کجاست؟ خورشید عالمتاب


Share/Save/Bookmark

M. Saadat Noury
by M. Saadat Noury
21-Jul-2012
 

 

 

دنیای ما، دنیای گلسرخ  بود و عطر شکوفه ها
چشم انداز نسترن و بنفشه بود و اقاقیا
رایحه ی خوش زنانه بود: رایحه ی بهشت_ رویاها
رقص_ نرم_ ماهی بود در یک تنگ_ بلور
و آن تنگ_ بلور ، مظهر_ تمام_ دنیا بود

دنیای ما، ترانه بود و موسیقی و ساز  و آواز
بال های گشوده بود بر آهنگ_ پرواز
دنیای ما، انصاف بود و مروت
باور به فضیلت بود و به امانت

اما، چه وحشتناک دنیایی شد این دنیا
همه ، شیون است و مصیبت و نا فرجامی
زلزله، پشت زلزله است و سیل و سونامی
روز و شب، کشتار مردمان است در شمال_آفریقا
نابودی و اعدام است در خاورمیانه
این قتل_ انسانیت است

بمب و ترور است در بازارهای تورنتو
جایی که هر یک از ما، می توانست در آنجا
با دوستان و یا با خانواده، در حال_ قدم زدن باشد
این قتل_ گرد همایی و با یکدیگر بودن است

رگبار_مسلسل است در تماشاخانه ای در کلرادو
جایی که هر یک از ما، می توانست در آنجا
در حال_ تماشای یک صحنه باشد
این قتل_ فرهنگ و هنر است

چه وحشتناک دنیایی شد این دنیا
در دام_ بس ناکسان و نا بکاران
گرفتار_ ظلمت و تاریکی و چه بی شماران
کجاست خورشید عالمتاب ؟

دکتر منوچهر سعا دت نوری

شنبه ٣۱ تير ۱٣۹۱ -  مونترال

مجموعه‌ ی گٔل غنچه‌های پندار

About this blog

xxxxxxxxxxxx


Share/Save/Bookmark

more from M. Saadat Noury
 
M. Saadat Noury

بام آبی، جام عالمتاب را گم کرده ام

M. Saadat Noury


Dear Divaneh & Dear FN  Thank you for your supportive comment and for the link to the song respectively. Please accept this in return

رگ گشودند از سیاوش، آسمان شد تشت خون
بام آبی، جام عالمتاب را گم کرده ام

آسمان های شبم چتری برای عشق نیست
ماه را گم کرده ام، مهتاب را گم کرده ام

پیرایه یغمایی

http://akhbar-rooz.com/printfriendly.jsp?essayId=30364


Friendly Notes

حالا که دست دیگری بر هم زده دنیای ما

Friendly Notes


 

 هایده، خداحافظ

حالا که دست دیگری بر هم زده دنیای ما حالا که بر هم می خورد آرامش فردای ما خدا حافظ خدا حافظ

http://www.youtube.com/watch?v=qW0XJOwceGI

 

 


divaneh

بسیار زیبا

divaneh


استاد جان حرف دل ما را زدی. این دنیا پر از شیاطین شده و دست بدی هر زمان درازتر و نیکی هر زمان کمیاب تر.

از دل بر آمد و به دل نشست.


Friendly Notes

شعری در جواب متمم اول

Friendly Notes


 

که نوشته بود : شاید که دوباره بردمد آفتاب ز شرق

نه حسرت وصالش از دل به در توان کرد
نه صبر در فراقش زین بیشتر توان کرد
گر سر زند ز مشرق آن آفتاب خوبی
هر ذره را فروغی چندین قمر توان کرد
فروغی بسطامی

PS: This was in response to the comment made by First Amendment


M. Saadat Noury

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد

M. Saadat Noury


Dear FN  Thank you for the list; please accept this in return

 به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد  http://www.jasjoo.com/books/new-poems/foroogh_farokhzad/11/262


Friendly Notes

List of Colorado Shootings

by Friendly Notes on


M. Saadat Noury

Dear Friendly Notes

by M. Saadat Noury on

Thank you for the link; please accept this in return

2012 Aurora shooting http://en.wikipedia.org/wiki/2012_Aurora_shooting


M. Saadat Noury

Dear Friendly Notes

by M. Saadat Noury on

Thank you for your note and for your informative link; please accept this in return

آسمان، چون جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من، نمی پاشد ز هم دنیا چرا ...: شهریار


M. Saadat Noury

Dear First Amendment

by M. Saadat Noury on

Thank you for your supportive comment and for your informative link on one of the victoms; please accept this in return 

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی
 
کاهش جان تو من دارم و من می دانم
که تو از دوری خورشید چه ها می بینی...: شهریار


Friendly Notes

Extremely saddened by the Colorado Shooting

by Friendly Notes on

I Actually heard about the shooting early this morning, and was just so sad. At first I thought I’d Post about it on “The Dark Globe”, but then I just felt so sad about it, I just thought I’d wait and see how I felt about it later in the day. So here I am at 1:21am, I suspect I might be sleeping now, save the extreme temperatures and humidity we’re having…And I came across a Tweet from someone that I Follow, and Respect on Twitter… Edward Norton.
http://thedarkglobe.wordpress.com/2012/07/21/extremely-sadened-by-the-colorado-shooting/


First Amendment

...

by First Amendment on

 

 

 

چی‌ خدمتت عرض کنم، استاد؟.....خورشید پیش ما بود.....تا رسید به بلندای
نیمروز....هرچه سعی‌ کردیم پیش خودمون نگهش داریم نشد که نشد......گول
نااهلان باختر رو خورد و رفت پیش اونا.....که در تنگنای افقشون زنده‌بگورش
کردن......خدا رو چه دیده‌ای؟ شاید که دوباره بردمد آفتاب ز شرق....

حالا
منظور از مزاحمت: اولا که مانند همیشه زیبا سروده‌اید و پر معنا....ثانیا
چون ساکن کانادا تشریف دارید خدمتتان ماجرایی عرض کنم از قضای روزگار: یکی‌
از قربانیان معصوم این وحشیگری جنایتبار غربی، خانمی  بوده که
همین چند وقت پیشتر‌ها از یک صحنه تیراندازی در تورنتو جان سالم به در برده
بود
...آخه شما ببین این دنیای تفو را......