16 AZAR
Photo essay: Tehran University protest on "Students Day"
by Zohre SadryNejad
>>>
PAHLAVI
آرزو می کنم که آقای رضا پهلوی عصای دستی کهنۀ پدرانش را فراموش کند
آقای رضا پهلوی در مسيری خاصی که فکر می کنم به نفع همۀ ماست حرکت می کند و ما نيز متقابلاً وظيفۀ داريم که اگر ذره ای به آيندۀ وطن خود علاقه مندم، بجای بی اعتنائی عملی به سخنان ايشان، به آنها گوش فرا داريم، چند و چون آنها را بسنجيم، از آنها انتقاد کنيم و نظرات متقابل خود را در برابر ديد همگان در ميان نهيم، تا شايد چاله چوله ها پر شود، اپوزيسيون جمهوری اسلامی بتواند، در زير سقف توافقاتی حداقلی و مشروط، تا انحلال حکومت اسلامی و برگزاری رفراندوم، گرد هم آيد و «تشکيلات رهبری» را به همت آقای رضا پهلوی ايجاد کرده و از «سرمايۀ سياسی» ـ يا بزعم من، ملی ـ ايشان استفاده کند. اما، اين تصوير، با همۀ هيجان انگيزی، چند نقطۀ ضعف ابطال گر دارد و، از نظر من، اين نقاط ضعف هم به خود ايشان و هم به طرفداران شان مربوط شده و فضائی را بوجود می آورد که در آن «غير سلطنت طلب ها» آچمز و خلع سلاح شده و رغبت شان به اشتراک در اين طرح از بين می برد.
>>>
FATHER
From the onset of my journey to this country, I had to work hard because I knew that was the only way for me to support myself and to continue my education. I had to do odd jobs ranging from janitorial, car hopping, dishwashing, truck driving, and pizza delivering to support myself and my education. I did them all. Did I like them? No. I hated them, but I didn’t have much choices. I did not let the feeling of despair to overwhelm me. I considered those odd jobs as the temporary sources of income I needed to support my long-term goal which was to have a good education. Surviving might be easy; succeeding is not. I managed to climb my way up inch by inch through perseverance and hard work. This is not to claim that I am a very successful person. Given the circumstances, I think I have done well
>>>
PIONEER
نخستين زن وکيل مجلس، نخستين زن وزير و مبارز راستين راه آزادي و تساوي حقوق زنان
by Elahe Boghrat
روز پنجشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۵۹ روزنامه کيهان نوشت: "ساعت يک و نيم بامداد امروز فرخرو پارساي تيرباران شد". مردهشويها از شستن جسد وي خودداري کردند زيرا وي به نام "مفسد فيالارض" اعدام شده بود. زنان خانواده بودند که پيکر وي را شستند و ديدند که سه تير به زير سينهاش اصابت کرده و از پشت بدنش خارج شده است. اين سرنوشت زني بود که در خانه مادري چون فخرآفاق پاراسي ناشر مجله "جهان زنان" و پدري چون فرخدين پارساي از روزنامهنگاران بنام زمانه خود پرورش يافته بود. پدر و مادري که تلخي توقيف و تبعيد را در کشاکش تناقضات دوراني که ايران راهي نوين را در پيش گرفته بود، چشيده بودند. مادر از پيشتازان مبارزه براي حقوق زنان و از ياران صديقه دولتآبادي بود و پدر در شمار کساني که زبان خود را نگاه نميتوانستند داشت.
>>>
برای درگذشت احمد آقالو ،هنرمند تاتر وسینما ایران که به تازگی درگذشت. یک کتاب کهنه پوستی بود که رویشرا شن پوشانده بود و صدای باد می آمد . باد شنها را می برد و جلد کتاب معلوم می شد" افسانه سلطان و شبان" و....
>>>