AIRPORT
UK immigration officials harass IranAir passengers
A few weeks ago I returned from close to four months of fieldwork in Iran conducting research for my doctoral thesis. However, I and the 460 other IranAir passengers were caught off guard by an unwelcome greeting from UK immigration officers. As we set foot off the airplane, our passports were checked, an experience I have never had flying in from other countries. Having just spent hours in Imam Khomeini airport, I was witness to the thorough and professional examination of passports and Visas; thus, I could not understand the logic behind this act except harassment of those who decide to fly with IranAir.
>>>
9/11
ساعتها طول کشيد تا عظمت فاجعه را درک کنم و ساعتها طول کشيد تا باور کنم که در آن سه شنبه ي شوم بيش از چند هزار نفر کشته شده اند!
آن روز، از زماني که با صداي زنگ ساعت چشم از خواب گشودم لرزه اي به جانم افتاد. بايد سريع حاضر ميشدم و چشم به راه تعميرکارِ شوفاژ ميماندم، گفته بودند براي تعميرِ دستگاه در طول روزِ ۱۱ سپتامبر سر ميزنند ولی ساعتش را مشخص نکرده بودند. سرتاسر روز در خانه ماندن و انتظار! دلهره اي غريب داشتم. دلهره ميراثي! دلشوره مزمن! يا به قولِ خاله ام: «دِلَه هولَه» دو سه روز بود که زير پلکم ميپريد و دستانم بي جان بود. گمان بردم که از سر خستگي است و بهتر است حداقل امروز را خانه بمانم و استراحت کنم. در خانه ماندن و انتظار صداي زنگِ در؟ هميشه حسِ وقوعِ حادثه اي شوم مضطربم ميکرد. پيش ترها به يادم مي آمد که هر بار پيش از هر حادثه شومي در خانواده، گرفتارِ اين دلشوره بي مورد ميشدم و از پيش آمدي ناشناس ميترسيدم و بي دليل کلافه بودم. حس ششم نبود؟
>>>
CONFESSION
Would I express my pride at being a Muslim who is willing to defend the civil rights of the Bahais?
by Reza Fani-Yazdi
The latest effort of Ayatollah Montazeri in defending the civil rights of the Bahais is yet more evidence of his historic bravery. The significance of his remarkable defense of the Bahai community and the civil rights of the Bahais is underscored even more when, even after his declaration, we still find only a handful of religious intellectuals who concur in supporting the civil rights of the Bahais. And the one or two who have found the courage to speak in support of the civil rights of the Bahai community have gained this courage after the brave pronouncement of Ayatollah Montazeri, as otherwise, most likely they would have continued with their deafening silence on this vital issue
>>>
DISCRIMINATION
The Bahais and higher education in Iran
by Ahmad Batebi
From the first hours of 27 July 2008, the results of the nationwide university entrance examination were available on the official website of the National Organization for Educational Assessment. However, after entering their personal data on the registration website, most of the Bahai applicants were confronted with the strange system response, “incomplete file”. At present there are no exact statistics on how many Bahai applicants have been rejected on the base of “incomplete file”; in light of the imprisonment of the leaders of the Bahai community in Iran, perhaps such statistics will never become available through official means
>>>
KOSHTAR
هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروهها و فعالان سیاسی!
هیئت اصلی اعدام در تهران به حکم خمینی تشکیل شده بود و نفرهای اصلی و تصمیمگیرندهی آن در زندانهای اوین و گوهردشت مشترک بودند. اعضای هیئت اعدام در گوهردشت، تشکیل یافته از این افراد بود: ۱- حسینعلی نیری ۲- مرتضی اشراقی ۳- مصطفی پورمحمدی یا نمایندهی وزارت اطلاعات ۴- ابراهیم رئیسی ۵- اسماعیل شوشتری ۶- محمد مقیسهای (ناصریان) ۷- داوود لشکری ۸- حمید نوری (عباسی). گاه در این هیئت علی مبشری جای حسینعلی نیری را در سمت قاضی شرع میگرفت. گفته میشد رامندی یکی از حکام شرع اوین نیز در بعضی از دادگاه شرکت کرده بود. دو نفر آخر بیشتر حکم شاکی و شاهد را داشتند و کارشان تلاش برای گرفتن حکم اعدام زندانی از اعضای این هیئت بود. کسانی که حق رأی داشتند و مستقیماً دربارهی اعدام و یا برخورد بیشتر با زندانی نظر میدادند، بنا به حکم خمینی عبارت بودند از: نیری، اشراقی و نمایندهی وزارت اطلاعات.
>>>
EVIN
نامه اي از درون زندان اوين
مدير سايت خبري پويا نيوز ابوالفضل جهاندار، عضو سابق انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي و عضو شوراي عمومي دفتر تحکيم وحدت در دومين سالگرد زنداني شدنش، در نامه اي از درون زندان اوين که آن جا را "ميعادگاه عاشقان ايران زمين" خوانده نوشته است: "نه سلطان شکرم نه سلطان آهن و سيمان، نه اسکله قاچاق داشتم، نه گوشت آلوده وارد کردم، نه رشوه دادم، نه اختلاس کردم، نه قاچاقچي کالا و ارز، نه توي خانه ام اسناد طبقه بندي شده و محرمانه داشتم، نه جوانهاي مملکت را آلوده به چيزي کردم."
وي ادعا کرده که اگر اتهامش هر کدام از اين ها بود با وي "خيلي بهتر برخورد ميشد" و اضافه کرده "شايد به جرم نفرت از اسارت و استبداد بايد اين وضعيت را تحمل کنم، شايد به
>>>
NOT FUNNY
حکایت خبر بهایی شدن هادی خرسندی و جان شیرین و جان مهناز و بقیه
در گویا نیوز خبری دیدم مبنی بر بهایی بودن هادی خرسندی، کلیک کردم و سر از اصغرآقا در آوردم. رفتن به اصغرآقا آسان است ولی بیرون آمدن از سایت خرسندی، که همواره با خرسندی همراه است، مکافات دارد. سخت است از آن همه مطالب دلچسب و طبع روان و قلم شیرین و بانمک دل بکنی! به هر حال، شایعه برای ایرانی جماعت صنار خرج برنمی دارد. هر کسی بنابه نحوه ی تفکر خود، به دیگری تهمت می زند و در سایت اینترنتی و یا در روزنامه و یا مجله ای منتشر می کند و قانون هم در آن کشور گل و بلبل، فقط جیب وکلا را پر می کند و لطیفه ایست که دیگر ما را نمی خنداند.
>>>
LETTERS
می خواهم بگویم که زیبایی های زندگی هیچگاه فراموش شدنی نیست
وصیت نامه ها و نامه ها یی که می خوانید بخشی از اسناد جنایات حکومت اسلامی اند , این وصیت نامه ها و نامه ها,که در آستانه ی اعدام قربانیان نوشته شده اند, نیازی به تفسیر و تحلیل ندارند ,گلواژه هایی هستند که خود به روشنی سخن می گویند و هر کدام عطر خویش می افشانند, سخن و عطر شور زندگی و عشق به آزادی و آزاده بودن تا حد جان دادن در ره این عشق. می توان با نظرات سیاسی و عقیدتی این قربانیان مخالف بود اما نمی توان و نمی باید بر این همه شور وعشق چشم بست و به آنان که داس تاراج شور و شادی وعشق در دست داشته و دارند رخصت داد به تاراج گل هایمان ادامه دهند, و یا تاراجگری های ضدانسانی شان به فراموشی سپرده شود.
>>>
VIEW
Discrimination against Baha’is has been so intense that human rights activists have also come to accept it
by Ali Keshtgar
The criminal scheme of Baha’i-killing, of which the Hojjatieh Society was the standard-bearer and promulgator before the [1979] revolution – a scheme whose promoters came to power with the emergence of the Islamic Republic – is at its foundation a felonious concept intended to bring about religious cleansing through the murder of all Baha’is. If there had been no barriers to this planned genocide, such as international laws or global reaction, then no doubt by now the leaders of the Islamic Republic would have fully implemented their atrocious scheme.
>>>
HUMANITY
Photo essay: UNESCO exhibit in Paris
by
Orang Gholikhani >>>
KHOMEINI
"این بذر ها به خاک نمی ماند"
رابطه ی فقیه و خون, و مفتی و جنون در تاریخ میهنمان مثال های خوبی برای توضیح وتبیین " تداعی مشابهت" اند. این امر نه تصادفی, و نه از دین ستیزی و اسلام ستیزی ست , ملتی واقعیت های دردناک و هراسناک رابارها دیده و تجربه کرده است, وچنین دیدن ها و تجربه ها یی تشابه ای در ذهنیت تاریخی و فردی اش حک کرده است, که ماندگار به نظر می رسد. بی تردید شماری از فقیهان بودند , و هستند که تاب تحمل دگراندیشی را داشته و دارند, که اینان انگشت شمارند. اما اکثریت فقها و مفتی یان خونریز و دارای افکار و کرداری جنون آمیز بوده , و هستند . کافیست تاریخ مان را ورق بزنیم تا با نمونه های فراوانی از این موجودات,که به چندنمونه از آن ها اشاره می کنم, مواجه شوید .
>>>
EBADI
خانم شیرین عبادی در تعارض با جنبش جهانی صلح
"شورای ملی صلح" و در راس آن شیرین عبادی به این تحلیل کودکانه متوسل میشود که اگر دولت ایران لحن خشن و تند را کنار بگذارد و در مقابل پرخاشگری جنایتکاران صهیونیستی و امپریالیستی کوتاه بیاید و به عبارت دیگر مانند یک کودک مودب عمل کند ، خطر حمله به ایران کاهش می یابد . ایشان فراموش کرده اند کهآمریکا برای حمله به ایران احتیاج به هیچ بهانه ندارد همانطور که بدون بهانه به عراق و افغانستان حمله کرد و در ضمن همان " قوانین بین المللی! " که خودش در تصویب آن نقش داشته را به راحتی زیرپا گذاشت . شیرین عبادی و" شورای ملی صلح!" با کم بها دادن به جنگ روانی ،اقدامات تخریبی و تجاوزکارانه دولت آمریکا ومتحدانش ، مقاومت قهرمانانه مردم ایران و منطقه را عامل تعیین کننده در شروع جنگ جلوه میدهند.
>>>
HELL
قصدم نه درافتادن با دین بلکه ریشهیابیِ "اختناقِ مُقدّس" و نقاب برداشتن از چهرهی جنایتکاران است
من در دههی ۶۰ خورشیدی، دهسال در زندانهای اوین، قزلحصار و گوهردشت به سر بردم و نه تنها خود مورد شکنجههای سیستماتیک قرار گرفتم، بلکه از نزدیک شاهد اعمال آن بر دیگر زندانیان نیز بودم. علاوه بر تجربهی شخصی و ارتباط نزدیک با صدها زندانی سیاسی زن و مرد آزاد شده، از تجربهی پنج سالهی همسرم در زندانهای جمهوری اسلامی نیز برخوردار بودهام و تقریباً تمامی کتابهای انتشار یافته دربارهی زندانهای جمهوری اسلامی را خواندهام. در این تحقیق من با اتکا به پیشینهی مذهبی و شناخت نسبی دربارهی کارکرد مذهب و چگونگی عجین شدن آن در تاروپود فرهنگ مردم ایران، تلاش کردهام آنچه را که نظام جمهوری اسلامی ایران تحت نام اسلام، قرآن و مجازاتهای شرعی در زندان قزلحصار بر روی گروهی از زنان زندانی اعمال کرده، به قضاوت عموم بگذارم.
>>>
ACCOUNTABILITY
The 1988 prisoner massacre
by Kaveh Shahrooz
This summer, thousands of bereaved families will defy the Iranian government and gather at the mass graves in Tehran’s Khavaran cemetery to mark the twentieth anniversary of the 1988 massacre of Iranian political prisoners. If you have forgotten this grim anniversary, then you are not alone. In fact, you are not alone if you did not even know that such a massacre ever occurred. In scale and brutality, the 1988 massacre is unparalleled in contemporary Iranian history. It is the darkest irony of this very dark episode, that of all its human rights violations the Iranian government has been most successful at keeping the 1988 killings a secret from the international community and from many Iranians
>>>
BAHAIS
تصاویری از روز و روزگار بهائی ها در سرزمین مسلمین
تمام محله را به نام باغش می شناسند، محله باغ گل. عطر گلهای نرگس و یاس و محمدی ، تمام محله را در طول سال پرمی کند. این باغ همیشه ودر تمام سال گل دارد. در وسط باغ جوی آبی روان است و درختهایی که انگار سرسبزی در دل آنها جاودانه خانه کرده است. باغبانی که به نقد جوانی زنده گی باغ را ضمانت کرده و رشته های موی سپید را به نصیب برده است، نگهدار دائمی این باغ است. ظهر بعد از نماز جمعه، در محله باغ گل – شیشه های خلوت مردم با کلوخ و سنگ پاره های الله اکبرخرد و خاکشیر می شود. اهالی محل، برخی بهت زده ، تعدادی از سر تفنن ، برخی از سر تعصب ، در کوتاه زمانی از خانه هایشان بیرون می آیند. جماعتی پر از جوش و خروش، الله اکبر و مرگ بر بابی می گویند و به طرف باغ می روند.
>>>