STORY

سرزمین مردم نیک (قسمت آخر)

افسانه را از واقعیت رنگ خواهم زد

10-Aug-2010 (14 comments)
خورشید بر بام آسمان جای گرفته بود. زنی در سایه درختی نشسته گریه می کرد. مرد از تاَثر به هم آمد. سوی زن رفت و نشست: گریه ات از چیست زن؟ این مویۀ غمناک آواز کدامین غم درون قلب تنگ یک زن تنهاست. زن چشمهای به اشک نشسته اش را به مرد دوخت: اگر شوی من بود این چنین غم را به قلب من نمی افکند. دیروز گاو را هم فروخت و به شهر رفت. عیاش مردی است>>>

STORY

برده (2)

آه این سگها... روم را همین ها تباه کردند و حالا نوبت ایران است

10-Aug-2010
ژولیو در بخش بیرونی ایوان کاخ جاماسپ منتظر ایستاده بود تا شاهزاده او را به حضور بپذیرد. با آنکه سراپا خیس بود اما احساس سرما نمی کرد. بجز صدای بارش باران صدایی به گوش نمی رسید. ژولیو در آن فضای خلوت و آرام به ریزش باران و برخورد قطرات آب با زمین خیره شده و در افکار خود شناور بود که ناگهان آذرخشی سهمگین اندیشه هایش را از هم گسست. متعاقب آن چند آذرخش دیگر هم آسمان را که با ابرهای سیاه پوشیده شده بود روشن ساختند>>>

ALTERNATIVE

به همین خیال باش

خط سومی لازم است که اساسا جمهوری اسلامی نباشد

08-Aug-2010 (3 comments)
نهضتی که به بهانه اعتراض به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری، دوباره علم اصلاح طلبی را بالا برده است، با اتکا به برخی عناصر شناخته شده ی درون نظام که از خانه نشینی خسته شده اند و مزه قدرت و نفوذ هنوز زیر دندانشان است، قصد دارد دوباره نظام را به اصلاحات تشویق کند. اگر می شد در یک نوشته ی جدی بگویم "یک قران بده آش، به همین خیال باش،" حتما می گفتم>>>

MASSACRE

کشتار ۶۷

جنایتی که هنوز قربانی می‌گیرد

08-Aug-2010 (2 comments)
رژیم روی افرادی که سابقه نزدیکی با مجاهدین در دهه ۶۰ را داشته‌اند حساسیت بیشتری نشان داده، تا آن‌جا که تعدادی از آنان را به مرگ محکوم کرده و زمزمه اعدام آنان را به راه انداخته است. به این ترتیب، رژیم گویی که از ریختن خون هزاران مجاهد در سال ۶۷ سیر نشده است و اکنون به دنبال آن است که هر مجاهد دیگری را که در آن سال از زیر تیغ جلادان جان سالم به در برده به قتلگاه بفرستد. از دید حاکمان، گویی که قتل عام سال ۶۷ هنوز پایان نیافته است و این جنایت هنوز ادامه دارد>>>

STORY

برده (1)

شاید در تمام سرزمین پارس هیچ برده ای به اندازه ی او از آزادی برخوردار نبود

05-Aug-2010
آسمان آبی و روشن بود. حتی تکه ای ابر هم آن بالا دیده نمی شد. چنین روزهایی در زمستان کمیاب بودند. روزهایی که می شد زیر آفتاب روی زمین داراز کشید و پرواز پرندگان را تماشا کرد. پنج سال پیش بود که امپراطور یولیانوس تصمیم گرفت اسکندری دیگر شود و دوباره تاریخ را دگرگون کند. اما فراموش کرده بود پیش از او بسیاری دیگر هم برای این کار از جا جنبیده ولی موفق به پیمودن نیمی از راه آن مقدونی بزرگ هم نشده بودند.>>>

POETRY

 به پیشواز صبح اشکی فرستاده ام
05-Aug-2010 (one comment)
نیامدی تا در کنار من باشی
تا نگاه در نگاهت سفر دهم
سر بر شانه های مطیعت بگذارم
در پناهگاه آغوشت خود را گرم کنم
نیامدی تا حضورت انتهایی باشد بر این شب بی پایان >>>

IDEAS

راههای طی شده (5)

طلایه داران تفاهم و گفتگوی بین ادیان

04-Aug-2010 (2 comments)
منازعه میان مذاهب چیزی جز جدال تیره چشمان در آب روشن نمی تواند بوددر منظر مولوی، جلوه حقیقت ماورائی در آینه های متکثر فرهنگی و تاریخی نه امری استثنائی و اتفاقی بلکه پدیداری مقدر و لازمه آفرینش است. همچنانکه آگاهی و گذر از این محدودیت دیدگاهی نیز لازمه تکوین جهان و انسان است. متدینین ادیان گوناگون مانند نقاطی در پیرامون یک دایره اند که همه به یک مرکز واحد متوجه اند ولی هریک از زاویه خویش آنرا می بیند>>>

POETRY

آنتی‌فمینیسم
04-Aug-2010 (one comment)
کی گفته تحمل درد زایمان
 دشوار است؟
من خودم تا به حال
چند شکم مادر زاییده‌ام! >>>

STORY

خورشیدگرفتگی

مهم این بود که مشخصات قوم جدیدی که قرار است حاکم شوند چیست؟

02-Aug-2010 (one comment)
تحقیقات دریانی نشان میداد که تنها چند ماه قبل از ترور ناصرالدین شاه، در 28 فوریه سال 1896 کسوفی کلی روی داده بود و منجمان به شاه اخطار کرده بودند که روزهای خوشی در انتظارش نیست. در دوم ماه می همان سال ناصرالدین شاه در شاه عبدالعظیم ترور شد و پیشبینی منجمان به حقیقت پیوست. عمده مشغولیت ذهنی دریانی این بود که بعد از کسوف تابستان ، چه قومی به حکومت خواهند رسید و چه کار ها خواهند کرد>>>

US & THEM

پیکار ما، و جنگ آنها

آنقدر هم بی‌اطلاع نیستیم که ندانیم سیاست بشردوستانه با سیاست جنگ‌طلبانه تفاوت دارد

31-Jul-2010 (one comment)
واقعیت آن است که ما (چه سبز و چه غیرسبز) نه بیشتر از دیگران متوهم هستیم، نه خرافاتی‌تر و نه جاهل. واقعیت آن است که ما به درستی دریافته‌ایم که پیکار ما و جنگ آنها دو چیز متفاوت است. و این، حتی اگر گاه و بیگاه مسیر پیکار ما برای آزادی و دموکراسی در ایران در نقاطی با نقشه راه دعوایی که غرب با جمهوری اسلامی بر سر غنی‌سازی اورانیوم دارد تلاقی کند>>>

POETRY

این کافه چه می خواهد
31-Jul-2010 (2 comments)
این کافه به دستان من رشک می ورزد
غذای سوخته می دهد
آبجوی خوبی ندارد
صندلی هایش مرا لق می کنند
خرده های شکر روی میزهایش
تراشیده از مجسمه قهرمانی است ناکام >>>

SHAH

کارنامه محمد رضا  سوادکوهی

فراخوانی برای نگاه بیطرفانه تاریخی به زندگی آخرین شاه ایران

29-Jul-2010 (26 comments)
اگر رضا شاه به سلطنت نمی رسید و نام خانوادگی پهلوی را اختیار نمی کرد شهرتش احتمالاً سواد کوهی می بود و پسرش نیز محمد رضا سوادکوهی خوانده می شد. و شاید استفاده از این ترفند زبانی سرپناه مناسبی برای گریز از کولاک حب و بغضی باشد که هنوز نام و کارنامه شاه را دنبال می کند و امکان داوری محققانه در باره او را از ما می گیرد. تقارن حکومت آخرین سلسله پادشاهی در ایران با عصر ایدئولوژی نیز به دشواری کار می افزاید>>>

BROTHERS

به یاد سه برادر

تنها سه تن از هزاران نفری که در چنبره خشونت گرفتار شدند

29-Jul-2010 (10 comments)
من در دهه اول پس از انقلاب، سه برادر را در مصاف مجاهدین با جمهوری اسلامی از دست داده‌ام، ولی کمتر در باره آن‌ها سخن گفته‌ام. این روزها، اما، دو نوشته مرا به یاد آنان انداخت. یکی درج متن «وصیتنامه» منسوب به برادر کوچکم محمد در رجا نیوز بود که به نقل از کتاب «قدرت، و دیگر هیچ» نوشته خواهرم طاهره در آن جا آمده است. و دیگری، یادداشت آقای هاشمی رفسنجانی به مناسبت سالگرد عملیات فروغ جاویدان/مرصاد در سال ۱۳۶۷ بود که بیش از هزار کشته از مجاهدین بر جای گذاشت>>>

STORY

سرزمین مردم نیک (2)

سرت را بکوب به سنگی و آن دنیا را جستجو کن

27-Jul-2010 (8 comments)
شب به پایان می رسد. سپیده دم و دروازۀ شهری. مرد به شهر در آمد و تماشا گرفت. کوچه و بازار لخت و خالی و خاموش. از روبرو یک رهگذر سر را خراب از باده بسیار نوشیده نجوا کنان آهنگ بی رنگی قدم می زد. مرد گوش فرا داد. هر باده ای با بوسه ای، هر بوسه ای با باده ای. و چه زیر خندی بر لبهای مست نشسته بود. مرد راه خود گرفت؛ او چه می داند از آن ارزشهای زیبای زندگی>>>

POETRY

اندر نوجوانی تا انقلاب
27-Jul-2010
به تهران رسیــــــــــدند با خان و مان
بدیدنــــــــد آزاد شهـــــــری کـلان

یکی شاه باشد در آنجـــــــــــا به تخت
یکی همچـــو جمشیدِ کِی، نیکبخت

همه مردمــــــــــــان از پی روزی اند
همه دوستــــــــداران بهـروزی اند >>>

FACEBOOK