یا خمینی است؟ اگر شما به ازادی کشور فکر میکنید بایستی حقوق هیچ شخصی را از انان نبایستی بگیرید. بیاید دموکراسی را امتحان کنید برای خودتان ، اول خودتان را اموزش دهید که ایرانی دشمن شما نیست ، حالا بنده باشم و یا شاهزاده پهلوی. اگر شما دنبال حکومت خودتان هستید بفرماید و هر چه گزافه هست بگوید.
امروز برای ملت ما خیلی مشخص و روشن است که چرا شما ملی مذهبی ها دنبال حکومت اسلامی هستید و به خاطر  انهم هست که ابراهیم یزدی اعدام نشده تا حال ویا بنی صدر بچه اخوند چرا ترور نشده مثل بختیار تا امروز.  


پندارنیک

...

by پندارنیک on

Reza's public profile is based on his relationship with the deposed Pahlavi dynasty, which met its demise solely due to its dictatorial, and utterly corrupt nature. His hopeless efforts to portray himself as a political activist, or a leader[ ';0) ] is both self-destructive and counterproductive.

If the retarded boy had an iota of gray material between his two deaf ears, he would've done his best to hire Keshtgar as his personal tutor.  


anglophile

Hooshang joon salam

by anglophile on

I can see that you too have joined the "Tavvabin" (LOL). welcome to the club bro and be a good boy in future. Now tell us where did you find this "limitatioin" data from?Did you do your own survey or perhaps you have onsulted the Royal Ass-trologer, Ali Mostofi? Where is the source rafigh Tavvab LOL


Rebecca

Agree with Aryo Barzan

by Rebecca on

PR has historical responsibility to defend the Iranian people against dictatorship and I appreciate his support of democracy and freedom in Iran.

I appreciate his willingness to speak up aganist the injustice and illegitimate rule of mollahs. It is better than sitting silent and not doing anything.


anglophile

خراب کردی کار خودتو

anglophile


داشتی درست میرفتی که یهو رفتی به بیراهه. وقتی به این جا رسیدم فهمیدم که از کدوم آخور علوفه آقای کشتگر تامین می‌شه:

اگر شاه در مبارزه ملی و میهنی دکترمصدق علیه کنسریوم نفت بریتانیا جانب نخست وزیر قانونی کشور و تمایلات ملی مردم را می گرفت و با سازمان های جاسوسی سیا و اینتلیجنس سرویس در توطئه کودتا علیه مصدق شرکت نمی کرد آیا سرنوشت ایران همانی بود که امروز هست؟"


 شما رو بسر مصدق قسم که یه مطلب تازه بنویسید. این خزعبلات رو که پنجاه شصت سال هست دارید به خورد مردم میدید آخرش هم همون یاران با وفای مصدق بودند  ، همون سنجابی‌ها و صالح‌ها و شایگان‌ها ، که از هم پیشی‌ می‌‌جستند که برای امام افتابه و لگن بیارن که طهارت بگیره. اگر یک جو غیرت تو شما مصدق اللهی‌ها بود اصلا دیگه جلو ملت ایرون صداتون در نمی اومد چه برسه که توصیه هم بکنید!! میرفتید توی همون مزبله‌ای که برای ملت درست کردین و خودتونو کنار کشیدید خودتونو قایم میکردید و بیش از این آبروی اون مردک پیر و خود کامه رو نمی‌‌بردید.

توصیه من به همه مصدق چیا اینه که توصیه به کسی‌ نکند که گندش بالا میاد. مصدق به شاه یاد داد که این دموکراسی یعنی‌ کشک. شاه هم خوب میدونست که مصدق ذره‌ای برای دمکراسی و حقوق بشر و آزادیخواهی  ارزش قائل نیست یه روز با توده ای‌ها میخوابه روز بعدش هم با اخوندا. بعد هم به نفع آخوندا قانون میبره به مجلس.

شاه اگر هم لغزشی داشت استادش مصدق بود. 


default

strategic limitations

by Hooshang Tarreh-Gol on

Monarchists not only lack a proper social base inside Iran, compared to other political currents. This lack of popular support within Iran is only one strategic limitation.

The other being having the Greens as the West's most favoured opposition within Iran, hence all the media attention and financial assistance. 

It seems highly unlikely that monarchists will be able to overcome any of these two limitations. In a post IR Iran monarchists will probably have a few MPs and that's about it. Cheers


areyo barzan

Selective amnesia

by areyo barzan on

Dear Mr Keshtgar

 

I believe what is more dangerous than national amnesia is actually selective amnesia where one only tends to remember the parts of history that serves his purpose and conveniently tends to forget the rest.

 

So please do not mix the issues up as although they might make a nice set slogan on a farcical article they have no political or historical merit.

 

With regard to Mashrooteh revolution I would also refer you to go back and study the roles that one Ayatollah Modarres played in its diversion into Mashroo-eh and betraying the democracy before it had even a chance to start.

 

Also on the subject of DR Mosaddegh and what he has to has not done for this country. It is needless to say that every patriot Iranian would feel a sent of debt and gratitude to the man for his role in nationalization of our oil industry. However since I hope we have surpassed the point of creating false idols from our political heroes and putting them beyond criticism and questioning, I was hopping that you might have had the courage to also mention his errors and miscalculations that lead to 28 Mordad codetta.

Errors like dissolving Majliss Shora-ye and calling for a fresh election and by doing so breaking the most fundamental rule of Mashrooteh constitution which was independence of Ghovaaye seh-gaaheh”

 

Why is it that not once even once I hear anything about Mr Mosaddegh’s error of judgment by getting into bed with Hezb-e Toodeh and toward the end of his premiership asking the permission of Russian embassy in Tehran for each decision

 

Now I am not here to make any excuses for Shah and his many errors that you have explained to a grate extend. But putting all the blames on one person and refusing to accept and live up to ones own responsibility is not only childish and counterproductive but if is foolish  and dangerous. As the first step to learn from history is to acknowledge one’s own errors.

 

As far as RP is concerned he has made his position very clear to those who want to listen.

Currently his immediate goal is to get rid of the current regime and get the country to a free fair referendum. On that day his first task will end.

 

If, and that it a big IF in that referendum our people decided to have a kind of monarchy that live in a museum like UK or Norway then he can be asked to put up his other hat and fulfil his duty and a constitutionsal monarch

 

However as I already mentioned in my blog this kind of end less historical debates will not resolve our immediate problem.

 

If you or any body else think that RP is not the man to lead us out of the current mess then why don’t you come out of the closet and tell us who do you support and give us your candidate as by doing so you might do many of us a favour.

 

Many people including yours truly are open to look at other candidates and asses their political ideological and social positions and give their verdict in due course and in the end democracy demands that everybody is free to accept his/her own leader. Unless you are another dictator in disguise yourself

 

So my friend time for endless moaning has now come to and end.

 As I mentioned in my blog(//iranian.com/main/blog/areyo-barzan/time-put-or-shut) it is about high time for you guys to come out of the closet and let the rest of us know

Whom do you support and who isa viable leader to lead us out of the current mess.


Jahanshah Javid

Time for a discussion

by Jahanshah Javid on

I think Keshtgar makes perfect sense. The chances of seeing a European style constitutional monarchy in Iran with a separation of religion, royal court and democratic state is near zero. So if the monarchy is making a comeback, this is the time to discuss what could happen.