First Iranian Actor and Actress


M. Saadat Noury
by M. Saadat Noury

Originally Published Online in 2005

The evidences indicate that Muzzafar-e-Din Shah, the fifth Shah of the Qajar dynasty, during his visit to Paris in 1900 saw moving pictures, liked them, and ordered Ebrahim Khan Akasbashi (EKA), his official photographer, to purchase motion picture equipments. It is documented that the first pioneer of the era of film making in Iran is EKA who filmed the ritual activities, such as various royal and religious ceremonies, which were mostly screened in the royal palaces. And the screenings were not carried out equally for both sexes. Special arrangements were in fact made for women who had to see early moving pictures at segregated screening sessions. Another film maker in the same period is Mandy Russi Khan, originally from Russia. He filmed Moharram mourning ceremonies (processed in Russia and not shown in Iran) and Muzzafar-e-Din Shah's coronation ceremonies.

The first silent feature movie, Abi-o-Rabi, was not made until 1930, when Evans Ohanian emigrated back to Iran from Russia where he had spent most of his life and had studied cinema at the Cinema Academy of Moscow. Abi-o-Rabi, a 35 mm, black and white, a comedy with no women on the cast or the crew, was the adventures of two men, one tall and one short, and based on a Danish comedy series. It was shown in 1930 in Cinema Mayak, where it was well received. However, no copy of this film is known to exist.

The history of the sound movie production can be traced back to the early 1930s. The very first one or the Lor Girl (Dokhtar-e-Lor) was released in two Tehran cinemas, Mayak and Sepah in 1934. This was one among the very first of the several Iranian movies made. The names of male and female characters in the Lor Girl were Ja’afar and Golnar respectively and people mostly liked to recall this film as “Ja’afar-o-Golnar”. The story of the film was based on a comparison between the state of security in Iran at the end of the Qajar dynasty and during Reza Shah's period. The shooting of the film by the Imperial Film Company (IFC) of Bombay started in April 1932, took seven months to complete, in a place called Ghamoor on the outskirts of the city of Bombay, India.

The Lor Girl’s actor and scriptwriter, Abdulhossein Sepanta, was a poet and a writer, and he has been acknowledged as the father of Iranian sound movies. The financial success of the film encouraged the IFC and Sepanta to produce other Iranian films in India. In1935, they produced many movies such as Ferdowsi (the life story of the most celebrated epic poet of Iran), Shirin-o-Farhaad (an Iranian classic love story), and Black Eyes (the story of Nader Shah's invasion to India). Later in 1937, they also produced Laili-o-Majnoon, an eastern love story similar to western story of Romeo and Juliet. Upon the completion of the last film, Sepanta returned to Iran, hoping to continue his film-making activities in his home country. But various obstructions and lack of financial support by the government or the private sector, forced him to leave movie industry. In 1937, Sepanta desperately joined the wool industry in Esfahan where he worked as a simple officer in the administration department of one of the factories there. . He started the “Sepanta” newspaper in 1943 in Esfahan (a central city of Iran), and in 1955 he became the Iranian assistant of the United States Aid Program in Esfahan. Throughout his life (1907 in Tehran to 1969 in Esfahan) he wrote and translated eighteen books and made five Iranian feature films.

The Lor Girl’s actress, Ruhangeez Saami-Nejad, was an Iranian housewife living in India at the time. Ruhangeez was originally from Kerman, a province in southeast Iran. She had no experience to perform as a movie star. She was most likely called upon the job because Sepanta did not find any Persian speaking actress in India. She was also a good choice since her husband was working in IFC in Bombay. Since Ruhangeez used to speak Persian with a very strong Kermani dialect, Sepanta even edited the story of the film as the life of a Kermani girl, Golnaar, who lost her parents and immigrated to Lorestan, a western province in Iran. Golnaar needed to survive and she had to work as a dancer in a cabaret or nightclub in Lorestan. Ruhangeez immigrated back to Iran in 1937 after she played a very short role in Shirin-o-Farhaad. She settled down in Tehran and she no longer followed a career as a movie star. At the time, many Iranian families were regrettably against the females’ presence in the movies, and no actress was socially welcomed. Ruhangeez was even forced to change her whole name to Sedigheh Damawandi in order to obtain a better reputation and to secure herself in public. She also separated from her husband and shortly after she passed away in Tehran. The exact dates of her birth and death are unknown.

Currently, there are many men and women who are affiliated with the movie industry in Iran. However, about one third of the four thousand people who have appeared in Iranian films in leading and supporting roles in the past 60 years or so, are women. And despite the fact that the Iranian Movie Industry faces strict restrictions, the Iranian Movies and the Iranian-born Movie Stars have been consistently shining in international arenas over the recent years.

Manouchehr Saadat Noury. PhD

View here: 1, 2

Images: Golnar, Abdolhossein Sepanta



more from M. Saadat Noury
M. Saadat Noury

Dear Farrokh Ashti Ashtiani

by M. Saadat Noury on

Thank you for your kind words and for your informative comment; please accept this in return


Farrokh Ashti Ashtiani

در مورد اولین و دومین فیلم ایرانی

Farrokh Ashti Ashtiani

جناب آقای نوری - با تشکر از مطالب مندرج در مورد تاریخجه دو سه فیلم ایرانی توجه شما را به چند نکته معطوف میکنم. دو سه کتابی در ایران موجود است در مورد تاریخ سینمای ایران. در این بین کتاب "تاریخ سینمای ایران" جلد اول بقلم جمال امید معتبرترین میباشد.  در سفری که به ایران کردم و دو سه بار رفت و آمد بموزه سینما در محل باغ فردوس واقع در شمیران و صحبت با دو سه نفر از دست اندرکاران تاریخ سینمای ایران،  و یکبار هم به وزارت ارشاد( پشت میدان بهارستان) سری زدم و بافردی که خود نویسنده یکی از آن دو سه کتابها میباشد ملاقاتی داشتم و نظر به علاقه شخصی اطلاعانی جمع آوری کردم. مختصرا عرض شود که چندین سال پیش رادیو بی-بی-سی- مصاحبه ای تحت عنوان فانوس خیال با چند نفر انجام داد که هنوز در اینترنت موجود است توام با فایل صوتی آن.  اولین فیلم  صامت ایرانی "آبی و رابی"  با شرکت احمد دهقان (بعدا بمقام رئیس دفتر اشرف پهلوی رسید و از مشاغل دیگر وی نماينده مجلس، مدير مجله «تهران مصور» و صاحب تماشاخانه تهران  که در سال ۱۳۲۹ در محل دفتر تئاتر تهران ترور شد) و همینطور محمد علی قطبی و ابوالقاسم آشتی بود.  محمد علی قطبی دائی ملکه فرح دیبا بود و پسر ایشان مهدی قطبی سالها ریاست تلویزیون ملی ایران را بعده داشت.  این سه هنر پیشه در گروه اولین فارغ التحصیلان "مدرسه آرتیستی سینما" در تهران بودند که ریاست آنرا در آنزمان آفای آوانس اوگانیانس بعهده داشت و یک خانم جوان و زیبای فرانسوی بنام مادموازل کوری معلم رقص آن شاگردان بود. توجه بفرمائید که تنها نسخه فیلم آبی و راابی در همان زمان نمایش در سینما مایاک آتش گرفته و میسوزد و از بین میرود.  این گروه  یعنی دهقان- قطبی-آشتی در دومین فیلم صامت ایرانی بنام "بلهوس" نیز بازی کردند.  در تحقیفی که در وزارت ارشاد بعمل آوردم دریافتم که تنها نسخه فیلم بلهوس در محل خانه سینما چند سال بعد از انقلاب ضمن نمایش آتش گرفته و از بین میرود. از تمام افرادی که در بالا ذکر گردید و همینطور یک عکس دستجمعی از تمام فارغ التحصیلان مدرسه آرتیستی سینما که مرحوم اوگانیانس و مادموازل کوری نیز در آن حضور دارند در اختیار دارم و همینطور نسخه اصلی دیپلم مدرسه آرتیستی سینما که به زبان فرانسوی است و به فارغ التحصیلان ارائه میشده است. باری تا همین چند سال پیش دو سه مرجع خوب در اینترنت بود گه دیگر موجود نیستند ولی در اینجا لینک بی-بی-سی و فانوس خیال را تقدیم میکنم و اگر قصد گردآوری تاریخی در اینمورد دارید،  کپی آن عکسها و دیپلم را میتوانم برایتان بفرستم.  متاسفانه در اینجا نمیشود آنها را جای داد. لازم بتذکر است که در فیلم آبی و رابی هنرپیشه زن نیز نقشی داشته است و نام ایشان مادام سیرانوش بوده است. اگر قادر هستید آن عکسها را در این بلاگ جای دهید میتوانم برایتان ایمیل کنم و در آنصورت آدرس ایمیل شما لازم است.  موفق باشید 


اینهم لینک بی بی سی 



۱ -  آبی  و رابی

كارگردان : آوانس اوگانيانس


فيلمنامه نويس : آوانس اوگانيانس

فيلمبردار : خانباباخان معتضدی

تدوينگر : آوانس اوگانيانس

تهيه كننده : گريشا ساكوارليدزه

محصول سينما ماياك ﴿صامت﴾

مدت زمان نمايش : ۶۰ دقيقه

بازيگران : محمد ضرابی - غلامعلی سهرابی - احمد دهقان - امير ارجمند - محمدعلی قطبی - ابوالقاسم  آشتی - مادام سيرانوش - آوانس اوگانيانس - عباس طاهباز - حسين نوری - منوچهر هوشی - اسماعيل نجات .

خلاصه داستان :

فيلم قسمت های پراكنده ای داشت : آبی ﴿محمد ضرابى﴾ با لوله پلاستيكی مقدار زيادی آب می نوشد اما شكم رابی ﴿غلامعلى سهرابى﴾ بالا می آيد. آبی قصد خوابيدن دارد و بر اثر گرما سرش را روی بالش جابجا می كند ، بالش پاره می شود و پرهای سفيد آن در فضای اتاق معلق می شوند. در همين هنگام رابی وارد می شود و به تصور آنكه برف می آيد چترش را باز می كند و بالای سر می گيرد. رابی زير بوم غلتانی می رود و دراز می شود ، آبی با پتكی بر سرش می كوبد و او دوباره كوتاه و پهن می شود. آبی و رابی با واگن اسبی به طرف شاه عبدالعظيم می روند ، از چراغ برق و گارماشين می گذرند، در مقصد بزرگترها سفره نهار می چينند و بچه ها كنار حوض به جست و خيز مشغول می شوند. يكی داخل حوض می افتد و از بينی ديگری خون می آيد. پزشك سر می رسد تا به وضع مجروح رسيدگی كند. در رستوران لقانطه آبی و رابی مرغ سفارش می دهند، وقتی پيشخدمت بشقاب غذا را می آورد و آن دو با چنگال شروع به خوردن غذا می كنند ، مرغ از توی بشقاب به پرواز درمى آيد.


 فانوس خيال؛ نگاهی به تاريخ سينمای ايران

نمايی از فيلم حاجی آقا آكتور سينما ساخته آوانس اوگانيانس

"فانوس خيال" سرگذشت شگفت انگيز سينمای ايران و بيانگر شور شوق ايرانيانی است كه دست خالی و بدون ذره ای كمك دولتی، پايه اش را گذاشتند، و وضعی را به وجود آوردند كه توليد سالانه آن تا 90 فيلم سينمايی رسيد و به گفته ای 300 سالن سينما در شهر های كوجك و بزرگ ايران برای نمايش آنها ساخته شد.

"فانوس خيال" برنامه ای راديويی درباره بخش كمتر موردبحث قرارگرفته ای از تاريخ سينمای ايران است. سينماى ايران از بدو پيدايش تا دوران پيش از انقلاب ، همان بخشی كه عمده دوران آن با اصطلاح ابداعی"فيلمفارسى" دكتر هوشنگ كاووسی اغلب مورد تكفير و طعنه قرار گرفته و به آن حمله شده است. غافل از آنكه اين استقبال و حمايت عملی مخاطبين وقت آن بوده كه چنان بساطی را باعث می شده است ، "آينه چون نقش تو بنمود راست ، خود شكن آينه شكستن خطاست". سينمايی كه بهرحال جزئی از فولكلور ايرانی محسوب و ابزار شاخصی برای مردم شناسی دوره ای از ادوار تاريخی اين مرز و بوم بشمار می رود.

مطلب حاضر از سايت BBC فارسی دريافت و بعنوان "قند مكرر" و جهت زينت اين وبلاگ به چنين مضمون بسيار مهم و با ارزشی در اينجا آورده می شود. برای دريافت اصل مطلب به اين پيوند نيز می توانيد مراجعه كنيد.

در اين مجموعه بسياری از دست اندركاران سينما يا مسئولان دولتی و يا شاهدان عينی، سرگذشت سينمای ايران و آنچه بر آن گذشت، از پيدايش آن تا انقلاب ايران را تعريف می كنند.


محمد علی جمالزاده 101 ساله از پانزده سالگيش می گويد و از اولين فيلمی كه در اولين سينمای تهران ديده است.

خانباباخان معتضدی از فيلمی می گويد كه از تاجگذاری رضا شاه تهيه كرد.

محمدعلی قطبی بازيگر فيلم آبی و رابی مشكلات توليد اين نخستين فيلم سينمايی ايران را تعريف می كند.

فخرالزمان جبار وزيری از انتخاب شدنش برای بازی در فيلم شيرين و فرهاد و از همسفری اش با عبدالحسين سپنتا به هند برای تهيه آن و فيلمهای بعد می گويد.

دكتر اسماعيل كوشان پايه گذارصنعت سينمای ايران، نخستين تلاش و نخستين ناكامی هايش را به ياد می آورد.


محمدعلی جمالزاده، نويسنده، صادق چوبك نويسنده، محمد علی قطبی ( با نام مستعار هنر دوست پير) بازيگر فيلم آبی درابی نخستين فيلم ايرانی، ابولقاسم رضايی (فيلمساز)، احمد فاروقی قاجار،( فيلمساز)، محمد علی زرندی، (بازيگر و دوبلور) و منوچهر كيمرام (فيلمنامه نويس).

مجموعه فانوس خيال را شاهرخ گلستان تهيه كرده است. اين برنامه كه نخستين بار در دوم مهر ماه 1372 از راديوی بخش فارسی بی بی سی پخش شد، شامل شانزده برنامه ﴿برنامه هاى راديويى "فانوس خيال"﴾  -پایان

M. Saadat Noury

Dear Anglophile

by M. Saadat Noury on

Thank you for your kind comment. The movie with the title of Hossein Kord Shabestary was produced by Esmail Kushan in Iran in 1966

قصه ی حسین کرد شبستری : روایت سینمایی قصهٔ حسین کرد شبستری با نام حسین کرد توسط اسماعیل کوشان در سال ۱۳۴۵ خورشیدی ساخته شد. بازیگران این فیلم : ایلوش، تقی ظهوری، سهیلا، ناصر ملک مطیعی، منوچهر نوذری، حمیده خیرآبادی، گوگوش، غلامحسین بهمنیار، صابر آتشین، پریا، منوچهر وثوق، حسین محسنی، ماشین‌چیان، عبدی


Thank you Dr Nouri

by anglophile on

Very informative blog despite its bervity. Just wondered if there was ever a movie with the title: Hossein Kord Shabestary or am I confusing it with something else?