Blog

پَرسه

در خلوت کوچه‌های یاد تو پرسه میزنم به  شوق گم شدن در  کوچه باغی‌ که بی‌ درنگ عطر  بینظیر موی تو را میداد    افسوس 

Read More »

سنگ شدم

اولین بار که کفر گفتم و در نتیجه توسط خدا سنگ شدم، حدود ۵ ماه پیش بود. داشتم یک فیلم مستند نگاه می‌کردم که توش

Read More »

ملوک خانم (قسمت دوم)

دنباله قسمت اول  حاج رحمون از پشت پنجره میدید که چطور جواد آقا و یدالّه، دور و بر ملوک خانم موس موس  می‌کنن و سعی‌

Read More »

ملوک خانوم

هر گونه تشابه اسمی با کاراکترهای واقعی‌ تصادفی‌ است!!!  **** ملوک خانوم (در واقع ملوک السلطنه)، در چوبی کلون دار رو، روی پاشنه هل داد

Read More »

سگ نقاشی من

سگی‌ که در نقاشی من حرکت می‌کند، گرسنه اش هست. ۵ روز است که دارد در این نقاشی لعنتی سگدو میزند و زبانش له له کنان از

Read More »

سپید رود

    کاش بشود تو را چون نَفَسی فرو دهم اگر بازدم بر نیاید چه باک؟ من کبودِ تواَم!   تو زُل زده‌ای به گلهای

Read More »

عاشقانه فروخورده

پسره : سلام……… …   (کمی‌  به من وقت بده        تا خودمو پیدا کنم    امروزو  با یاد چشات        

Read More »

هَرَس مِنت

مرد، دو دستانش را به دور تنه درخت حلقه زده بود. تنه درخت آنقدر قطور بود که دستانش به هم نمی‌رسید. صورتش را از نیمرخ بر

Read More »

بیصدایی

در شبی‌ که آبستن خوابهای بدیست سرشارم از تنهایی خویش پربارم از قفسی که به دور خود تنیده ام و قلمم خاکستریست روانم از این

Read More »

موجودی از مقابلمان گذشت

ما در روزی که از طوفان شب گذشته دوران نقاهت خود را میگذراند، درروی نیمکت پارک در محاصره بوته‌های تمشک نشسته بودیم. از لابلای شاخ

Read More »

وانگهی

وقت بر آمدن است از سیاهچاله… وقت برداشتن کوله بار است و سنگفرش خیس را بوسه‌ دادن. درین بهارخاکستری هیچ چیز شاعرانه تر از پرواز

Read More »

تخته سنگ

در بالای یکی‌ از بلندیهای مشرف به دشت، روی یک تکه سنگ عظیم الجثه رو به آفتاب دراز کشیده بود. تخته سنگ به شکل یک

Read More »

چیزی نیست!…

سر در جَیب فرو برده  کولی وار- زیر باران قدم میزنم  و در کار دو چیز مانده ام؛ اول این جهان پیچ در پیچ  که

Read More »

حروف اختصاری فارسی

حروف اختصاری در نوشتار‌های روزانه کاربرد فراوان دارند. در زبان انگلیسی‌  و بخصوص در متن‌ها و کامنتهای اینترنتی، این حروف اختصار  جای خود را به

Read More »

A >>>Message

I came home late night. Tired> noticing a message on the phone’s answering machine> It’d been long that I hadn’t a message on my>>Phone. So,

Read More »

نزدیکای سال بعد

درد یه عمر زندگی‌، تو مغزم زوزه می‌کشید، اینجوری: اوووووو…. ولی‌این درد رو دوست داشتم، هرچی‌ نکنی‌ زندگیم بود. زیر پتو بودم. تاریک تاریک. چشمام

Read More »

سَرِت رو بالا بگیر

سَرِت رو بالا بگیر نذار بیُفتی از پا راهی‌ که پیش روته راهیه بی‌ انتها اگرچه بی‌ انتهاست مقصد اون مهم نیست مهم، خود رفتنه

Read More »

تقدیم به….

تقدیم به ” وی”: تنم پذیرائ زخمه‌های دشنه تو سلاح کشتار جمعی است کرشمهٔ تو زلال چشم تو میخوانَدَم به غرقابی دو صد تشنه فتاده

Read More »

خواب مشتعل متقارن

……….ازخواب برمیخیزم به بامداد سلامی می‌کنم چون همیشه و دست و رویی میشویم می‌‌افشانم بنزین را بر سر تا پای خویش خود را همچون زنان

Read More »

سه تا شعر

۱ بود آنجا همه دیدندش بود آنجا همه دیدندش بر کف زمین ناهنجار ناهموار و مرغان گرسنه می پروازیدند گرد سرش شحنه بانگ بر آورد

Read More »

جنبش عجیب نویسی

سالن آمفی تئاتر کم نور کم نور کم نور بود. انگار در سالن به این بزرگی‌، فقط یک شمع روشن کرده بودند. بااینهمه دو چیز

Read More »

بیگ بَنگ

میگویند جهان و همهٔ هستی‌ با یک انفجار بزرگ آغاز شد …و من میگویم همه هستی‌ با یک انفجار کوچک پایان گرفت اگر که ستار

Read More »