Author

All Posts

Open,

نیمکت

نیمکت پناه خستگی در عمق تنهائی شب امیدی برای بوسه تبدارخورشید که نمیرسد روی این لب شهر میخروشد از تلاطم وجدانش خواب و رویا روی... Comment
Open,

پیشواز شب

آخرین روشنائی به پیشواز شب میرود بوی یاس میرقصد در نسیم ترانه غروب میخراشد بنیادم هوائی مطبوع مثل خوشبختی به پیشواز شب میرود   از... Comment
Open,

خفقان

هوا آتش گرفته زیر خورشید دل خفقان گرفته از درد تحقیر زمین گناه کار است که داد نمیزند نفس نمیکشد فرار نمیکند خفقان را آهسته... Comment
Open,

گرما

گرما پا ميكوبد بر زمين خشم بي صدايش خاموش كرده هياهوی شهر مرگ قدم ميزند از كوجه به خيايان ديگرديوارها تاب حمايت از سايه را... Comment
Open,

غروب عشق

نامه به آتش میکشد رویای سر بسته پهنای دشت             بسترافق که در خمیازه خورشید شده  کمرنگ   خسته  ناله میکشد بی درنگ برای یک بوسه... Comment
Open,

فصل دیگر

فصل دیگر در انتظاری بی صراحت نمی آید                 نمی خواهد فصلی دیگر از ماورای نا باوریها زمستان است یا بهاری خشک میبلعد مرا این سایه... Comment
Open,

مرز

سالها تردید در آغوش تحقیر با سکوت مرگ جاده درغبار خاک انتظار تصمیم کشامشی بی درنگ با آخرین درد نبرد با دشمنی بی نام و... Comment
More posts
Meet your Persian Love Today!
>